آغاز سال 1275 ق.، آغاز تحول جدیدی در دستگاه اداری ایران بود و آن حذف پست صدراعظمی و تاسیس شورای دولتی متشکل از شش وزارتخانه داخله، خارجه، جنگ، مالیه،
عدلیه و وظایف و اوقاف است. ریاست شورای وزیران به میرزا جعفرخان مشیرالدوله واگذار شد. عمر شورای وزیران در 29 شعبان 1288 ق. با حکم ناصرالدین شاه به پایان رسید. در سال های بدون صدراعظم، چندین دستورنامه و آئینن امه به تصویب شورای دولتی و شاه رسید. در چند سال اخیر، دو دستورنامه مهم را کتابخانه ملی ایران خریداری کرده است که در این مقاله به معرفی آن ها پرداخته می شود. نخستین سند نسخه اصل دستورنامه سال 1279 ناصرالدین شاه و دومین سند جزو اسناد خاندان مستوفی و متعلق به سال 1282 ق. است و حاکی از ضعف شورای دولتی و تلاش شاه برای جایگزین کردن یک هیئت سه نفره به جای آن است.
علی رضاخان گروسی در سال 1260ق، در بیجار گروس، به دنیا آمد. در سن 15 سالگی وارد خدمت دولت شد و 54 سال در مشاغل مختلف نظامی و حکومتی به خدمت پرداخت. در سن 18 سالگی به حکومت گروس رسید اما به دلیل تجربة کم، از حکومت معزول شد و از آن پس به مشاغل نظامی پرداخت. از سال 1300 تا سال 1329ق بارها حاکم گروس شد و در طی این سال ها با جدیت در جهت ارتقای گروس تلاش کرد؛ اما اینکه تلاش های ایشان در چه زمینه هاییصورت گرفت و تا چه حدی مثمر ثمر واقع شد؛ مبحثی قابل توجه در این پژوهش است. علی رضاخان باآنکه فردی استبدادطلب بود، با آغاز مشروطه و بنا به سیاست روز، به یک مشروطه خواه تبدیل شد؛ اما در سال 1329ق ناگهان به مشروطه و مشروطه خواهان پشت کرد و به سالارالدولة قاجار که برای سرکوبی نهضت مشروطه قیام کرده بود، پیوست. وی با این اقدام تردیدآفرین، همگان را دربارة اندیشه ها و اعمالش سردرگم کرد. این مقاله بر آن است تا براساس مدارک و منابع معتبر،شخصیت و عملکردعلی رضاخان را، به عنوان شخصی تأثیرگذار در حوادث بزرگ ملی و منطقه ای دوران قاجار، چه قبل از مشروطه و چه بعد از آن، بررسی کند و زمینه ها و عواملی که در تغییر دیدگاه پی درپی وی نسبت به مشروطه دخیل بوده اند را نیز مورد کنکاش قرار دهد.
فعالیت های هسته ای ایران در دوره ی پهلوی، یکی از نمادهای مشخص اقتصادی و سیاسی و تحول نقش آفرینی دولت پهلوی دوم است که از اواسط دهه ی 30 ه. ش (50 م) آغاز شد و با فراز و فرودهای متعدد تا سقوط این حاکمیت ادامه یافت. هدف از این پژوهش بررسی تاریخی نقش و چگونگی موضع گیری دولت ایالات متحده ی آمریکا در قبال این فرایند است. در پایان، نگارنده نتیجه می گیرد با اینکه آمریکا از نخستین کشورهایی بود که صنایع اتمی را در ایران راه اندازی کرد، کم کم و به ویژه از اواسط دهه ی واپسین حاکمیت پهلوی، یک سیاست دوگانه همراه با احتیاط را نسبت به برنامه ی هسته ای ایران در پیش گرفت؛ اما این سیاست به معنای محدودیت و کارشکنی نبود.
علم مهمترین و بزرگترین رکن فرهنگ و تمدن است و در کنار آن تعلیم و تربیت وسیله انتقال فرهنگ و علم و تجربه از نسلی به نسل دیگر می باشد، به همین دلیل در طول تاریخ، جوامع بشری توجه خاصی به تعلیم و تربیت داشته اند.
از طریق آموزش کودکان از یک طرف، آداب و سنن به نسل بعدی انتقال می یابد و از طرف دیگر افراد کار آزموده برای بدست گرفتن مشاغل مهم کشور پرورش می یابند.
در ایران، از دوره باستان، تعلیم و تربیت جایگاه ویژه ای در جامعه داشت و به همین منظور نهادهای آموزشی بسیاری در نقاط مختلف تاسیس شده بود، اما طبقاتی بودن جامعه ایران، مانع از آموزش تمام افراد می شد و فقط طبقه ای خاص قادر به تحصیل بودند. پس از اسلام، تعلیم و تربیت برای کل مردم آزاد شد و از آنجا که دین اسلام توجهی خاص به آموزش دارد، در نتیجه موجب تحول و جهش علمی عظیمی در ایران پس از اسلام گردید .
در این مقاله تعلیم و تربیت و گسترش علوم در دو قرن اول ایران اسلامی مورد بررسی قرار می گیرد.