این تحقیق با هدف بررسی عملیات ردیف کردن در ناشنوایان و مقایسه نتایج آنها با افراد شنوا انجام شده است. بدین منظور، 160 آزمودنی ناشنوا در چهار گروه سنی (6-9) ساله و در هر گروه سنی 20 آزمودنی شنوا و 20 آزمودنی ناشنوا انتخاب شدند. پس از انتخاب دو گروه نمونه ناشنوا و شنوا، آزمایش عملیات عینی ردیف کردن در دو گروه اجرا گردید. سپس با حذف افراد 6 ساله که کاملا فاقد عملیات ردیف کردن بودند و با حذف افراد 9 ساله که همگی واجد توانایی ردیف کردن بودند، با توجه به انتخاب گروه سنی بین 6 الی 9 سال، مورد انتظار است که در سن 6 سالگی هر دو گروه ناشنوا و شنوا در مرحله فاقد عملیات عینی ردیف کردن و در 9 سالگی نیز هر گروه ناشنوا و شنوا کاملا واجد عملیات عینی ردیف کردن بوده اند؛ لذا مقایسه صرفا برای گروه سنی 7 و 8 ساله انجام گردید. آزمون آماری نشان داد که اگر چه 7 و 8 ساله ها در آزمایش اول در مقایسه با همسالان شنوای خود از تاخیر در عملیات ردیف کردن برخوردار بودند ولی پس از بهسازی وسایل و دستورالعمل آزمایش، مقایسه نمرات آزمودنیهای ناشنوای 7 و 8 ساله در آزمایش مجدد با همسالان شنوا نشان داد که تفاوت آنها معنی دار نیست.
توانایی درک این موضوع که دیگران واجد حالات ذهنی ای همچون افکار، تمایلات و عقایدی هستند که می تواند با حالات ذهنی و یا واقعیت متفاوت باشد "تئوری ذهن" نامیده می شود. در این مقاله ابتدا سعی خواهیم کرد مبانی نظری چیزی که امروزه به تئوری ذهن معروف شده است را تبیین کنیم و سپس با مرور تحقیقات منتشر شده در زمینه رشد تئوری ذهن در کودکان ناشنوا، در پی پاسخ دادن به دو سوال خواهیم بود، آیا کودکان ناشنوا با تاخیر به تئوری ذهن می رسند؟ و آیا ناشنوا بودن والدین تاثیری بر رشد تئوری ذهن در کودکان ناشنوا دارد؟ برخی از نظریه پردازان معتقدند رشد تئوری ذهن وابسته به تجربه زبانی است، در نقطه مقابل نظریه پردازانی هستند که معتقدند رشد تئوری ذهن وابسته به یک عملکرد اجرایی است. برخی از پژوهشها عملکرد همراه با تاخیر ناشنوایان را در رسیدن به تئوری ذهنی نشان داده اند. از سوی دیگر پژوهشهایی نیز عدم تاخیر در تئوری ذهن کودکان ناشنوا را نشان داده اند. نتایج تحقیقات در زمینه تاثیر ناشنوا بودن والدین بر رشد تئوری ذهن در کودکان ناشنوا حاکی از آن است که کودکان ناشنوایی که در واقع ناشنوای نسل دوم هستند و والدین ناشنوا دارند در مقایسه با کودکان ناشنوا تاخیری در رسیدن به تئوری ذهن نشان نمی دهند و عملکردی مشابه با آنان دارند.
" هدف اساسی این مقاله بررسی نیازهای آموزشی آموزگاران دبستانهای شهر فیروزآباد در زمینه مهارتهای سه گانه قبل، ضمن و پس از تدریس است. بدین منظور، ابتدا مقیاسی شامل 30 گویه برای اندازه گیری مهارت ها تهیه و براساس مقیاس لیکرت درجه بندی گردید. برای تعیین روایی مقیاس، از نظر استادان دانشگاه و متخصصان علوم تربیتی و روش تحلیل عامل استفاده گردید که تمامی ضرائب...
هدف اساسی این پژوهش، مقایسه جو سازمانی و ابعاد آن در مراکز آموزشی وابسته به آموزش و پرورش و مراکز آموزش عالی است. جامعه آماری این پژوهش شامل همه مدیران دبیرستان های تهران و مدیران اداری بخش های مختلف دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 8 است. براساس روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای و طبقه ای، 245 نفر از مدیران دبیرستانها و 200 نفر از مدیران دانشگاه...
در دوران کنونی تربیت مدنی یکی از ضرورت های برنامه های آموزشی و پرورشی جوامع امروزی محسوب می شود، که این امر در جامعه ایران نیز جلوه و جایگاه خاص خود را داراست. البته تحقق آرمان های مربوط به تربیت مدنی در ایران با چالش ها و موانع عدیده ای چون تمرکز در تصمیم گیری ها و برنامه ریزی تعلیم و تربیتی، کمبود نهادهای مدنی دانش آموزی غیر دولتی، عدم استفاده از روش های فعال و مشارکتی، بی توجهی به مولفه های تربیت شهروندی، کتب محوری و ارزشیابی محفوظات محور، نا برابری در توزیع برابر امکانات آموزشی برای پسران و دختران، ناتوانی معلمان در تامین اهداف تربیت مدنی ... مواجه می باشد، که در این مقاله ضمن مروری کوتاه به مفهوم تربیت مدنی در گذر تحولات تاریخی و طرح ویژگی های آن، به تبیین و تحلیل چالش های تربیت مدنی در نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران نیز پرداخته می شود.
"یکی از مهم ترین برنامه هایی که در نظام آموزشی انجام می شود، «برنامه درسی پنهان» است. منابع تخصصی و یافته های تحقیقاتی حوزه برنامه درسی نشان می دهد که «محیط اجتماعی مدرسه» مهم ترین عامل شکل گیری برنامه درسی پنهان است، اما در کشور ما تاکنون تلاشی در این زمینه صورت نگرفته است. پژوهش حاضر با هدف «آشکارسازی تاثیر پیامدهای قصد نشده ناشی از محیط اجتماعی مدرسه بر نگرش های دانش آموزان مدارس دوره متوسطه شهر اصفهان و ارایه راهکارهایی برای کاهش پیامدهای منفی آن» در دو مرحله اجرا شد. در مرحله اول 400 آزمودنی به شیوه تصادفی از میان جامعه دانش آموزان دبیرستان های دولتی و غیرانتفاعی شهر اصفهان انتخاب شدند و با به کارگیری «روش توصیفی» و استفاده از پرسشنامه، محقق ساخته، جو اجتماعی مدارس شناسایی و مدارس به دو گروه «باز و بسته» تقسیم گردید. اعتبار پرسشنامه به روش آلفای کرانباخ 0.88 بود و روایی محتوای آن به تایید 8 نفر از متخصصان رسید. از شاخص های آمار توصیفی، آماره آزمون «تی» مستقل و تحلیل واریانس چند متغیره (مانوا) برای تحلیل داده ها استفاده شد. در مرحله دوم برای تبیین پیامدهای پنهان و پاسخ به سوال های تحقیق از «روش کیفی» مصاحبه نیمه سازمان یافته (با 45 دانش آموز از مدارس باز و بسته) و مشاهده استفاده شده تحلیل داده ها و روایی و اعتبار ابزار در این مرحله متناسب با روش های کیفی انجام شد. برای اعتبار بخشی و نتایج و راهکارها از نظر جمعی از متخصصان و صاحبنظران تعلیم و تربیت در سطح کشور نیز استفاده گردید.
نتایج پژوهش نشان داد که بین جو مدارس «باز و بسته» «دخترانه و پسرانه» تفاوت معنادار وجود دارد. همچنین تاثیر پیامدهای پنهان بر دانش آموزان مدارس «باز و بسته»، «دخترانه و پسرانه» به طور قابل ملاحظه متفاوت است."
" وقوع انقلاب اطلاعاتی از سویی و پیشرفت روز افزون فن آوریها از سوی دیگر، نظام آموزشی سنتی را از بسیاری جهات به شدت تحت تاثیر قرار داده است تا تحولاتی را به آن تحمیل کند. عدم کارایی نظام پیشین حافظه مدار در شرایطی که حجم علم در هر 5.5-5 سال دو برابر می شود، تغییر رویکرد سنتی به رویکرد حل مساله را الزامی کرده است. همچنین پیشرفت در فن آوریهای ارتباطی، در نظام آموزشی تاثیر گذاشته و تحولاتی را در آن ایجاد کرده است. از این رو بررسی نوآوریهای آموزشی (شامل تغییرات در زمینه نظامهای آموزشی، محتوای آموزشی، تغییراتی که به تحول سازمان آموزشی می انجامد و فن آوریهای جدید آموزشی)، در ایران از اهمیت ویژه برخوردار شده است.
این پژوهش، بر اساس اطلاعات حاصله از مهمترین نوآوریهای به وقوع پیوسته در سطح جهان و تهیه و تدوین پرسشنامه ای محقق ساخته که از سوی 1316 نفر از دبیران مدارس راهنمایی و دبیرستانی زن و مرد در سطح 14 استان کشور تکمیل شده، به بررسی میزان تحقق نو آوریهای مزبور پرداخته است.
نتایج به دست آمده اولا بیانگر نواوریهای آموزشی است که در سطح مدارس کشور محقق شده و ثانیا بیانگر نوآوریهای آموزشی است که معلمان و اولیای اجرایی - آموزشی نوآور، تمایل به زمینه سازی سازمان آموزش و پرورش برای تحقق آنها داشته اند.
"
هدف این مقاله بررسی اهداف و راهکارهای، آموزش و پرورش آینده نگر است و از دو بخش تشکیل می شود. در بخش اول پس از مرور پیشینه آینده نگری، سه روش اصلی آینده نگری معرفی می شوند و ارتباط آنها با تعلیم و تربیت مورد بحث قرار خواهد گرفت. این سه روش عبارتند از آینده نگری تحلیلی، نظری و مشارکتی. در بخش دوم آرا برخی از آینده نگران معاصر بررسی شده و بر اساس آن شش روند کلی برای تحولات جهانی در قرن بیست و یکم بازشناسی می گردد. این روندها عبارتند از: پیشرفت سریع علم و تکنولوژی، گسترش فناوری اطلاعات، جهانی شدن، تهدید محیط زیست، اشاعه دموکراسی و افزایش آگاهی سیاسی و فرهنگی ملل، اقوام و فرقه ها. پس از بیان این هفت روند کلی، رسالت نظام آموزش و پرورش برای مواجهه با این روندها مورد بحث قرار گرفته، سعی خواهد شد که راهکارهایی برای تطبیق و سازگاری نظام تعلیم و تربیت با این تحولات پیشنهاد گردد.
مدیریت مدرسه محوری که ریشه در مبانی نظری مشارکت پذیری، عدم تمرکز، تفویض اختیار و رقابتی شدن دارد معتقد است مدرسه و ارکان آن باید در اداره مدرسه دخالت داده شوند. در این راستا مقاله حاضر با بهره گیری از چارچوب نظری مبتنی بر الگوی سازمانی بر گرفته شده از مطالعات لاولر و همکاران (1992) و دیگر محققان این مساله دنبال می شود و در آن سعی شده است تا موانع مهم کاربست مدیریت مدرسه محور در ایران و شهر اهواز بررسی شوند. با بهره گیری از رویکرد کمی (پرسشنامه) و همچنین رویکرد کیفی (مصاحبه)، داده ها در دبیرستانهای شهر اهواز از کارشناسان ستادی، مدیران و دبیران جمع آوری گردید. نتایج نشان داد که الف- میانگین کل میزان آگاهی افراد نمونه 3.09 از 5 می باشد که در حد متوسطی است. ب- میانگین کل میزان موافقت افراد نمونه نسبت به طرح عدم تمرکز آموزشی- مدرسه محوری 3.49 از 5 است که مطلوب می باشد. ج- عامل سیاسی و قدرت (مسئولین) با میانگین 3.80، عامل ساختاری و امکاناتی با میانگین 3.79، عامل اطلاعاتی و دانشی با میانگین 3.72، عامل فرهنگی- اجتماعی با میانگین 3.52 و عامل مدیریتی با میانگین 3.24 از میانگین 5 به ترتیب اولویت به عنوان موانع مهم مدرسه محوری قلمداد شده اند.