با روی کارآمدن امویان، تغییرات بسیاری در سیاست های خلافت اسلامی به وقوع پیوست؛ اصولا ًماهیت خلافت اموی، با سیره حکومت نبوی و خلفای راشدین نه تنها متفاوت بود، بلکه درتعارض نیز قرار می گرفت؛ زیرا حکومت آنان مبتنی بر اشرافیت و ساختار نظام قبیله ای بود که ریشه در عصرجاهلیت داشت؛ گاهی نیز متأثر از سنت سیاسی سرزمینهای فتح شده بود. چنین نظامیبرای اداره ی خود به ثروت بسیاری نیازمند بود و تنها راه کسب آن را توسعه فتوحات و افزایش میزان مالیاتها می دانست.گسترش دامنه فتوحات تا ماوراءالنهرکه در زمان معاویه اتفاق افتاد، تصرف مناطق شمالیآفریقا تا اندلس درجنوب اروپا، قلمرو وسیعی از سرزمینهای حاصلخیز و پرنعمت را در اختیار امویان گذاشت، نتیجه چنین سیاستی، منجر به رشد نظامی گری، توسعه نظام ادرای و نظام اقطاع شد.روند رو به رشد نظامی گری و توسعه نظام اداری که لازمه چنین سیاستی بود، هزینه های تازه ای بر خلفای اموی تحمیل می کرد، سبب شد تا امویان راههای متفاوتی برای کسب ثروت از جمله مالیاتهای غیر شرعی همچون اخذ جزیه از تازه مسلمانان، هدیه نوروز و مهرگان مربوط قبل از اسلام و «مکس» با تفکر پادشاهان روم و ایران قبل از اسلام از جمله بدعتهای مالی امویان به شمار می آیند.در این مقاله تلاش می گردد که با رویکردی تحلیلی تاریخی، پیامدهای مالیات ها و درآمدهای نامشروع بر اقتصاد عصر اموی مورد بررسی قرار گیرد.
یکی از راه های درک گزاره های تاریخی شناخت دقیق گفتمانی است که این گزاره ها در آن تولید شده اند؛ به تعبیر بهتر، فهم گزاره ها در افق تاریخی آن ها.از مشهورترین گزاره های تاریخی ای که همواره معنای آن ها محل مناقشه بوده است، حدیث ها درباره ی تفسیر به رأی است. این مقاله، در ابتداف دیدگاه علامه طباطبایی را درباره ی تفسیر به رأی بررسی می کند، سپس با خوانشی تاریخی از مفهوم تفسیر به رأی، که با واکاوی گفتمان مسلمانان سده های نخست هجری انجام شده است، برای فهم معنای رأی تفسیری در افق تاریخی آن تلاش می کند.پس از آن، نویسنده این خوانش تاریخی را با دیدگاه علامه طباطبایی درباره ی تفسیر به رأی مقایسه می کند و نشان می دهد که دیدگاه ایشان با خوانش تاریخی از تفسیر به رأی چندان سنخیت ندارد.به نظر می رسد دیدگاه ایشان درباره ی مقوله ی رأی تفسیری بیشتر از اندیشه ی محوری ایشان درباره ی تفسیر قرآن به قرآن متأثر است. برای دستیابی به هدف مقاله گزارش ها درباره ی تفسیر به رأی در منابع اسلامی، اعم از شیعه و سنی، و همچنین دیدگاه علامه طباطبایی بر اساس آثار وی بررسی شده است.
فلسفة نظری تاریخ، به چگونگی حرکت تاریخ و نفشة مسیر حرکت آن می پردازد. بررسی کیفیت حرکت تاریخ از نظرگاه دینی، می تواند شناخت صحیحی از موقف تاریخی ما، در مسیر حرکت تاریخ به دست آورد. علّامه طباطبائی تاریخ را سیر حرکت از وحدت به کثرت و از کثرت به وحدت می داند. انسان ها سعی در استخدام یکدیگر دارند و این گونه به یکدیگر پیوند می خورند و جامعة ابتدایی را تشکیل می دهند. ویژگی استخدام چون منفعت طلبی شخصی را به دنبال دارد، موجب اختلاف و هرج مرج می شود. این اختلاف تنها از سوی یک عامل بیرونی امکان برطرف شدن دارد و آن نبوت است. انبیای الهی با شریعت آسمانی، موجب وحدت جوامع و رشد و تکامل آنها به سوی سعادت حقیقی می گردند. بر این اساس، انبیای الهی را می توان عامل اصلی حرکت تاریخ به شمار آورد.
در این بررسی با نگاهی به تحولات منطقهای ایران در پی فروپاشی امپراتوریهای روسیه تزاری، عثمانی وبریتانیا در فاصله دو جنگ جهانی اول و دوم، زمینههای شکلگیری هویتهای ملی در میان پارهای از مجامع قومی همسایه – از جمله ترکزبانهای قفقاز، کردهای بینالنهرین و بلوچهای پاکستان- مورد توجه قرار گرفته است و بازتاب آن در میان اقوام ایرانی.
هدف: این مقاله با هدف بررسی ویژگی های مرمّت سنّتی و نوین انجام شده است، آنچه امروزه به عنوان مرمّت سنّتی آثار کاغذی مطرح می شود و آن را از مرمّت نوین متمایز می سازد استفاده از نوع چسب و روش مرمّتی است.
رویکرد مرمّتگران و صحافان سنّتی این است که به شایستگی قسمت های کمبود آثار را همان گونه که قبلاَ وجود داشته، دوباره سازی نمایند. به نظر می آید این رویکرد از منظر مبانی اجرایی در تکمیل عملیات مرمّتی نظیر ساخت و ساز یا چگونگی جبران کمبودهای اثر در تعارض با بینش های نوین مرمّتی قرار دارد.
روش پژوهش: روش پژوهش در این تحقیق ، میدانی و شیوه دستیابی به اطلاعات منابع کتابخانه ای می باشد.
نتایج پژوهش: این بررسی ها نشان می دهد که چون روش متن و حاشیه به نوعی دخالت در اثر محسوب می شود، تا اندازه ای محدود شده و مرمّت نوین، جایگزین آن گردیده است؛ البته هنوز می توان چسب سریش را یکی از بهترین چسب های مورد استفاده در مرمّت آثار کاغذی دانست؛ زیرا بعد از گذشت سده ها همواره خاصیت خود را حفظ کرده است. با این حال مشکل این چسب، رنگ زرد آن است که بنا به گفتة استادان فن، به شرط آنکه خوب عمل آید، هنوز بهترین کاربرد را در این هنر دارد.