ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۲۱ تا ۱٬۸۴۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
۱۸۲۱.

Development of a Structural Model of Quality of Life Based on Resilience with the Mediation of Perceived Stress in Women with Rheumatoid Arthritis(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: quality of life Resilience Perceived stress Rheumatoid Arthritis

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۰۷
Objective: Musculoskeletal diseases are among the most common and costly illnesses across all age groups and various communities, leading to disability, incapacity, early retirement, and job loss. The present study aimed to develop a structural model of quality of life based on resilience with the mediation of perceived stress in women with rheumatoid arthritis. Methods: The research method was descriptive-survey with a structural equation modeling design. The statistical population included women with rheumatoid arthritis in the city of Isfahan. The women with rheumatoid arthritis referred to medical centers in Isfahan had at least one year of disease history. Data were collected using the Varni-Kazisnki and Keller Quality of Life Questionnaire (1996), the Connor-Davidson Resilience Scale, Antonovsky’s Sense of Coherence Questionnaire (1993), Cohen, Kamarck, and Mermelstein’s Perceived Stress Questionnaire (1983), and the Gratz and Roemer Emotion Regulation Difficulty Scale (2004). Data were analyzed using structural equation modeling and Amos26 software. Findings: The results showed that the direct effect of resilience on the quality of life of patients with rheumatoid arthritis was significant (β = 0.25; P < 0.01). The indirect effect of resilience through the mediation of perceived stress on the quality of life of patients with rheumatoid arthritis was significant (β = 0.16; P < 0.01). Additionally, the total effect of resilience through the mediation of perceived stress on quality of life was significant (β = 0.41; P < 0.01). Conclusion: It can be concluded that the structural model of quality of life based on resilience with the mediation of perceived stress was well-fitted, and perceived stress played a mediating role in the relationship between quality of life and resilience in women with rheumatoid arthritis.
۱۸۲۲.

اثربخشی آموزش ذهن دلسوز بر تحمل پریشانی، جرئتمندی، خوددلسوزی و همدلی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحمل پریشانی جرئتمندی خوددلسوزی همدلی آموزش ذهن دلسوز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۷
این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش ذهن دلسوز بر تحمل پریشانی، جرئتمندی، خوددلسوزی و همدلی نوجوانان انجام شده است. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون به همراه مرحله پیگیری 45روزه با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل کلیه نوجوانان 16-18ساله شهر اصفهان در بازه زمانی بهار 1403 بود. برای انتخاب نمونه، ابتدا با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای، تعداد 40 نفر نوجوان انتخاب و به طور تصادفی در گروه گواه و آزمایش بیست نفر گمارده شدند. گروه آزمایش تحت آموزش ذهن دلسوز بر اساس پروتکل پرورش ذهن دلسوز آیرنز و بیوماونت  قرار گرفت. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تحمل پریشانی، پرسشنامه ابراز وجود، پرسشنامه خوددلسوزی فرم کوتاه و پرسشنامه همدلی کودکان و نوجوانان بودند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل واریانس استفاده شد. یافته ها حاکی از آن بود که آموزش ذهن دلسوز بر تحمل پریشانی، جرئتمندی، خوددلسوزی و همدلی نوجوانان تأثیر مثبت و معنادار داشته است و این تأثیر در مرحله پیگیری بعد از 45 روز همچنان پایدار بود. در نتیجه، ارتقا و پرورش ذهن دلسوز موجبات بهبود تحمل پریشانی، جرئتمندی، خوددلسوزی و همدلی و نیز مصون سازی نوجوانان در برابر آسیب های روان شناختی مانند اضطراب و افسردگی را فراهم می کند.    
۱۸۲۳.

تدوین مدل ساختاری پیش بینی شناخت اجتماعی براساس باورهای کاذب، ادراک شخصی و سوگیری انگیزشی با واسطه گری تئوری ذهن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شناخت اجتماعی باورهای کاذب ادراک شخصی سوگیری انگیزشی تئوری ذهن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۹
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر تدوین مدل ساختاری پیش بینی شناخت اجتماعی براساس باورهای کاذب، ادراک شخصی و سوگیری انگیزشی با واسطه گری تئوری ذهن بود. روش: روش پژوهش توصیفی، همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه1 شهر ایلام در سال تحصیلی 401-1400 بودند که از بین آن ها 380 نفر به صورت نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه شناخت اجتماعی نجاتی و همکاران (1397)، پرسشنامه تئوری ذهن بارون- کوهن و همکاران (2001)، پرسشنامه سوگیری انگیزشی پنتریج و همکاران (2002)، پرسشنامه ادراک شخصی شوستروم (1992) و پرسشنامه باورهای کاذب کاتلین و اپستاین (2003) بودند. پایایی و روایی پرسشنامه های مذکور از طریق تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم با نرم افزار لیزرل و مقدار CR و AVE مورد بررسی قرار گرفت و آزمون فرضیه های تحقیق براساس مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) در دو حالت تخمین استاندارد و اعداد معناداری انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد شاخص های برازش مدل پیش بینی در وضعیت مطلوبی قرار دارد. نتایج تحلیل معادلات ساختاری حاکی از معناداری ضرایب مسیر مستقیم بین متغیرهای باورهای کاذب، ادراک شخصی و سوگیری انگیزشی با شناخت اجتماعی در مدل نهایی بود. همچنین بین تئوری ذهن و شناخت اجتماعی اثر مستقیم، مثبت و معنی داری دارد. در نهایت باورهای کاذب، ادراک شخصی و سوگیری انگیزشی از طریق متغیر میانجی بر شناخت اجتماعی اثر غیرمستقیم و معنی داری دارد. نتیجه گیری: بنابراین به کارگیری راهکارهای کاهش باورهای کاذب، ادراک شخصی و سوگیری انگیزشی و افزایش تئوری ذهن می تواند به افزایش شناخت اجتماعی در افراد منجر شود.
۱۸۲۴.

اثربخشی فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش تنش فرزندپروری و پریشانی روانشناختی در مادران نظامی دارای کودک مبتلا به اختلال بیش فعالی-نقص توجه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی تنش فرزندپروری پریشانی روانشناختی اختلال بیش فعالی-نقص توجه مادران نظامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۹۰
هدف پژوهش حاضر اثربخشی فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش تنش فرزندپروری و پریشانی روانشناختی در مادران نظامی دارای کودک مبتلا به اختلال بیش فعالی-نقص توجه بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری در این پژوهش جامعه آماری کلیه مادران نظامی دارای کودک 7 تا 12 ساله مبتلاء به ADHD شهر تهران در سال 1402-1403 بودند. در مرحله اول با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر مادر انتخاب و سپس به شیوه تصادفی ساده در 2 گروه (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. سپس گروه آزمایش تحت 8 جلسه 90 دقیقه ای فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از مقیاس درجه-بندی مقیاس اختلال بیش فعالی- نقص توجه کانرز ، پرسش نامه تنش فرزندپروری(PSI-SF) آبدین(1995) و مقیاس پریشانی روان شناختی کسلر(K-10) کسلر و همکاران(2003) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 24 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی) انجام پذیرفت. نتایج نشان داد مداخله مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری نسبت به گروه کنترل اثربخشی معناداری بر تنش فرزندپروری و پریشانی روان شناختی در مادران داشته است(05/0>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند به عنوان شیوه های مناسب برای بهبود تنش فرزندپروری و پریشانی روان شناختی در مادران نظامی به اختلال بیش فعالی در مراکز مشاوره به کار برده شوند.
۱۸۲۵.

عوامل والدینی مؤثر بر تاب آوری در مهاجران افغانستانی: یک مطالعه کیفی

کلیدواژه‌ها: تاب آوری مهاجران افغانستانی والدین سرمایه روانشناختی پدیدارشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۷
زمینه: تاب آوری قابلیتی ضروری است که در مواجهه با چالش های پدیده مهاجرت، به افراد کمک می کند سلامت روانی- اجتماعی خود را حفظ کنند. نفوذ خانواده و والدین در فرایند شکل گیری تاب آوری به عنوان یک مفهوم تحولی در حالی است که پژوهش ها مشخص نکرده اند کدام رفتارهای والدینی در مواجهه با استرسور مهاجرت به افراد کمک میکند تا بتوانند از عهده چالش های آن برآیند. هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل والدینی مؤثر بر تاب آوری در مهاجران افغانستانی می باشد. روش: در پژوهش حاضر از روش کیفی و طرح پدیدارشناسی تفسیری استفاده گردید. مشارکت کنندگان در این پژوهش 14 نفر از مهاجرین افغانستانی بودند که برای تحصیل به ایران مهاجرت کرده بودند و از مهاجرت آنها حداقل یک سال گذشته بود. نمره یک انحراف معیار بالاتر از میانگین در مقیاس تاب آوری کانر-دیویدسون(CD-RIS) کسب کرده بودند و سابقه مصرف مواد یا داروهای روانپژشکی نداشتند. همچنین حداقل سن مشارکت کنندگان 20 سال بود. این افراد با روش نمونه گیری هدفمند و راهبرد گلوله برفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. متن مصاحبه ها با روش هفت مرحله ای دیکلمن تحلیل شدند. یافته ها: در فرایند کدگذاری تعداد 335 کد اولیه استخراج شد. در مرحله بعد، کدهای بدست آمده بر اساس شباهت معنایی در 18 مفهوم دسته بندی شدند. سپس مفاهیم بدست آمده تحت عنوان 6 مقوله اصلی دسته بندی گردیدند که عبارتند از: 1- پرورش جهت مندی غایت نگرانه 2- بسترسازی برای چالش پذیری 3- پایستگی در پیشبرد مسیر 4- گسترش منابع حمایتی 5- ارتقاء احساس کفایت 6- ساختار کارآمد خانواده دسته بندی شدند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر بیانگر روش هایی است که والدین مهاجران تاب آور با در نظر گرفتن تفاوتهای اقتصادی و اجتماعی، برای پرورش تاب آوری در فرزندانشان استفاده می کنند. عوامل والدینی اکتشاف شده به مهاجران در مواجهه با چالش های منحصربه فرد مهاجرت توان مقابله و بازگشت می دهد.
۱۸۲۶.

تدوین و اعتباریابی بستۀ آموزشی توانمندسازی معلمان در آموزش یادگیری خود تنظیمی

کلیدواژه‌ها: آموزش بسته آموزشی توانمندسازی معلمان یادگیری خودتنظیمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۹۳
زمینه: یادگیری خودتنظیمی به عنوان پیش بینی کننده انگیزه و موفقیت در مدرسه و پیش نیاز یادگیری مادام العمر شناخته شده است. معلمان نقش کلیدی و مهمی در طراحی و اجرای آموزش یادگیری خودتنظیمی و ارتقای آن در دانش آموزان دارند؛ با این حال به نظر می رسد معلمان مهارت و توانمندی لازم را در این خصوص ندارند و در پژوهش ها آماده سازی معلمان کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ بنابراین طراحی بسته آموزشی به منظور توانمندسازی معلمان در آموزش یادگیری خودتنظیمی و بهبود آن در دانش آموزان ضروری به نظر می رسد. هدف: هدف پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی توانمندسازی معلمان در آموزش یادگیری خودتنظیمی بود. روش: این پژوهش در دو مرحله انجام شد. مرحله اول به طراحی یک بسته آموزشی با هدف توانمندسازی معلمان در زمینه یادگیری خودتنظیمی اختصاص داشت و در مرحله دوم، اعتبارسنجی بسته آموزشی انجام شد. برای تدوین بسته آموزشی، از رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی بهره گرفته شد. برای ارزیابی اعتبار این بسته از روش دلفی استفاده گردید. یافته ها: بسته آموزشی در 7 جلسه تدوین گردید، که مدت زمان هر جلسه 90 دقیقه در نظر گرفته شد. بر اساس نظر متخصصان مقادیرCVR  برای هیچ کدام از جلسات کمتر از 99/0 نبوده و مقادیر CVI برای تمام جلسات بزرگتر از 79/0 و در وضعیت مطلوبی بود. نتایج روشن ساختند که متخصصان وجود همه جلسات و محتوای کلیه جلسات را ضروری و مرتبط دانستند؛ لذا روایی محتوایی بسته آموزشی از نظر متخصصان تأیید گردید. نتیجه گیری: با توجه به نقش اساسی یادگیری خودتنظیمی در پیشرفت تحصیلی و یادگیری موفقیت آمیز و نیز چالش هایی از جمله کمبود دانش و مهارت معلمان در آموزش و ارتقای یادگیری خودتنظیمی دانش آموزان، بسته آموزشی توانمندسازی معلمان در آموزش یادگیری خودتنظیمی، می تواند مداخله ای مؤثر و کارآمد در بهبود و ارتقای یادگیری خودتنظیمی فراگیران، ارتقاء کیفیت محیط آموزشی و پیشبرد یادگیری مادام العمر در دانش آموزان باشد.
۱۸۲۷.

نقش میانجی فراشناخت در رابطه صفات تاریک شخصیت و اعتیاد به گوشی هوشمند در دانشجویان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اعتیاد به گوشی هوشمند دانشجو صفات تاریک شخصیت فراشناخت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۲۲۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی باورهای فراشناختی در رابطه صفات تاریک شخصیت و اعتیاد به گوشی هوشمند در دانشجویان شهر تهران انجام شد. طرح پژوهش، توصیفی_ همبستگی و با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه های شهر تهران در محدوده سنی ۱۸ تا ۳۵ سال در سال ۱۴۰۲ بود که از میان آنها تعداد ۴۵۷ نفر به روش داوطلبانه انتخاب شدند و به مقیاس دوجین کثیف، پرسشنامه باورهای فراشناختی و مقیاس اعتیاد به گوشی هوشمند پاسخ دادند. برای تحلیل دادها از روش همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که صفات تاریک شخصیت رابطه مثبت و معناداری با اعتیاد به گوشی هوشمند داشت و باورهای فراشناختی این رابطه را به طور معناداری میانجی گری کردند. یافته های پژوهش با تأکید بر اهمیت فراشناخت در تعامل با صفات تاریک شخصیت نشان داد که باورهای فراشناختی نقشی بنیادین در گرایش به اعتیاد به گوشی هوشمند داشتند؛ بنابراین پیشنهاد می شود طراحی مداخلات مبتنی بر فراشناخت در درمان اعتیاد به گوشی هوشمند مورد توجه قرار گیرد.
۱۸۲۸.

بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس شیوه فرزندپروری مبتنی بر توانمندی ها نسخه والد- کودک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهزیستی روان شناختی نوجوانان خودکارآمدی والدین شیوهفرزندپروری مبتنی بر توانمندی ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۲۲۷
هدف: هدف پژوهش بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس شیوهفرزندپروری مبتنی بر توانمندی ها نسخه والد- کودک بود.   روش: روش پژوهش همبستگی است. جامعه آماری شامل والدین دارای نوجوان 12 تا 18 ساله و نوجوانان 12 تا 18 ساله شهر تهران بودند. با روش نمونه گیری در دسترس 196 والدین و 213 نوجوان انتخاب شدند. والدین به پرسشنامه شیوهفرزندپروری مبتنی بر توانمندی های بزرگسالان (SBPA) و مقیاس خودکارآمدی والدین (PSAM) و نوجوانان به پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف و پرسشنامه ادراک شیوهفرزندپروری مبتنی بر توانمندی ها (PSBP) پاسخ دادند. جهت بررسی پایایی و روایی پرسشنامه ها از ضریب همسانی درونی، روایی همگرا و تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد.   یافته ها: نتایج نشان داد تحلیل عاملی اکتشافی برای شیوه فرزندپروری مبتنی بر توانمندی های بزرگسالان دربرگیرنده سه عامل آگاهی از توانمندی ها، حمایت و تشویق است که همبستگی معنادار با خودکارآمدی والدین (001/0>p؛ 42/0= 19/0=r) بیانگر روایی همگرا است. پایایی مقیاس با فاصله زمانی یک ماه 65/0 تا 89/0 به دست آمد. تحلیل عامل اکتشافی برای پرسشنامه ادراک شیوه فرزندپروری مبتنی بر توانمندی های نوجوانان دربرگیرنده سه عامل دریافت توجه و حمایت، شناخته شدن و دریافت فرصت است که همسبتگی معنادار با بهزیستی روان شناختی نوجوان (005/0، 001/0 >p: 59/0- 16/0=r) بیانگر روایی همگرا است. پایایی مقیاس با فاصله زمانی یک ماه 70/0 تا 84/0 به دست آمد.   نتیجه گیری: هر دو پرسشنامه ابزاری روا و پایا هستند که می توان در تعامل والدین و کودک با تأکید بر توانمندی مورد استفاده قرار داد.
۱۸۲۹.

مدل یابی روابط ساختاری دوسوگرایی خود و علائم اختلال وسواس فکری-عملی: نقش میانجی تحمل ناپذیری عدم اطمینان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال وسواس فکری- عملی تحمل ناپذیری عدم اطمینان دوسوگرایی خود

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۹۹
هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش میانجی تحمل ناپذیری عدم اطمینان در رابطه بین دوسوگرایی خود و شدت علائم وسواسی-اجباری در یک نمونه آنالوگ انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل بزرگ سالان بالای ۱۸ سال بود که از میان آن ها ۷۱۸ نفر با روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. شرکت کنندگان، مقیاس های دوسوگرایی خود (بار و کیریوس، ۲۰۰۷)، تحمل ناپذیری عدم اطمینان ۱۲ موردی (کارلتون و همکاران، ۲۰۰۷) و پرسشنامه وسواسی اجباری ییل-براون (گودمن و همکاران، ۱۹۸۹) را تکمیل کردند. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارهای Amos-۲۴ و SPSS-۲۷ استفاده شد. یافته ها: بررسی داده های پژوهش نشان داد که بین دوسوگرایی خود و شدت علائم وسواسی-اجباری رابطه ای مثبت و معنادار (۰۱/۰P<) و بین تحمل ناپذیری عدم اطمینان و دوسوگرایی خود و همچنین شدت علائم وسواسی-اجباری رابطه ای منفی و معنادار وجود دارد (۰۱/۰P<). همچنین، تحمل ناپذیری عدم اطمینان رابطه بین دوسوگرایی خود و شدت علائم وسواسی-اجباری را میانجی گری کرد (۰۱/۰P<). نتیجه گیری: بررسی یافته ها نشان داد که سطوح بالای دوسوگرایی خود با کاهش تحمل ناپذیری عدم اطمینان، سبب افزایش شدت علایم وسواسی- جبری می شود. به این صورت که سطوح بالای دوسوگرایی خود، با متمرکز کردن توجه بر خود و کاستن از توجه به محیط، سبب کاهش تحمل ناپذیری عدم اطمینان و در نتیجه ظهور علایم وسواسی می شود. بر این اساس، می توان نشانه های وسواسی را تلاش فرد جهت حل دوسوگرایی در مورد خود دانست.
۱۸۳۰.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ادراک خودکارآمدی و رفتارهای خودمراقبتی افراد مبتلا به بیماری عروق کرونری قلب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودکارآمدی عروق کرونری قلب درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد خودمراقبتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱ تعداد دانلود : ۲۰۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ادراک خودکارآمدی و رفتارهای خودمراقبتی افراد مبتلا به بیماری عروق کرونری قلب انجام شد. پژوهش حاضر کمی از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری، شامل بیماران مبتلا به عروق کرونری قلب مراجعه کننده به مرکز قلب بیمارستان مدائن تهران در شش ماهه دوم سال 1400 بود. در این پژوهش تعداد 34 بیمار مبتلا به عروق کرونری قلب با روش نمونه گیری داوطلبانه و هدفمند انتخاب و با شیوه تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جایدهی شدند (18 بیمار در گروه آزمایش و 16 بیمار در گروه گواه). بیماران در آزمایش مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد Wynne et al. را طی یک و نیم ماه در 10 جلسه 75 دقیقه ای دریافت نمودند. در این پژوهش از پرسشنامه خودکارآمدی Sherer et al. (SEQ) و پرسشنامه خودمراقبتی Galiana et al. (SCQ) استفاده شد. داده های حاصل با تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرم افزار آماری SPSS23 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر خودکارآمدی و رفتارهای خودمراقبتی افراد مبتلا به بیماری عروق کرونری قلب تأثیر معنادار دارد. بر اساس یافته های پژوهش می توان چنین نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با بهره گیری از شش فرایند پذیرش روانی، گسلش شناختی، خود تحت عنوان زمینه، تعامل با زمان حال، ارزش های مشخص شده و رفتار متعهدانه می تواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت بهبود ادراک خودکارآمدی و رفتارهای خودمراقبتی افراد مبتلا به بیماری عروق کرونری قلب مورد استفاده قرار گیرد.
۱۸۳۱.

روابط ساختاری نشخوار خشم و بخشایش با بهزیستی فاعلی در زنان با توجه به نقش میانجی شرم و احساس گناه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بخشایش بهزیستی فاعلی شرم و احساس گناه نشخوار خشم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۷۰
مقدمه: هدف از مطالعه حاضر ارزیابی روابط ساختاری نشخوار خشم و بخشایش با بهزیستی فاعلی در زنان متاهل با توجه به نقش میانجی شرم و احساس گناه بود. روش: روش پژوهش حاضر، توصیفی- همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری کلیه زنان متاهل شهرستان جوین بود که 356 نفر از طریق نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند و به پرسشنامه های نشخوار خشم (ARC)، بخشایش هارتلند (HFS)، رضایت از زندگی (SWLS)، عاطفه مثبت و منفی (PANAS) و حالات شرم و احساس گناه (SSGS) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS انجام گردید.یافته ها: نتایج نشان دهنده رابطه مستقیم نشخوار خشم و بخشایش با سازه بهزیستی فاعلی بود. همچنین نشخوار خشم و بخشایش با توجه به میانجی گری شرم و احساس گناه (به جز نقش میانجی احساس گناه و شرم به رضایت از زندگی) با سازه بهزیستی فاعلی رابطه غیر مستقیم داشت. برازش مدل ساختاری پس از اصلاح، مورد تایید بود.نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه حاضر می توان گفت که نشخوار خشم، بخشایش، شرم و احساس گناه بر بهزیستی فاعلی در زنان متاهل اثرگذار هستند و مهم است که در طرح ریزی جهت افزایش بهزیستی یا برنامه های درمانی مرتبط مورد توجه قرار گیرد.
۱۸۳۲.

پیش بینی استفاده ناسالم از گوشی هوشمند براساس ابعاد سرشت و منش در نوجوانان با میانجی گری حساسیت بین فردی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استفاده ناسالم از گوشی هوشمند ابعاد سرشت و منش حساسیت بین فردی نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۷۹
مقدمه: همگام با گسترش اینترنت، برنامه های کاربردی متنوع و بازی های برخط، مشکلات مرتبط با استفاده از گوشی هوشمند نیز افزایش یافته است. استفاده ناسالم از گوشی هوشمند نوعی اعتیاد محسوب می شود و شناسایی عوامل خطر پیش بینی کننده این رفتار اعتیادی باعث تبیین دقیق تر رفتار نوجوانان در کاربرد این ابزار می شود. هدف از پژوهش حاضر پیش بینی استفاده ناسالم از گوشی هوشمند براساس ابعاد سرشت و منش در نوجوانان با میانجی گری حساسیت بین فردی بود. روش: 385 نوجوان (207 دختر و 178 پسر) در شهر تهران با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به فرم کوتاه پرسشنامه سرشت و منش (56-TCI)، پرسشنامه حساسیت بین فردی بویس و پارکر (IPSM) و مقیاس اعتیاد به گوشی هوشمند (SAS) پاسخ دادند. یافته ها: در این پژوهش دو مدل فرضی مورد آزمون قرار گرفت؛ مدل اول که در آن حساسیت بین فردی اثر مؤلفه های سرشت را بر استفاده ناسالم از گوشی هوشمند واسطه گری می کرد و مدل دوم که مبتنی بر مؤلفه های منش بود. ارزیابی مدل های فرضی پژوهش با استفاده از شاخص های برازندگی نشان داد که هر دو مدل با اعمال برخی اصلاحات برازش پیدا کردند. در مدل مربوط به عوامل سرشت، نوجویی و پشتکار اثر مستقیم و آسیب پرهیزی و پاداش وابستگی اثر غیرمستقیم بر استفاده ناسالم از گوشی هوشمند داشتند. در مدل مربوط به منش، همکاری اثر مستقیم و خودراهبری اثر مستقیم و اثر غیرمستقیم بر استفاده ناسالم از گوشی هوشمند داشت. در مجموع نتایج نشان داد که عوامل شخصیتی سرشت و منش با واسطه گری حساسیت بین فردی می توانند استفاده ناسالم از گوشی هوشمند در نوجوانان را پیش بینی کنند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش در کنار حمایت از مدل های فرضی پژوهش برای استفاده ناسالم از گوشی هوشمند، چهارچوب مناسبی برای سبب شناسی این پدیده رایج در نوجوانان ارائه می دهد. در حوزه پیشگیری و درمان نیز خروجی های مدل به درک علل پدیدآیی و پایداری این پدیده روان شناختی کمک کرده و زمینه طراحی مداخلات پیشگیرانه و تمرکز بر متغیرهای مؤثر بر بهبود تنظیم شناختی، هیجانی و رفتاری نوجوانان را فراهم می سازد.
۱۸۳۳.

عنوان اثربخشی بازی درمانی گروهی بر کاهش استرس آموزشی رابطه معلم- دانش آموز در مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازی درمانی گروهی رابطه معلم دانش آموز استرس آموزشی رابطه معلم دانش آموز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۲۲۸
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی بازی درمانی گروهی بر کاهش استرس آموزشی رابطه معلم دانش آموز در مدارس ابتدایی سردشت دزفول و روستاهای وابسته به آن در یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل انجام شد. جامعه ی این پژوهش شامل کلیه ی مدارس دخترانه، پسرانه و مختلط مقطع ابتدایی شهرستان سردشت–دزفول و روستاهای وابسته (526 دانش آموز) به آن در سال تحصیلی 1401-1400 بود. برای انتخاب نمونه، پنج مدرسه ی دخترانه، پسرانه و مختلط به طور تصادفی از میان 117 مدرسه ابتدایی این شهرستان و روستاهای اطراف آن انتخاب شدند. در مرحله ی بعد 30 دانش آموز بر اساس گزارش معلمان، مشاوران و تأیید مرکز اختلالات رفتاری این شهرستان از نظر اختلال های عاطفی و رفتاری برگزیده شدند که 15 نفر به صورت تصادفی به گروه آزمایش و 15نفر به صورت تصادفی به گروه کنترل اختصاص یافتند. معلمان به شاخص استرس آموزشی در سه مرحله ی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری برای هر دانش آموز پاسخ دادند. دانش آموزان شرکت کننده ی گروه آزمایش در دَه جلسه ی چهل وپنج دقیقه ای مداخله ی بازی درمانی گروهی شرکت کردند و دانش آموزان شرکت کننده ی گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر (آمیخته) و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-22 تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که بازی درمانی گروهی باعث کاهش استرس آموزشی رابطه ی معلّم-دانش آموز در دانش آموزان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است (01/0 < p). همچنین نمره های گروه تحت بازی درمانی گروهی در مرحله ی پیش آزمون تا مرحله ی پیگیری در متغیرهای بیش فعالی، اضطراب/کناره گیری، اختلال رفتاری/پرخاشگری و نااُمیدی در کار با والدین کاهش یافته است (01/0 < p) امّا در متغیر اختلال در تدریس تغییری مشاهده نشد. بنابراین می توان با استفاده از این نوع بازی درمانی گروهی برای کاهش استرس  آموزشی رابطه ی معلّم- دانش آموز استفاده کرد.
۱۸۳۴.

Language Teachers’ Preferred and Practiced Teaching Styles: Evidence from Iraqi High School EFL Context(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: high schools Iraqi EFL teachers practiced teaching styles preferred teaching styles

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۶
In an attempt to explore the status-quo of the teaching styles appealed and adopted by Iraqi EFL teachers, the researchers in the current study selected 120 English language teachers from the context of Iraqi high schools. To gather the data, the researchers made use of Grasha-Riechmann’s (1996) Teaching Styles Questionnaire. The analysis of data mainly through quantitative measures and frequency analysis revealed a clear discrepancy between the teachers’ preferences and practices of teaching styles. More specifically, while the most desired teaching style among the teachers was expert type, and the least preferred one was facilitator type, in real practice of teaching, they made a greater use of personal model style. Furthermore, expert style which was the most favored type was used less frequently than the other styles. However, a go-togetherness was witnessed in the obtained data with regard to facilitator style of teaching which ranked the least based on the teachers’ practices in a manner identical to what was found concerning their preferences. The study findings provide fruitful implications for language teachers in the context of Iraqi high schools, particularly as regards their increased familiarity with the practical teaching styles and their attempts targeted at bridging the gap between their style preferences and practices.
۱۸۳۵.

The Mediating Role of Health-Promoting Lifestyle in Stressful Life Events and Health Indicators of Patients with Irritable Bowel Syndrome: a Salutogenic Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: irritable bowel syndrome Health Status Indicators Life Change Events Health Promoting Life Style

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۲۲۶
 Objective: Irritable bowel syndrome is a chronic psychosomatic disease. Stressful events play a critical role in this disease, and lifestyle modification is one of the treatment priorities for these patients. The present study aimed to examine the role of health-enhancing lifestyles among stressful life events and salutogenic health indicators in these patients. Method: Data analysis was done by structural equation modeling. The statistical population included all patients with irritable bowel syndrome referred to Imam Sajjad Hospital in Tehran in 2019 and 2020. The statistical sample was 229 patients selected through Purposive sampling and diagnosed by a psychiatrist based on ROME-IV criteria. Research tools included the Bringsen Salutogenic Health Indicators Scale, Sarason Life Events Inventory, and Walker HealthPromoting Lifestyle Profile-II. Data analysis was done by SPSS-20 and LISREL-8 software. Ethical considerations based on confidentiality, respect for the rights of individuals, human dignity, and avoiding harming the participants and distorting information were observed. Also Participants had full authority to withdraw from the study at any time. Results: The relationship between lifestyle (t=2.723, ß=0.17) and stressful events (t=-2.31, ß=-0.42) with salutogenic health indicators was significant. The mediating role of lifestyle between life events and salutogenic health indicators was meaningful at P<005 and a standard coefficient (0.0-13.11). Conclusion: It seems that lifestyle and control over stressful events affect the health indicators of patients with irritable bowel syndrome. Therefore, it is suggested to provide appropriate training programs to control and manage stressful events and provide strategies to modify lifestyle to improve health. 
۱۸۳۶.

بررسی اثربخشی گروه درمانی فراتشخیصی یکپارچه نگر بر فراشناخت و فراهیجان های مثبت و حساسیت اضطرابی در جانبازان دارای اختلال همبود وابسته به تروما و افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تروما فراشناخت ها و فراهیجان های مثبت حساسیت اضطرابی گروه درمانی فراتشخیصی یکپارچه نگر افسردگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۱۹۸
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی گروه درمانی فراتشخیصی یکپارچه نگر بر فراشناختها و فرا هیجان های مثبت و حساسیت اضطرابی در جانبازان دارای اختلال همبود وابسته به تروما و افسردگی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی، با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل همراه با دوره ی پیگیری دو ماهه بود. نمونه شامل 24 نفر که به روش هدفمند از بین جانبازان اعصاب و روان مراجعه کننده یا بستری در مراکز و بیمارستان های وابسته به بنیاد شهید شیراز در سال 1402 انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. شرکت کنندگان با مقیاس-های حساسیت اضطرابی ریس و همکاران (1986)، فراشناختها و فرا هیجان های مثبت بیر و مونتا (2010)، ضربه رویداد- تجدیدنظر شده ویز و مارمار (1997)، اختلال استرس پس ازضربه ویرایش نظامی، افسردگی بک و همکاران (1996) ارزیابی و داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر به وسیله ی نسخه ۲3 نرم افزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل نشان داد که بین گروه آزمایش و گروه کنترل در مرحله ی پیش-آزمون نسبت به پس آزمون و دوره ی پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد (05/0> P) و تفاوتها از پس آزمون به پیگیری معنادار نیستند (05/0p> ) به این معنا که ثبات درمان در طول زمانحفظ شد..بنابراین مداخله ی درمانی بر متغیرهای پژوهش اثر بخش بوده است.
۱۸۳۷.

اثر بخشی زوج درمانی هیجان مدار بر عملکرد جنسی در زنان آسیب دیده از خیانت همسر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عملکرد جنسی زوج درمانی هیجان مدار زنان آسیب دیده از خیانت همسر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۰۰
هدف: پژوهش حاضر، با هدف تعیین اثر بخشی زوج درمانی هیجان مدار بر عملکرد جنسی زنان آسیب دیده از خیانت همسر انجام شده است. روش شناسی: مطالعه حاضر از نوع نیمه آزمایشی که در آن از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل با سنجش در خط پایه پس از مداخله و پیگیری 3 ماهه انجام گرفت. تعداد 105 نفر از زنان آسیب دیده از خیانت همسر مراجعه کننده مراکز مشاوره و کلینیک های خدمات روان شناختی اداره بهزیستی منطقه 1 شهر تهران در بازه زمانی اردیبهشت تا شهریور در سال 1402 با در نظر گرفتن معیارهای ورودی، 30 نفر از کسانی که تمایل به شرکت در تحقیق را داشتند (با اخذ رضایت کتبی) انتخاب و از طریق جایگزینی تصادفی به شیوه زیر صورت پذیرفت و به طور تصادفی به گروه آزمایش (درمان هیجان محور و گروه کنترل هر کدام 15 نفر) گماشته شدند. کلیه شرکت کنندگان پرسشنامه عملکرد جنسی را در سه مرحله تکمیل و اندازه گیری قرار گرفت. جلسات درمان مذکور درمان زوج درمانی هیجان مدار (8جلسه 90 دقیقه ای) به صورت گروهی انجام گرفت. فرضیه مربوط به اثربخشی مداخله پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد میانگین متغیر عملکرد جنسی در مرحله پیش آزمون بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود ندارد که نشانگر همگن بودن دو گروه پژوهش در مرحله پیش آزمون است، اما تفاوت بین دو گروه در مراحل پس آزمون و پیگیری تفاوت معنی داری بود که می تواند حاکی از اثربخشی مداخله مذکور بر متغیر ذکر شده و نیز پایداری اثربخشی در مرحله پیگیری بوده است (001/0>P). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که زوج درمانی هیجان مدار می تواند در بهبود عملکرد جنسی زنان آسیب دیده از خیانت همسر به عنوان مداخلات روانشناسی استفاده شود.
۱۸۳۸.

نقش میانجی تنظیم هیجان ناسازگار در رابطه بین صفات تاریک شخصیت با پرخاشگری سایبری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تنظیم هیجان ناسازگار صفات تاریک شخصیت پرخاشگری سایبری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۲۰۸
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی تنظیم هیجان ناسازگار در رابطه صفات تاریک شخصیت و پرخاشگری سایبری بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه تبریز در سال 1402-1403 تشکیل دادند که از بین آن ها به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای 390 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه صفات پنج گانه تاریک شخصیت (DPQ) یوسفی و همکاران (1400)، فرم کوتاه پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ)گارنفسکی و کرایچ (2006) و پرسشنامه پرخاشگری سایبری (CYBA) آلوارزگارسیا و همکاران (2016) بود. برای تحلیل داده های پژوهش از روش تحلیل مسیر بهره گرفته شد. یافته ها نشان داد از بین صفات پنج گانه تاریک، اثر مستقیم ماکیاولیسم، خودشیفتگی و کینه توزی بر پرخاشگری سایبری (01/0>P) معنادار بود. هم چنین، نتایج گویای آن بود که اثر غیرمستقیم ماکیاولیسم، خودشیفتگی و کینه توزی (01/0>P) به واسطه ی تنظیم هیجان ناسازگار بر پرخاشگری سایبری معنادار بود. علاوه بر این، شاخص های برازش نشان داد مدل نهایی از برازش مناسبی برخوردار است. از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که تنظیم هیجان ناسازگار می تواند در تأثیر صفات تاریک شخصیت بر پرخاشگری سایبری نقش داشته باشد.
۱۸۳۹.

پیش بینی اضطراب رابطه جنسی بر اساس خودپنداره جنسی و طرح واره های جنسی در مردان دارای نارسایی قلبی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودپنداره جنسی طرح واره های جنسی اضطراب رابطه جنسی نارسایی قلبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۲۲۸
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اضطراب رابطه جنسی بر اساس خودپنداره جنسی و طرح واره های جنسی در مردان دارای نارسایی قلبی انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری شامل مردان مبتلا به نارسایی قلبی مراجعه کننده به بیمارستان شهید دکتر لواسانی شهر تهران در 6 ماهه اول (فروردین تا شهریور) سال 1402 بود که از بین آنها 287 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها از طریق مقیاس اضطراب رابطه جنسی دیویس و همکاران (2006،SCAS )، پرسشنامه خودپنداره جنسی اسنل (1995،MSSCQ ) و مقیاس طرح واره جنسی مردان اندرسون و همکاران (1999،MSSS ) جمع آوری گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد خودپنداره جنسی و طرح واره های جنسی، قادر به پیش بینی اضطراب رابطه جنسی بوده اند (05/0>p) و درمجموع 1/54 درصد از واریانس اضطراب رابطه جنسی را تبیین می کنند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که خودپنداره جنسی و طرح واره های جنسی نقش معنی داری در پیش بینی اضطراب رابطه جنسی دارند و لزوم توجه به این عوامل برای کاهش اضطراب رابطه جنسی در مردان دارای نارسایی قلبی ضروری به نظر می رسد.
۱۸۴۰.

اثربخشی پارادوکس درمانی بر اضطراب و استحکام من مادران دارای نوزاد نارس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استحکام من پارادوکس درمانی نوزاد نارس اضطراب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۲۶۲
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی پارادوکس درمانی بر اضطراب و استحکام من مادران دارای نوزاد نارس انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و پیگری یک و سه ماه بود. جامعه آماری این مطالعه مادران دارای نوزاد نارس مراجعه کننده به بیمارستان افضلی پور کرمان در سال ۱۴۰۲ بودند. 60 نفر از مادران به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش (۳۰ نفر) و کنترل (۳۰ نفر) جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس افسردگی اضطراب استرس-21 (DASS-21؛ لاویبوند و لاویبوند، 1995) و مقیاس استحکام من (ESS؛ بشارت، 1395) استفاده شد. پس از اجرای پیش آزمون گروه آزمایش در طی 4 جلسه تحت مداخله پارادوکس درمانی بشارت قرار گرفت؛ سپس از هر دو گروه پس آزمون و پیگیری در دو نوبت دریافت شد. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد که نمره اضطراب در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل از پیش آزمون تا پیگیری کاهش معناداری داشته است (05/0>P)؛ اما در مقابل نمره استحکام من از پیش آزمون تا پیگیری افزایش معناداری نسبت به گروه کنترل داشته است (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که پارادوکس درمانی یک مداخله موثر بر کاهش اضطراب و افزایش استحکام من در مادران دارای نوزاد نارس بود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان