هدف از انجام این پژوهش، شناسایی و اعتبارسنجی شایستگی های حرفه ای معلمان اثربخش می باشد. به همین منظور، از میان معلمان مدارس دوره ابتدایی شهر تهران، نمونه ای به حجم 375 نفر با استفاده از روش نمونه گیری چند انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفت. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد. پس از انجام تحلیل عاملی روی آزمون، 98 شایستگی و یا صلاحیت در 7 بعد یا مؤلفه اصلی، شامل پیش نیازهای معلم، ویژگی های شخصی معلم، برنامه ریزی و آمادگی، مدیریت و سازمان دهی کلاس درس، آموزش یا تدریس، نظارت بر پیشرفت و توان دانش آموزان و مسئولیت های حرفه ای شناسایی شد. در بعد پیش نیازهای معلم، داشتن توانایی کلامی برای انتقال مفاهیم به دانش آموزان؛ در بعد نظارت بر پیشرفت دانش آموزان، توضیح تکالیف به زبان روشن؛ در بعد مسئولیت های حرفه ای، داشتن رفتار و تعامل محترمانه با والدین دانش آموزان؛ در بعد برنامه ریزی و آمادگی، بیان نتایج درس به زبان روشن؛ در بعد مدیریت و سازماندهی کلاس درس، آماده کردن پیشاپیش مواد آموزشی برای استفاده در کلاس؛ در بعد ویژگی های شخصی معلم، ایجاد فرصت هایی برای موفقیت همه دانش آموزان و در بعد آموزش یا تدریس نیز، بهره گیری از مفاهیم و زبان متناسب با سن و سوابق دانش آموزان، مهم ترین شایستگی هایی شناسایی شده است که معلمان اثربخش باید از آن برخوردار باشند.
با ظهور مکاتب فلسفی و رویکردهای فکری نوین در عرصه تعلیم و تربیت همچون نگرش های پست مدرنیستی و پساساختارگرایانه، چالش هایی پیش روی تربیت به خصوص تربیت معنوی انسان رخ نموده است. این مقاله بر آن است تا با استفاده از رویکرد توصیفی – تحلیلی، جایگاه، مؤلفه ها و شاخص های معنویت و تربیت معنوی را از منظر پست مدرنیسم، مورد تبیین قرار دهد. لذا نخست، رسیدن به یک مفهوم نسبتاً جامع از معنویت و تربیت معنوی مدنظر قرار گرفته و همزمان، گستره معنایی و تمایز مفهومی تربیت معنوی با عرصه های نزدیک مثل تربیت دینی و تربیت اخلاقی، بررسی و نهایتاً نشان داده شده است که بر مبنای نگاه اومانیستی مکاتب پست مدرن راه حل همه امور حتی نیاز به معنویت در چارچوب انسان محوری، دنیاگرایی و بهره مندی های مادی جستجو می شود و معنویت، ابزاری برای دستیابی به آرامش (کاذب) در موقعیت اکنون و موقتی است. در حالی که تربیت معنوی حقیقی انسان را از خودمحوری دور کرده نسبت به دیگر دوستی و توجه به رنج دیگران حساس می کند. علاوه بر این، بر پایه جهان بینی سکولاریستی پست مدرن، معنویت گرایی و تربیت معنوی بیشتر بر اهداف مادی متمرکز بوده، دین و فرامین الهی جایگاه خاصی در این نوع نگرش نداشته و بعضاً به عنوان ابزارهایی در خدمت منافع مادی است.
این پژوهش با هدف بررسی ارتباط اهداف جزئی تدوین شده در کتاب راهنمای معلم با متن نوشتاری کتاب فارسی پایه پنجم ابتدایی انجام شده و با استفاده از روش تحلیل محتوا توصیفی ارتباط اهداف با متن نوشتاری مورد پژوهش قرار گرفته است.در این پژوهش،اهداف جزئی کتاب فارسی پایه پنجم ابتدایی، طبقات (کدها) را تشکیل داده است که متن نوشتاری بر اساس آنها رمزگذاری و شمارش شده است.واحد ثبت در این تحقیق مضمون یا موضوع بوده و واحد زمینه ،درس می باشد.همچنین روش شمارش در این تحقیق روش شمارش فراوانی ها و وجود یا عدم وجود است.جامعه آماری پژوهش،کتاب فارسی پایه پنجم ابتدایی شامل شش فصل،هفده درس می باشد و نمونه شامل متن نوشتاری دروس کتاب فارسی پایه پنجم ابتدایی است و منظور از متن نوشتاری،متن درس،درست نادرست،درک مطلب،دانش زبانی،شعرخوانی،صندلی صمیمیت،بخوان و حفظ کن،واژه آموزی،بخوان و بیندیش و حکایت است.نتایج تحلیل نشان می دهد از مجموع 101 هدف،به 71 هدف (دقیقا 29/70 درصد)در متن نوشتاری اشاره شده است اما 30 هدف دیگر(دقیقا 70/29 درصد)در متن نوشتاری لحاظ نشده اند. البته اهداف موجود در کتاب راهنمای معلم در سه حیطه شناختی،عاطفی ومهارتی تدوین شده اند و لحاظ کردن بعضی اهداف(مخصوصا اهداف مهارتی)در متن نوشتاری بسیار دشوار است بنابراین عدم مطابقت کامل بین اهداف ومتن نوشتاری منطقی وقابل قبول می باشد.
هدف اصلی این پژوهش بررسی رابط ه ابعاد انگیزش تحصیلی با اشتیاق تحص یلی است. نمون ه این پژوهش شامل 187 نفر از دانشآموزان سال سوم دبیرستان ش هر اه واز ب ود ک ه ب ا روش تصادفی چندمرحله یا انتخ اب ش دند . ب رای س نجش متغیره ای م ورد مطالع ه از پرسش نام ه انگیزش تحصیلی، بیانگیزگی تحصیلی و پرسشنامه اشتیاق تحص یلی اس تفاده ش د . دادهه ا ب ا روشها ی همبستگی ساده و تحلیل رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. نت ایج ح اکی از وجود رابط ه مثبت و معنیدار بین ابعاد انگیزش تحصیلی درونی و بیرونی با اشتیاق تحصیلی و رابط ه منفی معنیدار بین ابعاد یب انگیزگ ی تحصیلی با اشتیاق تحصیلی بود. علاوه بر این، نت ایج حاصل از تحلیل رگرسیون چندگانه نشان دادند که از میان ابع اد مخ تل ف انگی زش تحص یلی ، ابعاد باورهای ت لاش، ارزش مندی تک الیف، یو ژگ یه ا ی تکلی ف و انگی زش درون ی تجرب ه برانگیختگی بیشترین نقش را در تبیین واریانس ابعاد اشتیاق تحصیلی دارند
با توجه به اینکه در سند برنامه درسی ملی بر نقش مدل سازی در برنامه درسی ریاضی تأکید شده است، میزان استفاده از مسائل زمینه مدار و توجه به رویکرد مدل سازی در تألیف کتابهای درسی جدید، از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف از مطالعه حاضر، تحلیل محتوای کتاب ریاضی پایه دهم شاخه نظری است. تحلیل محتوا بر اساس میزان استفاده از انواع مسائل زمینه مدار، به ویژه مسائل مدل سازی انجام شده است. جامعه آماری، کتاب درسی ریاضی پایه دهم رشته های علوم تجربی و ریاضی و فیزیک و نمونه برابر جامعه آماری انتخاب شده است. به منظور اعتباریابی و روایی تحلیل از نظرات اساتید آموزش ریاضی و دبیران مجرب بهره گیری شده است. برای بررسی سؤالات کتاب چارچوبی در حوزه انواع مسائل زمینه مدار مورد استفاده قرار گرفته است. با استفاده از این چارچوب، سؤالهای کتاب، در پنچ مقوله «بدون زمینه»، «زمینه مدار غیر معقول»، «با زمینه جداشدنی»، «کاربرد استاندارد» و «مدل سازی» طبقه بندی شده اند. طبق نتایج، 26 درصد از سؤالات زمینه مدارند و در میان آنها تعداد مسائل کاربرد استاندارد، بیش از مسأله هایی با زمینه جداشدنی اند و در کمتر از یک درصد از سؤالات به مقوله مدل سازی پرداخته شده است. همچنین نتایج این مطالعه نشان داده که تقریباً نیمی از مثالهای حل شده کتاب، زمینه مدار بوده و هیچ مسأله غیرمعقولی یافت نشده است. استفاده از نتایج چنین تحقیقاتی، اگر بتواند برنامه درسی و در پی آن محتوای کتابهای درسی را متأثر سازد، انگیزه و علاقه دانش آموزان را افزایش خواهد داد.
تفسیر نمرات و درک عمیق تفاوت های درون فردی آزمودنی ها مستلزم تحلیل نیمرخ می باشد که خود از چالش های جدی مطالعات حوزه روان سنجی است. هدف پژوهش بررسی تحلیل نیمرخ با استفاده از مقیاس بندی چندبعدی (PAMS) و کاربست آن در استخراج نیمرخ های زیربنایی آزمون هوشی وکسلر کودکان-4 بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دوره ابتدایی در منطقه 6 شهر تهران بود. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و تعداد 200 نفر دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای از جامعه موردنظر انتخاب شدند و تمام خرده مقیاس های آزمون وکسلر کودکان-4 را تکمیل کردند. تحلیل نتایج با استفاده از رویه PAMS به استخراج سه نیمرخ تراکمی منجر شد که از معناداری برخوردار بودند و با توجه به کرانه های ابعادی آن ها نیمرخ سرعت پردازش در مقابل حافظه فعال، نیمرخ دانش واژگانی در مقابل هشیاری دیداری و نیمرخ استدلال ادراکی در مقابل درک و فهم کلامی نام گذاری شدند. استفاده از نیمرخ های به دست آمده از رویه PAMS در درک بهتر موقعیت های بالینی و تفسیر عمیق تر نتایج آزمون سودمند است. تلویحات کاربردی و بالینی با تکیه بر پارامترهای فردی مورد بحث قرار گرفت
این پژوهش با هدف طراحی آموزش چندرسانه ای مبتنی بر نظریه بار شناختی سوئلر و تأثیر آن بر درگیری تحصیلی و انتقال یادگیری درس ریاضی فراگیران پایه سوم ابتدایی انجام شده است. در این پژوهش، از طرح شبه آزمایشی «پیش - پس آزمون با گروه گواه» استفاده شد. جامعه آماری در این تحقیق، دانش آموزان پسر پایه سوم ابتدایی شهرستان چایپاره (502 نفر) در سال تحصیلی 1397- 1396بود. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای، 2 کلاس از دو مدرسه و از هر کلاس به صورت تصادفی 15 نفر انتخاب شد که به صورت تصادفی به گروه های آزمایش و کنترل منتسب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه های درگیری تحصیلی شوفلی و بکر (2006) و آزمون انتقال یادگیری ریاضی (محقق ساخته) گردآوری شدند. برای تحلیل فرضیه 1، تحلیل کوواریانس چند متغیره و فرضیه 2 آزمون t مستقل به کار رفت. نتایج نشان داد که به کارگیری طراحی آموزش چندرسانه ای مبتنی بر نظریه بار شناختی سوئلر بر درگیری تحصیلی، شامل مؤلفه های توانمندی، تعهد، جذب و انتقال یادگیری فراگیران در درس ریاضی تأثیر مثبت و معناداری دارد. با توجه به یافته های پژوهش حاضر، می توان نتیجه گرفت که آموزش مبتنی بر نظریه بار شناختی سوئلر یکی از راه های افزایش میزان درگیری فراگیران در یادگیری کلاسی و انتقال آن به موقعیت های جدید می تواند به کار رود.