فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه هدف های برنامه درسی جهت یابی و حرکت در آمریکا و ایران و با استفاده از روش بِرِدی در مطالعات تطبیقی انجام شده است. این مقایسه نشان داد که این برنامه درسی در آمریکا با داشتن 41 هدف عملکردی حرکتی، 38 هدف کلی و 263 هدف جزئی، که 48 هدف آن به کم بینایان اختصاص دارد، برای پوشش دادن به نیازهای حرکتی دانش آموزان دارای آسیب بینایی در محیط های پنجگانه خانه/زندگی، مدرسه، مسکونی، تجاری و حمل و نقل عمومی توسعه یافته است. برنامه درسی این مهارت ها در ایران با رویکرد بزرگسال محور دارای 10 هدف کلی و 75 هدف جزئی است که اساساً بر مهارت های کلاسیک جهت یابی و حرکت تمرکز دارد. در نتیجه برنامه درسی جهت یابی و حرکت در آمریکا فرصت های متعدد یادگیری معنادار را برای دانش آموزان نابینا و کم بینا فراهم می کند اما برنامه درسی جهت یابی و حرکت در ایران فرصت های محدودتری را صرفاً برای یادگیری نابینایان ایجاد می کند.
تبیین و تحلیل عناصر و مولفه های برنامه درسی عمل فکورانه(عمل گرای شوابی) براساس منابع و اسناد معتبر علمی
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی، تبیین و تحلیل عناصر و مؤلفه های برنامه درسی عمل فکورانه و تحلیل آن بر اساس منابع معتبرعلمی انجام شده است. پژوهش در زمره پژوهش های کیفی و روش پژوهش شامل؛ تحلیل محتوای کمی و کیفی است. جامعه پژوهش، شامل کلیه ی اسناد و منابع معتبر علمی حوزه برنامه درسی عمل فکورانه و نمونه با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، از اسناد علمی چاپ شده در مجلات و ژورنال های معتبر داخلی و خارجی، در خصوص عمل فکورانه و دیدگاه عمل گرای شوابی انتخاب شد. جهت جمع آوری داده ها از چک لیست و یا همان فهرست وارسی، فرم فیش برداری و سیاهه تحلیل محتوا استفاده شد. یافته ها نشان می دهد که برنامه درسی عمل فکورانه دارای چهار عنصر اصلی اهداف آموزشی ، محتوای آموزشی، روش های تدریس و ارزشیابی می باشد و هر یک از این عناصر مرکب از مؤلفه هایی است که عنصر روش های تدریس با 24 مولفه، عنصر اهداف با 18مولفه؛ عنصر ارزشیابی با 16 مولفه ؛ عنصر محتوا با 8 مولفه، به ترتیب از بیشترین و کمترین میزان توجه برخوردار هستند. همچنین نتایج حاصله نشان می دهد که: حل مساله، پرورش خلاقیت، تخیل، هنر و زیبایی شناختی، ادراک ، تامل، توجه به احساسات ، مهارت و توسعه حرفه ای، خود ارزیابی و خودپنداری و درک صحیح از واقعیت از مهم ترین این مولفه ها می باشند. بر این اساس به کارگیری این مولفه ها در برنامه های درسی می تواند مسیر تحقق اهداف آموزشی را تسهیل نماید
واکاوی تجربه های زیسته کارورزی در دانشگاه فرهنگیان: الگوی مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف واکاوی تجارب زیست شده برنامه درسی کارورزی در دانشگاه فرهنگیان پرداخته است تا در سایه چنین تلاشی به تدوین الگویی مفهومی دست یابد. این پژوهش رویکردی کیفی و پدیدارشناسانه دارد. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته ای بود که داده های آن بر اساس تحلیل محتوا و الگوی کلایزری در میان 24 نفر دانشجو معلمان، 15 نفر استاد راهنما و 18 نفر معلم راهنما از گروه های مختلف آموزشی استخراج شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که مسائل برنامه درسی کارورزی در شبکه ای از مقولات قرار می گیرند، در بخش اساتید راهنمای کارورزی درمجموع 4 مقوله شناختی، نگرشی، سازمانی و تعاملاتی، در بخش معلمان راهنما 3 مقوله سازمانی، نگرشی و تعاملاتی، در بخش کارورزان 5 مقوله شناختی، عاطفی، نگرشی، رفتاری، تعاملاتی و مقوله سایر مسائل تدوین گردیده است. در انتها نکاتی جهت بهبود کیفیت برنامه درسی کارورزی پیشنهاد شده است.
تدوین یک مدل ساختاری پیشرفت تحصیلی بر پایه ویژگی های روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه علّی بین متغیرهایی است که بیشترین تاثیر گذاری را بر روی پیشرفت تحصیلی در بین دانشجویان شهر تهران در سال تحصیلی 93 دارند. جامعه آماری مورد نظر همه دانشجویان شهر تهران بود که از بین آنان تعداد 400 نفر به عنوان نمونه در رشته های مختلف و به روش دردسترس انتخاب شدند. این پژوهش به روش تحلیل مسیرانجام شد و ابزارهای پژوهش شامل آزمون منبع کنترل راتر،آزمون خلاقیت عابدی ،آزمون خودپنداره دلاور و آزمون انگیزش پیشرفت هرمنس بود.یافته های به دست آمده حاکی از برازش الگو با داده ها بود . تما می متغیرها بر روی پیشرفت تحصیلی اثرات مستقیم معناداری داشتند و اثرات غیر مستقیم خلاقیت بر پیشرفت تحصیلی نیز معنادار بدست آمد. انگیزش تحصیلی ، خلاقیت و خودپنداره تحصیلی و همچنین منبع کنترل از عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی می باشند. با افزایش انگیزش تحصیلی ، خلاقیت و خودپنداره تحصیلی میزان پیشرفت تحصیلی افزایش می یابد و منبع کنترل درونی منجر به پیشرفت تحصیلی بالاتر می شود.
آسیب شناسی کارورزی دانشگاه فرهنگیان: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش آسیب شناسی دوره ی کارورزی دانشگاه فرهنگیان به منظور ارائه ی الگوی مطلوب بوده است. نوع پژوهش آمیخته و روش آن متوالی تبیینی بوده است. جامعه آماری شامل مدرسان، معلمان راهنما و کارورزان دانشگاه فرهنگیان استان چهارمحال و بختیاری بوده است. در فاز کمی، مدرسان به روش سرشماری و دو گروه دیگر به روش تصادفی نمونه گیری شدند. در فاز کیفی از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. در فاز کمی و کیفی به ترتیب اطلاعات با پرسشنامه و مصاحبه جمع آوری گردید.طبق نتایج، ازبین مؤلفه های اهداف، فعالیت های یادگیری، زمان، فضای آموزشی مدارس و ارزشیابی؛ مدرسان مؤلفه زمان و دو گروه دیگر زمان، فعالیت های یادگیری و ارزشیابی را نامطلوب دانستند. در فاز کیفی نیز 7 مضمون فرصت، 17 چالش و 14 الزام استخراج شد. باتوجه به یافته ها و نظر کارشناسان، الگوی پیشنهادی با 14 مؤلفه در سه حوزه سیاستگذاری، اجرا و پشتیبانی ارائه گردیده است.
شناسایی و تبیین برنامه درسی پنهان در رشته معماری (مطالعه موردی: دانشکده معماری دانشگاه ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه درسی پنهان، مجموعه ای از یادگیری های نهادینه شده در فرهنگ مؤسسات آموزشی است، که فراگیران، در قالب مجموعه ای از هنجارها و ارزش ها تجربه می کنند. در این میان، دانشجویان رشته معماری، به دلیل برخورداری از ماهیت ویژه دروس عملی و تعامل تنگاتنگ اساتید و دانشجویان با هم، دارای اثرپذیری بیشتری در زمینه برنامه درسی پنهان هستند. از این رو این پژوهش، با هدف مطالعه و بررسی برنامه درسی پنهان رشته معماری شکل گرفت. بدین منظور با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، تجربه زیسته بیست و یک نفر از دانشجویان کارشناسی مهندسی معماری در دانشگاه ایلام، با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی و ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته ارزیابی شد. واحد ثبت پژوهش، مضمون بوده و پایایی پژوهش برمبنای توافق بین کدگزاران 83/0 به دست آمد. بر اساس یافته های به دست آمده، بیست و دو مؤلفه برنامه درسی پنهان، شناسایی شد و با استفاده از تحلیل شبکه مضامین، نظریه «سودای سود» شکل گرفت که مبین واقعیات موجود در تعامل افراد با یکدیگر در بافت دانشکده معماری است. نتایج این پژوهش، به شناسایی عوامل شکل دهنده برنامه درسی پنهان رشته معماری تحت عناوین«دانش»، «بینش»، «کنش» و «پایش» منجر شد.
تدوین برنامه درسی صلح در آموزش عالی: یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: برقراری عدالت و عدم تبعیض از راه تعلیم و ترویج مفاهیمِ صلح آمیز می تواند نویدبخش استفاده از این آموزه ها در زندگی آینده افرادباشد. به همین سبب هدف پژوهش پیش رو تدوین برنامهدرسی صلح در آموزش عالی جمهوری اسلامی ایران بوده است. روش بررسی: براساس طرح کیفی و روش مطالعهموردی، به منظور تعیین عناصر لازم برای تدوین برنامهدرسی صلح، با استفاده از پرسشنامه باز پاسخ و نیمه ساختارمند با نمونه گیری هدفمند و تکنیک اشباع نظری، نظر استادان و متخصصان گروه حقوق و علوم اجتماعی دانشگاه های شهید بهشتی، اصفهان، شیراز و کرمان به دست آمد. آنگاه داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار Nvivo نسخه 11 از طریق فن تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل شد و یافته ها در قالب شبکه مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر دسته بندی و سازماندهی شدند. برای اعتباریابی داده های کیفی، از روش همسوسازی نتایج حاصل از شبکهمضامین و تحلیل اسناد استفاده شد. یافته ها: براساس نتایج به دست آمده، برنامهدرسی صلح (مضمون فراگیر) دارای ابعادی چون محتوا، منطق، اهداف، روش ها و محیط یادگیری به عنوان مضامین سازمان دهنده است و هر کدام از این مضامین نیز دارای سطوح و مضامین پایه متنوعی هستند که می توانند برای تدوین برنامه درسی صلح به کار آیند. نتیجه گیری: آموزش صلح می تواند به دانشجویان کمک کند تا دانش و مهارت های لازم را برای یک زندگی صلح آمیز بیاموزند و این دانش و مهارت را در خانواده، تعاملات اجتماعی و در سطوح ملی و بین المللی به کار گیرند. بنابراین لازم است که برای آموزش و ترویج صلح نه تنها به عنوان یک مفهوم وسیع، بلکه به عنوان یک واقعیت ملموس، از همه منابع و امکانات استفاده شود.
پایایی و روایی مقدماتی مقیاس سبک یادگیری بر مبنای مدل سیلور، هانسن و استرانگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش، برآورد پایایی و روایی مقیاس سبک یادگیری بر مبنای مدل سیلور، هانسن و استرانگ است. جامعه آماری این پژوهش، دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز تبریز در سال تحصیلی 93-92 بودند که از این جامعه تعداد 377 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، مقیاس سبک یادگیری با 32 گویه با طیف لیکرتی چهار درجه ای بر مبنای مقیاس سبک یادگیری مدل سیلور، هانسن و استرانگ است که مدل سبک یادگیری سیلور، هانسن و استرانگ (1980) دارای 25 ردیف افقی و 4 ردیف عمودی بود که در هر ردیف افقی، چهار توصیف کننده رفتار ذکر شده است که باید توسط پاسخگر بر حسب اولویت ها مرتب می شد. برای بررسی روایی عاملی مقیاس از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. شاخص های نیکویی برازش در این پژوهش عبارتند از 556/72= X² 09/0RMESA= 90/0= GFI 86/0=AGFI.این نتایج مو ید آن است که ساختار مقیاس برازش قابل قبولی با داده ها دارد و همه شاخص های نیکویی برازش مدل را تایید کرده، بر برازندگی مطلوب آن دلالت دارد. پایایی مقیاس با استفاده از آلفای کرونباخ بررسی گردید. پایایی این ابزار 74/0 به دست آمد. با در نظر گرفتن نتایج این پژوهش، می توان گفت مقیاس سبک یادگیری تدوین شده، می تواند ابزار پایا و معتبری در ارزیابی سبک های یادگیری باشد.
دسته بندی شاخص های سنجش کیفیت محتوای کتاب های درسی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش دسته بندی معیارها و شاخص های سنجش کیفیت کتاب های درسی به منظور ساخت ابزاری برای سنجش کیفیت کتاب های درسی دوره ابتدایی بوده است. روش تحقیق کیفی و جامعه آماری آن شامل تمامی منابع چاپی و الکترونیکی (فارسی و انگلیسی) منتشر شده در حوزه معیارهای تدوین محتوا بین سال های 1379 تا 1394 و نیز تمامی آموزگاران ابتدایی شهرستان ملایر به تعداد 3150 نفر می شده است که در سال تحصیلی 95-1394 مشغول به تدریس بوده اند. از بین جامعه آماری آموزگاران تعداد 380 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و در مطالعه شرکت داده شدند. برای جمع آوری بخشی از داده ها، بر اساس معیارهای شش گانه استخراج شده از منابع موجود در رشته برنامه ریزی درسی، مقیاسی تحت عنوان «پرسشنامه سنجش کیفیت کتاب های درسی» تهیه و پس از معتبر سازی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که ابزار معرفی شده از روایی صوری و محتوایی و نیز پایایی کافی برخوردار است و می توان از آن در سنجش کیفیت کتاب های درسی دوره ابتدایی استفاده کرد. همچنین معلوم شد که کیفیت کتاب های درسی پایه سوم دوره ابتدایی بر اساس مقیاس مورد استفاده، در کل و نیز در رابطه با تک تک معیارهای شش گانه، در وضع مناسبی است. ضمناً مشخص شد که از نظر آزمودنی ها معیارهای مربوط به مؤلفه تناسب محتوا با نگرش های مذهبی، بیش از سایر معیارها در کتاب های درسی پایه سوم رعایت شده است
بررسی کیفی موانع تفکر انتقادی در برنامه درسی آموزش متوسطه از دیدگاه متخصصان برنامه درسی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۳
109 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی تعلیم و تربیت، بایستی تربیت انسان های متفکر و خلاق باشد. تفکر انتقادی به عنوان یکی از الگوهای نوین در نظام تربیتی می باشد. هدف مقاله حاضر بررسی کیفی موانع تفکر انتقادی در برنامه درسی آموزش متوسطه از دید متخصصان برنامه درسی با می باشد. گرایش مورد نظر در پژوهش کیفی نظریه زمینه ای (Gt) و جامعه مورد بررسی در بخش کیفی متخصصان برنامه درسی شاغل در آموزش و پرورش که بر دوره متوسطه اشراف دارند، می باشند که از این جامعه با نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع 18متخصص برنامه درسی به عنوان موردهای مطالعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های عمیق بودند. نتایج پژوهش کیفی بیانگر آنند که مقولاتی مانند سیاست ها و رسالت های نظام آموزشی و شرایط اجتماعی فرهنگی جامعه و شرایط موجود در زمینه تربیت معلم، محتوا، اهداف و روش تدریس از موانع تفکر انتقادی می باشند. نتایج پژوهش کیفی بیانگر آنند که مقولاتی مانند سیاست ها و رسالت های نظام آموزشی و شرایط اجتماعی فرهنگی جامعه و شرایط موجود در زمینه تربیت معلم، محتوا، اهداف و روش تدریس از موانع تفکر انتقادی می باشند.
تدوین ابزار سنجش درک مفهومی علوم پایه هشتم و تعیین رابطه آن با عملکرد تحصیلی درس علوم تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، طراحی آزمونی پایا و معتبر برای سنجش درک مفهومی دانش آموزان در درس علوم تجربی پایه هشتم و بررسی رابطه درک مفهومی دانش آموزان پایه هشتم در درس علوم با عملکرد تحصیلی درس علوم تجربی بود. روش تحقیق، توصیفی و از نوع پیمایشی بوده است. و جامعه آماری آن را کلیه دانش آموزان پایه هشتم مدارس متوسطه دوره اول شهر داراب در سال تحصیلی 95-1394 تشکیل می دادند.\nبا استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای، 376 نفر از دانش آموزان شامل 189 دانش آموز دختر و 187 دانش آموز پسر انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات، ابزاری به نام آزمون درک مفهومی علوم تجربی پایه هشتم با همکاری دبیران علوم تجربی ساخته شد. این ابزار دربرگیرنده 15 سوال چهار گزینه ای است که با توجه به محتوای کتاب علوم پایه هشتم تهیه شده است. به منظور ارزیابی سوال های آزمون، ضریب دشواری و ضریب تمیز سوالات محاسبه شد. و برای بررسی روایی آزمون از روایی محتوایی، روش لاشه (59/0 = CVR) و روش تحلیل عامل اکتشافی استفاده شد. یافته ها نشان داد آزمون از روایی مناسبی برخوردار است. همچنین پایایی آزمون نیز با استفاده از روش همسانی درونی، ضریب کودر ریچارسون 20، 86/0 و روش تنصیف برابر با 83/0بدست آمد. نتایج نشان داد که \آزمون درک مفهومی علوم تجربی پایه هشتم\ برای سنجش درک مفهومی دانش آموزان پایه هشتم در درس علوم تجربی مناسب بوده و از روایی و پایایی لازم برخوردار است. در نتیجه می توان درک مفهومی دانش آموزان پایه هشتم را نسبت به درس علوم تجربی به طور غیرمستقیم و از طریق سنجش توانایی آن ها در کاربرد و استفاده از آموخته ها مورد بررسی قرار داد. علاوه بر این، نتیجه دیگر پژوهش نشان داد که بین عملکرد تحصیلی درس علوم تجربی و درک مفهومی علوم رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. وقتی دانش آموزان مطالب را به صورت مفهومی یاد می گیرند، می توانند آن ها را در موقعیت های جدید بکار گیرند و به سوالات مختلف و متفاوت پاسخ مناسب دهند.\nهدف از این پژوهش، طراحی آزمونی پایا و معتبر برای سنجش درک مفهومی دانش آموزان در درس علوم تجربی پایه هشتم و بررسی رابطه درک مفهومی دانش آموزان پایه هشتم در درس علوم با عملکرد تحصیلی درس علوم تجربی بود. روش تحقیق، توصیفی و از نوع پیمایشی بوده است. و جامعه آماری آن را کلیه دانش آموزان پایه هشتم مدارس متوسطه دوره اول شهر داراب در سال تحصیلی 95-1394 تشکیل می دادند.\nبا استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای، 376 نفر از دانش آموزان شامل 189 دانش آموز دختر و 187 دانش آموز پسر انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات، ابزاری به نام آزمون درک مفهومی علوم تجربی پایه هشتم با همکاری دبیران علوم تجربی ساخته شد. این ابزار دربرگیرنده 15 سوال چهار گزینه ای است که با توجه به محتوای کتاب علوم پایه هشتم تهیه شده است. به منظور ارزیابی سوال های آزمون، ضریب دشواری و ضریب تمیز سوالات محاسبه شد. و برای بررسی روایی آزمون از روایی محتوایی، روش لاشه (59/0 = CVR) و روش تحلیل عامل اکتشافی استفاده شد. یافته ها نشان داد آزمون از روایی مناسبی برخوردار است. همچنین پایایی آزمون نیز با استفاده از روش همسانی درونی، ضریب کودر ریچارسون 20، 86/0 و روش تنصیف برابر با 83/0بدست آمد. نتایج نشان داد که \آزمون درک مفهومی علوم تجربی پایه هشتم\ برای سنجش درک مفهومی دانش آموزان پایه هشتم در درس علوم تجربی مناسب بوده و از روایی و پایایی لازم برخوردار است. در نتیجه می توان درک مفهومی دانش آموزان پایه هشتم را نسبت به درس علوم تجربی به طور غیرمستقیم و از طریق سنجش توانایی آن ها در کاربرد و استفاده از آموخته ها مورد بررسی قرار داد. علاوه بر این، نتیجه دیگر پژوهش نشان داد که بین عملکرد تحصیلی درس علوم تجربی و درک مفهومی علوم رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. وقتی دانش آموزان مطالب را به صورت مفهومی یاد می گیرند، می توانند آن ها را در موقعیت های جدید بکار گیرند و به سوالات مختلف و متفاوت پاسخ مناسب دهند.
شناسایی و رتبه بندی مولفه های اساسی برنامه درسیِ دانشجو از نگاه متخصصان و دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه تهران
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر معرفی برنامه درسی جدیدی به نام برنامه درسی دانشجو می باشد. این مطالعه از حیث نوع بنیادی از حیث رویکرد توصیفی_تحلیلی و از نوع طرح های آمیخته اکتشافی است. ابزار در بخش کیفی مصاحبه بازپاسخ و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته می باشد. جامعه در بخش کیفی هشت نفر از صاحبنظران تعلیم و تربیت و در بخش کمی 100 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی می باشند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش سیستماتیک در تئوری داده بنیاد و در بخش کمی از آزمون فریدمن استفاده شد. در مجموع چهار مولفه محوری از مصاحبه های انجام گرفته بدست آمدند: ویژگی های برنامه درسی دانشجو؛ عناصر اصلی آن شامل دانشجو، استاد و سازمان؛ گام های موثر در شکل گیری؛ و موانع و چالش های شکل گیری این برنامه درسی. کد گزینشی بدست آمده عبارتست از: عناصر اصلی این برنامه درسی. همچنین رتبه بندی مولفه های مربوط به دانشجو به ترتیب نزولی عبارتند از: مولفه های روان شناختی و انگیزشی، فراشناختی، اجتماعی و مهارتی. نتایج نهاییِ بدست آمده وجه متمایز کننده این برنامه درسی را نقش آفرینیِ فعال دانشجو در جهت گیری و هدفگذاری مستمر برای خود دانسته که در این مسیر از دو عنصر اصلی دیگر یعنی استاد و دانشگاه استفاده لازم را می برد. در تعریفی مقدماتی برنامه درسی دانشجو فرآیند منظم و هدفمندِ تصمیم گیری، هدفگذاری و آینده نگریِ دغدغه مند دانشجوست که در آن از ویژگی های اساتید برتر و دانشگاه ها استفاده می کند و عنصر کیفیت در همه عناصر اصلی و جزئی آن شرطی اساسی می باشد. این برنامه درسی با فارغ التحصیل شدن دانشجو و خروج او از دانشگاه پایان نمی پذیرد بلکه ادامه داشته و با تثبیت آن در فرد، به نوعی یادگیری خود-راهبر و هدفدار تبدیل می شود.
طراحی و اعتباریابی ملاک ها و شاخص های ارزیابی کیفیت برنامه درسی مدارس متوسطه کشور: یک مطالعه موردی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ بهار ۱۳۹۵ شماره ۲
107 - 144
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر مهمترین و اساسی ترین ملاک ها و شاخص های ارزیابی برنامه درسی مدارس گرداوری و توسط کارشناسان و متخصصین اعتبارسنجی بررسی گردید. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش جمع آوری داده ها، پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر، 300 نفر از کارشناسان آموزش و پرورش و متخصصین ارزیابی کیفیت دانشگاه می باشد. ابزار گرداوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته می باشد. تجزیه داده ها از آماری توصیفی و تحلیل داده ها از آزمون (t) تک نمونه ای صورت گرفته. یافته های حاکی از آن است که همه ملاک ها و شاخص ها در سطح مطلوبیت خوبی ارزیابی شده، محاسبه آزمون (t) در مورد هر یک از ملاک ها و شاخص ها با درجه آزادی مشخص (299)، چون سطح معنی داری مشاهده شده (0.000=sig) مقدار کمتر از میزان خطای مجاز (05/0) شده، پس ملاک ها و شاخص های مهم و قابل قبول در جریان ارزیابی برنامه درسی مدارس کشور می باشد.
مقایسه اهمیت و قابلیت اجرایی دروس دوره ی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه های منتخب داخلی و خارجی از دیدگاه اعضای هیأت علمی و دانشجویان: ارائه ی برنامه ی درسی پیشنهادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف کلی از انجام این پژوهش، مقایسه ی اهمیت و قابلیت اجرایی دروس دوره ی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاههای منتخب داخلی و خارجی جهت ارائه ی برنامه درسی پیشنهادی بود. جامعه آماری شامل اعضای هیأت علمی و دانشجویان کارشناسی ارشد رشته ی مدیریت آموزشی بود که با روش نمونه گیری در دسترس، 21 نفر از اعضای هیأت علمی و 48 نفر از دانشجویان سال آخر انتخاب شدند. ابزار تحقیق، مقیاس محقق ساخته ی اهمیت و قابلیت اجرایی دروس بود که با استفاده از روش تحلیل گویه و آلفای کرونباخ، روایی و پایایی آن محاسبه گردید و پس از تأیید، بین نمونه ها توزیع و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که: 1- در پنج درس بین استادان و دانشجویان اتفاق نظر وجود دارد. 2- در اهمیت سیزده درس تفاوت معناداری بین دیدگاه دانشجویان و اعضای هیأت علمی وجود دارد. 3- در قابلیت اجرایی ده درس، تفاوت معناداری بین دیدگاه دانشجویان و اعضای هیأت علمی وجود دارد. 4- بین اهمیت دو درس از دیدگاه اعضای هیأت علمی بر حسب سابقه خدمت آنان تفاوت معناداری وجود دارد. 5- بین قابلیت اجرایی دروس از دیدگاه اعضای هیأت علمی مرتبه های مختلف تفاوت معناداری وجود ندارد. 6- با مقایسه اهمیت و اولویت دروس مختلف در رئوس محتوایی از دیدگاه دانشجویان و اعضای هیأت علمی، دوازده عنوان درس در رشته ی مدیریت آموزشی پیشنهاد شد.
نقش فرهنگ معلمی در مواجهه با تغییرات برنامه درسی ریاضیات پایه هفتم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در صدد کشف نقش فرهنگ معلمی در نوع مواجهه معلمان نسبت به اصلاحات برنامه درسی ریاضی دوره متوسطه اول در شهرستان قائمشهر می باشد . یافته های پژوهش کیفی با روش پژوهش پدیدارشناسی نشان داد که باورهای معلمان نسبت به تغییرات کتاب درسی ریاضی پایه هفتم به دو دسته؛ نگاه مثبت به تغییرات کتاب درسی ریاضی پایه هفتم و نگاه منتقدانه ارزیابی شده است. همچنین آن ها دو طیف از رفتار را در مواجهه با تغییرات کتاب درسی ریاضیات پایه هفتم به نمایش گذارده اند: پذیرش کامل، مقاومت و عدم پذیرش. نتایج پژوهش نشان داد، درک فرهنگ معلمی عاملی ضروری برای آغاز هرگونه اصلاح است که با بهبود نگرش به تغییر تمایلات معلّمان نسبت به پیشبرد برنامه های درسی جدید مثبت تر می شود
رهبری معلم در اجرای برنامه درسی؛ چالش ها و فرصت ها
حوزههای تخصصی:
برای سالیان بسیاری بحث در خصوص نقش معلم در اجرای برنامه درسی از جنبه های مختلفی در مباحث مدیریت آموزشی، نظارت و راهنمایی تعلیماتی و تأکید بر نقش وی در راهنماهای معلم مطرح بوده است. با این وجود توجه به نقش معلم در قالب عنوان«رهبری معلم» با محوریت اجرای برنامه درسی در ادبیات پژوهشی داخل موضوعی مغفول و ناشناخته می باشد. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل رهبری معلم در برنامه درسی به ویژگی ها، مزایا و معایب آن پرداخته است. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی_تحلیلی صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بین رهبری معلم و رهبری توزیع یافته در مدرسه رابطه وجود داشته و رهبری در مدرسه می تواند در میان معلمان «توزیع» گردد که این امر می تواند اثربخشی معلمان در اجرای برنامه درسی را در پی داشته باشد. در نهایت این مطالعه نتیجه می گیرد که رهبری معلم امری شدنی است که اقتضاء و امکان برای مؤفقیت کامل در این نقش به انجام پژوهش های بیشتر، وجود شرایط مناسب در مدارس و البته خود معلمان بستگی دارد.
تبیین رویکرد پدیدارشناسی در برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر نوع نظام تربیتی که با انسان رابطه دارد، نیازمند نوعی نظریه تربیتی است و بدون آن، تعلیم و تربیت بی پایه و اساس خواهد بود. پدیدارشناسی به عنوان یک دیدگاه فلسفی که در قرن بیستم ظهور کرده است، به جهان و انسان به شیوه ای متفاوت نگاه می کند. هدف پژوهش حاضر بررسی جایگاه و کاربرد پدیدارشناسی در تعلیم و تربیت و برنامه درسی است. این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی- اسنادی و باهدف تبیین و روشنگری مفاهیم و ایده های کاربردی آن در حوزه برنامه درسی صورت گرفته است. از مهمترین نقاط قوت پدیدار شناسی این است که به استقبال تغییر ، کثرت و نواندیشی در همه ابعاد برنامه درسی می رود و در خصوص هرگونه استانداردسازی روش های تعلیم و تربیت در حیطه های مختلف برنامه درسی شامل اهداف ، شرایط و محتوا ها، روشهای آموزشی و ارزشیابی هشدار جدی می دهد. در واقع پدیدارشناسی با اتخاذ روشهای منحصر به فرد این امکان را فراهم می آورد که از طریق ارتباط نزدیک تر و ملموس تر با پدیده های تربیتی، اقدامات مؤثرتری را برای بهبود مجموعه روابط تربیتی در نظامهای آموزشی انجام دهد.
ارتباط دانش نظری و عملی معلمان در پارادایم های اجرای برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، بررسی ارتباط میان دانش نظری و عملی معلمان در هر یک از پارادایم های اجرای برنامه درسی است. بر مبنای سه نوع پارادایم حوزه مطالعاتی برنامه درسی که با مطمح نظر قرار دادن نسبت میان نظریه و عمل شکل گرفته است، به بیان سه نوع رابطه میان دانش نظری و دانش عملی مورد نیاز معلمان در تدریس پرداخته شده است. این سه نوع رابطه، در دل سه پارادایم برای اجرای برنامه درسی، مورد بحث قرار گرفته اند. این سه پارادایم با ترکیبی از عناوین پارادایم های حوزه مطالعات برنامه-درسی و اجرای برنامه درسی، فنی- وفادارنه، فکورانه- انطباقی و انتقادی- برآمدنی نام گذاری می شوند. هر یک از این سه رابطه، پیامدهای متفاوتی را نیز برای شکل گیری برنامه های درسی رشد و توسعه حرفه ای معلمان در بردارد. در پارادایم فنی- وفادارنه، برنامه-های رشد حرفه ای بر انتقال دانش نظری و مهارت آموزی در فنون هر چه اثر بخش تر تدریس تأکید دارد. این برنامه ها در پارادایم فکورانه- انطباقی ضمن توجه به انتقال دانش نظری بروز، رشد و پرورش تأمل عملی معلمان را مطمح نظر قرار می گیرد. برنامه های رشد حرفه ای در پارادایم انتقادی- برآمدنی نیز شکلی از پژوهش فردی یا گروهی، به خود می گیرد.
ارائه مدلی جهت ارزیابی عوامل مؤثر بر توسعه تدریس کامیاب ادراک شده (مورد مطالعه؛ دبیران مدارس متوسطه شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال یازدهم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۴۱
153 - 174
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله ارائه مدل توسعه تدریس کامیاب ادراک شده است. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری این پژوهش را کلیه دبیرانمدارس متوسطه شهر اصفهان در سال تحصیلی 94-1393 (3476 نفر) تشکیل داده اند. روش نمونه گیری، خوشه ای چندمرحله ای بود که نهایتاً تعداد 380 نفر از دبیران دوره متوسطه شهر اصفهان به طور تصادفی برای تحقیق انتخاب شدند. ابزار پژوهش سه پرسشنامه: 1-پرسشنامه عوامل چهارگانه اثرگذار (تدریس حرفه ای، اخلاق آموزشی، همکاری گروهی و یادگیری تسلط یاب) بر تدریس کامیاب ادراک شده (93/0=α ) 2- پرسشنامه درگیری تحصیلی (87/0=α ) و 3 - پرسشنامه توسعه تدریس کامیاب ادراک شده (94/0=α ) است. به طورکلی نتایج نشان داد، بهره گیری از عوامل چهارگانه (تدریس حرفه ای، اخلاق آموزشی، همکاری گروهی و یادگیری تسلط یاب)، بر توسعه تدریس کامیاب ادراک شده به میزان قابل توجهی اثرگذار بوده است. کمترین ضریب تأثیر غیرمستقیم برای مؤلفه طراحی تدریس (089/0) و بیشترین ضریب تأثیر غیرمستقیم برای مؤلفه ارزشیابی تدریس (139/0)، بدست آمد.
دلالت های تربیتی مفهوم دانش قدرتمند برای نظریه برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معرفت شناسی همواره جایگاهی تعیین کننده در یک نظریه برنامه درسی دارد. پرداختن به دانش و مفهوم پردازی آن را می توان نقطه اثر هر پارادایم معرفت شناسی در صورت بندی یک نظریه برنامه درسی دانست. این نوشتار می کوشد تا با ارجاع به مفهوم دانش قدرتمند از مایکل یانگ، در پی واکاوی ریشه های فلسفی واقع گرایی انتقادی پشتیبان این مفهوم، به گردآوری دلالت های تربیتی آن برای یک نظریه برنامه درسی دست یابد. برای این منظور، با اشاره به دوگانه معرفت شناسی اثبات گرا-تفسیری، و ارجاع به دلالت های جزمی-نسبیتی پذیرش این دوگانه درباره دانش، دیدگاه واقع گرایان اجتماعی برای احصای دلالت ها مدنظر قرار گرفته است. همچنین دانش از منظر جامعه شناختی موضوع توجه این نوشتار است تا از افتادن به ورطه ثنویت پذیرفته شده معرفتی در امان بماند.