فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۱۲٬۸۲۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
منطقه بلوچستان و سواحل مکرانِ ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی ازجمله دسترسی به بنادر کشورهای شرق و غرب آسیا، نزدیکی به منابع انرژیِ خلیج فارس و نیز پل ارتباطی با ممالک آسیای میانه، دارای ظرفیت های مهم اقتصادی و تجاری بوده است. نکته برجسته تر اینکه سواحل مکران دروازه ورود ایران به آب های آزاد دنیا محسوب می شود. نزدیکی بلوچستان به هندوستان به عنوان مستعمره انگلیسی ها و حضور مداخله جویانه آنان بر اهمیت بلوچستان و مکران و تأثیر سیاسی منطقه بر تحولات سرزمینی ایران می افزود. اما علی رغم این موقعیت و نقش مهم این منطقه در تحولات عصر قاجار، چندان موردتوجه دولت نبوده و زندگی مردم با چالش ها و نابسامانی های متعددی چون ناامنی، فقر، بی کاری و کشمکش های عشایر و طوایف روبرو بوده است. مسئله اصلی پژوهش، بررسی علل عدم توسعه اقتصادی بلوچستان و سواحل مکران در عصر قاجار است. به تبعِ آن، سؤال پژوهش این است که چه عواملی در توسعه نیافتگی این منطقه در عصر قاجار مؤثر بوده است؟ توسعه نیافتگی از منظر داخلی متأثر از سیاست ها و عملکرد ناکارآمد اقتصادی دولت، دوری جغرافیایی از مرکز، خلأ قدرت دولت و ناامنی و نیز بی توجهی دولت به منطقه بود. ازنظر خارجی نیز باید به ادغام ایران در اقتصاد جهانی قرن نوزدهم و تحمیل قراردادهای تجاری اشاره کرد که درنتیجه رقابت قدرت های استعماری بر اقتصاد ایران و منطقه تأثیر منفی گذاشت. هدف مقاله جستجو و شناختِ علل عقب ماندگی سواحل مکران و بلوچستان است که با تأکید بر منابع تاریخی و نشریات و به روش تاریخی و شیوه توصیفی- تاریخی، مسائل اقتصادی منطقه را مورد بررسی قرار داده است.
مطالعه تطبیقی فناوری های آب کشی ( انباط المیاه )در کتاب الحیل فی الحروب ابن منکلی و کتاب الجامع بین العلم والعمل النافع فی صناعه الحیل جزری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
85 - 127
حوزههای تخصصی:
گرچه برخی از اندیشه های موجود در آثار مکانیکی و مهندسی ریشه در شرق دور و هند و ایران باستان داشت، اما فناوری و مکانیک در جهان اسلام بیشترین جان مایه خود را از یونان باستان می گرفت. با توجه به اهمیت و کارایی دستگاه های آبکشی، ترجمه آثار یونانی مؤثرترین مسیر برای دست یابی به چنین تجهیزاتی بود. با حمایت دستگاه های حاکم در اقصا نقاط جهان اسلام، صنعتگرانی که غالباً سواد آکادمیک نداشتند به ساخت و بکار گیری دستگاه ها پرداختند. همراه با گسترش و اوج گیری علم و فناوری در دوره طلایی اسلام، دانشمندان بزرگی همچون بنوموسی و جزری و اسفزاری و راصد دمشقی و ... اقدام به ارتقاء دستگاه های یونانی-رومی و ابداع تجهیزات باقدرت و کارایی بیشتر و با عملکرد اتومات و خودکار نمودند. برای فهم میزان تأثیرپذیری این دانشمندان از دانش فنی پیشینیان بهترین مسیر مقایسه تجهیزات آن ها با تجهیزات کتاب های یونانی ترجمه شده به عربی است. کتاب الحیل فی الحروب می تواند نمونه ای از ترجمه ی کتاب های فناوری یونانی باشد که در بخش یازدهم آن به ساخت و استفاده از تعدادی دستگاه آبکشی پرداخته شده است. در این نوشتار قصد داریم با مقایسه دستگاه های آبکشی نسخه الحیل فی الحروب ترجمه ابن منکلی (778 قمری/1376 میلادی) با دستگاه های آبکشی کتاب الجامع بین العلم والعمل النافع فى صناعه الحیل جزری، ضمن بررسی دستگاه های کتاب الحیل فی الحروب ، تأثیر متون فناورانه ی یونانی با آثار علم الحیل تمدن اسلامی را بررسی نمائیم.
ظهور و تکوین گفتمان تکنوکراسی در حکومت محمدرضا شاه پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳
101 - 124
حوزههای تخصصی:
نخستین رویارویی جدی ایرانیان با دستاوردهای صنعتی غرب در خلال جنگ های ایران و روسیه اتفاق افتاد و از همان زمان، تلاش برای درک زمینه های فکری رسیدن به این دستاوردها در ایران آغاز شد. اما این تلاش منجر به آشنایی ایرانیان با مفهوم تکنوکراسی نشد. تکنوکراسی که در قرن نوزدهم مطرح و در قرن بیستم به یک گفتمان غالب میان جامعه شناسان غربی مبدل شد، از لزوم واگذاری اختیارات مدیریتی به متخصصان فنی سخن می گفت. این در حالی بود که در ایران نه تنها بستر فکری لازم برای تفویض اختیارات به چنین نیروهایی وجود نداشت، بلکه در تلاش برای صنعتی کردن کشور، نقش دولت رو ز به روز پررنگ تر می شد. بااین همه، منابع تاریخی نشان از آن دارند که این گفتمان در حکومت محمدرضاشاه به واسطه فعالیت فار غ التحصیلان رشته های فنی در غرب، به ایران راه یافت و سپس در دو مقطع زمانی (اوایل دهه 1330 و اوایل دهه 13۴0) موردپذیرش قرار گرفت. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی درصدد پاسخ گویی به چگونگی مطرح شدن و چرایی پذیرش این گفتمان در این دو مقطع است. با تکیه بر اسناد و منابع کتابخانه ای این نتیجه به دست آمد که در مقطع اول، تکنوکرات ها به واسطه فعالیت های حزبی و سیاسی، به دولت مصدق راه یافتند. در مقابل دولت با پذیرش تفکرات مدیریتی آن ها، درصدد مقابله با تحریم های نفتی برآمد. در مقطع دوم نیروهای تکنوکرات بار دیگر از طریق فعالیت های حزبی و این بار با حمایت نیروهای خارجی (امریکا) موفق به کسب سمت های مدیریتی شدند. در مقابل نهاد سلطنت از حضور آن ها برای خروج از رکود اقتصادی و حفظ بقای سلطنت بهره برد.
مبانی و ضرورت های پارلمانتاریسم در روزنامه پرورش چاپ قاهره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
79 - 100
حوزههای تخصصی:
مفهوم پارلمان از مفاهیم موردتوجه در ایران پیشامشروطه، در روزنامه پرورش چاپ قاهره از ابعاد مختلف مورد توجه قرار گرفت. روزنامه ضمن توصیف پارلمان های غربی، آن را با قاعده مشورت در اسلام پیوند داد و تأسیس پارلمان در ایران را نه تنها منافی با اسلام ندید، بلکه آن را راهکاری مناسب برای تقویت سلطنت و مقابله با استعمار دید. برای این منظور روزنامه درصدد برآمد پارلمان را به عنوان نهادی برآمده از نظام های مشروطه غربی و مبانی نظری آن، با اصول اسلامی و سلطنت قاجاری مطابقت دهد. تحقیق حاضر بر آن است تا نحوه و چگونگی تطبیق پارلمانتاریسم با اصول اسلامی و سنت های جامعه را به عنوان یک مسئله مورد بررسی قرار داده و به این سؤال با روش تبیینی و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا پاسخ دهد که روزنامه به چه نحو اصول پارلمان را با اسلام و سنت های جامعه ایران تطبیق داده و برای ایران آن زمان مفید دانسته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که پرورش به دلیل عدم اعتقاد به اخذ تمام و کمال اصول تمدن غربی و به تبع آن پارلمانتاریسم رایج در غرب، سعی کرده است تا ضمن تأیید نظام پارلمانی، با تقلیل این مفهوم مدرن، آن را با اصول اسلامی و سنت های جامعه ایران مطابق نشان دهد. همین امر نیز باعث شد تا روزنامه به توصیف ظواهر پارلمان غربی و کارکردها و فواید حاصل از آن برای جامعه و سلطنت اکتفا نماید و تأسیس آن را برای تقویت سلطنت و مقابله با استعمار ضروری بداند.
بررسی سیاست های فقرزدایی دولت پهلوی اول بر مبنای نظریه دولت توسعه گرا (مطالعه موردی: اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فقر به عنوان علت و معلول توسعه نیافتگی، از مظاهر اصلی دوره قاجار بود که با اشغال کشور در جنگ جهانی اول بر شدت آن افزوده شد. در چنان شرایطی، جامعه بیش از هر چیز به دنبال فردی برای ایجاد وحدت، امنیت، رشد، توسعه و رفع عوامل عقب ماندگی بود. رضاشاه در پاسخ به این شرایط زمانه روی کار آمد و اقداماتی را در جهت مدرنیزاسیون و توسعه کشور انجام داد. در همین راستا، او برنامه هایی را برای رفع فقر که یکی از عوامل و نشانه های توسعه نیافتگی محسوب می شد، اجرا کرد. هدف پژوهش حاضر، بررسی سیاست های فقرزدایی دولت پهلوی اول بر مبنای نظریه دولت توسعه گراست که با تمرکز بر اصفهان صورت می گیرد. این تحقیق با رویکردی توصیفی تحلیلی و با تکیه بر اسناد آرشیوی و نشریات محلی انجام می شود. نتایج تحقیق نشان می دهد دولت پهلوی اول با هدف توسعه و مدرن کردن کشور، اقداماتی را برای رفع فقر انجام داد که ازجمله آن ها می توان به جمع آوری و اسکان فقرا، پرداخت کمک های نقدی، اطعام فقرا، تهیه پوشاک و ارائه خدمات آموزشی و بهداشتی رایگان اشاره کرد. هرچند این اقدامات تأثیراتی در رفع فقر آموزشی، بهداشتی و رفاهی فقیران داشت اما به دلیل فقدان روحیه فقیر نوازی و عدالت ورزی در نظام حاکم و سقوط دولت با اشغال دوباره کشور در جنگ جهانی دوم، پدیده فقر همچنان به صورت گسترده ای باقی ماند.
ریشه یابیِ نام دریاچه «باباقمبر» در ایالت خراسان بر مبنای نقشه آدام اولئاریوس از ایران عصر صفوی: یک خوانش تطبیقی و تحلیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همزمان با فرمانروایی صفویان بر ایران، فصل جدیدی در مناسبات ایران و اروپا در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پی ریزی شد. گردآوری اطلاعات جغرافیایی از ایران توسط اروپائیان، یکی از مهمترین نتایج گسترش فزاینده مناسبات ایران و اروپا در این دوره تاریخی بود که علاوه بر نوشتارها، در بستر ترسیم نقشه های جغرافیایی نیز، بروز و ظهور پیدا کرد. سفرنامه اولئاریوس از ایران و درج یک نقشه جغرافیایی از ایران در ضمیمه این سفرنامه ، یکی از مصداق های بارزِ تکاپوهای اروپائیان برای کسب آگاهی های جغرافیایی از ایران عصر صفوی به شمار می رود. در این نقشه جغرافیایی، ضمن اشاره به مجموعه ای از پدیده های انسانی و طبیعی، در شمال ایالت خراسان، یک پدیده طبیعی با نام «دریاچه باباقمبر»، مکان یابی شد. در همین راستا، سؤال مشخص مقاله اینست که ریشه تاریخی نام باباقمبر در نقشه اولئاریوس که بر دریاچه ای در خراسان اطلاق شده چیست و چرا اولئاریوس از این نام برای نامگذاریِ این دریاچه، استفاده کرد؟ این پژوهش کوشید تا با شیوه کتابخانه ای و تحلیل و تطبیق داده های تاریخی و جغرافیایی بازتاب یافته در تواریخ محلی، نُسَخِ خطّیِ کم تر شناخته شده، نقشه هایِ تاریخی و نوشته های جغرافیایی، ادبی و تاریخنگاری و همچنین فرهنگنامه های جغرافیاییِ اروپایی، بدین سؤال پاسخ دهد. یافته ها نشان می دهد که منظور اولئاریوس از دریاچه باباقنبر، به نظر همان دریاچه ساری قمیش است که در حدفاصل بین دریاچه خوارزم و دریای مازندران قرار داشت. نام برگزیده اولئاریوس برای دریاچه باباقنبر، منتسب به نام یکی از غلامان و پیشخدمت های امام علی(ع) به نام «قنبر» بود که طبق روایت های تاریخی، برای مدتی او و فرزندانش در خراسان حضور داشتند. جایگاه دینی و اجتماعی قنبر در جامعه خراسان، باعث شد تا او و فرزندانش وجهه اجتماعی قابل توجهی به ویژه در تصوف پیدا کنند. همین اعتبار دینی و اجتماعی، زمینه ای برای آدام اولئاریوس فراهم کرد تا در مکان یابی دریاچه ساری قمیش، از نام باباقنبر استفاده نماید.
تغییرات جمعیّتی قزوین از صفویّه تا پایان عصر ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قزوین در چند سده اخیر بویژه از دوره صفوی به بعد به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و تاریخی خود، همواره متأثر از تحولات مهم سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بوده است. این تحولات همه جنبه های زندگی شهری بویژه جمعیّت قزوین را تحت تأثیر قرار داده است. از این رو، در این پژوهش تلاش می گردد با روش تحلیلی تطبیقی و با هدف توضیح مهمترین مؤلفه های تأثیرگذار بر تغییرات جمعیتی، این تغییرات مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. بر مبنای یافته های پژوهش تغییرات جمعیتی قزوین ارتباط مستقیمی به تحولات کلی و عمومی در سطح کشور داشته است. در واقع مجموعه عواملی همانند عامل سیاسی (انتقال پایتخت)، عامل اجتماعی (جابجایی های گروه های مختلف قومی قبیله ای)، عامل نظامی (جنگ های متعدد)، عامل اقتصادی (رونق یا رکود اقتصادی) و عوامل طبیعی (بیماری و زلزله) بیشترین دگرگونی های جمعیتی در قزوین را در پی داشته است.
بازشناسی و مکان یابی «برزه» و انطباق آن با شهرستان سقز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قرون اولیه اسلامی، برزه؛ ناحیه، منزل و مرحله ای در مسیر دینور به مراغه بوده و در ایالت آذربایجان قرار داشته است. نظر به اهمیت فراوان ایالت آذربایجان، منابع متعدد به معرفی نواحی مختلف آن پرداخته و به بعضی از نواحی اشاره های مختصری نموده اند. یکی از این نواحی برزه است. این ناحیه ابتدا جزو کوره های مجاور بوده و سپس با اضافه شدن چند روستا به کوره جدیدی تبدیل شده است. اعراب مسلمان در این کوره اسکان یافته و باعث رونق و شهرت آن شده اند. نام برزه تا دوران سلجوقیان در منابع ذکر شده و پس از آن به دلایل نامعلومی، ناپدید شده است. تحقیق حاضر به دنبال بررسی، بازشناسی و مکان یابی کوره برزه است. در این پژوهش از منابع دست اول شامل منابع تاریخی، کتاب های مسالک و ممالک و سایر کتب اسلامی قرون اولیه و نیز منابع پژوهشی و تحقیقات جدید استفاده شده است. این پژوهش درصدد آن است که به این سؤال پاسخ دهد که برزه مذکور در سده های آغازین اسلامی، کدام نقطه است؟ و با کدام ناحیه امروزی قابل تطبیق است؟ با توجه به بررسی منابع، تطبیق نقشه ها و محاسبه مسافت های ذکرشده، نتایج پژوهش حاکی از آن است که برزه با شهرستان سقز کنونی در استان کردستان قابل تطبیق است. این مقاله به روش کتابخانه ای و با استفاده از فیش های مستخرج از منابع دست اول تاریخی و جغرافیایی و سایر کتب مرجع و نیز استفاده از نقشه های جغرافیایی و به شیوه توصیفی و تحلیلی انجام گرفته است.
بررسی وضعیت بهداشت، درمان و عملکرد اداره صحّیه در خوزستان (1320-1304 ش.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خوزستان در طی سالهای 1304 تا 1320 از مناطق مهم اقتصادی کشور محسوب می شد. بر همین اساس، جلوگیری از ورود بیماری های واگیردار به داخل کشور از مرزها، رسیدگی به وضعیت بهداشتی این منطقه را ضروری تر می نمود. این پژوهش به روش تاریخی و رویکرد توصیفی- تحلیلی و همچنین با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی درصدد بررسی وضعیت بهداشت و درمان خوزستان و عملکرد سازمان های متولی بهداشت و درمان زیر نظر اداره صحّیه کل (بهداری) در دوره پهلوی اول است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که موقعیت مرزی خوزستان، آلودگی شهرها و بدی آب و هوا ازعوامل بیماری زا در خوزستان بود. همچنین با شروع به کار شرکت نفت در خوزستان و در نتیجه آن افزایش رفت و آمدهای داخلی و خارجی و مهاجرت ها به خوزستان، خطر شیوع بیماری های واگیردار در این ناحیه افزایش یافت. در نتیجه این منطقه به ارائه خدمات بهداشتی-درمانی زیادی نیاز داشت. اما با بررسی خدمات بهداشتی-درمانی دوره پهلوی اول در خوزستان مشخص می شود که در حالی که خدمات ارائه شده اداره صحّیه در بخش کنترل بیماری های واگیردار در این ناحیه در سطح نسبتا مطلوبی بود؛ اما تعداد درمانگاه های خوزستان با توجه به جمعیت آن در دوره پهلوی اول از وضعیت مطلوبی برخوردار نبود. نظافت و به سازی شهری که بلدیه(شهرداری) متصدی انجام آن بود؛ نیز در وضعیت مناسبی قرار نداشت.
تاریخ تحول مفهومی ملت قانون گذار در مجلس مؤسس مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آستانه دورانِ جدید، مفهوم رعایای ایران دچار گسست و تحول مضمونی شد. در دورانِ پیش از مشروطیت، به ویژه در دوره ناصرالدین شاه با ادراک زمان نوین و ترویج آگاهی مدرن، نوعی گسلِ نسلی ایجاد شد و مبلغان الگوهای نوین، بر مضامینی مانند تأسیس عدالت خانه، دارالشورای ملی برای فراهم شدن شرایطِ امکان دفاع از حقوق عامه تأکید نمودند. این تحولات که تحت تاثیر مدرنیته اروپایی ایجاد شده بود، زمینه های گذار به مفهومی نوین از ملت را در ایران فراهم کرد. لذا پرسش این است که با وجود نظام سنت شرعی در امر قانون گذاری، تحول معنایی مفهوم ملت قانون گذار چگونه تثبیت شد؟ نگارندگان با روش تاریخ مفهومی می کوشند شیوه زایایی و انضمام یافتن مفهوم جدید ملت را در ایران نشان دهند. زایشِ مفهومِ ملت «قانون گذار»، در گفتار وکلای مجلس مؤسس/ مجلس اول، تجربه جدیدی بود که مطابق متمم قانون اساسی، ملت ایران و قانون گذاران آن، منشأ مشروعیت نظام جدید بودند و مضامینی از قبیل حاکمیت اراده ملت، لزوم پاسخ گویی مجریان دولتی، سلطنت محدود و تعهد در قبال ملت، در عمل نهادینه شد.
بررسی قدیمی ترین سند تاریخی در رابطه با مشهد امام زاده علی بن باقر(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امام زاده علی بن باقر یکی از مشهورترین امام زاده های منطقه کاشان است که علیرغم شهرت و اهمیت، پژوهش های تاریخی علمی چندانی در رابطه با وی انجام نشده است. دیوان ابوالرضا راوندی از قدیمی ترین منابع مکتوبی است که در رابطه با مشهد این امام زاده اطلاعات مفیدی در اختیار پژوهشگران قرار می دهد و به عنوان یک سند تاریخی قابل بررسی است. بررسی تحلیلی اشاره های راوندی در قصاید مختلف به این امام زاده مسئله مورد توجه در این پژوهش است. با تحلیل تاریخی داده های راوندی در رابطه با علی بن باقر در سه حوزه نسب، مقبره و قدمت و همچنین برخی احادیث منتسب به مشهد این امام زاده می توان نتیجه گرفت که ظاهراً در قرن ششم انتساب این امام زاده به امام باقر شهرت فراوان داشته است. همچنین بارگاه مرقد امام زاده در این دوره بازسازی می شود و مشهد وی برخلاف امروزه که به مشهد اردهال معروف است تنها به مشهد بارکرز یا بارکرسف مشهور بوده و احتمالا در نتیجه توسعه شهری در دوره معاصر به اردهال شهرت یافته است. شایان ذکر است که برخی احادیث ذکرشده در این رابطه محل تأمل بیشتر است.
عوامل مؤثر بر همگرایی ترکمانان صوفی آناتولی با صفویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۰
57 - 84
حوزههای تخصصی:
تصوف عامیانه یا غیرشهری به عنوان یکی از جریان های صوفیانه مهم در آناتولی دوره عثمانی، از آغاز شکل گیری حکومت عثمانی در جامعه و دولت عثمانی حضور پررنگی داشت. از حدود نیمه قرن نهم هجری به تدریج، مشروعیت حاکمیت عثمانی ها در میان پیروان تصوف عامیانه کم رنگ شد. اگرچه سیاست های عثمانی نسبت به ترکمانان کوچ نشین و نیمه کوچ نشین آناتولی که پیرو این جریان صوفیانه بودند، در واگرایی آن ها از عثمانی ها نقش مهمی ایفا کرد، اما جذابیت های موجود در نهضت صفویان نیز، در گرایش آن ها تأثیرگذار بود. اینکه مهم ترین عوامل تاریخی مؤثر در همگرایی ترکمانان صوفی مسلک آناتولی با صفویان چه بوده اند، یافته ها حاکی از آن است که گرایشِ ترکمانان مذکور به دعوت صفویان ریشه در وابستگی معنوی ایشان به طریقت صفویه و عوامل ایجابی موجود در نهضت صفوی داشت. در واقع، طریقت صفوی در دوره رهبری خواجه علی، وجهه عامیانه و عامه پسند به خود گرفت. این تحول از عوامل مهمِ گرایش عمده پیروان تصوف عامیانه به صفویان بود. با تبلیغات خلفای صفویان در آناتولی، ترکمانان زیادی بنابر عوامل ایجابی موجود در دعوت آن ها مانند غزا و جهاد، سیادت صفویان، توجه و احترام آن ها به هویت و زبان ترکی جذب شده و درنهایت یاریگر مرشدشان اسماعیل میرزا در تشکیل حکومت صفویه شدند. شواهد مختلف نشان می دهد حروفیه که پیش از انتشار در آناتولی، با صفویان پیوند خورده بودند با ارتباطی که در قرن نهم هجری با بکتاشیان یافتند زمینه ساز اتصال آن ها به صفویان شده اند. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی در پی واکاوی عوامل مؤثر بر این همگرایی خواهد بود.
جایگاه ازدواج در مسئله تابعیت ایرانیان در عثمانی در دوره قاجار (با تکیه بر اسناد آرشیوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله تابعیت از دوره قاجار به بعد به دلیل گسترش ارتباطات بین ممالک و کشورها مورد توجه قرار گرفت. در همین راستا یکی از موضوعاتی که موجبات تابعیت افراد را فراهم می کرد ازدواج اتباع کشورها با یکدیگر بود. هدف این پژوهش روشن نمودن این بعد از روابط ایران و عثمانی در دوره قاجاریه است. این پژوهش با تکیه بر منابع کتابخانه ای و اسناد آرشیوی ایران ضمن روشن نمودن موضوع تابعیت و نقش آن در روابط ایران و عثمانی به دنبال پاسخ به این سؤال است که نقش وصلت های زناشویی در تابعیت اتباع ایرانی در عثمانی به چه صورت بوده است و این نوع وصلت ها چه اختلافاتی بین ایران و عثمانی به وجود آورد و واکنش دولت های ایران و عثمانی در این مورد چگونه بوده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد در این دوره، به دلیل همسایگی ایران و عثمانی، مراودات بسیار زیادی بین دو دولت وجود داشت و وصلت های فراوانی بین افراد شکل می گرفت و همین ازدواج ها موجبات تابعیت ایرانیان در عثمانی را فراهم می کرد. تابعیت از طریق ازدواج باعث ایجاد اختلافاتی مابین ایران و عثمانی شد که همواره ایران سعی در برطرف کردن این مشکلات داشت اما عثمانی چون دارای منافع زیادی بود در این مورد کوتاهی می نمود و قوانینی را که در مورد ازدواج از طریق تابعیت تصویب می شد اجرا نمی کرد.
زمینه های اجتماعی و فرهنگی حضور زنان عکاس در دوره قاجار (1265-1344ق.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ورود فناوری های جدید ازجمله عکاسی به ایران در دوره قاجار، منشأ تحولات ژرفی در عرصه های گوناگون اجتماعی و فرهنگی شد. صنعت عکاسی در دوره محمدشاه به ایران وارد و گسترش آن، از دوره ناصری، با حضور عکاسان مرد آغاز شد و به تدریج با علاقه مندی زنان، ورود زنان عکاس و تأسیس عکاس خانه بانوان، موردتوجه قرار گرفت. در طی این دوره، جامعه ایران همگام با تحولات جهانی، تغییرات بنیادینی در فرهنگ و هنر تجربه نمود که از نتایج آن، تغییر نگرش به نقش و جایگاه زن در ساختار اجتماعی و فرهنگی بوده است. این مقاله به تحلیل زمینه های اجتماعی و فرهنگی حضور زنان عکاس و علاقه مندی زنان به عکس در دوره ناصری تا زمان کشف حجاب می پردازد. سؤال اصلی پژوهش، چگونگی استقرار و سازوکار این زمینه ها و تغییرات اجتماعی-فرهنگی و نتایج آن است. هدف این مقاله، شناخت عوامل تأثیرگذار بر ورود زنان به فعالیت های اجتماعی با تأکید بر زنان عکاس و عکاسی از زنان است که با روش توصیفی تحلیلی، متکی بر منابع تاریخی و تحقیقات معتبر و اسناد دوره قاجار و تکیه بر دیدگاه معیار جهانی ماتیلا و همکاران در تقسیم بندی مخاطبان پدیده های جدید انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که با ورود دوربین عکاسی ، در یک کنش جمعی، ابتدا زنان اشراف به عکاسی علاقه مند شدند و به تدریج در اواخر دوره قاجار، فرصت مشارکت زنان از دیگر گروه ها، در عرصه عکاسی فراهم گردید.
تأثیر قتل رابرت ایمبری بر سیاست های نفتی آمریکا و بریتانیا در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
101 - 127
حوزههای تخصصی:
قتل ایمبری در سال 1303ش. اندکی پیش از تغییر سلطنت در ایرانِ عصر قاجار درهم تنیدگی زیادی با سیاست های داخلی و خارجی ایران داشت. موضوع نفت، تثبیت قدرت سیاسی و اقتصادی بریتانیا در ایران، به حاشیه راندن شرکت های نفتی آمریکایی توسط بریتانیا، بحث جمهوری خواهی در ایران، محدودیت فعالیت های مطبوعاتی و آزادی بیان توسط دولت و برخی دیگر از مسائل پیدا و پنهان مسائل سیاسی ایران با این حادثه به صورت مستقیم و غیرمستقیم پیوند یافت. قربانی شدن ایمبری توسط اوباش و متعصبان مذهبی، بهانه ای شد که بریتانیایی ها به رُقبای تازه به میدان آمده خود در عرصه اقتصاد نفتی خاورمیانه بفهمانند که دیپلماسی نفتی ایران در کَفِ قدرت آن هاست. در پژوهش حاضر، پرسش اصلی این است که ماجرای سقاخانه و قتل ایمبری چه تأثیری بر تحولات داخلی و قراردادهای نفتی ایران با بریتانیا داشته است؟ یافته های پژوهش با تکیه بر اسناد آرشیوی، خاطرات و گزارش های تاریخی نشان می دهد تکاپوهای ایمبری جهت نزدیکی کمپانی های نفتی آمریکایی با دولت ایران جهت همکاری و اخذ امتیازات نفتی، بهانه ای در اختیار انگلیسی ها قرار داد تا آن ها درصدد حذف ایمبری برآیند. از سوی دیگر، ازنظر داخلی نیز واقعه سقاخانه و مرگ ایمبری مورد بهره برداری رضاخان قرار گرفت و بهانه ای برای سرکوب کنشگران سیاسی از سوی وی شد. رضاخان با ایجاد حکومت نظامی ناشی از قتل ایمبری به اِعمال سیاست های خود جهت بسترسازی پایه های سلطنت خویش پرداخت. در پژوهش حاضر از روش توصیفی تبیینی استفاده شده و تلاش می شود با استفاده از اسناد و داده های کتابخانه ای و آرشیوی، تا حد امکان پاسخی مناسب برای پرسش پژوهش یافته شود.
ماوراءالنهر در نقشه های کهن: رمزگشایی از میراث گمشده جغرافیای اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی ماوراءالنهر، یکی از سرزمین های اسلامی، در نقشه های اسلامی از قرن سوم تا سیزده هجری (نهم تا نوزده میلادی) می پردازد. نقشه ها به عنوان یکی از اسناد معتبر و مهم برای درک نظام سیاسی و تقسیمات سرزمین ها در دوره های تاریخی شناخته می شوند. مقاله حاضر به تحلیل موقعیت ماوراءالنهر در این نقشه ها، گستره شهرها، عوارض طبیعی و مفاهیم مرتبط با هدف شناسایی مکان ها و تعیین موقعیت صحیح آنها، و معرفی محتوای این اسناد مهم و نشان دادن سهم نقشه نگاران مسلمان و ایرانی در میراث علمی و جغرافیایی تمرکز دارد. محقق تلاش کرده است با بهره گیری از روش پژوهش تاریخی و تحلیل مضمون چهارده نقشه خطی از مکاتب بلخی، هفت کشور یونانی و مکتب نجیب بکران موجود در مراکز آرشیوی، تطابق هایی بین جایابی های نقشه نگاران و موقعیت های کنونی آنها ارائه دهد. این بررسی به ویژه در شناسایی موقعیت برخی شهرها که به دلایل مختلف از بین رفته یا در مکان های نادرستی جانمایی شده اند، اهمیت دارد. یافته های تحقیق نشان می دهد که نقشه نگاران اسلامی پس از گذشت سده های نخستین، و به کمک بازدیدهای میدانی و اطلاعات روزآمد شده، جایابی های دقیق تری از ماوراءالنهر ارایه کرده اند. از سویی فراوانی آبادی ها و شهرها در ماوراءالنهر نشان از رونق بالای این منطقه در دوره مورد نظر دارد. از این نظراین مقاله نه تنها به غنای دانش جغرافیای تاریخی می افزاید بلکه به پژوهشگران امکان می دهد تا درک عمیق تری از تحولات تاریخی و جغرافیایی سرزمین ماوراءالنهر داشته باشند و نقش آن را در دوران اسلامی بهتر بشناسند.
نقش ابراهیم شیخ شاه شروانی در مناسبات شاه اسماعیل صفوی و سلطان سلیم عثمانی (با تکیه بر مجموعه منشآت السلاطین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
129 - 153
حوزههای تخصصی:
هم زمان با فعالیت های قزلباش ها در نخستین سال های تشکیل دولت صفوی، شاهزاده سلیم حاکم یکی از ولایت عثمانی در مجاورت قلمرو صفویه بود. وی از همان ایام، عزمی جدی در مقابله با قزلباشان که در مناطق مختلف عثمانی ایجاد آشوب و دخالت می کردند، داشت. در راستای آن پس از دست یابی به سلطنت نیز، درصدد مقابله جدی با صفویان و قزلباشان برآمد و کار را به نبرد چالدران کشاند. اگرچه پیروزی عثمانیان در جنگ چالدران، ضربه سنگینی به دولت نوپای صفوی وارد ساخت، اما بروز برخی مشکلات و موانع، سلطان سلیم را از ادامه مقابله جویی بیشتر بازداشت. هرچند سلطان سلیم، سال ها بعد نیز درصدد مقابله بیشتر با صفویان بود، اما در این میان فرصت هایی پیش آمد که حاکمان منطقه ای و محلی همجوار مانند شروانشاه ابراهیم شیخ شاه به خاطر حفظ منافع خود یا ایجاد تعادل منطقه ای نقش واسطه صلح و آشتی را میان طرفین ایفا نمایند. درواقع حاکمانی مانند شروانشاه فرصتی برای ردوبدل پیام های آشتی جویانه طرفین شدند. در این راستا مکاتبات سلطان سلیم با حاکم شروان که در مجموعه منشآت السلاطین منعکس شده است، اهمیت خاصی دارد. حال مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که در این مقطع، شروانشاه ابراهیم شیخ شاه با کدامین موقعیت و امتیازات، به چنین نقشی در مناسبات عثمانی و صفویان دست یافت وحاصل آن چه شد؟ و اینکه چرا سلطان سلیم به او اعتماد داشت و اجازه چنین مداخله ای را برای او قائل شد؟ این نوشتار با روش و رویکرد توصیفی تحلیلی در پی واکاوی نقش سیاسی و دیپلماتیک ابراهیم شیخ شاه شروانی در تعیین مناسبات صفویان و عثمانیان و روند و دستاورد های آن است.
بازشناسی و مکان یابی قشلاق ایلخانی «سیاهکوه» و حوزه رود «جغتو»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاهکوه یکی از نواحی ساحل رود جغتو است که نام آن از دوره سلجوقیان تا زمان قاجار در منابع تاریخی آمده است. بااهمیت ترین دوره این ناحیه، دوره حکومت ایلخانان مغول بوده است. موقعیت مکانی سیاهکوه، در نزدیکی رود جغتو و به عنوان یکی از قشلاق های دوره ایلخانی از ظرفیت های مطالعاتی متنوعی برخوردار است. این ناحیه به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود که شامل قرار گرفتن بر سر راه شهرها، نواحی و ایالات مختلف و وجود آب وهوای مناسب و حاصل خیز بوده، موردتوجه حکومت های وقت قرار گرفته است. سیاهکوه و حوزه رود جغتو در گذشته، ویژگی های لازم جهت یک ناحیه قشلاقی و اسکان فصلی را دارا بوده و همین عامل باعث شده که ایلخانان مغول که عادت به چنین رسمی داشته اند به آن توجه ویژه ای بنمایند. درباره سیاهکوه هیچ تحقیقی تاکنون صورت نگرفته و این پژوهش اولین پژوهش مستقل در این باره است. این مقاله بر آن است که با روش تحقیق تاریخی و به شیوه فیش برداری و با تکیه بر اسناد و داده های تاریخی و جغرافیایی، به شناساندن موقعیت جغرافیایی و تاریخی سیاهکوه و مکان یابی امروزی آن و نیز جنبه های تاریخی رود جغتو بپردازد، نتایجی که می تواند ارائه دهنده اطلاعات متنوع و احیاناً دستاوردهای علمی تازه ، درباره یکی از اسکان های موقتی حکومت های مرکزی و دولت های محلی و یکی از راه های بین ایالتی باشد.
راه کارهای صوفیان برای تأمین هزینه های مادی خانقاه ها در طریقت های مشترک چشتیه، سهررودیه، کازرونیه و کبرویه ایران و هند قرون هفتم تا نهم قمری (نقش سلاطین و عامهه مردم در تأمین هزینه ها)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۸
173 - 193
حوزههای تخصصی:
طریقت های چشتیه، سهروردیه، کازرونیه و کبرویه به عنوان مهم ترین جریان های تصوف در شبه قاره هند و ایران قرون هفتم تا نهم قمری به شمار می روند که در بسیاری از نقاط ایران و هند خانقاه هایی تاسیس کردند و پیروان بسیاری فراهم آوردند. خانقاه های طریقت های مذکور مکان زندگی برخی از اقطاب، بزرگان و مشایخ طریقه بود و همواره بسیاری از مریدان ملازم آن ها بودند و افرادی نیز به صورت روزانه برای رفع نیازهای معنوی و مادی خود به خانقاه آن ها مراجعه می کردند. برخلاف تصور رایج زندگی صوفیانه مبتنی بر زهدگرایی صرف نبود و صوفیان برای رفع نیاز های روزمره مادی، به تأمین هزینه هایشان احتیاج داشته اند. مقاله پیشِ رو با روش توصیفی تحلیلی به دنبال پاسخ دادن به این است که هزینه های مالی طریقت های مذکور در شبه قاره هند و ایران چگونه تأمین می شده است. یافته ها حاکی از آن است که قسمت عمده هزینه های خانقاه های طریقت های صوفیانه چشتیه، سهروردیه، کازرونیه و کبرویه به وسیله کمک های کالایی و نقدی دریافتی از سلاطین شبه قاره هند و ایران، فتوح روزانه عامه مردم و پرداخت های کلان بازرگانان تأمین می شد و از این لحاظ میان این طرایق اشتراکات فراوانی وجود داشته است.
زمینه ها و پیامدهای قیام علیمرادخان مَمیوند بختیاری(1149-1148ق.) در زمان نادرشاه افشار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایل بختیاری و خوانین آن در دوره های افشاریه و زندیه برای دستیابی به قدرت سیاسی، تحرکات سیاسی- نظامی فراوانی انجام دادند. یکی از نخستین تحرکات، قیام علیمرادخان مَمیوند بختیاری است. این نخستین قیامی است که بعد از تاجگذاری نادرشاه افشار در ایران به وقوع پیوست. علیمرادخان در سال 1148ق. قیام بزرگی را در منطقه زاگرس میانی با هدف خلع نادرشاه از پادشاهی و بازگرداندن سلطنت به خاندان صفوی شکل داد. اگرچه این قیام به سرعت درهم شکسته شد، اما پیامدهای مهمی در منطقه بختیاری درپی داشت. این پژوهش با رویکردی تحلیلی، درپی پاسخ به این سؤال اساسی است که قیام علیمرادخان دارای چه زمینه هایی بوده و چه پیامدهایی به دنبال داشته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که علیمرادخان با بهره گیری از نارضایتی بختیاری های حاضر در سپاه نادرشاه، گرایش مردم به خاندان صفوی، منطقه کوهستانی بختیاری و در نهایت نارضایتی مردم از فشارهای اقتصادی دولت نوتأسیس افشاریه، قیام بزرگی را در منطقه زاگرس میانی برپا نمود. خسارت های جانی و مالی فراوان به مردمان منطقه زاگرس میانی، تبعید بیش از 10 هزار نفر عشایر بختیاری به خراسان و زمینه سازی برای حضور گسترده بختیاری ها در فتوحات بعدی نادرشاه، به ویژه فتح قندهار از مهمترین پیامدهای این قیام ناکام و کم دوام بود.