فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۰۱ تا ۳٬۰۲۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
مدیریت فعالیت گروهی در کار و آموزش
حوزههای تخصصی:
ارزیابی عملکرد و موانع فراروی شورای دانش آموزی جهت مشارکت-دهی دانش آموزان در فعالیت های مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از روش های توانمندسازی مدارس، مشارکت دهی دانش آموزان در فعالیت های آن می باشد، تا از این راه بتوان زمینه لازم را برای نهادینه سازی تفکر مشارکتی فراهم نمود. بدین-منظور در این مقاله عملکرد شورای دانش آموزی در مشارکت دهی دانش آموزان دوره متوسطه در فعالیت های مدارس شهر تهران و موانع فراروی آن بر اساس یک مطالعه پژوهشی مورد بررسی قرار گرفته است. روش پژوهش، به لحاظ هدف کاربردی و از نظر چگونگی گردآوری داده ها از نوع پژوهش های توصیفی- پیمایشی و همبستگی است. برای پاسخ به پرسش ها علاوه بر مطالعات نظری، با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای نظرات 1225 نفر از دانش آموزان به عنوان نمونه آماری از راه پرسشنامه های محقق ساخته در دو زمینه مقدار و موانع مشارکت جمع آوری گردید. با تحلیل داده ها از راه آمار توصیفی و استنباطی یافته ها نشان داد علیرغم کوشش های شورای دانش آموزی جهت مشارکت دادن دانش آموزان در فعالیت های مدارس، به گونه کلی مقدار مشارکت در سطح پایین بوده و در این راستا سه مانع قانونی، انگیزشی و مدیریتی رابطه معنی داری با مقدار مشارکت دارند.
روند تحولات آموزش عالی زنان استان اصفهان در سالهای 1370 تا 1380
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر «بررسی روند تحولات آموزش عالی زنان استان اصفهان (بخش دولتی) طی سالهای 1370 تا 1380» است. برای دستیابی به این هدف به شناخت روند مشارکت زنان در آموزش عالی در این دوران، تعیین رشته هایی که زنان به آن گرایش پیدا کرده اند، روند حضور زنان در بازار کار استان اصفهان، دستیابی زنان به مقام های مهم اساسی و ارتباط میان تحصیلات زنان و اشتغال آنان در مشاغل تخصصی پرداخته شده است. روش این پژوهش توصیفی ـ تحلیلی بود و با استفاده از داده های آماری موجود، روند تحولات آموزش عالی زنان مشغول به تحصیل و فارغ التحصیلان استان اصفهان را در کلیه مقاطع و رشته های تحصیلی در دانشگاههای وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در سالهای 1370 تا1380 مورد بررسی قرار داده است.
در این پژوهش نمونه گیری خاصی انجام نگرفته و جامعه آماری با نمونه آماری یکسان و برابر است. یافته های پژوهش نشان می دهد که روند مشارکت زنان در آموزش عالی، در دوران مطالعه در تمامی مقاطع و رشته های تحصیلی حتی رشته هایی که قبلاً در انحصار مردان قرار داشته، چشمگیر و گسترده بوده است. در رشته فنی ـ مهندسی در سال 71ـ1370، درصد دانشجویان زن 47/10 بود که این رقم در سال 80 ـ 1379 به 95/40 درصد رسیده است. در رشته کشاورزی درصد زنان از 6/2 به 97/51 درصد رسیده است. با آنکه تعداد زنان در رشته های متعدد آموزش عالی افزایش داشته، مشارکت آنان در بازار کار از روند مطلوبی برخوردار نبوده است. میزان مشارکت در بازار کار استان اصفهان هر ساله با رشدی نزولی برابر 24/2- درصد روبه رو بوده است. حضور زنان در سمت های مدیریتی و سرپرستی ادارات دولتی بسیار کمرنگ و در حدود 3/2 درصد بوده است. در نهایت زنان متخصص فقط دربرگیرنده 2/28 درصد متخصصان شاغل در استان اصفهان در بخش دولتی هستند.
بررسی تصمیم گیری مسیر شغلی دانش آموزان دبیرستانی مبتلا به ناتوانی جسمی به شیوه نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نوجوانان مبتلا به ناتوانیهای جسمانی یکی از گروههای نیازمند توجه در سطوح مختلف خدمات سلامت هستند، مسیر شغلی این افراد نقش تعیین کننده ای در احساس توانمندی و رضایت آنها از زندگی دارد در حالیکه چگونگی تصمیم گیری مسیر شغلی این افراد مبهم بوده و به روشنی مورد پژوهش واقع نشده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی چگونگی تصمیم گیری مسیر شغلی دانش آموزان مبتلا به ناتوانی جسمی بود.
روش: در این مطالعه که به شیوه کیفی و با تئوری زمینه ای صورت گرفت؛ تعداد 25 دانش آموز معلول جسمی، 13 کارمند مرتبط با معلولین و 10 متخصص با روش نمونه گیری هدفمند جهت مصاحبه انتخاب شدند. داده های کیفی با روش توصیف مبسوط و مقوله بندی مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج نشان داد شدت و نوع معلولیت، ادراک از معلولیت، خودآگاهی، خودکارآمدی، تجارب مسیر شغلی، اطلاعات مسیر شغلی، شبکه حمایتی، مهارت تصمیم گیری، مهارت مقابله با استرس، واکنش خانواده به معلولیت مقولات عمده در تصمیم گیری دانش آموزان ناتوان است همچنین مقوله هسته این پژوهش انتقال سازگارانه مسیر شغلی است؛ که مقولات عمده مذکور را شامل می شود در نهایت مدل مقدماتی تصمیم گیری دانش آموزان ناتوان ارائه شد.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت مشاوره تصمیم گیری مسیر شغلی دانش آموزان ناتوان مستلزم در نظر گرفتن مهمترین مؤلفه های تصمیم گیری دانش آموزان ناتوان جسمی است.
تکنولوژی آموزشی ابزاری مؤثر در خدمت تغییر نظام
حوزههای تخصصی:
تبیین دلالت های دیدگاه جان دیویی در خصوص هنر و زیبایی شناسی برای فرایند تدریس و یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، تعیین دیدگاه زیبایی شناختی جان دیویی برای فرایند تدریس و یادگیری است. در پژوهش حاضر، ما دو سوال داشته ایم: 1) زیبایی شناسی از دید جان دیویی چیست و دارای چه مؤلفه هایی است؟ 2) رابطه این مؤلفه ها با فرایند تدریس و یادگیری چگونه است؟ برای پاسخ گویی به این سوالات تحقیق از منابع کتابخانه ای متعدد به صورت فیش برداری و از پایگاه های اطلاعاتی اینترنتی (نمایه ، پایگاه مقالات خارجی دانشگاه تربیت مدرس، پایگاه پایان نامه های دانشگاه های تربیت مدرس تهران- دانشگاه تهران- علامه طباطبایی- الزهرا، بانک اطلاعات نشریات کشور و مجلات ایران، پایگاه استنادی علوم جهان اسلام، نورمگز، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی) اطلاعات جمع آوری شده است و سپس با استفاده از روش مروری – اسنادی، به صورت مختصر دیدگاه دیویی در خصوص هنر، زیبایی، زیبایی شناسی و تدریس و یادگیری شرح داده شده است. بعد از انجام این کار، دلالت های دیدگاه هنری دیویی برای فرایند تدریس و یادگیری را استنباط و استخراج نمودیم. نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که فرایند تدریس و یادگیری، تجربه ای زیبایی شناختی است و باید به صورت زیبایی شناختی ارائه گردد: از دید دیویی برای این که فرایند تدریس و یادگیری، زیبایی شناسی باشد، باید این موارد را به کار برد: استفاده از مبانی علمی در فرایند تدریس و یادگیری؛ تدریس واحد داشتن؛ پرهیز از تقابل ها در تدریس؛ اتصال یادگیری با امور روزمره و اجتماعی؛ استفاده از عوامل روان شناسی مثل تخیل و عاطفه در فرایند تدریس و یادگیری؛ نگاهی زیبایی شناختی داشتن به شغل معلمی؛ استفاده از بازی در این فرایند؛ ضرورت صداقت و نظم برقرار کردن به صورت هنرمندانه.
مدیران و فرآیند مطالعه
اثاثیه مدارس (تخته سیاه) (2)
حوزههای تخصصی:
تحلیل انسجام در متون کتاب های فارسی دبستان دانش آموزان کم توان ذهنی بر اساس مدل هلیدی و حسن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله در نظر دارد تا وقوع انواع ابزارهای انسجام واژگانی را در کلیه کتاب های فارسی مقطع دبستان ویژه دانش آموزان کم توان ذهنی در سال تحصیلی 1392-1391 را بررسی کند. روش: روشی که برای تحلیل متون به کار رفته است، بر اساس مدلی است که توسط هلیدی و حسن (1976) پیشنهاد شده است. داده های این تحقیق یعنی متون، از کتاب های فارسی دبستان ویژه دانش آموزان کم توان ذهنی گرفته شده اند. مقطع دبستان برای دانش آموزان کم توان ذهنی در کل 6 پایه دارد که برای هر پایه، یک کتاب فارسی تدوین شده است. در پژوهش حاضر جهت تجزیه و تحلیل داده ها و پاسخ گویی به سؤال های تحقیق از نرم افزار SPSS و آزمون همبستگی تاوکندال استفاده شده است. یافته ها: با افزایش سطح پایه تحصیلی، تغییری در کتاب های فارسی دبستان ویژه دانش آموزان کم توان ذهنی از نظر انواع انسجام واژگانی دیده می شود که از لحاظ معناداری با هم فرق دارند. نتیجه گیری: تغییری که همگام با افزایش سطح پایه تحصیلی در کتاب های فارسی دبستان ویژه دانش آموزان کم توان ذهنی صورت می گیرد، در مورد مقوله های کلمه مکرر، فراشمول و همنشینی معنادار نیست، اما در مورد مقوله های دیگر از جمله اسم عام و ترادف معنادار است، بدین صورت که با افزایش سطح پایه تحصیلی، بسامد وقوع ابزارهای ترادف و اسم عام در متون افزایش می یابد، اما بسامد وقوع کلمه مکرر، همنشینی و فراشمول، تغییر معناداری پیدا نمی کند.
نقش هوش هیجانی در اثربخشی تدریس معلمان درمدارس راهنمایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی رابطه هوش هیجانی معلمان و اثربخشی تدریس و هم چنین، پیش بینی اثربخشی تدریس و زیر مقیاس های آن به وسیله متغیر هوش هیجانی معلمان می-پردازد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده است. نمونه پژوهش شامل 704 نفر از دانش آموزان مدارس راهنمایی و هم چنین، 32 نفر از دبیران زن و مرد مدارس راهنمایی شهر شیراز می باشند که با روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه هوش هیجانی بار- آن با ضریب پایایی 89/0 و ابزار اثربخشی تدریس پاینتا و همر بوده است. اساساً این ابزار اثربخشی تدریس را با روش مشاهده ای می سنجد و دارای سه بعد (حمایت آموزشی، حمایت عاطفی و سازماندهی کلاسی) می باشد. برای پایایی این مقیاس ضریب همبستگی بین دو مشاهده مستقل محاسبه و مقدار (85/0 =r) بدست آمده است. افزون بر این ابزار مشاهده ای، سعی شد تا عوامل تدریس اثر بخش در سه بعد ذکر شده، با کمک پرسشنامه ای که به وسیله دانش آموزان پاسخ داده می شود، انداره گیری گردد که پیش از استفاده، روایی و پایایی آن مورد سنجش قرار گرفته است. پایایی این مقیاس با روش آلفای کرونباخ محاسبه و مقدار (78/0 = α) بدست آمد. جمع کل نمره های بدست آمده از این دو ابزار ( مشاهده ای و پرسشنامه دانش آموزی) به عنوان مبنای اثربخشی تدریس معلمان در نظر گرفته شد. روش آماری مورد استفاده در این پژوهش، ضریب همبستگی و محاسبه ضریب رگرسیون چند متغیری می باشد. نتایج بیانگر آن بودند که بین دو متغیر یاد شده رابطه ای مثبت وجود دارد و حتی با کنترل متغیرهای سن، جنس و تحصیلات معلمان، فاکتور هوش هیجانی قادر است با قدرت بالایی اثربخشی تدریس معلمان را پیش بینی نماید) 73/0(Beta= و هم چنین، رابطه مجزای هوش هیجانی با زیر مقیاس های تدریس اثربخش نشان داد که هوش هیجانی با عامل حمایت عاطفی (,P<.00061/0r=) و حمایت آموزشی (,P<.0542/0=r) به ترتیب بیش ترین همبستگی و با زیرمقیاس سازماندهی کلاسی کم ترین رابطه را نشان داده است، لذا فرضیه های پژوهش مورد پذیرش قرار گفت. از آنجایی که خوش بختانه هوش هیجانی قابل آموزش می باشد، پیشنهاد می شود که در برنامه های درسی تربیت معلم توجه به پرورش هوش هیجانی معلمان بیش تر مورد توجه قرار گیرد.
بررسی راه کارهای عملی فعال تر نمودن انجمن های علمی آموزشی: معلمان استان اصفهان در دست یابی به اهداف
حوزههای تخصصی:
تازه های تعلیم و تربیت در اینترنت
حوزههای تخصصی:
شناسایی روش های کاربست یافته های پژوهشی آموزش و پرورش در استان خوزستان
حوزههای تخصصی:
توهم زدایی؛ رویکردی پربار ولی مورد غفلت در آموزش ما
حوزههای تخصصی: