هدف : این تحقیق با هدف ارتقای کیفیت شیوه مستندنگاری آثار کاغذی و ایجاد پایگاه داده های برخط، از طریق تدوین شناسنامه های عمومی – پژوهشی، حفاظتی و مرمتی و فرم صورت وضعیت انجام شده است .
روش / رویکرد پژوهش : روش تحقیق، شامل مطالعات کتابخانه ای، مطالعات میدانی و نیز بررسی کتاب ها و مقالات الکترونیکی به منظور دستیابی به پیشینه مستندنگاری و ساختار استاندارد مستندنگاری مجازی و ارائه الگوئی استاندارد برای آثار کاغذی است .
یافته ها و نتایج : یافته ها و نتایج این تحقیق نشان می دهد که مستندنگاری جامع - تدوین شناسنامه استاندارد برای آثار کاغذی - علاوه بر صیانت داده ها، یکی از اقدامات مهم و پایه در مدیریت خطر ( به عنوان یکی از راهبردهای حفاظت پیشگیرانه ) محسوب می شود . ضمن اینکه بانک اطلاعات ایجاد شده داده در مورد اثر را به صورت مجازی و بر خط - در کمترین زمان - در دسترس پژوهشگران و یا کارشناسان قرار می دهد.
انقلاب مشروطیت ایران زمینه ساز تحولات اجتماعی ژرف و دامنه داری شد که از جمله آنها فعال شدن قشر وسیع زنان ایران در صحنه های اجتماعی بود. مقاله حاضر بر مبنای یکی از اسناد مرتبط، یعنی روزنامه انجمن (ارگان ایالتی آذربایجان)، به بررسی این موضوع پرداخته است.
گفتار حاضر با تکیه بر اسناد وزات خارجه انگلستان به بررسی نقش عبدالحسینتیمورتاش در منظومه دیپلماسی کشورمان در دوره رضاشاه و نقش دولت انگلیس در حذف وی از صحنه سیاسی ایران می پردازد. تیمورتاش که در سمت وزارت دربار، سکان هدایت دستگاه دیپلماسی را نیز بر عهده داشت، با تکیه بر حمایت های رضاشاه وارد مذاکرات مستقیم با دولتمردان انگلیس شد و با اتخاذ سیاست عدم تقابل آشکار با قدرت های موجود، ضمن نزدیکی استراتژیک به شوروی در جهت اعمال فشار بر دولت بریتانیا و با درپیش گرفتن منافع ملی کشورمان گام در این مذاکرات نهاد؛ اما مقاومت تیمورتاش در بسیاری از موارد اختلافی بین الطرفین را موجب شد - که بهعنوان «مسائل معوقه» از آنان یاد می شود- تا دیپلمات های آن کشور در مکاتبات خود با لندن عامل اصلی شکست مذاکرات خود با ایران را شخص تیمورتاش قلمداد نموده و به نوعی خواهان حذف وی از صحنه سیاسی ایران شوند.
شیخ ابواسحاق کازرونی در نیمه دوم قرن چهارم هجری در خانواده زرتشتی نومسلمانی در کازرون متولد شد. این دوره مقارن با حکومت آل بویه بود که با سیاست تسامح مذهبی از اقلیت های دینی حمایت می کرد و کازرون از اصلی ترین مراکز زرتشتی نشین فارس محسوب می شد. شیخ ابواسحاق بعد از تحصیل نزد مشایخ فارس، وارد طریقت ابن خفیف (از عارفان بزرگ شیراز) شد؛ چرا که کاربرد عملی این طریقت را در حوزه مذهبی بیشتر منطبق با اعتقادات خود مى دید. از این رو، مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع اصلی، درصدد پاسخ به این پرسش است که شیخ ابواسحاق چه نقشی در ترویج دین اسلام در کازرون داشتند؟ نتیجه تحقیق حاکی از آن است که شیخ ابواسحاق در اواخر قرن چهارم هجری طریقت خاص خود، موسوم به طریقت مرشدیه، را تأسیس کرد و موعظه خود را در راستای نشر اسلام در مساجد کازرون آغاز نمود که با مخالفت حاکمان زرتشتی روبه رو شد. شیخ ابواسحاق نیز با ساخت مسجد و خانقاه مرشدیه و همچنین تشکیل دسته مطوعه در کازرون، نسبت به تضعیف موقعیت زرتشتیان اقدام نمود که این عوامل، در غایت موجب گسترش دین اسلام در کازرون شد.
با وجود همه استواریها و کارسازیهای نهاد مرجعیت در اقلیم تشیع، و با وجود آنکه تمامی عرصههای معاش و معاد مقلدان را تا آنجا که وظیفه آن است زیر بال و پر گرفته است، از تحلیلهای عمیق در فهم حقیقت تاریخی این نهاد چندان خبری نیست. گه گُدار حکمتی ناگفته از سویی میآید و به گوشی میرسد، ولی بهنظر میرسد که شناخت تحلیلی از تاریخ اجتهاد و مرجعیت، همچنان عرصهای پوشیده و ناپیموده است. در مقاله ذیل نکتههایی برای فراهم کردن زمینة این شناخت به محضر شما تقدیم شده است.
علی رغم وقوع انقلاب مشروطه و تغییر ساختار حکومت از سلطنت استبدادی به حکومت مشروطه و همچنین تلاش اکثریت نمایندگان مجلس در دوره های اولیه آن برای ایفای نقش در صحنه تحولات سیاسی و تمایل به تمرکز زدایی، به تدریج سهم ایالات و مناطق در روند تصمیم گیری های کلان رو به نقصان نهاد. و با روی کارآمدن حکومت خودکامه پهلوی، تمرکزگرایی به یکی از ارکان اصلی حکومت پهلوی مبدل شد. در تاریخ معاصر ایران، تمرکزگرایی و تمرکززدایی، همپای توسعه نیافتگی و توسعه یافتگی سیاسی، با فراز و نشیب های کوتاه و بلندی همراه بوده است. در همین دوره، گاه به توسعه یافتگی سیاسی نزدیک و گاه از آن دور شده ایم. در دوره معاصر تاریخ ایران، تمرکزگرایی را بیشتر و تمرکززدایی را کمتر تجربه کرده ایم، ولی به رابطه میان تمرکزگرایی و توسعه نیافتگی سیاسی و تمرکززدایی و توسعه یافتگی سیاسی، توجه جدی تری شده است. پرواضح است که سخن گفتن در مورد تحولات سیاسی تاریخ معاصر ایران و بررسی کم و کیف این تحولات به دلیل تنوع موضوعات و گستردگی مباحث، کاری بس دشوار است. بنابراین در این پژوهش می کوشیم تا علت یکی از منازعات تاریخ معاصر ایران که همانا بحثی پردامنه به نام تمرکزگرایی و یا تمرکززدایی است را با توجه به فقدان پژوهشی متقن و مستند در این باره را دریابیم. پرسش اصلی این پژوهش این است که چه رابطه ای میان توسعه سیاسی و تمرکزگرایی در تاریخ معاصر ایران وجود دارد و وقوع دو انقلاب بزرگ مشروطه و انقلاب اسلامی چه تأثیری بر رابطه ای متقابل این دو متغیر نهاده است؟
بررسی تاریخ اجتماعی پیروان یک مذهب، توجه همه جانبه به زندگی و نکته های ریز دخیل در فرایند شکل گیری تاریخ آنان، از جمله نمادهای اجتماعی را طلب میکند. نمادها از مؤلفه های تأثیرگذار در تاریخ اجتماعی است که از عوامل گوناگون تأثیر میپذیرد. بحث و مطالعه دربارة تاریخ اجتماعی شیعیان نیز از این قاعده کلی مستثنا نیست. نوشتار حاضر به برخی نمادهای زبانی در تاریخ اجتماعی شیعیان در دوره حضور معصومان(ع)، اشاره میکند. در این نوشتار به مواردی از چگونگی عملکرد و رفتار شیعیان پرداخته شده که اختصاص به آنان داشته و از باورها و عقاید آنان حکایت دارد، به گونه ای که با مشاهده این رفتار میتوان باور و عملکردهای شیعی را از غیر شیعی تشخیص داد.