عینیت یکی از مسایل مطرح شده در فلسفه علم تاریخ است که در قرون اخیر نظر فیلسوفان و مورخان را به خود جلب کرده است. اختلاف نظر آنان بر سر این مساله باعث شکل گیری دیدگاه های متفاوتی گردیده است. قبول یا رد عینیت در تاریخ پژوهشگر تاریخ را ملزم به پاسخگویی به سوالاتی در این زمینه می کند. نظر به اینکه تعدادی از فیلسوفان و پژوهشگران تاریخ این موضوع را پیچیده ترین و گیج کننده ترین مباحث فلسفه علم تاریخ شمرده اند، متاسفانه با گذشت سال ها، هنوز هم پژوهشگران تاریخ با همان عنوان از مساله عینیت یاد می کنند. مقاله حاضر ضمن رد این دیدگاه، درصدد آن است که با نگاهی جدید به عینیت، جایگاه آن را در مطالعات تاریخی مورد بررسی قرار دهد و به موانع دست یابی به آن بپردازد.
بررسی مهرهای به کار رفته در نُه فرمان از شاهان صفوی که در موزه ملی ملک در تهران نگهداری می شود. نگارنده ابتدا به شرح ویژگی های مهرهای صفوی پرداخته، ده نوع مهر مورد استفاده در این دوره را معرفی می کند. انواع طغراهای این دوره نیز مورد بررسی قرار گرفته است.
باورهای دینی و اسطوره ای در تاریخ تفکر همیشه سر منشأ بسیاری از حرکت های انسانی بوده است و همواره تحولات معرفتی و فکری بشر به نوعی به اسطوره و دین پیوند خورده است. در کنار آیین ها و باورهای دینی، هنر بهترین وسیله برای به تصویر کشیدن این تفکر دینی و اسطوره ای است. در هنر ادیان، برخی نقش ها و نمادها صرفاً تصویر نیستند، بلکه نماد یک حقیقت رمزی یا متعالی محسوب می شوند، هنر بودایی، مانند اغلب هنرهای دینی، سرشار از رموزی است که هر یک حامل مفاهیم نمادین و ژرفی هستند که بدون تحلیل و معناشناسی قابل فهم نیستند. نمادهای به کار رفته در هنر دینی بودایی به سه دسته ی کلی نمادهای غیرشمایلی، نیمه شمایلی و شمایلی تقسیم می شوند. نمادهای شمایلی شامل تمثال ها و مجسمه های بودا است و مهم ترین آن ها مودراهای بودایی است که مراحل زندگی و سیر و سلوک او را نشان می دهند و بخش مهمی از هنر بودایی محسوب می شوند. این پژوهش در صدد است معنای نمادین مودراهای بودایی را با توجه به ویژگی های حاکم بر هنر بودایی با روش توصیفی تحلیلی به تصویر کشد.
روز 17 دی 1356 شاه دست به ریسک بزرگی زد که بعدها از آن به عنوان نوعی انتحار سیاسی تعبیر شد. عصر این روز، روزنامه اطلاعات در شماره 15506 با درج مقالهای با عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» توفانی بپا کرد. در مقاله یاد شده به امام خمینی به گونهای کینهتوزانه و بیمارگونه حمله شده بود و از وی به عنوان «مردی ماجراجو ولی بیاعتقاد و وابسته و سرسپرده به مراکز استعماری و بهخصوص جاهطلب» یاد شده بود؛ «مردی که سابقهاش مجهول بود و به قشریترین و مرتجعترین عوامل استعمار وابسته بود و چون در میان روحانیون عالیمقام کشور، با همه حمایتهای خاص موقعیتی به دست نیاورده بود، در پی فرصت میگشت که به هر قیمتی هست خود را وارد ماجراهای سیاسی کند و اسم و شهرتی پیدا کند» و در ادامه آن نیز تهمتهای ناروا و ناجوانمردانه دیگری به رهبر جنبش اسلامی ملت ایران وارد شد و این در حالی بود که بر آمدن رژیم پهلوی، خود زاییده سیاستهای استعماری انگلستان بود.
سازمان های دعوت عباسیان و وکالت امامیه، دو سازمان مخفی بودند که در مناطق مختلف سرزمین های اسلامی فعالیت میکردند. امامان شیعه(ع) در زمان حضور برای ارتباط با شیعیان از سازمان وکالت استفاده میکردند. عباسیان نیز برای گسترش دعوت خود از داعیان بهره میبردند. با بررسی تطبیقی این دو سازمان، داوری بهتر تاریخی درباره عملکرد امامان و شیعیان، و عباسیان و پیروانشان امکان پذیر میشود.
پرسش اصلی در این مقاله آن است که این دو سازمان چه تفاوت ها و شباهت هایی در مرحله شکل گیری و عوامل پیدایش داشته اند؟ عباسیان وارث تشکیلات دعوت ابوهاشم بودند، ولی امامیه سازمان وکالت را خود تأسیس کرده بودند. تلاش برای رسیدن به اهداف، وجود اختناق، فعالیت جناح های رقیب، وجود زمینه های مساعد، لزوم ارتباط با پیروان و جمع آوری منابع مالی، از عوامل پیدایش هر دو سازمان بود، علاوه بر این، در سازمان وکالت، دشواری ارتباط امام(ع) با شیعیان و ایجاد آمادگی برای دوران غیبت نیز از عوامل پیدایش آن شمرده میشود.
قلمرو حکومت قاجاریه از لحاظ سیاسی به ایالات و ولایات تقسیم بندی میشد. در رأس هرم قدرت در ایالات و ولایات، شخص حاکم قرار داشت. حکّام غالباً از میان شاهزادگان و هر از گاهی از متنفذین محلی و یا شخصیت های نظامی یا دیوانی تعیین میشدند. در نتیجه در برخی موارد با توجه به جایگاهشان تفاوت هایی در میزان اختیارات ایشان به چشم میخورد. با این حال غالباً حکّام دارای کارکردها و وظایف یکسانی بودند. در این مقاله با اتّکا به منابع این دوره به بررسی چگونگی وظایف و کارکردهای حکّام و میزان اهمیّت این وظایف از دیدگاه حکومت مرکزی پرداخته میشود. دستاوردهای تحقیق نشان میدهد که کارکردهای حکّام در سه حوزه: سیاسی اداری، مالی اقتصادی و نظامی قابل تفکیک است. در این میان تأمین امنیت و سرکوب شورش ها با هدف حفظ اقتدار حکومت مرکزی، اخذ مالیات و تأمین نیروی نظامی از مهمترین وظایف حکّام محسوب میشد .این سه وظیفه به عنوان عامل بقای حکّام نقش مهمی را در این دوره ایفا میکرد. Abstract According to political aspects of the period, the territories of the Qajar dynasty were divided into several states and provinces. The ruler was at the top of the pyramid of power of states and provinces. Rulers often were determined from princes, influential persons or military and tribunal personnel. In some cases, due to differences of political positions of each appointment, a series of authoritative disagreement and discontent emerged. Nevertheless, rulers were appointed with similar functions and duties. In this article, we examine the functions and duties of rulers and the extent of importance of these duties in reference to the central government of the period. The results of this research show that we can discriminate the functions of rulers in three categories. These categories are: political, administrative and economical. The most important duties of rulers were preservation of security and repression of revolutions with the aim of keeping the authoritative legitimacy of the central government. Furthermore, Tax collections and utilization of militaristic reinforcements were some of the procedures with which rulers maintained repressive order in the period. Generally, political, administrative and financial duties, which have been exemplified earlier, were considered to be the agents that made the survival of the central government possible. Key words : Iran, Qajar Dynasty, Rulers of the States and Provinces.