برای مطالعه تاریخ فرهنگ و معارف اسلامی، دسترسی به آثار کهن ضروری است. بسیاری از این آثار در گذر زمان از میان رفته اند و نسخه ای از آنها بر جا نمانده است. بازسازی این آثار با پی جویی نقل قول ها در آثار متأخرتر، در چنین شرایطی ضرورت پیدا می کند؛ البته، این روش با مشکلاتی متعدد روبه روست. این مطالعه به منظور بازسازی روشمند کتاب المزار سعد بن عبدالله اشعری، صورت گرفته است؛ اثری که ظاهرا حدود هزار سال از ناپدید شدنش می گذرد. بدین منظور، نخست با شناسایی جایگاه سعد بن عبدالله اشعری همچون یک متکلم و محدث برجسته شیعی، احتمال باقی ماندن آثارش بررسی می شود. آن گاه کوشش خواهد شد اولا، روایات کتاب المزار سعد از دیگر روایات بازمانده از خود وی ضمن آثار مختلف متأخرتر شناسایی شوند، و ثانیا، ساختار کلی اثر و نحوه چینش این روایات کنار هم نیز، بر پایه فرهنگ تدوین رایج در عصر وی شناخته شود، و بدین سان اصل اثر بازسازی گردد.
اجازه، اصطلاحی برای گواهینامه های متنوّع علمی است که اعطا، دریافت و گردآوری آنها در دانش حدیث اسلامی ریشه دارد. اجازات حدیثی گونه ای از این گواهینامه ها هستند که به مُجاز حق می دهد متن خاصی را از صادرکننده آن (مُجیز) به نسل بعدی شاگردان منتقل کند و جایگاه شاگرد را در زنجیره متصل مشایخ (اِسناد) که به مؤلف اصلی متن بازمی گردد، تثبیت می کند. علاوه بر این دو هدف اصلی، متن اجازات روایی، دربرگیرنده آگاهی های زیادی در شاخه های مختلف علوم اند. مطالعه و بررسی دقیق این متون که از اسناد مهم تاریخی به شمار می روند، در پژوهش های تاریخی بویژه در شناسایی زوایای کمتر شناخته شده سنّت علمی امامیه و شبکه های به هم پیوسته عالمان، بسیار سودمند است. این نوشتار می کوشد تا با ذکر نمونه های متعدد، کارکردهای مختلف اجازات حدیثی از جمله دستیابی به شرح حال عالمان امامی، آشنایی با میراث علمی آنها، بررسی اصالت منابع مکتوب، شناسایی کتاب های متداول در حوزه های مختلف علمی، اطلاعات جغرافیای مناطق شیعی نشین و داده های فراوان تاریخی دیگر را در پژوهش های تاریخی دوره صفوی، نشان دهد.
اسلام یک دین تمدنی و شهری است. بارزترین تأکید تاریخی بر شهری بودن اسلام، اقدام رسول خدا(ص) در نخستین سال هجرت برای پیاده کردن طرح جامع شهر یثرب بود. در حقیقت اسلام برای تحقیق اهداف اجتماعی و دینی خویش به شهر نیاز داشت. تاریخ اسلام سرشار است از مأموریت سکونت شهروندان و اقطاع اراضی و مرابطه (مرزبانی) در سرحدات کشور اسلامی که به تدریج به شهر تبدیل شدند. دو عاصمه عظیم اسلام بغداد و قرطبه اولی در شرق فتوحات اسلامی و دیگری در غرب آن به دلایل و شرایط سیاسی و امنیتی و اجتماعی به وجود آمدند و جزء مراکز مهم سیاسی اداری در جهان اسلام شدند. در قرن چهارم هجری این دو پایتخت عظیم از لحاظ فرهنکگ و تمدن به اوج شکوفایی خود رسیدند. وجود یکسری عوامل، زمینه ساز رشد و ترقی آنها در قرن چهارم بود. البته شباهت ها و تفاوت هایی در سیر رشد و پیشرفت آنان وجود داشت. ایجاد روحیه تاهل و تسامح و آزاد اندیشی، دستاوردهای علمی و فنی در تمدن اسلام را سبب شد و در بحث های اصلی علوم آن روز از قبیل حدیث، فقه، اصول، منطق، عرفان، فلسفه، ریاضیات، پزشکی، نجوم، شیمی، فیزیک و... نهضت نیرومند، ریشه دار و آینده نگر تحقیقات و ترجمه جریان داشت. بنابراین در هر دو پایتخت دانشمندان بسیاری در توسعه این علوم فعال بودند ونوآوری ها و دستاوردهای زیادی در علوم گوناگون از خود به جای گذاشتند.
هدف : هدف اصلی پژوهش حاضر، علاوه بر تبیین ویژگی های اسناد دیوانی دوره تیموری(قرن نهم قمری)، بررسی نقش و اهمیت این اسناد در شناخت ساختار قدرت و نظام دیوانسالاری تیموریان است.
جامعه آماری : جامعه مورد بررسی، کلیه اسناد دیوانی صادرشده از جانب شاهان تیموری (سلطانیات) است که اصل سند در حال حاضر در آرشیوها یا موزه های کشورهای مختلف نگهداری می شود.
روش/ رویکرد پژوهش : شناسایی و گردآوری اسناد مورد نظر این پژوهش در سراسر جهان، به روش کتابخانه ای و مراجعه به آرشیوهای مختلف صورت گرفته است. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از روش تحقیق تاریخی مبتنی بر متون معتبر انجام پذیرفته است.
یافته های پژوهش : از دوره تیموری- با وجود متون تاریخی متعدد و معتبر- اسنادی که اصل آنها به دست ما رسیده باشد، محدود و انگشت شمار است. این تحقیق نشان می دهد که علاوه بر 9 سندی که تاکنون از این دوره شناخته شده، دو سند نیز در آرشیو ملی افغانستان نگهداری می شود که مربوط به سلطان حسین بایقرا، آخرین زمامدار تیموری است. باوجود مشابهت های کلی، اسناد متعلق به دوره تیموریان را در مقاطع مختلف، با توجه به زمان و مکان صدور سند، می توان مورد بررسی قرار داد؛ به ویژه، فرمان های صادره از جانب شاهرخ، که همگی به فاصله یک سال صادر شده و مکان صدور آنها مربوط به غرب ایران است.
نتیجهگیری : تعداد اسناد اصل برجای مانده از دوره تیموری، بازگوکننده نکات مهمی از تاریخ سیاسی – اجتماعی زمان خود است؛ هرچند تعداد آنها انگشتشمار است و موجب شده کماکان ناگفته های زیادی در خصوص ساختار دیوانی و نظام دیوانسالاری این عصر وجود داشته باشد. نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد که اسناد موجود حکایت از ساختاری خاص دارد که در پرتو آن می توان رابطه بین شاه، شاهزاده، و خان مغول در عصر تیمور را بررسی کرد. در عصر شاهرخ نیز وابستگی های مکانی و زمانی صدور اسناد را باید با توجه به حوادث و رویدادهای ثبت شده در متون تاریخی مورد توجه قرار داد.
هدف : پژوهش حاضر، درصدد بررسی سیاست مجموعه سازی آرشیوهای وب ملی کشورهای منتخب (استرالیا، سوئد، فرانسه، زلاندنو و بریتانیا)؛ به منظور ارائه سیاهه پیشنهادی برای مجموعهسازی آرشیوهای وب ملی است.
روش/رویکرد پژوهش : برای بررسی مفاهیم، از روش کتابخانهای و مطالعه منابع و متون استفاده شد. در ادامه، با مطالعه وبگاه آرشیوهای وب ملی کشورهای منتخب و مکاتبه با دست اندرکاران مربوط، سیاستهای مجموعهسازی منابع وب در آرشیوهای مذکور گردآوری و براساس تحلیل محتوای هریک از سیاستهای مجموعهسازی، سیاههای منسجم و جامع ارائه شد .
یافتههای پژوهش : آرشیوهای وب مورد مطالعه، از لحاظ معیارهای مجموعهسازی منابع، متفاوتاند: آرشیو وب پاندورا، 101 معیار؛ آرشیو وب کالچرارو3، 17 معیار؛ آرشیو وب زلاندنو، 21 معیار؛آرشیو وب کتابخانه ملی فرانسه، 15 معیار و آرشیو وب بریتانیا، 19 معیار را در مجموعهسازی خود بهکارگرفتهاند.
نتیجهگیری: معیارهای مجموعهسازی بهدست آمده از بررسی سیاستهای مجموعهسازی آشیوهای وب ملی کشورهای منتخب، بهصورت سیاههای متشکل از 8 عامل (عوامل کلی انتخاب انتشارات پیوسته، انواع انتشارات، عنوان، اولویتبندی نسخههای چندگانه، مسائل قانونی، استثناها، اصول کلی انتخاب، و وارسی کل دامنه)؛ 32 ملاک؛ و 107 نشانگر برای آرشیوهای وب ملی تعیین گردید.
هدف: هدف از این پژوهش معرفی و بررسی محتوایی و تاریخی یک فرمان رسمی از دوران سلطنت شاه صفی است.
روش/رویکرد پژوهش : پژوهش حاضر با رهیافت تاریخی و به روش توصیفی-تحلیلی با استناد بر وقایع نگاری های رسمی و پژوهش های تاریخی، تلاش شده تا به پرسش اصلی تحقیق پاسخ داده شود.
یافته ها و نتایج : یافته ها نشان می دهد که با مرگ شاه عباس اول سیاست حمایت از غلامان گرجی در برابر ترکان قزلباش دچار نقصان گردید، و جامعه صفوی با چالش جدیدی از اختلاف میان امرای بزرگ ترک و غلامان گرجی مواجه شد. بطوری که شاه صفی در مقام پادشاه جدید صفوی در حرکتی نمادین برای جلوگیری از گسترش یافتن دامنه این نوع کشمکش ها، به روشی مسالمت آمیز در چهارچوب یک فرمان حکومتی، با ایجاد پیوند خانوادگی میان دو چهره نیرومند سیاسی و نظامی، یعنی زینل خان شاملو در مقام نایب السلطنه و سپهسالار صفوی، و دیگری صفی قلی خان گرجی در منصب بیگلربیگی بغداد و عراق عرب تلاش کرد به این نوع دشمنی ها خاتمه دهد. اما ماجرای صدور فرمان آن پادشاه در قتل زینل خان که پس از مدتی کوتاه روی داد، و این مسأله ناشی از اهمال زینل خان در اعزام نیرو های قزلباش به غرب ایران، برای حمایت از صفی قلی خان در برابر محاصره بغداد توسط ترکان عثمانی بود، نشان می دهد که حکم پادشاه برای غلبه بر این نوع اختلاف ها تأثیری نداشته است، و شاید همین حادثه موجب گشت تا شاه صفی در شیوه حکومت داری به خشونت و بی رحمی روی آورد.
غالباً در مباحث تاریخ فرهنگ و تمدن ملل مسلمان از نقش تمدن های پیش از اسلام در شکل گیری تمدن مسلمین و یا مراکز علمی موثر در انتقال مواریث علمی گذشته به عالم اسلام سخن به میان می آید. تمدن ایرانی، یونانی، هندی و مصری مهم ترین آنهاست. در یادکرد از مراکز علمی ایران در اواخر دوران ساسانیان نیز به شهر جندی شاپور و یا خراسان، به ویژه نیشاپور و مرو، شاهجان و برخی دانشمندان برآمده از این نواحی و یا مهاجر به آن، اشاره می شود. مسئله ایی که در این مقاله بدان توجه شده آن است که دانشمندان طبرستان و فضای علمی ـ فرهنگی آن چه نقشی در انتقال دانش عصر ساسانی به تمدن اسلامی داشتند؟ به نظر می رسد و فرض بر این است که طبرستان در سده های نخستین هجری، مرکزی فعال در امور علمی در حوزه های مختلف از جمله طب، نجوم و ریاضیات وحتی ادبیات پارسی بوده است. در این پژوهش با استفاده از منابع متنوع و گزارش ها و مستندات تاریخی، به نمونه هایی از دانشمندان این ناحیه اشاره و سپس تبیین و تحلیلی از چگونگی رشد علمی آنان ارائه خواهد شد. آنگاه با اشاره به شواهد تاثیر گذاری علمی آنان بر محیط جدید علمی جهان اسلام، این مقاله در صدد برخواهد آمد تا نقش طبرستان در انتقال دانش عصر ساسانی به دوره اسلامی را پی گیری نموده و نشان دهد.
فرایند و چگونگی قدرت گیری بنی امیه از مباحث مهم و اساسی در تاریخ اسلام است. آنان از همان آغاز پذیرش اسلام که پس از حدود دو دهه مخالفت و ستیز با اسلام و بنی هاشم صورت گرفت، در پی آن بودند تا به هر طریق ممکن، سروری پیشین خود را بازیابند؛ اما ورود معیارهای جدید به عرصه اندیشه عرب مسلمان و پیدایی ارزش ها، برای مدتی برآمدن چنین آرزویی را محقق نمی ساخت. شکل گیری جریان سقیفه در پی رحلت پیامبر(ص) که منجر به حضور عناصری از امویان در بدنه حکومت شد، به تدریج زمینه ساز قدرت یابی ایشان گردید. خلیفه دوم با دمیدن روح بلندپروازی در معاویه که حکومت شامات را در اختیار او گذاشته بود، امویان را در کسب قدرت، جدی تر کرد. با روی کار آمدن عثمان که خود از بنی امیه بود، آنان هم کلید بیت المال را و هم شمشیر سلطان را در دست گرفته و از هرحیث خود را تقویت کردند. آنان به ستیز با خلافت امام علی(ع) پرداخته و انواع مشکلات را برای آن حضرت به وجود آوردند و سرانجام با وادار کردن امام حسن(ع) به صلح، به آرزوی دیرینه خود رسیده و حکومت جهان اسلام را از آن خود کردند و بدین گونه خلافت از خاندان نبوت به خاندان بنی امیه انتقال یافت. این مقاله در پی بررسی این زمینه ها است.
فرضیه اصلی پژوهش برای علت یابی دست یابی امویان به قدرت، جریان سقیفه، حضور طولانی مدت معاویه در شام و سست عنصری عراقیان است.
خلیج فارس و مناطق حاشیة آن در طول تاریخ، از اهمیت قابل ذکری برخوردار بوده است. موقعیت راهبردی نظامی، سیاسی و تجاری این منطقه همواره مورد توجه قدرت های بزرگ جهانی بوده است. قدرت های بزرگ، به ویژه در عصر استعمار، همواره در صدد تثبیت جایگاه خود در این منطقه بوده اند و برای دست یابی به این مهم، از راه کارهای متفاوتی بهره می گرفتند. منع تجارت برده طی قرن نوزدهم در خلیج فارس نیز از جمله راه کارهایی بود که از سوی استعمار انگلستان به سبب اهمیت آن در حفظ منافع این دولت در منطقة خلیج فارس صورت گرفت و در نهایت، این دولت توانست با توسّل به اجرای این اصل به ظاهر انسانی و بشر دوستانه، تجارت دریایی خلیج فارس را تحت کنترل خود درآورد.
این نوشتار برآن است تا ضمن بررسی جایگاه غلامان در فرهنگ اسلامی - ایرانی منطقة ساحلی خلیج فارس، که بیشتر در اسناد و مدارک بر جای مانده از این دوره و در لابه لای منابع انگلیسی قرار دارد، به اهمیت این قشر جامعه بپردازد و با بررسی تفاوت های اساسی میان فرهنگ برده داری غرب و جایگاه والای غلامان در فرهنگ خلیج فارس، به این مسئله بپپردازد که انگلستان در پس نقشة «لغو تجارت برده در خلیج فارس» چه اهدافی را دنبال می کرد.
با سقوط امپراتوری هخامنشی توسط اسکندر مقدونی دنیای غرب بر دنیای شرق چیره شد. اسکندر قبل از آنکه رویای یک امپراتوری هلنیستی در سراسر جهان را به واقعیت برساند از دنیا رفت و میراث او بین سرداران وی تقسیم شد. آسیای غربی و ایران سهم سردار او سلوکس شد که در سال 312ق. م. حکومت سلوکی را ایجاد کرد و نزدیک به نیم قرن دوام داشت؛ اما کشمکش های سلوکیان با نیروهای قدرتمند در غرب از جمله بطالسه، زمینه ی شورش اقوام شرقی بویژه پارتیان در قلمرو سلوکی را به وجود آورد. ریشه های جنبش قوم پارت علیه سلوکیان در این نوشتار به سه دسته تقسیم شده اند: 1- عوامل سیاسی از جمله جنبش استقلال طلبانه اقوام شرق در برابر یونانیان، کشمکش های سلوکیان در غرب و پیامدهای آن در شرق و حرکت استقلال طلبانه حکومت یونانی باکتریا. 2- عوامل اجتماعی، فرهنگی که به سیاست های شهرسازی اسکندر و سلوکیان و تأثیر آن در ساختار جامعه ایران و سیاست «برادری ملت ها» توسط اسکندر می پردازد 3- سیاست های اقتصادی اسکندر و سلوکیان که اعتراض دهقانان و بازرگانان را به دنبال داشت.
فضل الله نعیمی استرآبادی در قرن هشتم هجری آیینی را پی نهاد که هر چند از اندیشه های فرق دیگر متأثر بود، به نوبه خود در شکل گیری اندیشه ها و جریان های دیگر اثرگذار گردید. افکار و اندیشه های حروفیه مورد توجه شخصیت های سیاسی و علمی روزگار خود و جریان های سیاسی و فکری دوران پس از خود واقع شد. اصفهان از جمله شهرهایی بود که از موقع مطرح شدن اندیشه های فضل الله نعیمی بستر مناسبی جهت رشد و نشر اندیشه های حروفیه گردید. حروفیه در این شهر توانست هم به لحاظ علمی مورد توجه اهل زمانه قرار گیرد و هم تأثیرگذار در جریان های فکری پس از دوران تیموری واقع شود. به لحاظ سیاسی نیز توانست در حرکت های سیاسی داخل و خارج از حوزه های جغرافیایی ایران تأثیرگذار گردد. این مقاله ضمن مطالعه موردی حضور حروفیه در اصفهان، به بررسی تأثیرات فکری و سیاسی آنان در تاریخ ایران می پردازد.
دوران تیموری زمانه تقابل گفتمان دو نهاد امارت و وزارت است. این دو نهاد و دیدگاه های وابسته به آن ها، رویکرد وزارت محور به نمایندگی از وزرا و طرف داران آن ها و رویکرد امارت محور با محوریت امرا و حامیان شان، هدایت گر جریان های سیاسی و اجتماعی عصر تیموری بوده اند. در این میان نقش مؤلفان دوران تیموری در توصیف، تفسیر، و تبیین دو گفتمان مذکور حائز اهمیت است. از جملة این افراد، در جبهه گفتمان امارت محور، می توان به مولانا شرف الدین علی یزدی اشاره کرد. با بررسی های انجام شده در خصوص اثر وی، ظفرنامه، و با استفاده از ابزار زبان شناختی نورمن فرکلاف در سطح توصیف، می توان خط مشی یزدی در مورد گفتمان امارت محور را دریافت. در ظفرنامه شاخص های گفتمان امارت محور نظیر نظامی گری و توجه به قوم ترک مورد تأیید قرار گرفته و در مقابل گفتمان وزارت محور با شاخص وزارت و ایرانی گری به حاشیه رانده شده است. با توجه به نتایج به دست آمده، در سطح تبیین، علت حمایت شرف الدین از گفتمان امارت محور را می بایست شرایط سیاسی عصر تیمور دانست. از جملة این عوامل می توان به حضور شخص تیمور، در قالب فردی امیر، در حوادث سیاسی و توجه وی به عرصة نظامی گری اشاره کرد که زمینه ساز تقویت گفتمان امارت محور در برابر گفتمان وزارت محور گردید.
مهروبان از بنادر باستانی سواحل خوزستان است که نقش ویژه ای در تجارت دریایی بین المللی داشته است. گذشته از اشاره های منابع تاریخی، شواهدی چون خرده سفالینه های موجود در سطح شهر مهروبان، از رواج فعالیت های تجاری دست کم از روزگار ساسانیان در این بندر خلیج فارس وجود دارد. در منابع تاریخی اسلامی در حد فاصل قرون 3 تا قمری از مهروبان به عنوان بندری در زیر سایه رونق سیراف، و پس از زلزله و سقوط سیراف، به عنوان بندری در غرب خلیج فارس در حد فاصل عراق، خوزستان و فارس یاد شده است. اما یافته های باستان شناسی، خاصه خُرده های انبوه چینی آلات یافته شده در بررسی سطحی منطقه باستان شناسی مهروبان توسط هیأت مشترک باستان شناسان و مورخان ژاپنی و ایرانی در اردیبهشت 1386 نشان از وسعت تجارتی دارد که تا سواحل چین در جریان بوده و از نظر زمانی تا قرن هشتم قمری ادامه داشته است. مقاله حاضر بر آن است تا به این پرسش پاسخ گوید که با توجه به مدارک تاریخی و باستان شناختی، دامنه مکانی و زمانیِ تجارت چینی آلات در بندر مهروبان تا کجا و چه زمانی بوده است؟ فرضیه تحقیق آن است که گرچه با سقوط خلافت عباسی در بغداد به دست مغولان راه های دریایی عراق به هند، و با ویرانی اصفهان به دست مغولان راه های پس کرانه ای منتهی به مهروبان به کلی تضعیف شد، از اواسط دوره ایلخانان مهروبان رونقی مجدد یافت، تا آنجا که تا قرن هشتم کتان نواحی پس کرانه ای را با چینی آلات مشرق زمین مبادله می کرد.
بیلانکوه یا ولیانکوی از محلات تاریخی شهر تبریز است. اشتهار این محله به نام «بیلانکوه» را به وجود مدفن اکابر اولیاء و عرفای تبریز در آن منسوب می کنند. مزارات بیلانکوه همواره از اهمیت خاصی برخوردار بوده اند، مرقد و مزار بزرگانی چون : اخی سعدالدین (عارف نامدار قرن ششم هجری)، کمال الدین مسعود خجندی (شاعر و عارف قرن هشتم هجری) کمال الدین بهزاد هراتی (نگارگر بزرگ قرن دهم هجری) و جز آن در این محله واقع شده اند. در دوره ایلخانی، بنیانگذاری شهرک دانشگاهی ربع رشیدی، توسط خواجه رشید الدین فضل الله همدانی بر اهمیت آن افزود و از این رو قرن هشتم هجری دوره رونق و شکوفایی بیلانکوه محسوب می شود. این منطقه از تبریز در ادوار بعدی نیز همواره مورد توجه بوده است. وجود آثار ارزشمند و متعدد مربوط به دوره های مختلف تاریخی نشان از اهمیت و جایگاه این محله تاریخی تبریز دارد. توجه و عنایت اکابر اولیاء و عرفا – به ویژه از قرن ششم هجری به بعد - به بیلانکوه، موجب شکل گیری زوایا و خانقاه ها و مقابر ایشان در این محله شده است؛ از این رو ارائه نتایج بررسی های میدانی درباره آثار و بقایای مقابر و مزارات بیلانکوه یکی از محور های این مقاله است.