در آستانه جنگ جهانی اول، انگلیسی ها به منظور حفظ خط ارتباطی هند- ایران، راه آهن سراسری هندوستان را از طریق بلوچستان هند به دزدآب، در بلوچستان ایران، متصل کردند. پس از این اقدام و تسریعِ حمل کالا به هند، شماری از سیک های هندی به دزدآب که بعدها به زاهدان تغییر نام داد، مهاجرت کردند. اما سکونت سیک ها در کنار مسلمانان مناقشات و رقابت هایی در پی داشت که متأثر از اوضاع سیاسی و مذهبی هندوستان بود. در این نوشتار در نظر است تا با روش تطبیقی و تحلیلی و با تکیه بر اسناد و منابع کتابخانه ای به این مساله پاسخ داده شود که آیا پیش و پس از استقلال هندوستان به عنوان موطن اصلی سیک ها ، تغییرات مشهودی در زاهدان ایجاد شد که پیامد حضور مهاجران سیک دراین منطقه باشد؟ بررسی تطبیقی سه متغییر وضعیت اقتصادی، اجتماعی و مذهبی گروه مهاجر در منطقه و تاثیر وضعیت سیاسی و مذهبی مقصد و مبدا مهاجرت بر این سه مولفه بیانگر آن است که مهاجرت اقلیتی غیر مسلمان و غیر ایرانی به زاهدان، به واسطه شکل گیری گمرک، اتصال راه آهن هند به دزدآب و به منظور اهداف اقتصادی صورت گرفت. کمابیش فرصت های اقتصادی در زاهدان برآمده از سیاست های اقتصادی و بازرگانی در هند بود که بر روند و توسعه اقتصادی زاهدان تأثیر مستقیم داشت. اتباع هندی به ویژه سیک ها با بهره گیری از این سیاست ها به سود های سرشاری دست یافتند و در برخی موارد محرومیت تجار بومی از عواید این سیاست ها را سبب شدند. به دنبال تغییر سیاست های اقتصادی هند که مناقشات مذهبی و سیاسی مهم ترین علت آن محسوب می شد روند مهاجرت دگرگون شد و با کاهش فرصت هایِ اقتصادی در زاهدان گمرک این شهر که مسیر توسعه را می پیمود به سوی سراشیبی کشانده شد.
هدف: این پژوهش ٬ با هدف بررسی وضعیت موجود حفاظت رقمی آرشیوهای ملی،منتخب عضو شورای جهانی آرشیو،از طریق شناسایی راهبردها و شیوه های نگهداری،انباره های رقمی،استانداردها، فرمت ها و ابزارهای ذخیره سازی، سطوح دستیابی ٬ و امنیت انجام گرفته است.
روش/رویکرد پژوهش : در این پژوهش از پیمایش تحلیلی و توصیفی استفاده شده است.در این روش،با استفاده از ابزار پرسشنامه، جامعه مورد مطالعه،از نظر مسائل مربوط به حفاظت رقمی در دو دسته آرشیوسازی رقمی و دستیابی دائمی مورد بررسی قرار گرفته است.پرسشنامه از طریق پست الکترونیکی برای جامعه مورد مطالعه فرستاده شد که شامل11آرشیو ملی منتخب عضو شورای جهانی آرشیو بودند.
یافتهه ا: 91/90درصد آرشیوهای ملی از رسانههای مغناطیستی پیوسته و تیب لایبرری؛ 82/81 درصد از فناوری سن؛91/90 درصد از استاندارد متس و الگوی مرجع اُ.اِی.آی.اس.؛ 91/90 درصد از فرمت پی.دی.اف.، تیف ، ام.پی.3 ،و دبلیو.ای.وی.ای؛ 100درصد از راهبرد تهیه پشتیبان ؛ 45/45 درصد شیوه دستیابی به کل مجموعه بهصورت رایگان، شیوه دستیابی با محدودیت حق مؤلف، و شیوه دستیابی رایگان به بخشی از مجموعه اسناد رقمی؛ و100 درصد از سازوکار اثبات/تأیید و مدیریت کنترل دستیابی استفاده می کنند.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که بهدلیل کیفیت و عمر بالای رسانههای مغناطیستی برخط و تیب لایبرری و نیز سن ها- بهواسطه ادغام بهتر و میسر ساختن اشتراک تسهیلات پشتیبان - این ابزارها برای ذخیرهسازی و حفاظت بلندمدت پشتیبان ها و اسناد رقمی در آرشیوهای ملی مناسب هستند.استاندارد متس و الگوی مرجع اْ.ای.ای.اس ، ای.اِی.دی [1] و فرمتهای پی.دی.اف.،تیف، ام.پی.3 ،و دبلیو.ای.وی.ای از استانداردهای مناسب اسناد رقمی در آرشیوهای رقمی هستند.راهبرد تهیه پشتیبان و انتقال اطلاعات و دستیابی به کل مجموعه،بهصورت رایگان و با محدودیت حق مؤلف و بهکارگیری سازوکار تأیید/اثبات و مدیریت کنترل دستیابی برای حفاظت رقمی بلند مدت اسناد رقمی در آرشیوهای ملی مناسب هستند
e major function of an ideology is to provide the people of a society with a homogeneous
identity and accordingly contribute to the legitimacy of a government. Aiming to solve its
legitimacy crisis, the Pahlavi Government tried to develop a speci-c ideology, and to present
a new identity to Iran’s society based on that ideology during 1960’s and 1970’s. is need
arose because of the economic and social modernization policy which Pahlavi’s Government
adopted during this period in order to keep pace with global developments.
e main question of the present research is: which key elements and foundations formed
this ideology adopted by Mohammad Reza Shah's Government, and to what extent did the
fundamental functions of this ideological system help in recreating the legitimacy of the Pahlavi
Government? is research studies this subject through historical and descriptive-analytic
methods of investigation. is study concludes that according to the records, the Pahlavi Government
used some elements such as the White Revolution, Imperial Nationalism, secularism,
pseudo-nativism, pseudo-religiousness and pseudo-pro-democracy to create this ideology
during 1960's and 70’s. e ideology was not a practical success in supporting the legitimacy of
the Pahlavi Government and solving its legitimacy crisis, since it did not meet the real requirements
of society and was not in compliance with global developments. It also lacked internal
consistency and appropriateness in its miscellaneous and incompatible elements. e Pahlavi
Government was emphasizing nationalism a er the nationalism era had ended
احمدبن طیب سرخسی، شاگرد و مصاحب کندی، از آغازگران جریان فلسفه یونانی در میان مسلمانان به شمار می رود. او که در بسیاری از شاخه های علم متفنن بود، برخی از کتب علمی- فلسفی یونانی را به زبان عربی ترجمه یا اقتباس کرد؛ با این همه، هیچ یک از آثار او به دست ما نرسیده است. در میان آثار منسوب بدو، چند کتاب و رساله در جغرافیای ریاضی و وصفی به چشم می خورد؛ یکی از این آثار، سفرنامه سرخسی است به جزیره، شامات و فلسطین. برخی فقرات و عبارات این سفرنامه در منابع کهن عربی پراکنده است که با گردآوری و توضیح آنها، می توان بخشی از سفرنامه را بازسازی کرد و بدین ترتیب وضعیت جغرافیایی بخشی مهم از جهان اسلام را در اواخر قرن سوم هجری فراروی قرار داد.
مقاله حاضر به فتح شهر قزوین و تحولات کالبدی فضایی آن در دوران اسلامی (قرن اول تا اوایل قرن ششم ه. ق.) می پردازد. هرچند مطابق با منابع موجود، جزییات مربوط به چگونگی فتح قزوین از سوی مسلمانان چندان روشن نیست، ولیکن به نظر می رسد این امر در یک نوبت و به سادگی محقق نشده است. از این پس قزوین به عنوان یکی از ثغور مهم اسلام که خصوصا از سوی دیلمیان مورد تهدید است، مطرح بوده که تلاش دستگاه خلافت از طریق ذکر احادیث و روایاتی چند برای القا موقعیت و منزلتی خاص برای آن در خصوص سکونت و دفاع نیز به احتمال قوی به این دلیل است. به نظر می رسد نخستین گام مهم و قابل توجه در رابطه با شهر قزوین ایجاد دو شهر قلعه به نام-های مدینه موسی و مدینه مبارکه در فاصله کمتر از هزار متری از شهر موجود، در زمان خلفای عباسی است. این در حالی است که شاید به نوعی نقطه عطف وقایع و تحولات اثرگذار بر قزوین، سفر هارون الرشید و بنای مسجد جامع، اقدام جهت توسعه شهر و اهتمام به احداث بارو باشد که موقوفاتی نیز در این زمینه تخصیص می یابند. از این زمان است که در توصیف قزوین از اعتبار یافتن آن سخن به میان رفته و حدود و ثغور شهر کم کم شکل گرفته و مشخص می شود، حدودی که در قالب آن، شهر در طول قرون سوم (تکمیل شدن باروی شهر) تا ششم ه. ق. توسعه یافته است. قزوین در دوره سلجوقیان (قرن پنجم و ششم ه. ق.) و خصوصا به علت پیشرفت فرقه اسماعیلیه در ناحیه الموت، از سوی سلاطین سلجوقی مورد توجه قرار گرفته و در این بازه زمانی ابنیه و عمارات متعددی در شهر احداث می-شود.
در این مقاله به بررسی سنگ نبشته ای نویافته، از مزرعه حاج مَدِ دره مرادبیک همدان که به خط و زبان پهلوی نگاشته شده، پرداخته شده است. خط این سنگ نبشته مانند دیگر سنگ نبشته های پهلوی از این دسته (سنگ مزارها)، مربوط به واپسین سال های دوره ساسانی و آغاز ورود اسلام به ایران است.
نکته ای که این سنگ نبشته را از دیگر نبشته های پهلویِ متاخر جدا می سازد، پدیده رخنه کردن زبان فارسی دری در زبان و خط پهلوی به کار رفته در این سنگ نبشته است که جایگاه ویژه ای از نظر بررسی تحول زبانی برای این سنگ نبشته پهلوی ایجاد کرده است.
اقلیت مسیحی در ایران پس از ورود اسلام به این سرزمین، وارد عصر جدیدی شد. در این دوران که مشخصة اصلی آن، آشفتگی ساختارهای جامعه ایران پس از فروپاشی دولت ساسانی بود، مسیحیان اقدام به تجدید قوای اندیشه های مذهبی و کلامی و ساختار جامعه خویش کردند. با تحکیم پایه های اسلام در ایران و استحکام اقتدار سیاسی جهان اسلام، مسیحیان بر اساس بعضی احکام اسلامی مربوط به اهل ذمّه و برخی قواعد عرفی جامعة اسلامی، که بسیاری از آنها با آموزه های دین اسلام مغایرت داشت، با محدودیت هایی روبه رو شدند. مقارن با اواخر سده چهارم هجری، اقلیت یادشده در فضای سیاسی و فرهنگی تازه ای که حکومت غزنوی و بعضی از متحجران دینی تحت حمایت آنان ایجاد کرده بودند، وارد یک عصر بحرانی شد که تا قرن ششم هجری امتداد یافت.
در این پژوهش، وضعیت اقلیت مسیحی در ایران در سده های چهارم تا ششم هجری با نگاهی فراگیر (غیرنخبه گرایانه) و با تأکید بر تمام قشرهای این اقلیت مذهبی، بررسی میشود.
محمدبن ابوبکر از معدود چهره های شاخص در تاریخ فرهنگ اسلامی است که اصالت و شرافت خاندانی و ایمانی را توأمان در خود جمع کرده بود. از یک سو، پیوند نَسَبی او با ابوبکر، و از سوی دیگر، پیوند ولایی او با امام علی(ع) موجب شد که چهره ی وی در منابع شیعی و سنی بازتاب های مختلف یابد.
چرایی بازتاب متفاوت چهره ی محمدبن ابوبکر در منابع فریقین، عمده ترین مسئله ای است که این مقاله میکوشد با توسل به روش توصیفی- تحلیلی، به ایضاح آن همت گمارد و نشان دهد که تاریخ نگاری اسلامی، با عنایت به موقعیت دودمانی و ایمانی او، چهره ی دوگانه ای از وی ترسیم کرده است که از حیث ارزشی با یکدیگر برابر نیستند. این نابرابری که در قالب دو سیرت پاک و ناپاک از او بازتاب یافته است، ریشه در نوع نگرش منابع شیعی و سنی به زیست نامه و شجره نامه ی وی دارد که به مثابه ی ابزاری برای این ترسیم دوگانه، مورد بهره برداری قرار گرفته اند.
به هنگام سلطنت قاجاریان، کشور ایران در نظام بین الملل جایگاهی درخور یافته بود. ایران در سیاست بین الملل، ازحیث ژئوپولیتیک، پنج کاراکتر ممتاز یافته و این موضوع سبب شده بود به کشوری تأثیرگذار در عرصه روابط بین الملل تبدیل شود. طرفه آنکه، این موقعیت مهم از رقابت های جهان گیرانه میان قدرت های برتر زمانه نصیب ایرانیان شده بود و قاجاریان، در پدیدارسازی آن نقشی نداشتند. موقعیت کریدوری ایران سبب می شد کشورهای قدرتمند نتوانند از وضعیت راهبردی ایران که در رقابت میان قدرت های بزرگ نقشی مؤثرداشت، چشم پوشی کنند. کانال ایران برای انگلستان نقش ممانعتی ایفا می کرد و برای قدرت های بزرگِ دیگر نقش ویژه نفوذیابی داشت. همچنین، کشور ایران درمیان دو دولت مداخله گر و قدرت مند روسیه و انگلستان، نقش دولت حائل را بازی می کرد که نه مستعمره می شد و نه مستقل می ماند؛ بلکه فقط به ایفای نقش ضربه گیر در رقابت نفس گیر میان دو ابرقدرت زمانه می پرداخت. ناگفته نماند که ایران و آسیای مرکزی درگیر یک بازی بزرگ نیز شده بودند؛ بازی بزرگی که میان بریتانیا و روسیه بر سر ایران، افغانستان، هند و آسیای مرکزی به وجود آمده بود. مسئله هند، ویژگی دیگر بود؛ زیرا هند اهمیتی غیر قابل چشم پوشی برای انگلستان داشت و می بایست به هر ترتیب، در اختیار بریتانیایی ها باقی می ماند. ایران برای انگلستان، نقش قلعه مدافع هند را دربرابر قدرت های بزرگی چون فرانسه، روسیه، و پروس (آلمان بعدی) داشت؛ زیرا هریک از این قدرت ها می خواستند هند را از تصرف انگستان خارج کنند و قدرت یکه تاز و توازن دهنده انگلیسی ها را در اروپا از بین ببرند.کشف نفت، اهمیت ایران را دوچندان ساخت؛ زیرا، به منزله موتور توسعه بود و تصاحب آن، سبب برتری بی چون وچرا در رقابت های دریایی میان قدرت های برتر می شد. نگارنده تلاش می کند با خوانشِ متن سفرنامه های پارسی گردان شده روس هایی که در زمان سلطنت قاجاریان به ایران آمده اند، ویژگی های پنج گانه ژئوپولیتیکِ کشور ایران را بررسی کند
سادات از مهم ترین گروه های اجتماعی در تاریخ اسلام هستند، گرچه در رویکرد به مفهوم سیادت در ادوار مختلف، شاهد تغییراتی هستیم. در دوره صفویه نیز، مفهوم و مصداق سیادت از چالش های نظری مؤثر بر واقعیت های آن عصر به شمار می رود. در این پژوهش، گستره ی مفهومی سیادت (هاشمی، طالبی، علوی...) و نحوه ی انتساب سیادت(پدری، مادری) براساس تحلیل مفهومی و متنی منابع مختلف، مورد بررسی قرار گرفته تا تعریفی کامل از مفهوم سید و سیادت در این دوره به دست آید.
بر اساس بررسی های انجام شده، هرچند درباب مفهوم سیادت و نحوه ی انتساب آن، در منابع فقهی، حدیثی، جدلی و نسب نامه نگاری عصر صفوی با دیدگاه های متنوعی روبه رو هستیم، اما دقت در منابع تاریخی این عصر نشان می دهد؛ مفهوم سیادت در این دوره با تعریف سیادت فاطمی انطباق داشته است.
«خود» و «دیگری» یک مفهوم دائمی است که همواره «خود» برای درک پیرامون با ایجاد یک «دیگری» سعی دارد که «هستی» را معنی کند؛ با چنین منظری در این مقاله می کوشیم به ناسازگاری انتظارات هنجاری در قالب مفهوم دوسوگرایی جامعه شناختی بپردازیم که منشاء بسیاری از مشکلات اجتماعی است و ریشه در شرایط تاریخی جامعه دارد. به رغم دیدگاه های استعماری سفرنامه نویسان و شرق شناسان انگلیسی از دوران قاجار، شناسایی و دسته بندی رفتارهای اجتماعی از منظر یک بیگانه، زمینه ی نسبتاً مناسبی برای دریافت خاستگاه اجتماعی ناسازگاری های هنجاری در اختیار پژوهش های جامعه شناسی- تاریخی قرار می دهد.در این میان از نگاه یک شرق شناس و سفرنامه نویس به نام جورج کرزن به ریشه یابی این مسئله در دوره ای از سلطنت ناصرالدین شاه قاجار می پردازیم. جامعه ی آماری مشتمل بر ده سفرنامه ی انگلیسی است که در دوره ناصرالدین شاه قاجار به نگارش درآمده است.در این میان سفرنامه ی جورج کرزن با نام ایران و قضیه ی ایران برای نمونه بررسی شده است.بر اساس دیدگاه مرتون و با بهره برداری از رویکرد روشی نوع شناسی و فنون بررسی تاریخی و تحلیل محتوای کیفی، انواع دوسوگرایی جامعه شناسی و روان شناسی در سفرنامه ی مذکور مورد شناسایی قرار گرفته و بستر اجتماعی آن بررسی شده است. نتایج بیانگر آن است که رفتار منحرفانه (دو سوگرایی روان شناختی) که برخاسته از نوع پنجم دوسوگرایی جامعه شناختی(تعارض میان ساختار فرهنگی و اجتماعی) است، بیشتر از انواع دیگر آن در سفرنامه کرزن مورد اشاره قرار گرفته است.همچنین، شیوع رفتار مقلدانه، به ویژه از سبک زندگی غربی که به نوع ششم دوسوگرایی جامعه شناختی نسبت داده می شود، بیشتر در میان طبقات بالا و در عرصه ی فرهنگی- سیاسی، در این سفرنامه دیده شده است.