فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۶۱ تا ۱٬۰۸۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
تربیت مدرس دانشگاه، یکی از مباحث مغفول در آموزش عالی است که این غفلت به جهت موقعیت ویژه تدریس نسبت به پژوهش در آموزش عالی حاصل شده است. از این رو، پژوهش حاضر در صدد است تا به مطالعه ی وضعیت موجود برنامه درسی تربیت مدرس ریاضی در آموزش عالی بپردازد تا از این منظر، دلالت هایی برای برنامه درسی تربیت مدرس در ایران حاصل کند. به منظور انجام این مطالعه، ابتدا تاریخ تحول برنامه درسی تربیت مدرس ریاضی مرور و سپس نقاط عطف این برنامه درسی مشخص می شود. این امر موجب تمرکز بر چهار نوع برنامه درسی تربیت مدرس ریاضی است که دو مورد آن در دانشکده ی ریاضی متولد شده است و با فرهنگ این رشته عجین است و دو مورد دیگر، برای همه ی رشته های آموزش عالی، شرایط تقریباً یکسانی دارد. دو مورد خاص رشته ریاضی، عبارتند از برنامه دستیار آموزشی که نوعی از آن در دانشگاه هایی مانند صنعتی شریف و شهید بهشتی جریان دارد و نیز برنامه ارشادگری که نوعی خاص از آن در مؤسسه ریاضی دکتر مصاحب جاری است. در نهایت، برنامه درسی تجربه شده در دو برنامه ی خاص فرهنگ رشته ریاضی، از طریق مطالعه ی پدیدارشناختی مورد تحلیل قرار می گیرد تا توصیف بیشتری از واقعیت این برنامه های درسی ارایه شود.
مؤلفه های آموزش چند فرهنگی و تحلیل آن در محتوای کتب درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان توجه به مؤلفه های آموزش چند فرهنگی در کتاب های درسیِ دوره متوسطه در سال تحصیلی93-1392 انجام شد. تحقیق به شیوه تحلیل محتوا و اسنادی انجام شده است. جامعه پژوهشی حاضر، شامل کلیه کتاب های درسی دوره دوم متوسطه نظری در سال تحصیلی 93-1392 است که درمجموع شامل 32 کتاب است. از بین جامعه پژوهش، تعداد 7 عنوان کتاب درسی شامل کتاب های؛ مطالعات اجتماعی سال اول متوسطه، جامعه شناسی 1، جامعه شناسی 2، علوم اجتماعی سال چهارم متوسطه، تاریخ ایران و جهان 1و 2، تاریخ شناسی سال چهارم متوسطه رشته ادبیات و علوم انسانی که توقع طرح مؤلفه های آموزش چند فرهنگی در آن ها وجود دارد، نمونه پژوهش را تشکیل می دهند. . ابزار پژوهش در بخش تحلیل اسنادی فرم فیش برداری و در بخش تحلیل محتوا چک لیست یا سیاهه تحلیل محتوا بوده است. داده های تحلیل محتوا با استفاده از آمار توصیفی تجزیه و تحلیل شده است. عمده ترین یافته های پژوهش عبارت اند از: از مجموع 180 فراوانی مرتبط در کتب درسی دوره متوسطه، کتاب درسی تاریخ (1) با 76 فراوانی مرتبط با مؤلفه های آموزش چند فرهنگی ، یعنی (22/42%) بیشترین میزان توجه به مؤلفه های آموزش چند فرهنگی و کتاب درسی مطالعات اجتماعی اول متوسطه با 5 فراوان یعنی (77/2%)، کمترین میزان توجه به مؤلفه های آموزش چند فرهنگی را داشته اند. از بین مؤلفه های مطرح در آموزش چند فرهنگی بیشترین میزان توجه به مؤلفه «معرفی فرهنگ های مختلف به دانش آموزان در محتوای کتب درسی» با 59 فراوانی مرتبط با مؤلفه های آموزش چند فرهنگی یعنی (77/32%) و کمترین میزان توجه مربوط به مؤلفه های «کمک به درک و تحمل آراء متفاوت از فرهنگ های دیگر در محتوای کتب درسی و تعریف تکالیف چند فرهنگی برای دانش آموزان در محتوای کتب درسی» با یک فراوانی یعنی (55/0%) است.
شناسایی مؤلفه های برنامه درسی مبتنی بر وب بر اساس دیدگاه دبیران و کارشناسان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، ارایه الگویی برای تدوین برنامه درسی مبتنی بر وب است. این تحقیق، به صورت توصیفی تحلیلی بوده و با عنایت به پرسش های تحقیق از نوع کاربردی است. جامعه آماری، شامل 524 نفر از دبیران هنرستان های فنی حرفه ای و 58 نفر از کارشناسان علوم تربیتی شهرستان لاهیجان در سال 1393 بود که از این تعداد 308 نفر از دبیران و 58 نفر از کارشناسان به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته متشکل از 72 سؤال برنامه درسی مبتنی بر وب است. برای بررسی روایی سازه پرسش نامه، از برآورد کفایت نمونه برداری (KMO) و آزمون کرویت بارتلت که حکایت از وجود شرایط مناسب اجرای تحلیل عاملی دارند، استفاده شد. پایایی پرسش نامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 94/0 برآورد شد. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون تحلیل عاملی استفاده شد. تحلیل عاملی بر پایه روش تحلیل مؤلفه های اصلی، انجام گرفت و نتایج نشان داد، برنامه درسی مبتنی بر وب، شش مؤلفه اساسی دارد و قابل مدل سازی است. این تعداد مؤلفه ها روی هم 280/51 درصد کل واریانس متغیرها را تبیین می کنند. در مرحله نهایی با استفاده از چرخش Olbimin ماتریس عاملی ساختار ساده عامل ها به دست آمد. عامل ها تحت عناوین اهداف و نیازها، محتوا و منابع، شیوه های یاددهی- یادگیری، اجرا و ارزشیابی نام گذاری شدند. در نهایت با توجه به این شش عامل مؤثر بر برنامه درسی مبتنی بر وب، مدل مفهومی آن طراحی شد.
تبیین دلایل شکست اصلاحات آموزشی و میزان مقاومت معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال دهم پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳۸
159 - 178
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تبیین دلایل شکست اصلاحات آموزشی و میزان مقاومت معلمان در مواجهه با طرح های اصلاحی برنامه درسی است. ابتدا با روش سنتز پژوهشی، پژوهش های موجود در زمینه مورد بحث گردآوری شده، سپس جهت مطالعه میزان مقاومت معلمان، واکنش های 137 معلم دوره ابتدایی (پایه های اول، دوم و سوم) نسبت به اصلاحات آموزشی جمع آوری و تحلیل شده است. نتایج نشان داده است اصلاحات آموزشی با مقاومت معلمان تازه کار و باسابقه مواجه است. جامعه آماری پژوهش شامل 78 نفر معلم روستایی و 59 نفر معلم شهری کم سابقه و پر سابقه بودند. یافته ها نشان داد حدود 68 درصد معلمان مرد روستایی و شهری مخالف تغییرات بودند. این یافته بین معلمان روستایی زن نیز 67 درصد بود. درصد مخالفان در بین معلمان زن شهری اندکی کمتر و 59 درصد بود. آزمون تی نشان داد بین معلمان زن و مرد، معلمان شهر و روستا و معلمان کم سابقه و پر سابقه تفاوت معنی داری در نحوه رویارویی با تغییرات وجود ندارد. مجموع یافته های سنتز پژوهی و پیمایشی نشان داد شکست اصلاحات آموزشی در ایران به دلایل زیر اتفاق می افتد: عدم زنده انگاری پدیده مدرسه، برنامه درسی و گروه اجرا کننده آن و در نظر نگرفتن بعد فرهنگی در اصلاحات آموزشی. نمی توان بدون درک عملکرد واقعی مدارس به تغییر خوش بین بود. نقطه شروع اصلاحات در تحول بنیادین اخیر، درک شیوه های عملکرد واقعی مدارس نبوده است. در آخر پیشنهاد هایی برای اجرای مؤثر تغییرات ارائه شده است.
رابطه باورهای معرفت شناختی و جهت گیری های تدریس معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال نهم بهار ۱۳۹۴ شماره ۳۶
45 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این تحقیق شناسایی باورهای معرفت شناختی و جهت گیری های تدریس معلمان دوره متوسطه استان خراسان رضوی (14643= N ) که در سال تحصیلی 90-89 مشغول به تدریس بودند و تبیین رابطه بین این باورها و جهت گیری ها بود. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه باورهای معرفت شناختی شومر (1998) و پرسشنامه اصلاح شده جهت گیری های تدریس ساموئلوویچ (1999) از 403 نفر از معلمان جمع آوری و تحلیل شد. نتایج نشان داد 53% معلمان دارای باورهای معرفت شناختی خام و 55% دارای جهت گیری تدریس- محور هستند و بین باورهای معرفت شناختی و جهت گیری های تدریس آن ها همبستگی معنی دار متوسط منفی وجود دارد.
کاربست مؤلفه های کاربردی، ملی، جهانی، نظری و ساخت برنامه درسی در برنامه های درسی علوم انسانی از دیدگاه اعضای هیات علمی (مورد: دانشگاه شهید باهنر کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی میزان کاربست مؤلفه های کاربردی، ملی، جهانی، نظری و ساخت برنامه درسی در برنامه های درسی علوم انسانی است. بر این اساس با استفاده از یک پرسش نامه محقق ساخته که پایایی آن 92/0 برآورد گردید، نظرات 100 نفر از اعضای هیات علمی مربوط به گروه های مختلف علوم انسانی دانشگاه شهید باهنر کرمان در مورد میزان توجه به هر یک از این مؤلفه ها در برنامه های درسی موجود علوم انسانی سنجیده شد. نتایج نشان دادند که از نظر اعضای هیات علمی، میزان توجه به همه مؤلفه ها کمتر از حد میانگین است. در این بین بیشترین توجه به مؤلفه نظری و تخصصی و کمترین توجه به مؤلفه جهانی و بین المللی و با اختلاف کمی مؤلفه کاربردی و عملی است. بر اساس نتایج این پژوهش پیشنهاد می شود که در طرح های بازنگری برنامه های درسی علوم انسانی در دانشگاه ها، توجه بیشتری به مؤلفه های جهانی و بین المللی و کاربردی و عملی شود، جایگاه عنصر کارآفرینی در برنامه های درسی بازشناسی گردد، برنامه ریزان درسی با شناسایی ظرفیت های بومی کشور، مؤلفه های بومی را هم در محتوا و هم در شکل ارائه برنامه های درسی علوم انسانی مورد استفاده قرار دهند، در بازنگری های آتی این برنامه ها به فلسفه و تاریخ علوم مختلف توجه ویژه ای گردد و برنامه ریزان درسی ضمن توجه به خواست دانشحویان و همچنین نهادهای بیرونی، تا حد امکان برنامه های درسی را به شکل مشارکتی طراحی و تولید نمایند.
تحلیل تاریخی Currere به معنای گذر زندگی نامه ای در آثار نوفهم گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، مطالعه تاریخی معنای Currere در آثار نوفهم گرایی می باشد. برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش تحلیل گفتمان بهره گرفته شد. واحد تحلیل گفتمان جمله و سطح تحلیل گفتمان در سطح تفسیر تعیین شد. با توجه به سؤال های پژوهش، داده ها در چهار سطح معانی Currere، روش های Currere، مراحل Currere و بار سیاسی- اجتماعی Currere در آثار نوفهم گرایی طبقه بندی شدند. نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که Currere در آثار نوفهم گرایی با معانی مختلفی مانند «گذر شخصی» یا «گذر زندگی نامه ای»، برنامه درسی به عنوان عمل سیاسی، درگیری فرارونده در جهان، شکلی از تجربه زیست شده، تفکر درباره گذشته و نگاه به آینده، الگوی پژوهش برنامه درسی، کارآگاهانه با خود و دیگران، فهم پیچیده یا درک پیچیده درباره راستی آزمایی احتمال ها در برنامه های درسی حول محور جنسیت، فرهنگ، نژاد و قوم، در پرانتز و قلاب گذاشتن تجربه معلم و دانش، نائل آمدن به تجربه خود و دوباره نگریستن به تجربه مدرسه ای به کاررفته است. همچنین، داستان خود، خود پویشی و مطالعه خود ازجمله روش های درک برنامه درسی از دیدگاه نوفهم گرایان تبه شمار می روند. بار سیاسی و اجتماعی Currere در آثار نوفهم گرایی هم به معنای بازسازی فردی و هم بازسازی اجتماعی به کاررفته است.
مدیریت اقتضایی مسیر اثربخشی در تمرکززدایی نظام برنامه درسی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۱
121-154
حوزههای تخصصی:
یکی از بحثهای عمده تعلیم و تربیت دنیا تمرکز و تمرکززدایی در آموزش و پرورش است؛ نگاه ایستا به برنامه درسی از اثربخشی لازم برای آموزش و پرورش برخوردار نیست. بررسی آرای اکثر علمای تربیتی این دیدگاه را نشان میدهد. هدف از پژوهش حاضر این است که مدلی ارائه دهیم که با نگاهی پویا و با در نظر گرفتن مقتضیات محیطی برای پیمودن برنامه درسی در راه تمرکز و عدم تمرکز مسیر اثربخشی را مشخص کند. در این مدل تمرکز و عدم تمرکز فی نفسه بد یا خوب در نظر گرفته نشده است، بلکه مقتضیات محیطی است که مناسب یا نامناسب بودن درجه تمرکززدایی را مشخص می کند. پژوهش حاضر از نوع کیفی و ابزار جمع آوری اطلاعات مشاهده، مصاحبه و مطالعه ی کتابخانه ای میباشد. در این بحث ابتدا مدلهای ارائه شده توسط ایزدی و مهر محمدی بحث شده، سپس مدل پیشنهادی تحت عنوان مدیریت اقتضایی مسیر اثربخشی برای برنامه درسی ارائه شده است. در این مدل برای داشتن نگاهی پویا جهت تمرکززدایی برنامه ی درسی از نمودار مسیر اثربخشی مدد جسته ایم، به گونه ای که درجات تمرکز و عدم تمرکز را به صورت یک پیوستار در محور xها و شرایط محیطی را روی محور yها قرار داده شده است. سپس با در نظر گرفتن مقتضیات محیطی درجاتی از تمرکز و عدم تمرکز مشخص شده، به طور کلی با توجه به ویژگیهای این دو مسیر اثربخشی که نظام برنامه درسی برای رسیدن به اهداف خود باید آن را بپیماید، پیشنهاد شده است.
بررسی نحوه ارزشیابی در برنامه درسی تفکر و پژوهش سال ششم ابتدایی و مقایسه آن با ارزشیابی در برنامه فلسفه برای کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال دهم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۳۷
81 - 102
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، بررسی و مقایسه نحوه ارزشیابی در" برنامهدرسیتفکر و پژوهش درپایهششم ابتدایی" با برنامهفلسفهبرایکودکان است.بهمنظورتحقق اینهدف،سؤالاتپژوهشدردوحیطهارزشیابی دربرنامهدرسیتفکر و پژوهش درپایه ششم ابتداییایرانوارزشیابیبرنامه درسی فلسفهبرایکودکان ووجوهقوت و ضعفآنهادر زمینه ارزشیابی موردبررسیقرارگرفتهاست. دراینپژوهش پنج مقوله یعنی، فلسفه ارزشیابی، اهداف ارزشیابی، روشهای ارزشیابی، ابزار ارزشیابی و ارزشیابیکنندگان در دو برنامه مورد مقایسه قرار گرفتند. جامعهآماریپژوهششاملکتابهایدرسیتفکر و پژوهش ششم ابتدایی ایرانوراهنمایآنهاستکهدرسال ۱۳۹۱ توسطدفترتألیفوتدوینکتبدرسیتهیهشدهاست و همچنینپژوهش قائدی و دیباواجاری (۱۳۹۰) در خصوص نحوه ارزشیابی برنامهفلسفهبرایکودکانباعنوان "پیشنهاد چارچوبی برای ارزشیابی برنامه درسی فلسفه برای کودکان" میباشد. ابزارمورداستفادهدراینپژوهشاسناد، مدارکو کتابهای مربوطبه برنامهدرسی تفکر و پژوهش ایرانوبرنامهفلسفهبرایکودکاناست. پژوهشحاضرازنوعتحقیقکیفی استکهبهمقایسهنحوه ارزشیابی دوبرنامه مذکورپرداخته است. نتایج نشان میدهد علیرغم آنکه مشابهتهایی بین دو برنامه از جهت ارزشیابی وجود دارد اما در زمینه کمی یا کیفی بودن، فرآیندمحور یا هدف محور بودن، انواع روشهای ارزشیابی، ابزار ارزشیابی و ارزشیابیکنندگان با یکدیگر تفاوت دارند.
مطالعه پدیدارشناسانه تلفیق پژوهش در برنامه درسی تربیت معلم به منظور توسعه حرفه ای معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال دهم پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳۸
37 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، مطالعه پدیدارشناسانه تلفیق پژوهش در برنامه درسی تربیت معلم به منظور توسعه حرفه ای معلمان بود.. این مطالعه به معلمان کمک خواهد کرد تا تأثیر پژوهش در عمل را روی فرایند تدریس و یادگیری درک کنند. در این مطالعه، ابتدا معلمان دانشجو طی یک ترم تحصیلی با روش پژوهش در عمل آشنا شدند و از این شیوه در کلاس های درس خودشان به منظور حل مسائل آموزشی، استفاده کردند. پس از پایان ترم، با معلمان دانشجو مصاحبه شد و از آن ها خواسته شد تجاربشان را بیان کنند. 106 نفر از دانشجو معلمان رشته های مختلف به مدت یک ترم، درگیر در انجام پژوهش در عمل بودند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شدند و نمونه گیری هدفمند همگون تا رسیدن به نقطه اشباع ادامه یافت. نتایج یافته های حاصل از تجارب معلمان نشان داد که پژوهش در عمل توانسته دانش و مهارت پژوهشی، دانش و مهارت تدریس، دانش شناسایی مسائل و مهارت حل مسئله آن ها را افزایش دهد؛ همچنین نگرش آن ها را نسبت به مسائل و نقش پژوهش در حل مسئله تغییر داده و به آن ها کمک کرده است که بعد از حل مسئله به رضایت درونی دست یابند. با توجه به این تجارب می توان نتیجه گرفت که با تلفیق پژوهش در برنامه درسی تربیت معلم می توان به توسعه حرفه ای معلمان کمک کرد.
ماهیت علم : مطالعه موردی نگرش دانشجویان کارشناسی دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دستیابی به سواد علمی هدف آموزش برنامه درسی علوم در نظام های آموزشی دنیا است. یکی از مهم ترین و اصلی ترین مؤلفه هایی که باعث افزایش سواد علمی در دانش آموزان می شود آموزش ماهیّت علم است. هدف پژوهش حاضر بررسی نگرش دانشجویان کارشناسی دانشگاه تهران درباره ماهیّت علم به عنوان مؤلفه سواد علمی می باشد. روش پژوهش توصیفی و از نوع مطالعات پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده های روانشناسی- علوم تربیتی و علوم پایه دانشگاه تهران است که از این جامعه به شیوه نمونه گیری طبقه ای با رعایت نسبت ها (جنسیت و دانشکده) نمونه ای به حجم 779 نفر انتخاب شدند. جهت جمع آوری نگرش دانشجویان به ماهیّت علم، پرسشنامه ای بر اساس مبانی نظری پروژه 2061 طراحی گردید و اعتبار و روایی آن بررسی و تأیید قرار گرفت. نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان می دهد که وضعیت میانگین درک ماهیّت علم و ابعاد آن در دانشجویان، با وضعیت میانگین متوسط نمرات دارای تفاوتی معنادار است؛ همچنین نتایج آزمون مانووا نشان می دهد که بین سطوح عامل دانشکده (دانشکده علوم پایه و دانشکده روانشناسی - علوم تربیتی) در باب متغیّر ماهیّت علم تفاوت معنادار وجود دارد. یافته ها بیان می کند که دانشجویان داری درک پایینی از ماهیّت علم و ابعاد آن می باشند که بر اساس تحلیل نتایج پژوهش های انجام گرفته علّت آن را می توان در این عوامل جستجو کرد: عدم توجه به مؤلفه های ماهیّت علم در تدوین و طراحی برنامه درسی آموزش علوم، دانش و درک پایین معلمان از ماهیّت علم، عدم توسعه علم و فناوری در جامعه و حمایت ها ساختارهای اقتصادی، سیاستی و فرهنگی از علم و ارزش های آن. همچنین یافته ها نشان می دهد میزان درک ماهیّت دانشجویان دانشکده علوم پایه از دانشجویان دانشکده روانشناسی - علوم تربیتی بالاتر است که علت آن را می توان در ماهیّت رشته های درسی دانشجویان در دو دانشکده و میزان پرداختن به موضوعات درسی با محوریت علوم و ماهیّت علم در برنامه درسی آن ها پیدا کرد.
تبیین پژوهش استعلایی – انتقادی در تعلیم و تربیت از دیدگاه باسکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله تبیین پژوهش استعلایی- انتقادی در تعلیم و تربیت از دیدگاه باسکار است. این مقاله با روش استنتاجی، به تبیین چیستی و چگونگی پژوهش استعلایی- انتقادی در تعلیم و تربیت از دیدگاه باسکار پرداخته است. این رویکرد با روش استعلایی شرط امکان معرفت را جهانی ساختارمند و قابل کشف از طریق فعالیت بشری می داند. انتقاد نیز اشاره به نقد تبیینی ساختارها و سازوکارها و نظریات محدودیت آفرین به منظور اصلاح و تغییر آنها دارد. روش مناسب به منظور تبیین ساختارها و سازوکارها روش پژوهش میان- رشته ای است. روش پژوهش میان- رشته ای به بررسی سطوح و ساختارهای چندگانه، سازوکارهای هر ساختار و نقش آنها در خلق رویدادها می پردازد. مراحل پژوهش شامل فرآیندی است که طی آن باید از توصیف یک موضوع انضمامی مبهم به سوی انتزاع ساختارهای معنادار از آن حرکت کرد، سپس این روش به تبیین ساختارها با توجه به عوامل درونی و بیرونی می پردازد. در نهایت دانش حاصل از این تبیین را به منظور نقد و اصلاح عوامل محدودیت آفرین ترکیب می کند. این فرآیند شامل شناسایی مسئله، طرح سؤال استعلایی، توصیف پدیده های پیچیده و لایه مند به گونه ای انضمامی، تفکیک و انتزاع، استنباط فرآیندی به منظور شناخت سازوکارهای هر ساختار، باز توصیف و ترکیب جدید و در نهایت کنش است. این روش پژوهشی در تعلیم و تربیت شامل پنج اصل اساسی است. این اصول راهنمای مراحل پژوهش تربیتی میان- رشته ای و شامل بررسی انضمامی، بررسی انتزاعی، کفایت تبیینی، حذف و اصلاح، ارائه بدیل و سیاستگذاری آموزشی هستند.
تحلیلی بر نظریه برنامه درسی با تأکید و نقدی برایدئولوژی های آیزنر و مک نیل
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ایدئولوژی های برنامه درسی یکی از مباحث اساسی و کلیدی حوزه برنامه درسی است .مروری بر پیشینه نظری ایدئولوژی های برنامه درسی در دهه گذشته حاکی از آن است که توجه بسیار جدی به این موضوع شده و آثار و طبقه بندی متعددی در این زمینه ارائه گردیده است. بنابراین یکی از حوزه های مورد علاقه مک نیل وآیزنر، ایدئولوژی های برنامه درسی است .این مطلب را با نگاهی به نوشته های این دو صاحب نظر می توان دریافت. مقاله حاضر بر آن است تا ضمن بررسی عمیق اندیشه های آیزنر و مک نیل در این زمینه، تنوع برداشت ها از ایدئولوژی های برنامه درسی و دلایل آن را به گونه ای منطقی به تصویر بکشد. برای نیل به این مقصود، ابتدا مروری بر اندیشه های هر دو صاحبنظر شده و پس از آن ، با تأملی دوباره در این ایدئولوژی ها، نکات کلیدی اندیشه های این افراد استنتاج گردیده و در نهایت، با مقایسه ایدئولوژی های برنامه درسی آیزنر و مک نیل، تحلیل و نتیجه گیری انجام شده است. به طور کلی،نتایج این مقایسه نشان می دهد که ضمن مشابهت ها ،تفاوت اساسی در فلسفه و جهان بینی این دو صاحب نظر وجود دارد.
سیر تحول دوره کارشناسی ریاضی در دانشگاه های ایران با تمرکز بر دانشگاه صنعتی شریف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه تاریخی این دوره و چگونگی شکل گیریِ لیسانس ریاضی در ایران، از جهات متعدد، آموزنده است و می تواند راهنمای عملی برای ایجاد تغییرات جدید در برنامه درسی دره کارشناسی ریاضی، در ایران باشد. بدین سبب در این مقاله، ابتدا اشاره کوتاهی به سیر تحول تاریخی دوره لیسانس ریاضی در ایران می شود. سپس با استفاده از روش تحقیق تاریخ پژوهی و مطالعه موردی، پس از پرداختن به چگونگی تأسیس دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر) در ایران و راه اندازی دوره لیسانس ریاضی در آن، تغییرات اساسی در ساختار، آموزش و پژوهش در این دانشگاه، بررسی می شود؛ تغییراتی که به دلیل سطح و عمق آن، به عنوان «جنبش اصلاحات آموزشی»، نام برده شده است. در انتها، با نقد آن چه که رخ داده، به عنوان جمع بندی، چند توصیه برای برنامه ریزان درسی ریاضی در آموزش عالی ارائه می شود تا با آموختن از تاریخ و توجه به یافته های پژوهشی، بتوانیم تغییرات را به گونه ای هدایت کنیم که هم در راستای پاسخگویی به نیازهای متنوع جامعه ایرانی باشد و هم توانایی تربیت ریاضی دان های برجسته را داشته باشد تا افتخارات بین المللی را نصیب ایران کنند.
عوامل پیش بینی کنندگی رضایتمندی دانشجویان مهندسی از کیفیت برنامه درسی معادلات دیفرانسیل: تحلیل عامل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مطالعه عوامل پیش بینی کنندگی رضایتمندی دانشجویان مهندسی از کیفیت برنامه درسی معادلات دیفرانسیل با روش تحلیل عامل انجام شد. این مطالعه توصیفی- تحلیلی در سال 1393-94 برای دانشجویان مهندسی دانشگاه اهر انجام شده است. در ابتدا پرسشنامه مطالعه عوامل رضایتمندی از آموزش معادلات دیفرانسیل طراحی شد. سپس با روش نمونه گیری خوشه ای تعداد 316 دانشجو به پرسشنامه پاسخ دادند. پایایی پرسشنامه با استفاد از روش های آزمون– باز آزمون و آلفای کرونباخ و روایی آن با استفاده از روش های روایی صوری، محتوا و سازه تعیین شد. تحلیل عامل اکتشافی با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 و تحلیل عامل تأییدی با استفاده از نرم افزار AMOS نسخه 22 انجام و مدل مناسب ارائه شد. تحلیل عامل اکتشافی پرسشنامه، به استخراج هشت عامل (مدلسازی، تدریس، مفید بودن، هدفمند بودن، ارزشیابی، کارگروهی، تعامل و امکانات) انجامید. نتایج تحلیل عامل تأییدی و قوی ترین مدل تدوین شده نشان داد که مدل هشت عاملی برای پیشگیری از نارضایتی از کیفیت برنامه درسی معادلات دیفرانسیل برازش مناسب دارد. بر اساس یافته های پژوهش حاضر، پرسشنامه 27 گویه ایدر رابطه با عوامل پیش بینی کنندگی رضایتمندی از کیفیت برنامه درسی معادلات دیفرانسیل، دارای روایی و پایایی مناسب بوده و مدل ارائه شده می تواند در طراحی برنامه های آموزشی قابل استفاده باشد.
عملکرد آموزگاران در تهیه و به کارگیری ابزار جمع آوری و ساماندهی اطلاعات در ارزشیابی توصیفی - کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال نهم بهار ۱۳۹۴ شماره ۳۶
71 - 96
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، بررسی عملکرد آموزگاران در تهیه و به کارگیری ابزار جمع آوری و ساماندهی اطلاعات در ارزشیابی توصیفی -کیفی است. نوع تحقیق، کاربردی و روش تحقیق کیفی است. جامعه آماری پژوهش، آموزگاران زن مجری ارزشیابی توصیفی پایه های اول، دوم و سوم دبستان های شهرستان فراشبند و حجم نمونه، شامل 12 نفر از آموزگاران مذکور است که بر اساس نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. از روش مثلث سازی برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. ابزار پژوهش، مصاحبه (نیمه ساختاریافته) و بررسی اسناد (پوشه ی کار، چک لیست یا فهرست وارسی، واقعه نگاری و آزمون عملکردی) است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی صورت گرفت. نتایج نشان داد آموزگاران از ابزارهای مورد بررسی برداشت نادرستی دارند و به اهداف آن پی نبرده اند. آن ها ابزار مورد بررسی را به درستی تهیه نمی کنند و به کار نمی برند. آموزگاران با کژتابی ذهنی ابزار زدگی و مشکلات تعدد ابزارها روبه رو هستند. از جمله راه حل های پیشنهادی، برگزاری دوره های آموزشی به صورت کارگاهی برای آموزگاران، نظارت بر کار آموزگاران و تعامل آنان با همدیگر است.
تأثیر تدریس با الگوی مدیریت آموزش بر پیشرفت تحصیلی علوم تجربی و مهارت حل مسئله دانش آموزان سال ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال دهم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۳۷
23 - 40
حوزههای تخصصی:
الگوی مدیریت آموزش، نظریه ای جدید و هم خانواده ی الگوهای پردازش اطلاعات است که بر سازماندهی اطلاعات و ساختن مفاهیم در روندی استقرایی- قیاسی به منظور توانمندتر شدن دانش آموز در یادگیری، درک بهتر روابط میان اطلاعات، پرورش مهارت های بنیادی تفکر و ... تأکید دارد. هدف از انجام این تحقیق بررسی تأثیر تدریس علوم تجربی با استفاده از الگوی مدیریت آموزش بر پیشرفت تحصیلی و مهارت حل مسئله دانش آموزان سال ششم دوره ابتدایی است. روش تحقیق از نوع شبه آزمایشی بوده و با استفاده از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه انجام شده است. در این تحقیق جامعه آماری 58 نفر از دانش آموزان پسر پایه ششم در یکی از دبستان های دولتی ناحیه 2 شهرری است و انتخاب نمونه به صورت تمام شماری در سال تحصیلی 94-93 انجام گرفت و جهت تحلیل داده های آماری از تحلیل کواریانس و تی مستقل استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که آموزش علوم تجربی با استفاده از الگوی مدیریت آموزش بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأثیر مثبت دارد و مهارت حل مسئله دانش آموزان را بهبود می بخشد.
دانش مورد نیازِ آموزگاران برای تدریس ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی دانش مورد نیاز آموزگاران برای تدریس ریاضی، از موضوع های جدی پژوهشی در حوزه آموزش معلمان ریاضی است، زیرا همة درس های دورة ابتدایی را تدریس می کنند و علاوه بر دانش ها و مهارت های ضروری برای یک معلم عمومی، نیارمند آموزش های تخصصی برای تدریس ریاضی نیز هستند. بدین سبب، آموزش های حرفه ای و ضمن خدمت آموزگاران، با معلمان موضوعی، تفاوت بسیاری دارد، زیرا این آموزش ها در حالی که شامل دانش ها و مهارت های زیربنایی و عمومیِ مربوط به معلمی است، به نوع خاصی از دانش ها و مهارت های موضوعی هم که بتواند به گونه ای کارآمد، با دانش ها و مهارت های عمومی آن ها تلفیق شود، نیازمندند. این مقاله، مطالعه ای را ارائه می دهد که به قصد شناخت دانش های مورد نیاز آموزگاران برای تدریس ریاضی به منظور بهبود دانش حرفه ای و تدریسی ریاضی آنان، تدوین شد که در آن، 30 آموزگار از شهر تهران، در آن شرکت کردند. هم زمانی این مطالعه با تعییرات همه جانبه در دوره ابتدایی، زمینه مناسبی ایجاد نمود تا از منظرهایی واقع-بینانه و ملموس، به انواع دانش های مورد نیاز شرکت کنندگان، پرداخته شود، زیرا مسأله بازآموزیِ محتوای کتاب های تازه تألیف و روش های ارائه آن، چالشی واقعی برای آموزگاران بود. به همین منظور، ابتدا بر اساس مؤلفه های مدل ارایه شده توسط کرینر(2011)، پنج پرسش نامه طراحی، آزمایش و اجرای نهایی شد. هدف از این پرسش نامه ها و ضرورت پرداختن به آن ها در واقع، بررسی میزان اهمیت هر یک از این مؤلفه ها در برنامه های ارتقای حرفه ای آموزگاران برای تدریس ریاضی بود. سپس، از طریق برگزاری یک جلسه هم اندیشی، بدون در نظر گرفتن هیچ مؤلفه ای برای ارتقای حرفه ای آموزگاران برای تدریس ریاضی، نظرات آنان نسبت به انواع دانش های ضروری برای چنین ارتقایی به بحث گذاشته شد و در آخر، مدل پیشنهادی برای دانش مورد نیاز آموزگاران برای تدریس ریاضی تبیین شد.
تحلیل محتوای کتاب های درسی فارسی و علوم اجتماعی پایه ششم ابتدایی از حیث توجه به هویت ملی بر محور استانداردهای مصوب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به تحلیل کتب درسی از حیث توجه به هویت ملی در پایه ششم ابتدایی پرداخته می شود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی است که در گروه تحقیقات کاربردی است. برای بررسی مؤلفه ها، تحلیل محتوایی که یکی از روش های علمی برای بررسی محتوای مدارک اسنادی است، استفاده شد. کتاب های درسی فارسی و علوم اجتماعی پایه ششم ابتدایی به عنوان جامعة آماری انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی (شامل: جدول فراوانی، میانگین، رتبه درصدی) استفاده شد. یافته های به دست آمده از پژوهش حاضر دلالت بر آن دارد که در کتاب های اجتماعی و فارسی بخوانیم به برخی نمادها مثل جغرافیا و مکان طبیعی _ ملی، مشاهیر ایرانی و فرهنگ در حد نسبتاً مناسب توجه شده است. برخی نمادها مثل پرچم، سرود ملی، تقویم رسمی، قومیت، ادبیات ملی، اساطیر ایرانی، مکان تاریخی و ملی و هنر ایرانی کم توجه شده است و به برخی نمادها مثل دین اصلاً توجه نشده است؛ بنابراین طبق نتایج این پژوهش محتوای (متن و تصویر) کتاب های اجتماعی و فارسی بخوانیم به طور متعادل و متوازن به موضوع نمادهای هویت ملی نپرداخته است.
تبیین شاخص های نوآوری در هدف های برنامه های درسی رشته های هنری و بررسی میزان کاربست آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
:هدف این مطالعه، شناسایی شاخص های نوآوری در هدف های برنامه های درسی رشته های هنری و بررسی میزان کاربست آنها در دانشگاه هنر اصفهان می باشد. این پژوهش از نوع توصیفی- پیمایشی است و به شیوه ترکیبی( کیفی و کمی) انجام شده است. جامعة آماری بخش کیفی جمعی از صاحب نظران در آموزش هنر و متخصصان برنامه های درسی در سطح کشور وخارج کشور و اعضای هیات علمی دانشگاه هنر اصفهان بودند، که به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 19 نفر از آنان انتخاب گردید. جامعة آماری بخش کمَی تمامی 1110 نفر دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه هنر اصفهان بودند که به روش نمونه گیری تصادفی تعداد 300 نفر از آنان انتخاب گردیدند. داده های پژوهش ابتدا از طریق مصاحبة نیمه ساختار یافته و در ادامه با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری گردید. برای تعیین روایی مصاحبه و پرسشنامه از روایی محتوا، و برای برآورد پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرانباخ استفاده شد. یافته های کیفی براساس گویه بندی و مقوله بندی و یافته های کمی با آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شد. طبق نتایج تحقیق در بخش کیفی مهم ترین شاخص های نوآوری در هدف های برنامه های درسی رشته های هنری عبارت است از: داشتن رویکردی اسلامی به هدف های برنامه های درسی هنری؛ توجه به خود راهبری در تدوین هدف های برنامه های درسی هنری؛ پرورش مهارت های تفکر استقرایی، قیاسی، حل مسأله و انتقادی دانشجویان؛ تربیت دانشجویانی با تسلط بر مبانی نظری(الگوها، بعدها، مولفه ها) زیبایی شناسی. هم چنین نتایج بخش کمی بیانگر آن است که میزان کاربست شاخص های نوآوری درهدف های برنامه های درسی رشته های هنری در دانشگاه هنر اصفهان، بیشتر از حد متوسط می باشد. بین نمرات میزان کاربست شاخص های نوآوری برنامه های درسی هنری در زمینة «هدف» بر حسب متغیر جنسیت و دانشکده تفاوت معنی داری وجود دارد.