هدف پژوهش حاضر رابطه خود اثربخشی و جهت گیری مذهبی با هوش فرهنگی و هوش معنوی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسامی اهواز است. حجم نمونه مورد مطالعه 380 نفر بودند که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از چهار پرسشنامه خود اثربخشی، پرسشنامه جهت گیری مذهبی، پرسشنامه هوش فرهنگی و پرسشنامه هوش معنوی، پرسشنامه استفاده گردید. این تحقیق از نوع همبستگی بود و برای تحلیل آماری داد هها از ضریب همبستگی ساده )پیرسون( و تحلیل کانونی استفاده شد. نتایج تحلیل داده های این پژوهش نشان داد که بین خود اثربخشی با هوش فرهنگی در سطح ) 05 / p>0 ( در دانشجویان رابطه معنی دار وجود دارد p>0/0001( و 56 / R=0 ( بین خود اثربخشی با هوش معنوی در سطح ) 05 / p>0 ( در دانشجویان رابطه معنی دار وجود دارد ) 0001 / p>0 و 53 / R=0 (. بین جهت گیری مذهبی با هوش فرهنگی در سطح ) 05 / p>0 (در دانشجویان رابطه وجود دارد. ) 0001 / p>0 و 42 / R=0 (. بین جهت گیری مذهبی با هوش معنوی در سطح ) 05 / p>0 (در دانشجویان رابطه وجود دارد ) 0001 / p>0 و 40 / R=0 (. بین خود اثربخشی و جهت گیری مذهبی با هوش فرهنگی و هوش معنوی در دانشجویان رابطه وجود دارد.
یکی از اهداف مهم و اصلی تعلیم و تربیت تقویت و پرورش تفکر انتقادی است. لذا، پژوهش حاضر با هدف بررسی گرایش به تفکر انتقادی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه استان کرمانشاه انجام گردید. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه مدارس شاهد و نمونه شهرستان کرمانشاه در سال تحصیلی 95-1394 بود. روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای است که تعداد 230 دانش آموز به چند مرحله ای تصادفی انتخاب شد. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی ریکتس (2003) استفاده شد. پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ 72/0 بود. نتایج نشان داد که در بین دانش آموزان جامعه آماری، میزان گرایش به تفکر انتقادی و مولفه های آن (به جز بالندگی) بالاتر از حد متوسط است. بین عملکرد دانش آموزان در تفکر انتقادی و مولفه های آن به تفکیک پایه و رشته تحصیلی تفاوت معناداری وجود نداشت. ضریب همبستگی تحصیلات پدر با مولفه تعهد و با گرایش به تفکر انتقادی معنادار بود. همچنین، رابطه مثبت و معناداری بین تحصیلات مادر با مولفه تعهد وجود داشت.
در دوران همه گیری کووید- 19 و غیر حضوری شدن آموزش، مشکلات زیادی برای والدین و دست اندرکاران آموزش به خصوص در مدارس ابتدایی به دلیل بی سابقه بودن شرایط پیش آمده و نبود تجربه قبلی و الگوی مدون ایجاد شد. هدف از این مطالعه کیفی کاوش تجارب والدین، معلمان، مدیران مدراس در این دوران به منظور ارائه الگویی تجربی از فرایند مشارکت والدین در آموزش مجازی دانش آموزان مدارس ابتدایی است. داده های پژوهش از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته با والدین، معلمان و مدیران مدارس ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 1399 و 1400 گردآوری شد. داده های به دست آمده در دو مرحله کدگذاری دور اول و کدگذاری دور دوم یا کدگذاری الگو بر اساس روش های کدگذاری اکتشافی مایلز و همکاران (2020) ، تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد عوامل سه گانه بهبود تجربیات آموزشی دانش آموزان، حمایت عاطفی و تعامل و ارتباط با محیط و مدرسه، والدین را به سوی «مشارکت در آموزش مجازی دانش آموزان» سوق می دهد. این مشارکت در دو بعد مراقبت آموزشی و نظارت و کنترل فرزندان نمود پیدا می کند. مشارکت والدین و اجتماع مدرسه در شرایط یکسانی رخ نمی دهد و متأثر از عوامل نهادی و زیرساختی، استفاده از توانایی های والدین در اجرای برنامه درسی و حمایت آن ها از یادگیری فرزندان است. شرکت کنندگان گزارش دادند کاربرد روش های تعاونی و کمک رسانی و روش های مبتنی بر فعالیت های اجتماعی منجر به درک مشارکت والدین به عنوان ضرورتی اجتماعی و مدنی شد و در بهبود فرایندهای تدریس و یادگیری دانش آموزان اثر داشت. نتایج حاصل از این پژوهش می تواند به عنوان چارچوبی برای مدارس و مؤسسات آموزشی در جهت استفاده از ظرفیت والدین خصوصاً در آموزش مجازی به عنوان راهبردی مکمل مورد استفاده قرار گیرد.
هدف پژوهش حاضر، پیش بینی عملکرد تحصیلی بر اساس درگیری تحصیلی، خودکارآمدی تحصیلی، اهداف پیشرفت و ادراک از جّو مدرسه در دانش آموزان تیزهوش دوره دوم متوسطه شهر اهواز بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود که با استفاده ازروش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی 300دانش آموز تیزهوش (140تیزهوش پسر و 160 تیزهوش دختر) انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه درگیری تحصیلی زرنگ (1391)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی موریس (2001)، پرسشنامه اهداف پیشرفت میدگلی و همکاران(1998) ، پرسشنامه ادراک از جّو مدرسه تریکت و موس (1973) و پرسشنامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با روش ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون نشان داد بین درگیری تحصیلی، خودکارآمدی تحصیلی و مولفه های اهداف پیشرفت تبحری و رویکردی با عملکرد تحصیلی رابطه مثبت معنادار و بین اهداف اجتنابی از مولفه های اهداف پیشرفت و عملکرد تحصیلی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد. از میان متغیرهای پیش بین به ترتیب خودکارآمدی تحصیلی، اهداف اجتنابی، اهداف تبحری و رویکردی، بهترین پیش بینی کننده برای عملکرد تحصیلی دانش آموزان تیزهوش بودند. سطح معنی داری 05/0 P < بود. بر این اساس می توان نتیجه گرفت خودکارآمدی تحصیلی، اهداف تبحری و رویکردی با عملکرد تحصیلی رابطه دارد و مهمترین پیش بینی کننده عملکرد تحصیلی خودکارآمدی تحصیلی است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه مهارت های ارتباطی معلمان با بهزیستی تحصیلی با تأکید بر نقش میانجی سازگاری تحصیلی دانش آموزان انجام شد. روش تحقیق توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش معلمان و دانش آموزان مدارس دخترانه متوسطه اول شهرستان کاشمر بودند که تعداد 143 نفر معلم بر اساس جدول کرجسی و مورگان و به روش نمونه گیری تصادفی ساده و تعداد 371 دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در تحقیق حاضر از پرسشنامه های بهزیستی تحصیلی پیترنین و همکاران (2014)، سازگاری تحصیلی بیکر و سریاک (1984) و مهارت های ارتباطی معلمان کوئین دام (2004) استفاده شدکه روایی آن ها توسط صاحب نظران دانشگاهی مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن ها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 0.76، 0.89 و 0.72 به دست آمد و مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل داده ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Spss26 استفاده شد. یافته های کمّی حاصل از آزمون فرضیه پژوهش نشان داد که میان مهارت های ارتباطی معلمان و سازگاری تحصیلی و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. میان سازگاری تحصیلی دانش آموزان با بهزیستی تحصیلی آن ها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و سازگاری تحصیلی در رابطه میان مهارت های ارتباطی معلمان با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان نقش میانجی داشته است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش چشم انداز زمان و عوامل شخصیتی در اهمال کاری دانشجویان دانشگاه یزد انجام شد. جامعه پژوهش حاضر تمامی دانشجویان دانشگاه یزد می باشند که از آن به روش خوشه ای چندمرحله ای ، تعداد 200نفر انتخاب و به پرسشنامه استاندارد چشم انداز زمانی زیمباردو (ZTPI) ، فرم کوتاه پرسشنامه پنج عاملی صفات شخصیت (NEO- FFI) و پرسشنامه اهمال کاری سولومون و راثبلوم پاسخ دادند. در این پژوهش داده ها با استفاده از تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج مطالعه حاضر نشان داد: که بین آینده و اهمال کاری تحصیلی ارتباط منفی و معنادار و بین گذشته منفی و اهمال کاری تحصیلی رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد. شایان ذکر است که 30درصد از واریانس تمایل به اهمال کاری از طریق ابعاد چشم انداز زمان تبیین شد. همچنین نتایج نشان داد: که بین صفات شخصیتی و اهمال کاری تحصیلی ارتباط معناداری وجود دارد. به این صورت که روان رنجور خویی و برون گرایی رابطه مثبت و مسئولیت پذیری رابطه منفی با اهمال کاری تحصیلی دارد و میزان 46 درصد از متغیر اهمال کاری تحصیلی توسط عوامل شخصیت تبیین شدطبق یافته های این پژوهش، می توان با مداخلات آموزشی در زمینه تقویت چشم انداز زمان متعادل و همچنین کنترل عوامل شخصیت در دانشجویان، میزان قابل توجهی از اهمال کاری تحصیلی آن ها را کاهش داد.
هدف تحقیق حاضر نقش ورزش در میزان ناهنجاری های رفتاری دانش آموزان پسر مقطع دوم متوسطه شهر مشهد بود. تحقیق حاضر به لحاظ هدف کابردی و از حیث جمع آوری اطلاعات تحلیلی- مقایسه ای می باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان مقطع دوم متوسطه شهر مشهد می باشد. با توجه به حجم و وسعت جغرافیایی جامعه این پژوهش، لذا از روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای با تخصیص مناسب حجم برای هر طبقه استفاده گردید. برای به دست آوردن اطلاعات از پرسشنامه اندازه گیری ناهنجاری رفتاری محقق ساخته که روایی آن توسط اساتید روان شناسی و مدیریت ورزشی تایید شد استفاده گردید. سطوح فعالیت ورزشی به چهار دسته تقسیم شد، و میزان ناهنجاری رفتاری در چهار سطح ورزشی بررسی شد. نتایج توصیفی نشان داد میانگین ناهنجاری های رفتاری در دانش آموزان با فعالیت ورزشی زیاد، از دانش آموزان با سطوح فعالیت ورزشی دیگر پایین تر است. به منظور سنجش نقش ورزش از آزمون تحلیل واریانس استفاده شد که نتایج نشان تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی توکی نشان داد تفاوت معنی داری بین ناهنجاری های رفتاری دانش آموزان با فعالیت ورزشی زیاد با سطوح دیگر وجود دارد. بنابراین پیشنهاد می شود در مدارس سطح فعالیت ورزشی بیشتر شود و معلمان مدارس دانش آموزان را به فعالیت ورزشی بیشتر وا بدارند.
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی کارآمدی فرهنگی معلمان ابتدایی برمبنای پداگوژی برخوردار از ربط فرهنگی است. به منظور دستیابی به این هدف از رویکرد کیفی و روش پژوهش خود زیست نگاری استفاده شده است. جامعه پژوهش همه معلمان دوره ابتدایی ایرانی بودند که با روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اشباع نظری یافته ها، ده نفر از آنان با حداکثر تنوع فرهنگی ممکن به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها روایتهای خود زیست نگاری معلمان ایرانی و روش تجزیه وتحلیل داده ها نیز تحلیل موضوعی کیفی بود. یافته های این پژوهش نشان دادند که کارآمدی فرهنگی معلمان دوره ابتدایی دارای ابعاد دانشی (شامل دانش پداگوژیکی و دانش از دانش آموزان)، نگرشی (شامل نگرش نسبت به تنوع فرهنگی، نگرش نسبت به ساخت دانش، نگرش نسبت به پیشرفت دانش آموزان و نگرش نسبت به شناخت از دانش آموزان) و عملکردی (شامل تأمل، ساخت رابطه معنادار و اقدامات پداگوژیکی در راستای پیشرفت عاطفی، پیشرفت تحصیلی، صلاحیت فرهنگی و آگاهی سیاسی-اجتماعی دانش آموزان) است. همه ابعاد متأثر از یکدیگرند. معلمان کارآمد ایرانی متناسب با هر موقعیت یکی از این اقدامات پداگوژیکی را در اولویت قرار می دهند و اقداماتی متنوع را در راستای رشد عاطفی دانش آموزان انجام می دهند. رشد عاطفی دانش آموزان دو هدف مهم را پی می گیرد: اول افزایش رشد عاطفی دانش آموزان نسبت به تنوع فرهنگی، دوم رشد عاطفی درجهت پیشرفت تحصیلی. این اقدامات محدود به کلاس درس نیست و معطوف به سایر دانش آموزان، خانواده های آنها و سایر همکاران در خارج از کلاس درس نیز می شود.
این تحقیق از نظر هدف از پژوهشهای کاربردی و از نظر روش، کیفی است و در آن برای طراحی مدل، تکنیک دلفی به کار رفته است. جامعه آماری در بخش کیفی شامل همه اساتید گرو ههای علوم تربیتی و مدیریت و مدیران ارشد ستادی مؤسسات آموزش عالی و همچنین مدیران و معاونان آموزش و پرورش نواحی هفتگانه مشهد در سال تحصیلی 97-1396 بوده اند. بعد از طراحی مدل مفهومی اولیه براساس مبانی نظری و پیشینه تحقیق حاضر و تحلیل کیفی، ابعاد و مؤلفه های مدل برای 20 نفر از خبرگان ارسال شده و روایی هر کدام از سؤالات در سه مرحله متفاوت دلفی مورد سنجش و پایش قرار گرفته است. همچنین پس از اعمال برخی از پیشنهادات و اصلاحات مورد نیاز در پرسشنامه تحقیق بر اساس یافته های حاصله، پرسشنامه نهایی تهیه و تنظیم شد. بنابراین روایی ابزار تحقیق با توجه به نظرات خبرگان به صورت روایی صوری مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفت. همچنین از تحلیل عاملی استفاده شده است. با بهره گیری از داده های حاصل از پیش آزمون در یک نمونه 25 نفری از اعضای نمونه مورد بررسی، ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد و این ضریب بزرگ تر از 0/8 بود که نشان دهنده قابلیت اعتماد بالای ابزار تحقیق است. بر اساس یافته های این تحقیق، مدل شایستگی دارای چهار بعد فردی، ارتباطی، سازمانی و حرفه ای و 32 مؤلفه بوده است. همچنین مدل جانشین پروری در چهار مرحله تعیین خط مشی، ارزیابی داوطلب، پرورش داوطلب و ارزیابی اثربخشی و شامل 9 مؤلفه بوده است.
رشته ی علوم تربیتی از جمله رشته های اساسی و مهم در دانشگاه فرهنگیان است. این رشته از این جهت اهمیت دارد که دانشجو معلمان را برای ورود به حرفه معلمی دوره ابتدایی آماده می کند. هدف این پژوهش بررسی علل ضعف نسبی دانشجویان رشته ی علوم تربیتی، نسبت به دانشجویان دبیری در دانشگاه فرهنگیان خواجه نصیر طوسی کرمان می باشد. روش این پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی است. یافته ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته به دست آمدند. دراین تحقیق جامعه آماری سه دانشجوی رشته ی علوم تربیتی و دوازده دانشجوی رشته های دبیری بودند. یافته های این پژوهش شامل سه مضمون اصلی کار و شرایط، نظام آموزشی و واحدهای ارائه شده برای رشته ی علوم تربیتی و همچنین مضمون دیگر این پژوهش، فعال نبودن دانشجویان رشته ی علوم تربیتی می باشد. در مضمون کار و شرایط، دو مقوله جایگاه و کلاس و تدریس همه دروس درنظر گرفته شده. در مضمون نظام آموزشی، مقوله های عدم توجه نظام آموزشی به درس خواندن دانشجویان، سخت بودن رشته های دبیری و آسان بودن رشته علوم تربیتی وهمچنین عدم استفاده درس های کاربردی و عملی در رشته ی علوم تربیتی بررسی شده است. همچنین در مضمون مشارکت دانشجومعلمان رشته ی علوم تربیتی، به مقوله های عدم فعالیت در کلاس های درسی دانشگاه، تشکل های دانشجویی و برنامه های فرهنگی مورد توجه قرار گرفته است. پژوهشگر با تحلیل یافته ها به نتایجی دست یافته است، این نتایج عبارت اند از: یکی از نقاط ضعف نسبی در بین دانشجویان رشته علوم تربیتی تدریس دروس ریاضی و علوم دوره ابتدایی است؛ بنابراین واحدهای اساسی و مهمی مثل آموزش ریاضی و آموزش علوم تجربی در برنامه درسی رشته ی علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان خیلی کم است و لازم است که حداقل ۱۰ واحد درسی برای هر کدام از این دروس در برنامه درسی گنجانده شود.
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه کارکردهای اجرایی(، بازداری پاسخ، توجه پایدار و حافظه فعال)در دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری نارسانویسی با همتایان عادی انجام شده است. روش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع علی-مقایسه ای است. جامعه مورد مطالعه آن شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطه ابتدایی با و بدون ناتوانی یادگیری در شهر مشهد است. بر این اساس 30 نفر از دانش آموزان مقطع ابتدایی مرکز ناتوانی های یادگیری منطقه تبادکان شهر مشهد به صورت نمونه هدفمند انتخاب و با 30 نفر از دانش آموزان عادی مقایسه شدند. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از آزمون عملکرد پیوسته و خرده مقیاس حافظه ارقام وکسلر استفاده گردید. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری(مانوا) تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که کودکان دارای اختلال ناتوانی نارسانویسی نسبت به کودکان عادی عملکرد ضعیف تری در کارکردهای اجرایی(زمان واکنش، بازداری پاسخ ، توجه پایدار و حافظه فعال) دارند. و تفاوت معنی داری بین دو گروه وجود داشت. نتیجه گیری: به نظر می رسد این ضعف منجر به مشکلاتی در تصمیم گیری و عدم قضاوت مناسب، مشکلات با نوآوری ها و تغییر، حواس پرتی و مشکلات در جنبه های مختلف حافظه می شود
هدف پژوهش حاضر ترسیم آداب معلّمی در حین تدریس از دیدگاه شهید ثانی است. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی بوده و یافته ها نشان می دهد شهید ثانی گرچه شخصیتی دینی و اسلامی است، ولی در ترسیم آداب معلّمی در هنگامه تدریس، صرفاً به بیان نکات اخلاقی و وظایف دینی معلّم بسنده نکرده و بسیاری از فنون تدریس و تجربیات معلّمی را نیز تبیین کرده اند. ازجمله مهم ترین آداب معلّم در کلاس درس می توان به این موارد اشاره کرد: آداب ظاهری مثل پوشش و آراستگی، آداب معنوی همچون انگیزه الهی برای تدریس و ذکر و یاد خدا در کلاس درس و تقوی معلّمی، آداب اخلاقی مثل محبّت و احترام به شاگردان، رفق و مدارا و تفقّد و دلسوزی بر ایشان و شهامت معلّمی، آداب آموزشی مثل انتخاب درس مناسب، روش تدریس، اعتدال در تدریس و ایجاد شوق و رغبت نسبت به تحصیل، آداب کلاس داری مثل زمان و مکان کلاس و مدیریت اخلاقی شاگردان، انتخاب نماینده و جانشین و نکات خاتمه کلاس.
هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر گرایش معلمان به آموزش الکترونیکی در آموزش وپرورش بوده است؛ این پژوهش از نظر ماهیت و هدف کاربردی و از نظر روش جمع آوری داده ها از نوع توصیفی و پیمایشی(تحقیقات موردی و کاربردی) می باشد .جامعه آماری این پژوهش را معلمان دوره ابتدایی مدارس دولتی شهرستان رباط کریم که تعداد آن ها حدود 667 نفر است، تشکیل می دهند، با استفاده از جدول مورگان 242 نفر در نمونه آماری این مطالعه بوده است. برای انتخاب گروه نمونه هم از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. در این پژوهش چهار مؤلفه ویژگی های فردی، عوامل محیطی و زیرساخت ها، رسانه آموزشی و محتوای آموزشی مطالعه شد و برای هر مؤلفه هم شاخص هایی تعیین شد. ابزار این پژوهش پرسشنامه بوده که داده های پژوهش حاضر به وسیله یک پرسشنامه 30 سؤالی محقق ساخته به دست آمده است. این پرسشنامه به کمک کارشناسان و صاحب نظران آموزش وپرورش و یافته های تحقیقات پیشین تنظیم و تدوین گردید. نتایج این پژوهش نشانگر آن است که عامل محیطی و زیرساخت ها (3.11)، رسانه آموزشی (2.43)، ویژگی های فردی یادگیرنده (2.39) و در پایان محتوای آموزشی (2.08) به ترتیب اولویت به دست آمده است. مؤلفه های هر یک از این عوامل نیز رتبه بندی شد که تجربه و سطح آشنایی با کامپیوتر و اینترنت (8.52) در بالاترین حد و تناسب محتوای آموزشی با نیاز شغلی (2.38) در پایین ترین حد قرار گرفت. با توجه به نتایج پژوهش به نظر می رسد که معلمان ازاین جهت به آموزش الکترونیکی تمایل دارند که در کمترین زمان و با کمترین هزینه بتوانند در کلاس های ضمن خدمت شرکت کنند. چکیده هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر گرایش معلمان به آموزش الکترونیکی در آموزش وپرورش بوده است؛ این پژوهش از نظر ماهیت و هدف کاربردی و از نظر روش جمع آوری داده ها از نوع توصیفی و پیمایشی(تحقیقات موردی و کاربردی) می باشد .جامعه آماری این پژوهش را معلمان دوره ابتدایی مدارس دولتی شهرستان رباط کریم که تعداد آن ها حدود 667 نفر است، تشکیل می دهند، با استفاده از جدول مورگان 242 نفر در نمونه آماری این مطالعه بوده است. برای انتخاب گروه نمونه هم از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. در این پژوهش چهار مؤلفه ویژگی های فردی، عوامل محیطی و زیرساخت ها، رسانه آموزشی و محتوای آموزشی مطالعه شد و برای هر مؤلفه هم شاخص هایی تعیین شد. ابزار این پژوهش پرسشنامه بوده که داده های پژوهش حاضر به وسیله یک پرسشنامه 30 سؤالی محقق ساخته به دست آمده است. این پرسشنامه به کمک کارشناسان و صاحب نظران آموزش وپرورش و یافته های تحقیقات پیشین تنظیم و تدوین گردید. نتایج این پژوهش نشانگر آن است که عامل محیطی و زیرساخت ها (3.11)، رسانه آموزشی (2.43)، ویژگی های فردی یادگیرنده (2.39) و در پایان محتوای آموزشی (2.08) به ترتیب اولویت به دست آمده است. مؤلفه های هر یک از این عوامل نیز رتبه بندی شد که تجربه و سطح آشنایی با کامپیوتر و اینترنت (8.52) در بالاترین حد و تناسب محتوای آموزشی با نیاز شغلی (2.38) در پایین ترین حد قرار گرفت. با توجه به نتایج پژوهش به نظر می رسد که معلمان ازاین جهت به آموزش الکترونیکی تمایل دارند که در کمترین زمان و با کمترین هزینه بتوانند در کلاس های ضمن خدمت شرکت کنند.
تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر رویکرد سنجش برای یادگیری بر ادراک از کلاس و اشتیاق تحصیلی در دانش آموزان دختر متوسطه اول مدارس دولتی شهر بهشهر صورت گرفت. تحقیق حاضر از نوع هدف کاربردی و از حیث روش تحقیق از نوع نیمه آزمایشی با گروه کنترل و آزمایش بود که در گروه آزمایش رویکرد سنجش برای یادگیری توسط معلم اجرا شد و در گروه کنترل سنجشی صورت نگرفت. جامعه آماری تحقیق شامل دانش آموزان دختر متوسطه اول مدارس دولتی شهر بهشهر می باشند به منظور برآورد حجم نمونه 50 نفر از دانش آموزان در سال تحصیلی 99-1398 از طریق نمونه گیری در دسترس از مدارس انتخاب شده و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل(25 نفر گروه آزمایش و 25 نفر گروه کنترل) گمارده شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه استاندارد اشتیاق تحصیلی وانگ (2011)، ادراک از کلاس درس جنتری گابل و ریزا (2002) و ابزار مداخله نیز شامل 12 جلسه90 دقیقه ای رویکرد سنجش برای یادگیری است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری (مانکوا) با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفت. یافته ها نشان داد: رویکرد سنجش برای یادگیری بر مؤلفه های ادارک از کلاس درس(میزان علاقه، رفتارهای چالشی، احساس لذت، حق انتخاب) در دانش آموزان دختر تأثیر مثبت و معناداری داشت و همچنین رویکردسنجش برای یادگیری بر مؤلفه های اشتیاق تحصیلی(اشتیاق انگیزشی، شناختی و رفتاری) در دانش آموزان دختر متوسطه اول مدارس دولتی شهر بهشهر تأثیر مثبت و معناداری داشت
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی راهبرد آموزش معکوس بر بهبود جهت گیری هدف و مولفه های آن در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه در درس زبان انگلیسی انجام شد. روش: روش ﭘﮋوﻫﺶ نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آ زمون با یک گروه گواه بود؛ که جامعه ی آماری آن کلیه دانش آموزان دختر پایه دهم تجربی دوره ی دوم متوسطه شهر کلیبر در سال تحصیلی96-95 می باشد؛ که از میان آن ها نمونه ای به حجم 34 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی، 18 نفر در گروه آزمایش و 16 نفر در گواه قرار گرفتند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه ی جهت گیری هدف میدگلی و همکاران(1998) استفاده شد. در ابتدا پرسشنامه به عنوان پیش آزمون بر روی هر دوگروه(آزمایش و گواه) اجرا شد. سپس گروه آزمایش به مدت 10 جلسه تحت راهبرد آموزش معکوس؛ و گروه گواه طبق معمول تحت روش سنتی(مستقیم) در درس زبان انگلیسی قرار گرفتند. بعد از اتمام جلسات آموزشی، بر روی هر دو گروه پس آزمون اجرا شد. داده ها با بهره گیری از آمار توصیفی و استنباطی(تحلیل کوواریانس چندمتغیری) تحلیل شدند. یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل کوواریانس نشان دادند، راهبرد آموزش معکوس بر جهت گیری هدف دانش آموزان موثر بوده است(05/0p <)؛ همچنین براساس نتایج، آموزش معکوس برمولفه های اهداف تبحری(001/0p < ،996/27F=) و عملکردی(001/0p < ،550/36F=) تاثیر معنی دار، ولی بر روی اهداف اجتنابی(314/0P= ،048/1F=) تاثیر معنی داری نداشت. نتیجه گیری: این نتایج حاکی از آن است که آموزش معکوس باعث بهبود جهت گیری هدف در یادگیری می شود. بنابراین مطالعه پیگیری برای بررسی بیشتر کاربرد آموزش معکوس در دانش آموزان مختلف و روش های آموزشی ضروری است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش مهارت های اجتماعی بر خودکارآمدی دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان انجام گرفته است. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجومعلمان کارشناسی پیوسته در رشته علوم تربیتی ورودی سال 1391 دانشگاه فرهنگیان( پردیس پسرانه شهیدبهشتی زنجان) به تعداد 210 نفر است که با نمونه گیری در دسترس در نهایت 60 نفر به عنوان نمونه انتخاب و به طور تصادفی ساده در یک گروه آزمایش (30 نفر) و یک گروه کنترل (30 نفر)جای داده شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه خودکارآمدی شرر و همکاران(1982) است. نمونه ها قبل و پس از آموزش به این پرسشنامه پاسخ دادند. داده های بدست آمده با تحلیل واریانس چندمتغیره و تحلیل کواریانس یک راهه تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان می دهد که آموزش مهارت های اجتماعی در بهبود و افزایش خودکارآمدی دانشجومعلمان تأثیر معناداری دارد. نتایج مطالعات مربوط به پیگیریِ یک ماه بعد از پس آزمون نیز بر تثبیت و پایداری این تأثیر دلالت دارد.
مطالعه حاضر با هدف بررسی شاخص های روان سنجی مقیاس 14 گویه ای مقیاس ارزش ذهنی تکلیف(TSV؛ وو و فان، 2016) در جامعه دانشجویی ایرانی انجام شد.شرکت کنندگان 260 نفر از دانشجویان دانشگاه های دولتی شهرستان دامغان بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان در یک جلسه منفرد و به صورت اجرای کلاسی و با چیدمان یکسان ابزارها به ترتیب به مقیاس های ارزش ذهنی تکلیف، رفتارهای پیشرفت و خودکارآمدی پاسخ دادند. به منظور بررسی روایی سازه مقیاس TSV از تحلیل عاملی اکتشافی و تائیدی استفاده شد. نتایج تحلیل مؤلفه های اصلی با چرخش واریماکس نشان داد مقیاس TSV از دو خرده مقیاس ارزش کاربردی- دستیابی و ارزش درونی تشکیل شده است. نتایج تحلیل عاملی تأییدی با مقایسه مدل های رقیب تک عاملی، دوعاملی و چهار عاملی نشان داد که ساختار دوعاملی مقیاس برازش قابل قبول تری با داده ها دارد و کلیه شاخص های برازندگی نیز برازش مدل را تأیید کردند. همچنین، همسانی درونی خرده مقیاس های TSV با استفاده از روش آلفای کرونباخ مناسب بودند. به منظور برآورد روایی ملاکی و همگرا ضرایب همبستگی خرده مقیاس های ارزش ذهنی تکلیف (TSV) با خرده مقیاس های تلاش و پشتکار از مقیاس رفتارهای پیشرفت (وو و فان، 2016) و خودکارآمدی تحصیلی (پینتریچ و دی گروت،1990) در سطح 01/0 معنی دار بودند. درمجموع نتایج مطالعه حاضر شواهدی را برای روایی و اعتبار TSV به مثابه ابزار جهت بررسی ارزش ذهنی تکلیف در بین دانشجویان ایرانی فراهم کرد و می تواند مورد استفاده پژوهشگران قرار گیرد.
Purpose : The purpose of this study was to explain the effectiveness of teaching learning strategies on the professional competence of adult education educators of the Literacy Movement Organization. Methods : The method of this research was quasi-experimental pre-test post-test with control group and had a follow-up stage. The statistical population of this study was all educators of the literacy movement in the cities of Tehran province in the academic year of 1998-99. In this study, 60 people were selected by purposive sampling method and two equal groups were divided into one group (30 people) as the experimental group and the other group (30 people) as the control group. Teachers' Professional Qualifications Questionnaire Sharifi and Islamieh (2013) were used to collect data. The independent variable (teaching learning strategies) was performed on the experimental group in 10 sessions of 90 minutes. In the follow-up step, the dependent variable was performed only on the experimental group. The obtained information and results were analyzed using descriptive and inferential statistics.. Finding : The results showed that the professional competencies of adult education educators of the Literacy Movement Organization who received training in learning strategies are significantly higher than the professional competencies of educators who did not receive this training and training strategies for learning professional skills. Adult educators are effective and have good stability over time (p <0.05). Conclusion : The results showed that teaching learning strategies is effective on the professional competence of adult education educators of the Literacy Movement Organization
مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخله حافظه فعال کلامی بر عملکرد حافظه فعال هیجانی دانش آموزان با اختلال خواندن صورت گرفت. این پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل بود. روش نمونه گیری به صورت در دسترس و نمونه شامل 20 دانش آموز پسر دوره ابتدایی ساکن استان البرز در سال تحصیلی 97-1396 بود که به صورت تصادفی در دو گروه 10 نفری آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش برنامه حافظه فعال کلامی را در 10 جلسه دریافت کرد. همچنین به منظور بررسی اختلال خواندن از آزمون خواندن و نارساخوانی (نما) کرمی نوری و همکاران و برای سنجش حافظه فعال هیجانی از پرسشنامه ارجمندنیا استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که مداخله حافظه فعال کلامی موجب بهبود حافظه فعال هیجانی و مولفه های خواندن شامل آزمون قافیه، نامیدن تصاویر، درک متن، خواندن ناکلمات، نشانه حرف و نشانه مقوله در دانش آموزان می شود درحالی که این تاثیر بر سایر مولفه ها مشاهده نشد. با توجه بهنتایج پژوهش حاضر نتیجه گرفته می شود که می توان با استفاده از مداخله حافظه فعال کلامی، حافظه فعال هیجانی و اختلال خواندن دانش آموزان را بهبود بخشید.