جهاد از فرایض مهمّ دینی مسلمانان است. تأکید قرآن و روایات دینی بر امر جهاد، سبب گردید در مطالعات فقهی و اسلامی بخش مهمّی به موضوع جهاد، ابعاد و اشکال آن، و وظایف مسلمانان به هنگام جهاد، اختصاص یابد و این موضوع در ادوار مختلف تاریخ اسلام مورد توجّه مسلمانان واقع شود. در سده های متأخّر نیز جهاد همچنان از موضوع های مهمّ سیاسی و اجتماعی جوامع اسلامی بود و به ویژه در طیّ سده ی نوزدهم میلادی که سرزمین های اسلامی مورد هجوم غربی ها قرار گرفت، جهاد علیه کفّار مصادیق متعدّدی پیدا کرد.
منطقه ی ماوراءالنّهر هم بخشی از سرزمین های اسلامی بود که درآن زمان به صورت گسترده با یورش روس ها مواجه گردید. اهالی مسلمان این منطقه تلاش کردند با اتّکا به وجوب شرعی جهاد دفاعی، راه مهاجمان را سدّ نمایند. نوشتار حاضر، به روش توصیفی- تحلیلی، روند حمله های روس ها به منطقه ی ماوراءالنّهر و مدافعه های جهادی پردامنه، پراکنده و توأم با فراز و فرود مردمان مسلمان آن منطقه را بررسی می کند و نشان می دهد، به رغم همه ی کوشش های به عمل آمده، روس ها بر منطقه ی مورد بحث مستولی شدند و مسلمانان شکست خوردند و به دلایل متعددی، از جمله نبودن رهبری واحد، عدم وحدت سیاسی در منطقه و پراکندگی وتنوع قومیّتی، اقدامات جهادی آنان به ثمر ننشست.
نشاط اجتماعی- اقتصادی در عصر نبوی موجب پیشرفت جامعه شد و پتانسیل حل مسائل اجتماعی- اقتصادی را ایجاد کرد. هدف اصلی مقاله حاضر، شناسایی عوامل تقویت کننده نشاط اجتماعی- اقتصادی (فرضیه یابی) در دوره نبوی است. پارادایم یا مدل این پژوهش، برگرفته از رویکرد روشی استراوس و کوربین تحت عنوان نظریه بازکاوی است. بدین ترتیب، این مقاله بر مبنای تعریف پدیده نشاط اجتماعی، به بررسی عوامل بلاواسطه (شرایط علی)، عوامل باواسطه (شرایط زمینه ای و میانجی) و راهبردها و پیامدهای آن در عصر نبوی می پردازد. هم چنین، با استفاده از قرآن، روایات و منابع معتبر تاریخی، از طریق نمونه گیری نظری و تعیین حجم براساس اشباع نظری، تحلیل مقایسه ای شده است. فرضیه اصلی این است که نگرش و انگیزش مردمی مبتنی بر تکافل اقتصادی تجربه شده تحت مدیریت عقلانی- ارزشی پیامبر (ص) در حوزه های اقتصادی، از طریق پراکنش نهادهای مردمی (مساجد و یاریگری اقتصادی) بر کنش اجتماعی مبتنی بر نشاط اجتماعی- اقتصادی تأثیر داشته است.
روز 17 شهریور فوج عظیمی از مردم، که بسیاری از آنها، از جملهخودم، نسبت به اعلام حکومت نظامی بیاطلاع بودند، در تهران بهخیابانها ریختند. در این تظاهرات من از طرف تسلیحات به میدان ژالهیسابق میآمدم که یک مرتبه تیراندازی شروع شد و مردم را به رگباربستند؛ همه متفرق شدند و من هم فرار کردم. در این راهپیمایی جمعزیادی از خانمها شرکت داشتند و در آن وضعیت بعضاً با سر و پای برهنه به این طرف و آن طرف میدویدند.