حاکمیت صفویان در ایران زمینه مناسبی را برای فعالیت گسترده سیاسی و اجتماعی علمای شیعه ایجاد کرده و آن ها نه تنها روابط حسنه ای با صفویان برقرار کردند بلکه بالاترین مناصب مذهبی حکومت را نیز عهده دار شدند. این همکاری حاصل تغییر دیدگاه های فقهی سیاسی علما بود که پیش از آن در طول تاریخ فقه شیعه بی سابقه می نمود. ملا خلیل قزوینی از علمای برجسته زمان شاه عباس دوم صفوی است که در طیف علمای اخباری می باشد. نگرش فقهی سیاسی او به نوعی متفاوت از علمای هم مسلک معاصر خویش می باشد زیرا او ضمن تحسین و تمجید شاه عباس دوم به عنوان پادشاه شیعه مذهب، درعین حال با یکی از مراسم مذهبی که نشانه مشروعیت حکومت است یعنی نماز جمعه مخالفت و در رساله نماز جمعه خویش دلایل فقهی و عقلی را برای این مخالفت توضیح می دهد. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و بر اساس منابع تاریخی و با استناد به آثار مکتوب ایشان به بررسی دیدگاه های او نسبت به دولت صفوی؛ شاه عباس دوم و برگزاری نماز جمعه پرداخته است .
از مهم ترین صنایع دوره قاجار، صنعت شالبافی بود. ابریشم و پشم ایران افزون بر کاربرد در تولید انواع قالی و پارچه ابریشمی، در بافت محصولی به نام شال استفاده می شد. با تثبیت دولت قاجار و حمایت برخی از دولت مردان، شالبافی به صنعتی مهم و با ارزش تبدیل شد. شهرهای کرمان، مشهد و کاشان به تدریج به مراکز شالبافی تبدیل گشته و نقش مهمی در رشد و بالندگی این صنعت ایفا کردند. همزمان با گسترش صنعت شال در کشور، این کالا علاوه بر اهمیت سیاسی و اجتماعی، از جنبه های اقتصادی و تجاری نیز جایگاه ویژه ای پیدا کرد؛ تا آنجا که می توان در پژوهشی مستقل این مسائل را مورد واکاوی قرار داد. شناخت سیر تحولات تجارت صنعت شال، همان امری است که این پژوهش در نظر دارد با مطالعات کتابخانه ای و مراجعه به اسناد کنسولی بجای مانده از دوره قاجاریه و نیز به روش توصیفی- تحلیلی به آن پاسخ دهد. مسائل محوری مقاله دو مورد است: اولاً ویژگی ها و کاربرد شال در جامعه ایران عصر قاجار چیست؟ و مهم تر آن که وضعیت تجارت این کالا در دوره قاجار چگونه بوده است؟ دستاورد پژوهش نشان از آن دارد که در جامعه ایران از شال استفاده های متنوعی می شده و دارای کاربد های فراوانی بوده است. همچنین با گسترش صنعت شالبافی در کشور، تجارت آن نیز در دستور کار دولت قاجار قرار گرفت و صادرات آن در کنار دیگر محصولات آغاز به کار کرد.
هجوم نیروی انگلیس، شوروی و آمریکا در شهریور 1320 (اوت 1941م.) به ایران و استعفای رضاشاه، منجر به ورود این کشور به جنگ ناخواسته ای گردید که تبعات مختلفی در زمینه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در پی داشت و این تبعات اثر عملی خود را به سرعت در وجوه مختلف جامعه نشان داد. در این تحقیق، تسلط دول خارجی بر صنایع کشور به عنوان نمونه ای از این تبعات مورد ارزیابی و پژوهش قرار گرفته است. مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با به کارگیری اسناد آرشیوی، در پی پاسخ به این پرسش است که پیامدهای حضور متفقین بر اقتصاد صنعتی ایران چه بود؟ بر اساس یافته های پژوهش، متفقین با انعقاد پیمان سه جانبه، زمینه دخالت مستقیم خود را در امور مربوط به صنایع ایران فراهم نمودند که این مداخله موجب تعطیلی برخی از کارخانجات، عدم فروش محصولات تولیدی و ظلم و اجحاف به طبقه کارگر صنعتی گردید و نهایتاً منجر به بروز بلواها و اعتصابات متعدد کارگری شد.