فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۰۱ تا ۱٬۰۲۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هفدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۴
217 - 248
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی دیدگاه فارغ التحصیلان دانشگاه فرهنگیان از میزان کارآمدی درس کارورزی در افزایش توان حرفه ای دانشجومعلمان بود. پژوهش از نوع کیفی و با روش پدیدارشناسی اجرا شد. اطلاعات مصاحبه های نیمه ساختارمند گردآوری شد. بر این اساس، از بین فارغ التحصیلان سال های 1398 و 1399 کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان، 20 نفر به صورت هدفمند انتخاب شدند. تحلیل مصاحبه ها، با الگوی هفت مرحله ای کلایزی (1978) و سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. یافته ها در 5 بعد: «محتوای برنامه درسی کارورزی، توسعه دانش ها و مهارتهای حرفه ای»، «تقویت سواد دیجیتالی»، «تقویت اخلاق حرفه ای» و «تقویت ساختار سازمانی » نشان دادکارورزی توان حرفه ای دانشجومعلمان را با مشارکت و تعامل فعال بین مدارس و دانشگاه، همکاری اساتید و معلمان راهنمای مجرب، فعالیت دانشجومعلمان در مدرسه و کلاس، تقویت سواد رسانه ای و فناوری اطلاعات، کسب دانشها و مهارتهای علمی و پژوهشی مورد نیاز معلمی، کسب فضائل اخلاقی افزایش داده و به تدریج آنان را برای ورود به عرصه معلمی در مدرسه تقویت می کند.
مرور نقادانه مطالعات انجام شده در حوزه مسائل کلامی ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال پانزدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۵۷
191 - 212
حوزههای تخصصی:
یکی از راهکارهای توانمندساز دانش آموزان در به کارگیری ریاضی در زندگی روزمره، استفاده از مسائل کلامی است و به دلیل اهمیت این موضوع، در دهه اخیر پژوهش های ایرانی متعددی در این حوزه انجام شده که هدف مطالعه حاضر، مرور نقادانه آنها بود. برای این کار، ابتدا از طریق جستجوی جامع در بانک های اطلاعاتی معتبر در ایران، 136 پژوهش شناسایی شد. با لحاظ کردن معیارهای ورود و خروج مطالعات، 19 پژوهش در حوزه مسائل کلامی ریاضی در بازه زمانی 1388 تا 1398 شناسایی شدند. در گام بعدی، این پژوهش ها ارزیابیِ نقادانه شد. یافته ها نشان دادند که رویکرد روشی اکثر این پژوهش ها، کمّی بود و زمینه های پژوهشی عبارت از چالش های دانش آموزان در حل مسئله، تأثیر روش های تدریس نوین، نقش عوامل شناختی-فراشناختی-عاطفی در حل مسئله کلامی ریاضی، عوامل عصب شناختی و دوزبانگی بودن دانش آموزان در حل مسائل کلامی بودند. در برررسی روش شناسی این پژوهش ها، عامل مهم تهدیدکننده، روایی پژوهش در هر دو رویکرد کمّی و کیفی بود.
طراحی، اجرای آزمایشی و اعتباربخشی آزمون های مبتنی بر نقشه مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال نهم زمستان ۱۳۹۳ شماره ۳۵
63 - 82
حوزههای تخصصی:
امروزه ارزشیابی از ساختار شناختی فراگیران بخش مهم و رو به گسترشی از پژوهش های سنجش تحصیلی را شامل می شود. یکی از پرکاربردترین شیوه های سنجش ساختار شناختی، آزمون های مبتنی بر نقشه مفهومی هستند. هدف از تدوین این مقاله طراحی، اجرای آزمایشی و اعتباربخشی آزمون های مبتنی بر نقشه مفهومی در متن های درسی فارسی است. در این پژوهش ابتدا چگونگی طرح چهار نوع آزمون مبتنی بر نقشه مفهومی (ترسیم آزاد، ترسیم هدایت شده، تکمیل آزاد و تکمیل هدایت شده ) تشریح می شود. سپس به چگونگی اجرای آزمون ها پرداخته می شود که در این پژوهش این آزمون ها در بین یک نمونه 221 نفری از دانش آموزان سال دوم متوسطه رشته علوم تجربی شهر تبریز که در هشت کلاس حضور داشتند، اجرا شد. در گام آخر در مورد نتایج اعتباربخشی این آزمون ها بر اساس شاخص های روایی محتوایی، روایی ملاکی، روایی افتراقی و پایایی نمره گذاران ارائه می شود. یافته های کیفی پژوهش نشان دادند که طراحی و اجرای آزمون های مبتنی بر نقشه مفهومی در متن های درسی فارسی امکان پذیر می باشد. یافته های کمّی نیز نشان دادند که این آزمون ها از روایی محتوایی بالایی برخوردار هستند. همچنین نمرات حاصل از این نوع آزمون ها دارای مقادیر متفاوت همبستگی ( با مقدار متوسط 50/0 ) با یک آزمون چهارگزینه ای بودند (روایی ملاکی). همچنین همه آزمون های نقشه مفهومی به خوبی از عهده تشخیص تفاوت بین نمرات دو گروه تحصیلی بالا و پائین برآمدند(روایی افتراقی). دیگر نتایج نشان دادند که ضریب توافق نمره گذاران آزمون های نقشه مفهومی در حد بالایی است(پایایی نمره گذاران).
ارائه مدلی جهت ارزیابی عوامل مؤثر بر توسعه تدریس کامیاب ادراک شده (مورد مطالعه؛ دبیران مدارس متوسطه شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال یازدهم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۴۱
153 - 174
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله ارائه مدل توسعه تدریس کامیاب ادراک شده است. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری این پژوهش را کلیه دبیرانمدارس متوسطه شهر اصفهان در سال تحصیلی 94-1393 (3476 نفر) تشکیل داده اند. روش نمونه گیری، خوشه ای چندمرحله ای بود که نهایتاً تعداد 380 نفر از دبیران دوره متوسطه شهر اصفهان به طور تصادفی برای تحقیق انتخاب شدند. ابزار پژوهش سه پرسشنامه: 1-پرسشنامه عوامل چهارگانه اثرگذار (تدریس حرفه ای، اخلاق آموزشی، همکاری گروهی و یادگیری تسلط یاب) بر تدریس کامیاب ادراک شده (93/0=α ) 2- پرسشنامه درگیری تحصیلی (87/0=α ) و 3 - پرسشنامه توسعه تدریس کامیاب ادراک شده (94/0=α ) است. به طورکلی نتایج نشان داد، بهره گیری از عوامل چهارگانه (تدریس حرفه ای، اخلاق آموزشی، همکاری گروهی و یادگیری تسلط یاب)، بر توسعه تدریس کامیاب ادراک شده به میزان قابل توجهی اثرگذار بوده است. کمترین ضریب تأثیر غیرمستقیم برای مؤلفه طراحی تدریس (089/0) و بیشترین ضریب تأثیر غیرمستقیم برای مؤلفه ارزشیابی تدریس (139/0)، بدست آمد.
تأثیر تدریس با الگوی مدیریت آموزش بر پیشرفت تحصیلی علوم تجربی و مهارت حل مسئله دانش آموزان سال ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال دهم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۳۷
23 - 40
حوزههای تخصصی:
الگوی مدیریت آموزش، نظریه ای جدید و هم خانواده ی الگوهای پردازش اطلاعات است که بر سازماندهی اطلاعات و ساختن مفاهیم در روندی استقرایی- قیاسی به منظور توانمندتر شدن دانش آموز در یادگیری، درک بهتر روابط میان اطلاعات، پرورش مهارت های بنیادی تفکر و ... تأکید دارد. هدف از انجام این تحقیق بررسی تأثیر تدریس علوم تجربی با استفاده از الگوی مدیریت آموزش بر پیشرفت تحصیلی و مهارت حل مسئله دانش آموزان سال ششم دوره ابتدایی است. روش تحقیق از نوع شبه آزمایشی بوده و با استفاده از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه انجام شده است. در این تحقیق جامعه آماری 58 نفر از دانش آموزان پسر پایه ششم در یکی از دبستان های دولتی ناحیه 2 شهرری است و انتخاب نمونه به صورت تمام شماری در سال تحصیلی 94-93 انجام گرفت و جهت تحلیل داده های آماری از تحلیل کواریانس و تی مستقل استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که آموزش علوم تجربی با استفاده از الگوی مدیریت آموزش بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأثیر مثبت دارد و مهارت حل مسئله دانش آموزان را بهبود می بخشد.
تدریس موثر: نماد تمام نمای «عملی» بودن آموزشگر دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هشتم بهار ۱۳۹۳ شماره ۳۲
67 - 104
حوزههای تخصصی:
تدریس ازجمله فعالیت هایی است که تعریف آن با همه سهولت ظاهری، از صعوبت زیادی برخوردار است. نقش انکارناپذیر این فعالیت در فرایندهای تربیتی موجب شده است که برای وضع مطلوب آن اندیشه ورزی شود و الگوهایی ارایه گردد. این تلاش ها با دستاوردهای متنوعی همراه بوده و به تبع آن، شواهد و دلایلی برای دفاع از الگوهای موردنظر تهیه و تولید شده است؛ اما آیا با اطمینان می توان از یک روش، الگو یا راهبرد مناسب تدریس سخن گفت و دفاع کرد؛ به گونه ای که آن روش یا الگو یا راهبرد به مثابه یک راه، معلم (از آموزگار تا استاد دانشگاه) را به مقصود برساند؟ ایده اساسی در این مقاله (که مخاطب خاص خود را مدرسان دانشگاهی می داند) آن است که اصولاً «معلمی کردن» با عمل در موقعیت های منحصر به فرد همراه است و برای چنین عملی «شایستگی تولید روش بر اساس دانش و تجربه»، نقش محوری بازی می کند. آنان که به کار معلمی تن می سپارند، نمی توانند برای اعمال خود به راهبرد، الگو و روشی خاص دل ببازند؛ اما نیاز دارند با آگاهی از این الگوها، بنای تدریس خود را در هر موقعیت خاص بسازند. آگاهی از دانش تدریس و تأمل بر تجارب تدریس خود، لازمه تولید روش و الگوی متناسب تدریس هر موضوع در هر زمان برای هر گروه از مخاطبان است و از این حیث، همه استادان (معلمان) مؤثر، «فکورانه» عمل می کنند و به واقع «عملی» هستند.
اثربخشی روش تدریس علوم تجربی دوره ابتدایی بر اساس رویکرد فولن بر تفکر انتقادی و خلاقیت دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
168 - 183
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی روش تدریس علوم تجربی دوره ابتدایی بر اساس رویکرد فولن بر تفکر انتقادی و خلاقیت دانش آموزان بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش را دانش آموزان پسر دوره ابتدایی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1399-1400 تشکیل دادند. از مدارس شهر اصفهان یک مدرسه پسرانه به صورت در دسترس انتخاب و از آن مدرسه دو کلاس پایه سوم دوره ابتدایی که هر کدام 25 دانش آموز داشتند، به تصادف به عنوان گروه آزمایش و کنترل در نظر گرفته شدند و به پرسشنامه تفکر انتقادی (CTQ) و پرسشنامه خلاقیت (TTCT) به عنوان پیش آزمون پاسخ دادند. در ادامه، گروه آزمایش با روش تدریس علوم تجربی دوره ابتدایی بر اساس دیدگاه فولن مورد آموزش این درس در یک نیم سال و طی چهار ماه قرار گرفتند در حالی که گروه کنترل آموزش مرسوم را دریافت نمودند. در نهایت بعد از اتمام نیم سال تحصیلی، پس آزمون به اجرا درآمد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و به روش تحلیل کواریانس انجام شد. نتایج نشان داد با کنترل نمرات پیش آزمون هر دو گروه، اثر تدریس علوم تجربی دوره ابتدایی بر اساس دیدگاه فولن بر تفکر انتقادی و خلاقیت معنی دار بوده و این روش تدریس باعث شده است تا تفکر انتقادی و خلاقیت دانش آموزان، افزایش یابد. بنابراین از این روش تدریس به عنوان روشی کارآمد در آموزش علوم تجربی دوره ابتدایی می توان بهره برد.
شایستگی های شغلی مبتنی بر رویکرد صنایع خلاق در آموزش عالی صنایع دستی ایران: رویکرد ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی آموزش شایستگی های شغلی متناسب با رویکرد صنایع خلاق در آموزش عالی صنایع دستی ایران بود که با طرح ترکیبی اکتشافی متوالی مدل ابزارسازی انجام گردید. بخش کیفی با رویکرد چند روشی کیفی، به شیوه های تحلیل محتوا و پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. در این بخش، با روش نمونه گیری هدفمند، 17 نمونه از دانش آموختگان این رشته در مصاحبه شرکت کردند و 8 مضمون، استخراج شد. بخش کمی، با روش پیمایشی انجام شد. بعد از تأیید مقیاس نهایی، با نمونه گیری خوشه ای و در دسترس، از دانشجویان سال آخر هر دو مفطع رشته صنایع دستی147 نمونه در ارزیابی شرکت کردند. عملکرد برنامه درسی کارشناسی و کارشناسی ارشد این رشته در آموزش شایستگی های شغلی در همه عناصر استخراج شده، پایین تر از میانگین معیار بود و پیشنهاد می شود در برنامه های آموزش عالی صنایع دستی ایران، واحدهای درسی متناسب با شایستگی های شغلی مورد نیاز به صورت اصولی، برنامه ریزی شود.
کودک و ورزش
منبع:
پیوند ۱۳۶۱ شماره ۴۱
Assessing Faculty Members’ Curriculum Orientations: A Case Study of University of Kurdistan(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۱, Issue ۱, Summer ۲۰۲۰
42 - 52
حوزههای تخصصی:
The purpose of the present study is to measure the dominant curriculum orientation of faculty members at University of Kurdistan. In terms of purpose, this is applied study, and in terms of data collection methods, it is a descriptive survey. The target population consisted of all faculty members who were teaching during the 2014-2015 academic year at University of Kurdistan. To collect the data, the census method was employed due to the limited number of the participants. The data collection tools were the “curriculum orientations inventory (COI)” developed by Cheung and Wong (2002) and modified by Mahlios, Rice and Thomas (2004). The results of the study showed that cognitive process and academic rationalism were the most dominant orientations of the faculty members. The results also showed that there is a positive relationship between the faculty members' curriculum orientation and their expertise.
Identifying Factors Affecting Educational Policy-Making Based on Third Millennium Characteristics(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۲, Issue ۱, ۲۰۲۱
121 - 131
حوزههای تخصصی:
Purpose : The purpose of this study was to identify the factors affecting educational policy-making based on the third millennium characteristics. Methodology : This study was applied in terms of purpose and qualitative in terms of implementation of the data foundation type. The research population was the documents in 2009 to 20019 and educational policy-making experts in 2019, among which 15 were chosen according to the original saturation principle with purposive sampling method. The research tool was a semi-structured interview, whose validity was confirmed by experts and evaluated with proper triangulation method and its reliability was obtained by an internal agreement method of 0.83. For data analysis, content analysis method was used in MAXQDA12 software. Finding : The findings showed that the factors affecting educational policy-making had 9 dimensions, 39 components and 209 indicators, including educational stakeholders, psychological factors, economic factors, technological factors, legal factors, social factors, cultural factors, belief and ideal factors, and political factors. Also, the third millennium education has 6 dimensions, 33 components and 74 indicators, including the characteristics of philosophy and training goals, characteristics of curriculum, educational system characteristics, environmental characteristics and educational space, characteristics of teachers and characteristics of principals and policymakers. In general, for factors affecting educational policy-making based on the third millennium was identified with 15 dimensions, 72 components and 283 indicators. Conclusion : Considering the factors affecting educational policy-making based on the third millennium characteristics, the dimensions and components identified in the present era can be promoted.
طراحی الگوی نظام دستیابی به صلاحیت های موردانتظار معلمان هنر (دوره های ابتدایی و اول متوسطه) در دوره کارشناسی آموزش هنر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال سیزدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۵۰
109 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، طراحی الگوی نظام دستیابی به صلاحیت های موردانتظار معلمان هنر (دوره های ابتدایی و اول متوسطه) در دوره کارشناسی آموزش هنر است. برای نیل به این مقصود از رویکرد پژوهش آمیخته و روش کیو استفاده شده است. برای جمع آوری اطلاعات، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به حد اشباع نظری، نمونه ای به حجم 15 نفر از متخصصین دانشگاهی در رشته های هنر و برنامه درسی انتخاب شده و با ایشان مصاحبه نیمه ساختار یافته کیفی انجام شد. در بخش دوم (کمی) از مشارکت 15 نفر از معلمان هنر باسابقه برای وزن دهی و دسته بندی صلاحیت ها کمک گرفته شد. داده های گردآوری شده با روش تحلیل کیو مورد تجزیه و تحلیل و کدگذاری قرار گرفت. یافته های این پژوهش، صلاحیت های موردانتظار دانش آموختگان دوره کارشناسی رشته آموزش هنر را در چهارسطح به صورت یک نظام مارپیچی معرفی می کند و آنها را با نظام صلاحیت های معلمی معرفی شده توسط کهلر (2006) و مهرمحمدی (1392) مقایسه می کند. یافته های این پژوهش علاو ه براینکه می تواند در مراحل مختلف برنامه ریزی درسی مبتنی بر صلاحیت های معلمان هنر مورد استفاده قرار گیرد، چشم اندازی جامع نسبت به آنچه که در طی دوره کارشناسی رشته آموزش هنر باید کسب شود، ارائه می دهد.
طراحی الگوی برنامه درسی سواد مالی برای دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر طراحی الگوی برنامه درسی سواد مالی برای دانش آموزان دوره ابتدایی بود. در این پژوهش از روش کیفی استفاده شد. با 12 نفر از اساتید و متخصصان رشته برنامه ریزی درسی و آموزش ابتدایی، اقتصاد و امور مالی دانشگاه های شهر تهران با مرتبه علمی دانشیاری و استادی در سال 1399 مصاحبه انجام شد. جهت تعیین اعتبار یافته ها از روش ممیز بیرونی استفاده شد. مدل پیشنهادی مشتمل بر پنج عامل شامل زمینه های برنامه درسی، اهداف، محتوا، روش و ویژگی یادگیرندگان طراحی شد و بنیاد نظری آن را «منطق تایلر» تشکیل می دهد. حاصل این پژوهش طراحی الگوی برنامه درسی معتبری جهت آموزش سواد مالی برای دانش آموزان دوره ابتدایی بود که دارای 21 شاخص به عنوان اهداف، 26 شاخص برای محتوا، 19 شاخص برای روش تدریس و 8 شاخص برای روش های ارزشیابی برنامه درسی می -شد. الگوی طراحی شده می تواند راهنمای فرایند برنامه ریزی، اجرا و ارزشیابی برنامه درسی باشد.
Describing the Elements of Preschool Curriculum with a Problem-Solving Approach from the Perspective of Curriculum Planning Specialists and Educational Psychologists(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۳, Issue ۱ , ۲۰۲۲
23 - 38
حوزههای تخصصی:
Purpose: The present study aimed to describe the elements of the preschool curriculum with a problem-solving approach from the perspective of curriculum planning specialists and educational psychologists. Methodology: This study was a qualitative study conducted in Tehran. The population consisted of curriculum specialists (n=200) and educational psychologists (n=238) who were selected using the purposive snowball sampling method, and 24 subjects were studied until reaching theoretical saturation. Semi-structured interviews were used to collect data. To analyze and interpret the data, the method of thematic analysis through coding was used. Findings: The findings indicated that from the perspective of curriculum planning specialists and educational psychologists, a problem-solving curriculum for preschoolers includes goals (cognitive, attitudinal, functional), content (organization, presentation methods), teaching methods (traditional methods, attention to learner's age, instructor's characteristics, and active methods), learning activities (individual, group), instructional materials (features and types of resources), space (physical characteristics of facilities), time (duration, attention to the child's preparedness and age), grouping (attention to responsibility, respect for others, attention to ethics considerations, attention to group homogeneity, nature of the problem, group heterogeneity, number of group members, gender, age, personal differences), and evaluation (of the program based on personal, procedural, quantitative, and descriptive differences). Conclusion: Given the importance of the Comments, it can be continuously applied to and formulated for the preschool level to raise problem-solving skills in children and foster their abilities to understand and reflect on life in the future society.
ساخت و اعتباریابی مقیاس برنامه های درسی نال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم برنامه درسی نال (1979) اولین بار به وسیله آیزنر مطرح گردید. از نظر وی آنچه از دستور کار مدارس حذف می شوند، زمینه ساز بروز نقایص تربیتی در متربیان می گردد. بروز نقایص تربیتی عمدتاً ناشی از حذف برخی از آموزش ها نمی باشد، بلکه وجوه دیگری از برنامه درسی نال مانند برنامه درسی مغفول، منسوخ، محرَّف و عقیم وجود دارند که آن ها نیز موجب بروز کمبودهایی در جریان تعلیم و تربیت افراد می گردد (مرزوقی، 2015). در این مقاله تلاش می گردد، انواع برنامه های درسی نال در دو بعد عامدانه و غیر عامدانه و در سطوح قصد شده، اجراشده و آموخته شده مورد بررسی و اعتبار یابی قرار گیرد. برای تعیین روایی این یافته ها، از روش تحلیل گویه و برای تعیین پایایی و اعتبار آن از روش ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که یافته های به دست آمده حکایت از روایی و اعتبار بسط مفهومی و انواع برنامه های درسی نال مطرح شده در این پژوهش دارد.
تحلیلی انتقادی از کتب فارسی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال نهم بهار ۱۳۹۴ شماره ۳۶
121 - 144
حوزههای تخصصی:
هدف ازاین مقاله تحلیل انتقادی محتوای کتاب های درسی فارسی دوره ابتدایی از منظر مؤلفه های فرهنگ ملی و محلی است تا مشخص گردد مؤلفان کتب مذکور چگونه و تا چه اندازه این مؤلفه ها را مطابق با اهداف و راهکارهای مطرح در قانون اساسی، سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، سند برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران و راهنمای برنامه درسی فارسی، در متن متجلی ساخته اند. رویکرد نظری پژوهش، زبان شناسی آموزشی است و دو منظر نشانه شناسی و بوم شناسی در آن در ارتباط با یکدیگر مورد تحلیل قرار می گیرند. تحلیل داده ها حاکی از این است که مؤلفه های فرهنگ ملی در مقایسه با محلی به میزان بیشتری در متن و تصاویر کتاب های فارسی پنج پایه ابتدایی درج شده است و مؤلفه های فرهنگ محلی مطرح نیز صرفاً به جغرافیا، آثار باستانی محدود و نماد (لباس ) منحصر شده است. البته سایر مؤلفه ها نظیر زبان و گویش های محلی، ادبیات و مفاخر محلی و شیوه های زیستی روستایی و عشایری نیز به دروس آزاد واگذار شده است. بر همین اساس می توان نتیجه گرفت که طبق اصول ناظر بر سند برنامه درسی ملی ج.ا.ا. (جامعیت، توجه به تفاوت ها و تعادل) و راهکار 5-5 سند تحول بنیادین، راهنمای برنامه درسی فارسی و با تبع آن محتوی کتاب های فارسی دوره ابتدایی نیاز به بازنگری دارد
چگونگی بازنمایی انسجام ملی در محتوای کتاب های درسی دوره آموزش ابتدایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره دوازدهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
255 - 289
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بازنمایی انسجام ملی در محتوای کتاب های درسی دوره آموزش ابتدایی ایران است. پارادایم پژوهش از نوع تفسیری، رویکرد پژوهش کیفی، استراتژی پژوهش از نوع تحلیل محتوا کیفی است، میدان مطالعه کلیه کتاب های درسی دوره آموزش ابتدایی ایران است که بر مبنای روش نمونه گیری هدفمند کتاب های مطالعات اجتماعی، فارسی و هدیه های آسمان که مشتمل بر 25 جلد کتاب است مورد بررسی قرار گرفتند. فرمت داده ها در قالب متن بوده است و برای تجزیه و تحلیل داده ها از مراحل کدگذاری دور نخست و کدگذاری دور دوم استفاده شده است. یافته های پژوهش مشتمل بر 533 مفهوم، 77 زیرمقوله و 87 مقوله اولیه است که در نهایت بعد از دسته بندی، 11 مقوله اصلی در محتوای کتاب های درسی استحصال گردید. این مقوله ها عبارتند از: سرزمین مشترک، میراث فرهنگی، دین و مذهب، ادب و هنر، پرچم و سرود، فرهنگ فراملی، زبان فارسی، میراث تمدنی، تاریخ مشترک، اعیاد مذهبی، قهرمانان و مفاخر ملی. بر مبنای یافته ها می توان گفت که وضعیت مولفه های انسجام ملی از جایگاه مطلوبی برخوردار نیست و بیشتر به صورت سلیقه ای عمل شده است و تنها مولفه ای که در کتاب های درسی انسجام ملی بر پایه آن می چرخد، مولفه دین و مذهب است.
Pattern of Managing the Challenges of Thesis Writing in the Educational-Research Field(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۳, Issue ۱ , ۲۰۲۲
50 - 60
حوزههای تخصصی:
Purpose: Thesis writing always has been associated with many challenges in different fields and areas and based on this, the present research was conducted with the aim of presenting a pattern of managing the challenges of thesis writing in the educational-research field. Methodology: The current research in terms of implementation method was qualitative and in terms of purpose was applied. The research population was students and graduates of the PhD period of humanities fields at the Islamic Azad University in 2020-21 academic years, which from them number of 12 people were selected as a sample according to the principle of theoretical saturation and with the purposeful sampling method. Data were collected by semi-structured interviews whose validity by 15 professors was obtained by the relative content validity coefficient method 0.84 and its reliability by the Holsti coefficient method was obtained 0.83. Finally, the data were analyzed by methods of open, axial and selective coding and thematic analysis in MAXQDA-18 software. Findings: The findings showed that managing the challenges of thesis writing in the educational-research field had 74 indicators, 13 components and 4 dimensions. The educational gap dimension has includes three components of computer and software training gap, the lack of familiarity with new research methods and the gap in the practical thesis writing course, choosing the subject dimension has includes three components of lack of paying attention to interdisciplinary subjects, lack of suitable guide for choosing subject and not lack of paying attention to students' interests, cooperation of professors dimension has includes five components of back-promising, restrictions on the selection of supervisors, scientific disability of supervisors, lack of access to professors and lack of commitment and responsibility and educational content dimension has includes two components of lack of access to first-hand sources and lack of easy access to content. Finally, pattern of managing the challenges of thesis writing in the educational-research field was drawn using the theme network method. Conclusion: According to the results of this research, planning it seems necessary to managing the challenges of thesis based on the identified dimensions, components and indicators.
شناسایی عوامل و راهبردهای مؤثر در فرایند شکل گیری، آشکارسازی و اشتراک گذاری دانش ضمنی معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره یازدهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
268 - 302
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل و راهبردهای مؤثر در فرایند شکل گیری، آشکارسازی و اشتراک گذاری دانش ضمنی معلمان دوره ابتدایی است. برای مطالعه هدف مورد نظر، از رویکرد کیفی و روش داده بنیاد استفاده شد. مشارکت کنندگان این پژوهش شامل 20 معلم باتجربه دوره ابتدایی بالای 15 سال، از شهر یاسوج بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند از نوع نظری انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. روش تحلیل داده ها بر اساس الگوی کدگذاری سه مرحله ای نظریه داده بنیاد انجام گرفت. به طور کلی یافته ها نشان داد که برای عوامل مؤثر در فرایند شکل گیری دانش ضمنی معلمان ابتدایی 8 مقوله؛ مطالعه و به روز کردن دانش و سواد رسانه ای، خلاقیت و انعطاف پذیری در تدریس، تعامل معلم با همکاران و محیط های گوناگون، تجربه های عملی و شخصی در گذشته، تجربه های عملی کلاس درس، بینش و شهود، چالش های کلاس درس، انگیزش درونی و بیرونی و برای ویژگی های دانش ضمنی معلمان خبره 9 مقوله، تجربیات معلمان از به کارگیری دانش ضمنی در کلاس 8 مقوله و برای راهبردهای آشکارسازی و اشتراک گذاری دانش ضمنی معلمان 14 مقوله اصلی استخراج شده است. در انتها مقوله های شناسایی شده در قالب مدل مفهومی ارائه شد و نتایج به دست آمده از اعتبارسنجی مدل بر اساس نظر متخصصان با استفاده از فن دلفی نشان می دهد که این الگو از اعتبار مناسبی برخوردار است.
تحلیل تطبیقی ساختار بیانیه ی فلسفه ی تدریس دانشگاه فرهنگیان با دانشگاههای منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با بررسی تحلیلی عناصر موجود در کارنمای معلمی دانشگاه فرهنگیان آن را با دو دانشکده علوم تربیتی دانشگاه های منتخب مورد مطالعه تطبیقی قرار داده است. هدف تحلیل ساختار مفهومی کارنمای معلمی دانشگاه فرهنگیان و مقایسه ی آن با دانشگاه های منتخب جهت بررسی نقاط قوت و ضعف می باشد. این پژوهش بر اساس روش جرج ال بردی مورد توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه قرار گرفت و تفاوت ها و تشابهات این بیانیه ها مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتیجه این که ساختار بنیادی و کلی کارنمای معلمی دانشگاه فرهنگیان از جمله اهداف آموزشی ، تدریس و ارزشیابی و همچنین ارزیابی مداوم بیانیه ی فلسفه ی تدریس جهت یادگیری مستمر و مداوم، تفاوت های اساسی را نشان می دهند پیشنهاد این مقاله بازنگری ساختار این کارنما در هدف، آموزش، کاربرد و تدوین راهنمای جامع برای دانشجویان برای اجرای بهتر و دقیق تر کارنمای معلمی می باشد.