فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۲۸٬۵۰۲ مورد.
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
91 - 113
حوزههای تخصصی:
سنگ مزارهای تاریخی، یافته های ارزشمندی در مطالعات باستان شناختی هستند که بر اساس آن ها می توان به جنبه های مختلف جوامع گذشته پی برد. تاکنون هیچ بررسی باستان شناختی هدفمندی که به شناسایی و مطالعه منجسم گورستان هفت مرقدان بپردازد، انجام نشده است. بنابراین، مطالعه این گورستان می تواند نشان دهد که روستای باغچه بهی در شهرستان بوکان از اواسط دوره قاجاریه به بعد اهمیت درخور توجهی یافته است. فرض بر آن است که با اتکاء به سنگ مزارهای گورستان باغچه بهی می توان به اعتقادات و آداب و رسوم مردم منطقه و همچنین علت ایجاد آرایه های مختلف بر روی سنگ مزارها توسط هنرمندان حجار پی برد. این سنگ مزارها به عنوان نمونه ای از یک جامعه آماری، از لحاظ زمانی و ریخت شناسی قابل مقایسه با دیگر سنگ مزارهای کُردستان مُکریان هستند. هدف نوشتار حاضر، مطالعه و ارزیابی موضوع و دستیابی به نتایج مطلوب در راستای پاسخ دهی به این سؤالات است: مطالعه کتیبه های ادبی، نقشمایه های غنی و فرم سنگ مزارهای گورستان هفت مرقدان از لحاظ تنوع و کیفیت آثار، کدام نتایج مهم فرهنگی و اجتماعی عصر خویش را بازگو می کنند؟ افراد شاخص به خاک سپرده شده در این گورستان چه کسانی بوده اند و در تاریخ منطقه بهی و مُکریان چه نقشی داشته اند؟ نتایج مطالعات میدانی و کتابخانه ای نشان می دهد که سنگ مزارهای هفت مرقدان بیانگر علایق، اعتقادات و در واقع نمودی از فرهنگ جامعه مُکریان در دوره قاجار و پهلوی است. همچنین، با تأکید بر سنگ مزارها و شواهد نوشتاری روستای باغچه بهی و مناطق اطراف آن، که بعدها به منطقه فیض الله بیگی شهرت یافت، می توان دریافت که از دوره محمدشاه قاجار از اهمیت سیاسی و مذهبی قابل توجهی در سطح مُکریان برخوردار بوده است.
بررسی و مطالعه الگوهای استقراری محوطه های دشت ارومیه در عصر آهن III(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
۲۰۲-۱۶۹
حوزههای تخصصی:
حوضه دریاچه ارومیه یکی از مهم ترین حوضه های فرهنگی شناخته شده در باستان شناسی ایران است و سهم چشمگیری در تحولات تاریخ و فرهنگ شمال غرب و غرب ایران داشته است. دشت ارومیه و ارتفاعات پیرامون آن جایگاه ویژه ای در این میان دارد. با توجه به شرایط مساعد و مناسب زیست محیطی در عصرآهن، استقرارهای مهمی در دشت ارومیه، به خصوص اطراف چهار رودخانه روضه چای، نازلو چای، شهرچای و باراندوزچای شکل گرفته است. در این دشت تاکنون تعداد 93 محوطه عصرآهن (بازه زمانی 1450 تا 550 پ.م) شناسایی شده که در این میان، 47 محوطه مربوط به عصرآهن III (850 تا 550 پ.م) هستند و در دو بخش محوطه های استقراری دشت (39 محوطه استقراری) و قلاع استحفاظی اطراف آن (8 قلعه) طبقه بندی می شوند. از 47 محوطه عصرآهن III (850 تا 550 پ.م)، 32 محوطه برروی استقرارهای قبلی شکل گرفته و 15 محوطه برای اولین بار شکل گرفته اند. از میان 39 محوطه استقراری متعلق به عصرآهن III دشت ارومیه، 31 محوطه با مساحت بین نیم تا پنج هکتار به صورت دهکده ها و استقرارهای کوچک هستند. سه محوطه بین پنج تا 10 هکتار و سه محوطه بین 10 تا 15 هکتار وسعت دارند. دو محوطه گوی تپه و دیزج تکیه با وسعتی بین 15 تا 24 هکتار جزء محوطه های بزرگ عصر آهن III دشت ارومیه محسوب می شوند. به نظر می رسد در عصر آهن III، بر پیچید گی ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی این جوامع افزوده شده و روند گسترش سطح محوطه ها و افزایش جمعیت شتاب بیشتری یافته است. توزیع مکان های باستانی در منطقه مورد مطالعه هم سان نبوده و از 39 محوطه استقراری که دارای لایه های عصر آهن III هستند، تعداد محدودی در مناطق مرتفع تر نوار غربی، جنوبی و شمالی و اکثریت مطلق استقرارها در دشت نسبتاً صاف و مسطح ارومیه واقع شده اند. بیشتر محوطه های استقراری (حدود 76%) به فاصله کمتر از 1000متر از منابع آبی و رودخانه ها فاصله دارند و این نشان می دهد عامل آب در مکان گزینی استقرارهای این دوره مهم ترین عامل است. در بیشتر طول این دوره اورارتوها در دشت ارومیه حکومت داشتند و منطقه ارومیه یکی از ایالت های اورارتویی محسوب می شده است. نتایج به دست آمده از تحلیل نقشه های GIS نشان می دهند باوجود الگوی استقرارهای اورارتویی که به استقرار و مدیریت اداری در مناطق کوهستانی و مرتفع تر گرایش دارد، استقرارهای اصلی و مسکونی این دوره در دشت پست، شکل گرفته و صرفاً مدیریت آن ها در دژهای نظامی مناطق مرتفع تر پیرامونی صورت می گرفت.
جابه جایی جمعیتی در دوره هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۱
3 - 23
حوزههای تخصصی:
در دوره هخامنشی، جابه جایی های جمعیت ها و اقوام در جریان لشکرکشی ها به سرزمین های نوتسخیر رویه ای رایج بوده است. هدف پژوهش حاضر بررسی سازوکار این جابه جایی ها، دلایل و پیامد های وقوع آنها در دوره هخامنشی است. پرسش اصلی مقاله این است که روند جابه جایی اجباری جمعیت در دوره هخامنشی چگونه بوده و به چه منظور انجام می شده؟ برای پاسخ به این پرسش از روش تحلیل کیفی استفاده شده است. بررسی متن های بازمانده از دوره هخامنشی ازجمله الواح بارو وخزانه تخت جمشید و متن های بابلی همچون آرشیو موراشو از نیپور و همچنین منابع یونانی ازجمله آثار هرودوت، گزنفون، دیودور سیسیلی، وجود جابه جایی های جمعیتی را تأیید می کنند. برخی از اقوام در جریان جنگ ها، اسیر و به مناطق دیگر کوچ داده می شدند. بخش بزرگی از کارگران کارهای ساختمانی و دیگر امور دوره هخامنشی همچون سنگتراشان، معماران، طلاسازان و نجاران از این راه تأمین می شد. به نظر می رسد در این دوره سازوکارهای خاصی برای نقل و انتقالات جمعیت و اسکان دوباره وجود داشته است و اصطلاحات کورتش و هترو به این سازوکارها مرتبط بوده اند. بخش بزرگی از کورتش ها که شامل کارگران بیگانه می شد گروه هایی بودند که طی غلبه هخامنشیان بر سرزمین های دیگر کوچ داده شده بودند و اسناد مالی مربوط به آنان موجود است. همچنین هتروها گروه های جمعیتی بودند که بر زمین ها در بابل کار می کردند و ازآنجاکه سرباز نیز بودند در هنگامه جنگ به نبرد اعزام می شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که جابه جایی های جمعیتی به سمت مناطق مرکزی شاهنشاهی به منظور تأمین نیروی کار برای طرح های ساختمانی و به سمت مناطق پیرامونی با اهداف نظامی و اقتصادی انجام می شده است که نشان دهنده نقش اساسی جابه جایی جمعیتی در توازن و توسعه کلی شاهنشاهی است.
Review and Analysis of Iran's scent-bottles in Different Historical Periods(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۲, Issue ۴ - Serial Number ۸, March۲۰۲۴
67 - 76
حوزههای تخصصی:
The art of glassmaking in Iran, with a glorious historical background, visual richness and unparalleled beauty reached its peak of prosperity in different historical periods. Safavid and the Qajar era are among the brilliant periods of Iranian art, which in many fields, was the continuation of the Timurid golden age. These works include the most outstanding examples of court objects, they include the most mundane objects and household utensils produced in workshops, which in each of these two groups, depending on the social class of their patrons and creators, have unique features. One of the unique glassmaking in that era was the production of scent-bottle. The root of the word "perfume" is derived from the Latin word "perfume" and means "passing smell". Scent-Bottles were containers that kept all kinds of perfumes (oily liquid, perfumes, and even pharmaceuticals) in it. Iran is one of the most important centers for the production of glass perfume bottles; however, no research has been done in this field. In this research, while taking a brief look at the historical background of glass production and its manufacturing technique, the form and motifs of Iran's glass perfume bottles have been examined and their manufacturing technique, shape, size and decorative motifs have been studied. The research method is historical-analytical and the purpose is to examine the differences and similarities of perfume bottles in different historical periods, and finally the results proved that there are fundamental differences between perfume bottles through different historical periods in Iran.
Typology of Chahartaqi Buildings in Ilam Province(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۳, Issue ۲ - Serial Number ۱۰, August ۲۰۲۴
57 - 75
حوزههای تخصصی:
One of the most important archaeological remains from the Sassanid period is the famous structures called Chahartaqi, which are related to religious beliefs and are considered part of religious architecture. The recognition of these buildings regarding the sacred fires erected in them is faced with ambiguities. Ilam Province is located in the western part of central Zagros, which has attracted the attention of archaeologists due to its proximity to Mesopotamia during the Sassanid period. Investigations carried out in various sites in this province indicate the existence of many fire temples and Chahartaqi structures, some of which have been introduced and some remain unknown. This research aims to introduce typologies of the fire temples and Chahartaqi buildings in Ilam Province to recognize the architectural style and pattern and their relationship with the sacred fires based on Zoroastrian religious texts. This research has used the documentary method with a descriptive-analytical approach. The results show that the Chahartaqi buildings in Ilam Province are divided into simple and compound Chahartaqi in terms of architectural pattern. Simple Chahartaqi consists of a square plan, four thick piers, four wide openings, and a domed roof, which, according to Zoroastrian religious books, belong to the Atesh Dadgah. Compound Chahartaqi consists of a square plan, a protected corridor for the fire, and corridors around the building that lead to the surrounding spaces, which were used for the residence of Mobeds and the maintenance of auxiliary equipment related to the fire temple
مؤلفه ها و مسائل نظم و امنیت ایالت کرمان از جنگ جهانی اول تا استقرار دولت پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موقعیت جغرافیایی، ساختار سیاسی و ویژگی های اجتماعی باعث شده که امنیت به مسئله ای مهم و تاریخی در جامعه ایرانی تبدیل شود. نظم و امنیت ایالت کرمان در برهه تاریخی جنگ جهانی اول تا برآمدن دولت پهلوی، تحت تأثیر عوامل متعدد داخلی و خارجی، دارای وضعیتی بحرانی و شکننده بود. این پژوهش با توجه به عوامل متعدد تأثیرگذار بر امن و ناامنی این ایالت بر آن است تا به روش تحلیل تاریخی به این پرسش پاسخ دهد که مؤلفه های اساسی تأثیرگذار بر نظم و امنیت ایالت کرمان در برهه تاریخی جنگ جهانی اول تا برآمدن دولت پهلوی کدام بودند؟ و ایالت کرمان از منظر نظم و امنیت در مقطع زمانی مذکور چه شرایطی داشت؟ یافته های پژوهش با بررسی منابع تاریخی و تحلیل متون به دست آمده نشان دهنده آن است که نظم و امنیت ایالت کرمان تابعی از نظم و امنیت کشور در این مقطع زمانی بوده است. با این حال برخی عوامل خاص این ایالت همچون موقعیت جغرافیایی، تأثیر حضور و فعالیت نیروهای نظامی و سیاسی کشورهای درگیر در جنگ جهانی، ضعف مفرط دولت مرکزی و ایالتی و ناکارآمدی نهادهای برآمده از دولت های مشروطه، وضعیت بحرانی را برای نظم و امنیت ایالت پیش آورده بود. این شرایط تا برآمدن نظم آهنین و اقتدارگرای دولت پهلوی کماکان برقرار بود.
خط ترکی باستان برآمده از هزاره های فلات ایران و آذربایجان
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴
186 - 199
حوزههای تخصصی:
در این مقاله از دامغاهای ترکان در طی تاریخ صحبت می شود که عمری به درازی عمر ترکان دارند. استفاده از دامغاهای کهن ترکی در جای جای فلات ایران و تمدن های کهن منطقه نشانگر حضور فعال آن ها در تفکر« ترکان باستان» و انتقال آن به سایر نقاط و ما بین سایر اقوام می باشد که دلیل محکمی بر حضور فعال«ترکان در فلات ایران و آذربایجان و سایر نواحی» می باشد. کشف نشانه هایی از شروع تبدیل دامغاها به نوشتار در آثار کهن آذربایجان و نیز کشفیات سومری و ایلامی دیده می شود. در این مقاله به سیر تاریخی تبدیل دامغاها به الفبای اورخون پرداخته شده است.
مشروح مذاکرات علیمردان خان توپچوباشوف، نماینده جمهوری خلق آذربایجان (1918 -1920م) با مقامات ایران در استانبول
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴
200 - 215
حوزههای تخصصی:
با وقوع جنگ جهانی اول و عقب نشینی روسها از ایران و آذربایجان، سیاستمداران آذربایجان شمال ارس استقلال خود را اعلام کرده و نام کشور را جمهوری آذربایجان نهادند. نامگذاری جمهوری به نام آذربایجان با واکنش منفی تهران مواجه شد. پس از پایان جنگ، دول درگیر جنگ در پاریس گردهم می آیند تا درباره امور صلح گفتگو نمایند. هیئت نمایندگی ایران و آذربایجان در استانبول اقامت می گزینند و در طی این اقامت 4 فقره گفتگو مابین روسای دو کشور انجام می گیرد. در یکی از این گفتگوها دولت ایران پیشنهاد اتحاد دو کشور را می دهد که حائز اهمیت بود. این مقاله به ریز مذاکرات ریاست دو هیئت می پردازد.
سیاست های احداث خانقاه برای طریقت های چشتیه، کازرونیه، سهروردیه و کبرویه در ایران و شبه قاره هند (سده های هفتم تا نهم ه.ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
249 - 274
حوزههای تخصصی:
خانقاه به عنوان یکی از مکان های استقرار صوفیان در تاریخ تصوف، نقش مهمی ایفا کرده است. در بسیاری از حکایات مرتبط با صوفیان به این مکان ها پرداخته شده است. طریقت های صوفیانه چشتیه، کازرونیه، سهروردیه و کبرویه در قرون هفتم تا نهم هجری در ایران و شبه قاره هند به خانقاه بسیار وابسته بودند. درواقع، ایجاد طریقت و بنای خانقاه از قرن ششم به بعد، رابطه تنگاتگی با یکدیگر دارند. بنابراین، بهره برداری از خانقاه ایجاب می کرد که چنین مکان هایی در خلال چندین قرن، اندک اندک احداث شوند. پژهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش هاست که خانقاه های صوفیان طریقت های یادشده در ایران و شبه قاره هند را چه کسانی می ساختند و نقش صوفیان، سلاطین، درباریان و بازرگانان در احداث خانقاه به چه صورت بوده است؟ رویکرد این پژوهش، توصیفی-تحلیلی است و داده ها به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده اند. یافته های پژوهش نشان داده است که ساخت خانقاه از سوی صوفیان در این طریقت ها از نظم و نسق مشخص و خاصی پیروی نمی کرده و تابع سیاست معینی نبوده است. سیاست سلاطین و درباریان درباره احداث خانقاه نیز یا به منظور بهره بردن از حمایت طریقت ها یا برای مهار نفوذ اجتماعی آنها بوده است. از جانب بازرگانان نیز، تقریباً به صورت یکسانی با این پدیده برخورد می شد که برآمده از ماهیت تصوف در ایران و شبه قاره هند در قرون هفتم تا نهم هجری و جایگاه اجتماعی آن بوده است.
تحولات فرهنگی-اجتماعی زندگی زنان رشت (با تکیه بر اسناد و نشریه پیک سعادت نسوان- 1310 -1300 ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطقه گیلان، به عنوان پل ارتباطی ایران و کشورهای همسایه شمالی همواره تحت تأثیر جریان نوگرایی قرار داشت. روند نوگرایی زنان پس از مشروطیت و به دنبال احداث مؤسسات آموزشی دخترانه آغاز گردید، این رویه با شکل گیری جمعیت های ویژه زنانه در شهر رشت، سرعت گرفت. از میان این انجمن ها، «جمعیت پیک سعادت نسوان»، به مدیریت روشنک نوعدوست، بود که در سالهای 1300-1310 ش فعالیت داشت. این پرسش مطرح می شود که نشریه پیک سعادت نسوان، چه تأثیری بر حیات فرهنگی- اجتماعی زنان رشت داشت؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که هدف این نشریه ایجاد خودباوری در میان زنان، تشویق بانوان به آموزش های نوین و مبارزه با بی عدالتی در جامعه بود. این مطالعه با استفاده از روش تاریخی و رویکردهای توصیفی- تحلیلی، به تحلیل و بررسی در این زمینه می پردازد. داده های پژوهش مقالات نشریه پیک سعادت نسوان، اسناد آرشیوی و منابع کتابخانه ای است. پژوهش پیش رو بررسی خود را پیرامون شاخص های آموزش، سلامت مادران، اشتغال و ازدواج بانوان قرار داده است.
انسان نالِدی: بینش های جدید درباره شجره نامه پیچیده انسان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
1 - 17
حوزههای تخصصی:
قطعات اسکلتی سنگواره شده نشان می دهد خانواده انسان نماها در حدود هفت میلیون سال پیش وجود داشته اند. در طی سال های گذشته سابقه سنگواره ای انسان های اولیه و استرالوپیته کوس ها به سرعت افزایش یافته است و این شواهد انباشته دیدگاه ما را درباره پیدایش جنسمان تغییر داده است. ساختار غار رایزینگ استار، بخشی از محوطه میراث جهانی گهواره بشریت در آفریقای جنوبی، برای سال ها توسط غارنوردان مورد کاوش قرار گرفته بود، ولی به هیچ سنگواره ای از آنجا اشاره نشده بود. این موضوع در سپتامبر 2013 (اوایل پاییز ۱۳۹۲) تغییر کرد، زمانی که دو غارنورد آفریقای جنوبی، نخستین استخوان های سنگواره ای شناخته شده از چیزی را که اکنون انسان نالدی نامیده می شود، در آن یافتند. مجموعه نالدی غنی ترین مجموعه از انسان نماهایی است که تا به حال در آفریقا کشف شده است. انسان نالدی به همان اندازه که دانش ما را ارتقاء می دهد، پیچیدگی شجره نامه انسان و ناآگاهی ما درباره انسان باستانی را نیز برجسته می کند. در این پژوهش تلاش بر آن شده تا با کمک تازه ترین یافته ها و داده ها، پژوهشگران پارسی زبان را با این گونه انسانی آشنا کنیم. عرصه ورودمان کتابخانه ای و روش پژوهش اسنادی است. نخست درباره کشف و شناسایی این گونه انسانی سخن خواهیم گفت و در ادامه به بررسی ریخت شناسی او در مقایسه با دیگر گونه های انسانی می پردازیم. انجام تدفین توسط انسان نالدی را از نظر می گذرانیم و سرانجام حکاکی های منتسب به او را بحث و بررسی خواهیم کرد. بی شک آگاهی از این اکتشافات تازه که نور بیشتری بر خاستگاه انسان ها می تاباند، ما را در فهم درست درخت تبارزایی انسان و پیچیدگی آن یاری رسان خواهد بود.
میراث فرهنگی به مثابه پدیده اجتماعی: رویکردی نو در مطالعات تاریخی فرهنگی پروژه های سدسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰
109 - 125
حوزههای تخصصی:
توسعه در جهان امروز بر پایه حفظ ثروت های اجتماعی و زیست محیطی پیش می رود تا نیازهای زمان حال را بدون به خطر انداختن امکانات و آسایش نسل های آینده برطرف سازد. این طرز نگرش برخاسته از فرهنگ پایداری است که مفهوم توسعه پایدار مبتنی بر سه رکن پایداری اقتصادی، اجتماعی و محیطی را شکل داده است. حفظ میراث فرهنگی در توسعه پایدار نقش مهمی دارد، زیرا نه تنها به حفظ هویت فرهنگی، تقویت ملی گرایی، پیوند بین نسل ها و معنابخشی به حیات اجتماعی کمک می کند، بلکه منافع اقتصادی نیز به همراه دارد که می تواند جوامع محلی را منتفع سازد. پروژه های توسعه ای، به طور خاص طرح های مدیریت منابع آب، مانند احداث سد و شبکه های آبیاری و زهکشی، در صورت بی توجهی به میراث فرهنگی، یک تهدید جدی برای این ثروت ملی محسوب می شوند که با مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتی می توان تا اندازه زیادی آن را خنثی کرد. این مقاله به بررسی اهمیت مسئولیت پذیری اجتماعی در پروژه های مدیریت منابع آب به منظور حفاظت از میراث فرهنگی می پردازد، زیرا تجارب موجود نشان می دهد، عموماً این موضوع در مطالعات اجتماعی مرتبط با طرح های مذکور مغفول مانده است.
مطالعه تطبیقی الگوی روایت در نقاشی مکتب اصفهان و دوره پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۰
۳۸۹-۳۶۵
حوزههای تخصصی:
هنر ایران در دوران پر فراز و نشیب خود، همواره تحت تأثیر دیگر جوامع بوده است؛ اما نکته مهم در جریان این تأثیر و تأثرات، حفظ همیشگی منش و ساختار(الگوی روایت) در هنر ایران است. درواقع، در طول تاریخ هنرمندان ایرانی از تجربیات ساختاری و تکنیکی و در کل، موضوعی و محتوایی دیگر فرهنگ ها متأثر شده اند، ولی شخصیت و منش ایرانی خود را حفظ کرده اند و این تأثیرات را در هنر خود مستحیل نموده و روایتی ایرانی ارائه کرده اند. هدف پژوهش پیشِ رو، مطالعه تطبیقی الگوی روایت که عنصری برگرفته از روایت شناسی ساختارگراست، در دو دوره و مقطع تاریخی مهم در هنر تصویری ایران است؛ دوره حکومت «شاه عباس اول» در اصفهان و دوره دوم حکومت پهلوی در ایران. اهمیت و ضرورت این پژوهش از آن روست، که هنر نقاشی ایران در این دو مقطع تاریخی، تأثیرات فراوانی را از هنر اروپا اخذ کرده و مکاتب هنری بعد از خود را تحت تأثیر قرار داده است؛ از این رو، کوشید می شود به این پرسش بنیادین پاسخ داده شود که، الگوی روایت در مکتب نقاشی اصفهان و دوره پهلوی دوم دارای چه تغییرات و تحولاتی شده است؟ به نظر می رسد، نوگرایی در نقاشی مکتب اصفهان سنخیت بیشتری با سنت های تصویری گذشته ایران داشته و نقاشی در دوره پهلوی دوم با سرگشتگی و پریشانی همراه بوده است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی، و با استفاده از منابع اسنادی و کتابخانه ای، درصدد ترسیم الگوی روایت برای دوره های موردنظر است. یافته های پژوهش نشان می دهد که، الگوی روایت در آثار نقاشان نوگرای مکتب اصفهان در مقایسه با الگوی روایت در آثار نقاشان نوگرای دوره پهلوی دوم، ازلحاظ سبک و ساختار تصویر، در عین نو بودن، در جهت استمرار سنت های تصویری گذشته ایرانی هماهنگی بیشتری را داشته است.
تجارت ابریشم ایران دوره ترکمانان؛ پل ارتباطی با شرق و غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوره ترکمانان آق قویونلو از دوران درخشان ایران در ارتباط با حکومتهای منطقه و فرامنطقه بود. این ارتباط، تنها در بعد سیاسی نبود، بلکه تجارت بخش مهمی از سیاست را تشکیل می داد. سیاست در خدمت تجارت بود. موقعیت ایران نیز میانجیگری تجاری بین شرق و غرب را توجیه پذیر می ساخت. ابریشم خام یا منسوجات آن، در دوره ترکمانان به عنوان کالای تجاری کلیدی در مناسبات تجاری با غرب وشرق موثر واقع شد. این مقاله، سعی دارد نقش ابریشم و متعلقات آن را به عنوان یک کالای استراتژیک در روابط شرق با غرب مطرح نماید. آگاهیدوره ترکمانان آق قویونلو از ادوار درخشان ایران در ارتباط با حکومت های منطقه و فرامنطقه بود. این ارتباط، تنها در بعد سیاسی نبود، بلکه تجارت بخش مهمی از سیاست را تشکیل می داد. سیاست در خدمت تجارت بود. موقعیت ایران نیز میانجی گری تجاری بین شرق و غرب را توجیه پذیر می ساخت. ابریشم خام یا منسوجات آن، در دوره ترکمانان به عنوان کالای تجاری کلیدی در مناسبات تجاری با غرب و شرق مؤثر واقع شد. این مقاله سعی دارد نقش ابریشم و متعلقات آن را به عنوان یک کالای استراتژیک در روابط شرق با غرب مطرح نماید. آگاهی از هیئت های سیاسی و تجاری آق قویونلوها به دربار هند و چین، اهمیت تجارت ابریشم را در نظام بین المللی آن دوره نشان داد. در این مقاله از ابریشم به عنوان کانون ارتباط بین شرق و غرب یاد، و سعی شده ردپای آن را در بازارهای بین المللی کشورهای همسایه به ویژه بورسا و بازارهای داخلی بزرگ تبریز، هرمز، یزد و بغداد پیگیری نماید. این تحقیق نشان می دهد ابریشم یک کالای استراتژیک برای آن دوره بود. ترکمانان آق قویونلو این موضوع را به خوبی درک کردند و می توان آنان را پیشگام فرارفتن از مناسبات منطقه ای و ورود به تجارت جهانی با استفاده از موقعیت میانجی ایران دوره اسلامی دانست. به منظور اجتناب از بیان روابط سیاسی، سعی شد تحلیل ها برمبنای تجارت ابریشم باشد که البته داده ها در این زمینه بسیار محدود است.از هیات های سیاسی و تجاری آق قویونلوها به دربار هند و چین، اهمیت تجارت ابریشم را در نظام بین المللی آن دوره نشان داد. در این مقاله از ابریشم به عنوان کانون ارتباط بین شرق و غرب یادشده و سعی دارد رد و پای آن را در بازارهای بین المللی کشورهای همسایه بویژه بورسا و بازارهای داخلی بزرگ تبریز، هرمز، یزد و بغداد پیگیری نماید. این تحقیق نشان می دهد ابریشم یک کالای استراتژیک برای آن دوره بود. ترکمانان آق قویونلو آن را به خوبی درک کردند و می توان آنان را پیشگام فرا رفتن از مناسبات منطقه ای و ورود به تجارت جهانی با استفاده از موقعیت میانجی ایران دوره اسلامی دانست. به منظور اجتناب از بیان روابط سیاسی، سعی شد تحلیل ها بر مبنای تجارت ابریشم باشدکه البته داده ها در این زمینه بسیار محدود است.
تحلیلی بر دگرگونی نشانگان گفتمانی زن در ایران پسا مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۰
29 - 55
حوزههای تخصصی:
زمینه های تأثیرگذار بر تحول فهم جامعه ایرانی از هویت زنانه در دوره پسامشروطه چه بوده، اهمیت آن برای شناخت وضعیت اجتماعی معاصر چیست و به چه روش هایی قابل فهم و تحلیل است؟ دلالت یا نشانگان توصیف گر هویت زنانه در ایران با ورود ایده ها و نهادهای مدرن و شکل گیری جنبش مشروطه خواهی، دچار تحول شد ه است. روایت این سیر تحول از حیث مسئله شناسی و تبیین وضعیت زنان در جامعه ایران معاصر و ارائه الگویی تحلیلی برای فهم وضعیت و جایگاه زنان حائز اهمیت است. هدف از دست یابی به چنین شناختی ارائه چشم انداز نظری و عملی برای فهم درست مسائل زنان جامعه ایرانی معاصر و ارائه چشم اندازی عملی برای بهبود وضعیت آنان است. روش مناسب برای دست یابی به چنین شناختی، روش تحلیل گفتمان برمبنای تحلیل تحولات رابطه قدرت و حقیقت در تعریف یا بازنمایی دلالت های توصیف گر هویت زنانه و پیامدهای آن از جهت نقش و جایگاه زنان در ساختار اجتماعی هم زمان با ارجاع به منابع معتبر تاریخی همچون روزنامه ها، خاطرات، سفرنامه ها، کتاب ها و مقالات مرتبط با این دوره است. مقاله ضمن توصیف تقابلات گفتمان سنتی و مدرن درباره زن و اهمیت آن در جامعه ایرانیِ درحال گذار، در صدد مسئله شناسی و تبیین وضعیت پیچیده زنان در نظام ذهنی و ساخت اجتماعی جامعه ایران در حال گذار است.
واکاوی اقدامات شریف الدوله والی کردستان به مثابه پیش درآمد پروژه ایجاد دولت اقتدارگرا در دوره رضاشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۰
109 - 135
حوزههای تخصصی:
در حافظه تاریخی مردم و در پژوهش های تاریخ نگاران کمابیش این باور حاکم است که ایجاد دولت متمرکز و اقتدارگرا در ایران کار رضاشاه بوده و دست کم با اقدامات او پس از کودتای ۱۲۹۹ ش آغاز شده است. مسئله اصلی این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی و برپایه روزنامه ها و اسناد آن دوره انجام شده، نقد این باور و آوردن شواهدی است که نشان دهد چنین پروژه ای برای نخستین بار در دولت وثوق الدوله و با همکاری انگلیس آغاز شده بود و یکی از نخستین نشانه های اجرای آن اقدامات شریف الدوله حاکم ولایت کردستان در سال های ۱۲۹۷ تا ۱۳۰۰ ش است. پرسش اصلی این است که شریف الدوله در سطح ایالتی و محلی چه اقداماتی انجام داد که رضاشاه بعدها در سطح ملی و کشوری آن ها را تکرار کرد و توسعه و تعمیق بخشید؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که مواردی مانند برقراری حکومت نظامی، ایجاد نهادهای اداری مدرن، پایان دادن به قدرت و نفوذ نیروهای مرکزگریز، سرکوب عشایر و تخته قاپو کردن آنان، تأسیس مدارس و گسترش آموزش عمومی به زبان فارسی که پیش درآمد ایجاد یک دولت متمرکزند، پیش از رضاشاه همچون نمونه ای موردی در کردستان انجام شده بودند و رضاخان که در آغاز حکومت شریف الدوله، فرمانده گروه کوچکی از قزاق ها در کردستان بود از نزدیک در جریان این اقدامات قرار داشت.
اقلیم گرم و خشک خاستگاه باغ ایرانی: بازشناسی ریشه های کهن الگوی باغ ایرانی بر پایه راهبردهای اقلیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
33 - 59
حوزههای تخصصی:
باغ ایرانی در زمره کهن ترین و شناخته شده ترین الگوهای منظر در جهان است که به عنوان یکی از ممتازترین ساخته های بشری در تعامل با طبیعت بوده است. در آفرینش این پدیده تاریخی عوامل گوناگونی مشارکت داشته اند که بررسی هریک نیازمند پژوهشی مجزاست. از میان آنها، مؤلفه های فرهنگی، آیینی و اقلیمی از شاخص ترین عوامل در شکل گیری باغ ایرانی محسوب می شوند، به گونه ای که بسیاری از پژوهشگران ضمن پذیرش یک عامل، احتمال تأثیر سایر عوامل را در آفرینش باغ ایرانی مردود و یا بسیار ضعیف دانسته اند. باتوجه به گستره وسیع اقلیم گرم و خشک در ایران که نیازمند دستیابی به الگوهایی مناسب برای منظرسازی در این سرزمین در مواجهه با شرایط اقلیمی و مقابله با پدیده بیابان زایی است، این مقاله بر آن است تا فارغ از سایر دیدگاه ها، خاستگاه اقلیمی نخستین باغ های ایرانی را شناسایی و موقعیت اقلیم را در طراحی باغ های ایرانی با بررسی و نقد آرای مختلف در این حوزه مشخص کند. روش تحقیق در این پژوهش به صورت تفسیری-تاریخی به شیوه تحلیل محتوا در بستر مطالعات کتابخانه ای است. با بررسی نظریه ها و دیدگاه های مختلف در راهبردهای طراحی نخستین باغ های ایرانی و ویژگی های معمارانه باغ پاسارگاد به عنوان کهن الگوی باغ ایرانی، موقعیت و تأثیر اقلیم در شکل گیری باغ های ایرانی در بستر تاریخ نشان داده می شود. نتایج نشان می دهد که پیدایش باغ ایرانی بر پایه شرایط اقلیمی در مناطق گرم و خشک بوده و اقلیم یکی از اصلی ترین مؤلفه ها در شکل گیری آن به شمار می رود.
بررسی و واکاوی مرکز اسناد و آمار شاهنشاهی پهلوی با تکیه بر اسناد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۳۵)
32 - 51
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی یکی از مراکز مهم آرشیویِ دوره پهلوی دوم (مرکز اسناد و آمار شاهنشاهی) با تکیه بر اسناد.روش / رویکرد پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد تاریخی و به کارگیری شیوه توصیفی-تحلیلی سعی دارد با استفاده از اسناد و مدارک آرشیوی، یکی از مؤسسات فعّال در سال های پایانی حکومت پهلوی را واکاوی کند.یافته ها و نتیجه گیری: هم زمان با تصمیم گیری درباره برگزاری جشن بزرگ داشت پنجاهمین سال شاهنشاهی پهلوی، مرکزی بانام «مرکز اسناد و آمار شاهنشاهی» در ذیل ستاد این جشن ایجاد شد و در سال 1354، هم زمان با گرامی داشت سال روز کودتای سوم اسفند رضاشاه افتتاح شد. این مرکز در دوران فعالیت خود مدارک مختلفی ازجمله اسناد قوانین و فرمان ها، عکس ها و اسلایدها، صوت ها و فیلم ها، بولتن ها و گزارش ها را جمع آوری کرد. پس از برگزاری جشن، نظر به نبود مرکز آرشیوی وابسته ای به دربار، این مرکز از سال 1356 با هدف جمع آوری و حفظ اسناد دستاوردهای حکومت پهلوی به فعالیت ادامه داد. کارکرد اصلی این مرکز، پژوهشی-تبلیغاتی بود و به عنوان بازویی ایدئولوژیک در تمامی استان های ایران دفاتری داشت.
خاندان های علمی در ایرانِ عصرِ سلجوقی (590 431ق) و منبع قدرت آنان: سرمایه فرهنگی 1(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تاریخ ایران در دوره میانه اسلامی همواره خاندان هایی وجود داشتند که به امور مختلف دیوانی، شرعی و علمی می پرداختند. خاندان های علمی در عصر سلجوقی نقش های بسیاری در عرصه ها یا میدان های گوناگون اجتماعی بازی می کردند. این خاندان ها می توانستند برای چند نسل، علم اندوزی را در خاندان خود تداوم بخشند و این گونه خاندانی علمی را تشکیل دهند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی در پی بیان تعریفی دقیق تر از خاندان های علمی در عصر سلجوقی، چگونگی پراکندگی آنان در سرزمین ایران و یافتن منبع قدرت این خاندان های علمی در میدان های اجتماعی است؛ ازاین رو به نظر می رسد ازآنجایی که مهم ترین سرمایه این خاندان ها، سرمایه فرهنگی آنان است؛ در نتیجه با تلاش برای حفظ این سرمایه درون خاندان و ایجاد تمایز میان خاندان های علمی با سایرین، آنان می توانستند در سه میدان آموزشی، قضایی و ریاست به قدرت برسند. این قدرت همواره به معنی سلطه و یا قدرت سیاسی نبود؛ بلکه زمانی است که یک خاندان از بیشترین توان سرمایه فرهنگی خود استفاده می کند و می تواند آن را به سرمایه فرهنگی نهادینه شده ای تبدیل کند. برخی از افراد این خاندان ها، به ویژه آنان که به منصب ریاست بر شهرها می رسیدند، به دخالت در امور سیاسی تمایل داشتند؛ اما فعالیت سیاسی این خاندان ها می توانست گاهی برای آنان پیامدهای خون باری به همراه داشته باشد و چه بسا موجب کاهش سرمایه فرهنگی ایشان شود.
زیبایی شناسی شهرهای اسطوره ای شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰
35 - 65
حوزههای تخصصی:
شاهنامه فردوسی، گنجینه اندیشه های کهن ایرانی درباره جهان و بنیادهای زندگی است. اندیشه هایی که در ساخت هویت ایرانیان، ایجاد نهادهای اجتماعی و ساختارهای مهم سیاسی، و ساخت شهرها و خانه ها مؤثر بوده اند. در گذشته همیشه جنبه های قدسی در ساختن شهرها و خانه ها اهمیت داشته است. شهر چونان نمونه زمینی بهشت باید زیبا و منظم و استوار ساخته می شد. در این مقاله کوشیدیم نخست معیارهای کلی زیبایی شناسی ایرانیان کهن را بشناسیم سپس معیارهای زیبایی شناسی شهرهای اسطوره ای مانند «کنگ دژ» و «سیاوش گرد» و «ورجمکرد» را بشناسیم و در گام بعدی با ذکر نمونه هایی از ساختار شهرهای کهن، نقش زیبایی و اهمیت تناظر با بهشت آسمانی را در ساخت این شهرها نشان دهیم. خلاصه دست آوردهای پژوهش از این قرار است: دین مزدایی سرچشمه اصول زیبایی شناسی ایرانیان است که بر اساس آن، هرمزد مبدأ زیبایی است و زیبایی به معنی مانند شدن به هرمزد است و اصول زیبایی عبارت اند از: 1. کروی بودن؛ 2. روشن بودن؛ 3. مرکزگرایی؛ 4. و شباهت جزء به کل. ساختمان شهرها و خانه ها، دارای تقارن، تناسب و روشنی بود، و هدف غایی در ساخت شهر و خانه، فراهم کردن پناهگاهی استوار، خوش آب وهوا و بهشت گونه برای مردمان بود تا آفریدگان هرمزد ایمن و شاد زندگی کنند و با آبادانی جهان، اهریمن را شکست دهند.