یکی از رویدادهای سرنوشت ساز در تاریخ جنبش جنگل، اتحاد و همکاری آن با بلشویک ها بود. اما این همکاری نه تنها در دست یافتن جنبش به اهدافش کمکی نکرد، بلکه منجر به تضادهای سیاسی- ایدئولوژیک گردیده و در نهایت از توان و پویایی جنبش کاست. از دیگر پیامدهای این همکاری، آسیب های بسیاری بود که در پی جنگ های بی نتیجه بلشویک ها به مردم منطقه وارد شده بود. لذا، این پرسش در اینجا بررسی می شود که چه عواملی سبب سوق دادن جنبش به همکاری با بلشویک ها گردیدند ؟ در پاسخ، چند عامل مؤثر مورد مطالعه قرار گرفتند : یکی روابط دوسویه ای که از همان دوران انقلاب روسیه، بین بلشویک ها و جنبش برقرار شده بود. عامل دیگر تحلیل رفتن قوای جنبش در جنگ با نیروهای انگلیسی - دولتی بود. سومین عامل، رشد بلشویسم در ایران، در پی انقلاب 1917 روسیه بود. مجموعه این عوامل سبب شدند تا جنبش به همکاری با بلشویک ها روی آورد.
نوشته های پراکنده دوره قاجاریه درباره دماوند، در مجموع، حکایت از رونق و اوضاع مساعد این شهر در آن دوره تاریخی دارند. انتخاب تهران به پایتختی سهم مهمی در رونق اقتصادی و توسعه اجتماعی دماوند داشت. با این حال، دماوند خود دارای توانمندی های اقتصادی و اجتماعی حاصل از موقعیت طبیعی، جغرافیایی و اقلیمی بود، که پایتختی تهران زمینه شکوفایی این توانمندی ها را فراهم آورد. این پژوهش بر آن است تا در یک پژوهش تاریخی ضمن بررسی اوضاع اجتماعی و اقتصادی دماوند در بخشی از دوره قاجار، قابلیت ها و توانمندی های دماوند در این دوره را شناسایی و نقش هر یک را در توسعه و گسترش دماوند ارزیابی کند. اینکه مهم ترین زمینه های توسعه و گسترش دماوند در دوره قاجار کدام عوامل و در چه حوزه هایی بوده اند، پرسش این پژوهش است. در این مقاله این عوامل در پنج حوزه مشتمل بر موقعیت طبیعی و اقلیمی، عوامل اقتصادی، موقعیت جغرافیایی، جایگاه اداری و سیاسی و وضعیت فرهنگی شناسایی و مورد بررسی قرارگرفته است.
پژوهش حاضر به بررسی فرجام سر مطهر امام حسین و سرهای دیگر شهدا و محل دفن آنها، در دو بخش پرداخته است: بخش نخست، به فرجام سر امام و دیدگاه های مربوط به محل دفن آن می پردازد و پس از بررسی و بازکاوی اقوال متعدد در این باره، قول الحاق سر به بدن مطهر، را بر اقوال دیگر ترجیح می دهد. در بخش دوم به نقد و بررسی گزارش های مربوط به فرجام سرهای دیگر شهدا پرداخته شده است. بررسی ها، این باور را تقویت می کند که فرجام و محل دفن سرهای دیگر شهدا نامعلوم است.
پژوهش حاضر بر پایه این پرسش ها شکل گرفته است:1-موضع قشقایی ها در برابر نهضت ملی ایران چه بود و تا پایان چه مسیری را پیمودند؟2- طرح معروف به «طرح امنیتی- قشقایی»، گفته شده در اسناد CIA چگونه بود و قشقایی ها در برابر آن چه موضعی داشتند؟ با شروع زمامداری مصدق، رهبران ایل قشقایی، به چند دلیل، آگاهانه به نهضت ملی پیوستند.آنها با پشت سر داشتن قدرت تأثیرگذار ایلی و به عنوان شخصیت های سیاسی با داشتن دو و سپس سه کرسی مجالس شورای ملی و سنا، وزنه مؤثری در سیاست آن روز ایران بودند.همین تأثیر برجسته و آمیختگی حوزه قدرت ایلی آنها با حوزه منافع انگلیس و نفت جنوب باعث می شد تا مخالفان داخلی و به خصوص خارجی نهضت اهمیت خاصی برای آنها قایل باشند؛ از همین رو، از ابتدای دولت مصدق، کودتاگران تلاش کردند آنها را از نهضت جدا کرده؛ یا ایل قشقایی را به ناآرامی و شورش بکشانند تا دست کم دولت را در آن منطقه حساس گرفتار نمایند، اما در این راه توفیقی نداشتند.بر همین اساس طرح آمریکایی- انگلیسی کودتا جایگاه ویژه ای برای قشقایی ها قایل شد.این مقاله در برگیرنده کارکرد قشقایی ها در مورد کلیت نهضت ملی و حوادث پیش آمده در طول نهضت و کودتای 28 مرداد تا لحظه سقوط دولت در آن روز است.
مقاله حاضر در پی تبیین چگونگی و چرایی نگاه سفرنامه نویسان اروپایی به مقوله محرم در دوره قاجاریه می باشد.اساساً بررسی نظرات و دیدگاه های سیاحان اروپایی به پدیده های جهان شرق در این مقطع زمانی در چهارچوب مقوله ای به نام شرق شناسی قرار می گیرد. بنابراین براساس اندیشه شرق شناسی، اروپائیان هر پدیده ای را که در میان مردمان دیگر سرزمین ها می شناختند، بلافاصله با میراث تاریخی خویش می سنجیدند و با معیارهای خود آن پدیده را ارزیابی و چه بسا پست و نازل محسوب می کردند. هر چند نگارنده در این پژوهش قائل به انکار کلی بحث شرق شناسی نمی باشد و در مواردی این نوع نگاه را در بحث شناخت واقعی شرق مفید می داند. مقاله با استفاده از شیوه کتابخانه ای و مراجعه به سفرنامه های اروپائیان و با روش توصیفی – تحلیلی به بررسی و نقد دیدگاه های سفرنامه نویسان به پدیده محرم پرداخته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که در یک برآیند کلی ویژگی های مانند سطحی نگری، اروپامحوری، نگاه از بالا و استعماری که بربیشتر دیدگاه های سفرنامه نویسان اروپائیان حاکم بوده است؛ باعث شده است سفرنامه نویسان اروپایی دنیای شرق و در اینجا به طور خاص محرم را وارونه و دور از واقعیت نشان دهند. آنهاکارکردهای چندگانه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی محرم را نادیده گرفته و تنها نقاط ضعف آن را بزرگنمایی کرده اند. این نکته هم به جا می نماید که با وجود این نمی توان سهم این سفرنامه ها در شناخت بعضی از جنبه های محرم در این دوره را نادیده گرفت.
هدف پژوهش حاضر، بررسی دستاوردهای حکومت آل بویه عراق برای ساختار سیاسی - فرهنگی جهان اسلام می باشد. آل بویه پس از تصرف بغداد به رغم اختلافات مذهبی - نژادی با خلفای عباسی بنا به ملاحضات سیاسی - فقهی از براندازی خلافت سنی عباسی خوداری کردند. آنان با توجه به شرایط عراق پاره ای تمهیدات اعمال کردند که بر قوم مغلوب بتوانند مدیریت سیاسی خود را اعمال کنند . تکیه آل بویه بر دیوان سالاری توانمند ، اقدامات عمرانی – فرهنگی و دوری از تعصبات مذهبی عاملی مهم برای حفظ قدرت آنان بود . آل بویه به دلیل اختلافات قومی و ایدئولوژیکی با دیگر رقبا؛ سیاست تسامح و تساهل را در پیش گرفتند. لذا مقاله حاضر با روش توصیفی و تحلیلی بر آن است که دستاوردهای فرهنگی و سیاسی دولت آل بویه در عراق را تبیین تاریخی نماید . از یافته های مهم پژوهش نیز ، در دوره آل بویه رشد تشیع و علنی شدن شعایر و مناسک آن، پرورش دانشمندان و رواج فقه شیعی، رواج همزیستی مسالمت آمیز سیاسی و مذهبی با توجه به تنوع قومی و فرق متعدد اسلامی، رشد مباحثات علمی، کلامی و فلسفی اسلامی و احیاء نقش عنصر ایرانی در مناسبات سیاسی جهان اسلام می باشد .
گسترش مسیرهای ارتباطی برای فتح سرزمین های نو و تجارت بخشی از فرآیند توسعه تمدن ها محسوب میشود. ایرانیان نیز به واسطه قرارگیری در مسیر جاده ابریشم، به احداث راه و تأسیسات جانبی آن مانند پل برای گذر از موانع طبیعی و کاروانسرا به عنوان استراحتگاه و محل تأمین نیازهای مسافران مبادرت نموده اند. پژوهش حاضر درصدد اثبات نوآوری ایرانیان در پیوستن دو بنای مذکور به منظور کاهش حجم ساخت و ساز و ایجاد شرایط مطلوب برای استقرار کاروانیان و از بعد تحلیلی در صدد نمایش شیوه طراحی و قابلیت-های ساختاری پل ها برای تأمین فضای سکونت و با بررسی تاریخی نمایشگر شواهد تاریخی ادغام پل، محل اطراق و سیر تکامل آنهاست. شواهد مزبور از خلال سفرنامه ها و بررسی موردی استخراج شده است. نتایج حاصل نشان میدهد که نوآوری ایرانیان در احداث ""پل ـ -سکونتگاه""ها با هدف تأمین آب کاروانسرا، کاهش حجم ساخت و ساز در شرایط نامناسب برون شهری، کاهش حجم مصالح و وزن ساختار پل از طریق ایجاد فضای خالی درون سازه و استفاده از شرایط اقلیمی مناسب مجاور رودخانه ها برای سکونت صورت گرفته است. شواهد تاریخی نشانگر آنست که به مرور پیوند این دیدگاه کارکردی به بخشی از طراحی پل بدل گشته و پیوند آن با دیدگاه های زیباییشناسانه زمینه ساز شاهکارهای پل سازی عصر صفوی شده است.
اخباری گری در دوره ی زمانی اواخر قرن هفدهم تا اوایل قرن نوزدهم و بطور عمده در ایران، عراق و هند جریان داشته است. در ارتباط با علت شکل گیری و رشد این تفکر محافظه کار در فقه شیعی بطور عمده دو تبیین ارائه شده است: 1 تأثیرگذاری و انتقال نگرش های اخباری در قالب انتقال ایده ها و افکار صورت می گیرد با این فرض که اصول و معیارهای ثابتی برای گرایش های اخباری وجود دارد و چارچوب های مشخص فکری و انتزاعی برای عالمان اخباری تصور می شود؛ 2 نگرش اخباریِ صاحبان قدرت مهمترین عامل برای انتشار و گسترش دانسته می شود و نقش حکومت های شیعی در حمایت و حکومت های سنی در تضعیف عالمان اخباری مورد توجه قرار می گیرد، بنابراین اثرگذاری بافت سیاسی و اجتماعیِ حاکم برجسته می شود. در پ ژوهش حاضر، این دو نگرش به ترتیب در آثار شرق شناسانی همچون رابرت گلیو و خوان کول برجسته و نقاط ضعف آنها بررسی خواهد شد. سپس با تأکید بر نص گرایی بعنوان ویژگی مشترک اخباری گری و نواخباری گری، با استفاده از مفاهیم روان شناسی اجتماعی و هویت، نگاه سومی به عوامل شکل گیری و گسترش نص گرایی معرفی می گردد. در این نگاه جدید ابتدا تفکر مدرن بعنوان یک «دیگری» در برابر تفکر دینی معرفی و ایده ی تمایز از دیگری برای برجسته نمودن هویت مورد توجه قرار می گیرد. به نظر می رسد در شکل گیری و گسترش نص گرایی، این نگاه سوم از قدرت تبیینی بیشتری برخوردار است.