هدف این پژوهش، طراحی برنامه درسی فاوا و بررسی اثربخشی آن بر عملکرد دانش آموزان دوره متوسطه بوده است. روش پژوهش از دو بخش زمینه یابی و شبه آزمایشی از نوع طرح آزمون مقدماتی و نهایی تشکیل شده است. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه دانش آموزان، دبیران و متخصصان برنامه درسی و فاوای شهر تهران به ترتیب به تعداد 128934، 12890 و 60 نفر بوده است. حجم نمونه شامل 120 دانش آموز، 120 دبیر و 60 نفر متخصص فاوا و برنامه درسی بوده که با استفاده از شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از آزمون 97 سوالی 5 گزینه ای در 10 مولفه و همچنین آموزش الگوی برنامه درسی فاوا بر روی دانش آموزان، استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی (آنووا، توکی و t مستقل) استفاده شد. تحلیل توصیفی داده ها نشان داد که هر سه گروه آزمودنی ها مولفه های الگوی برنامه درسی فاوای دوره متوسطه را بالاتر از سطح متوسط ارزیابی کرده و در نتیجه آنها را پذیرفته اند. تحلیل استنباطی داده ها نیز نشان داد که بین دیدگاه دانش آموزان، دبیران و متخصصان در رابطه با مبانی فلسفی، اجتماعی و روان شناختی و در حوزه های مفاهیم و اصطلاحات، دانش، مهارت، اصول انتخاب محتوا و سازماندهی در الگوی برنامه درسی فاوا تفاوت معنی داری وجود داشته که با استفاده از آزمون تعقیبی توکی تفاوت بین دیدگاه آزمودنی ها نیز مشخص گردید. همچنین نتایج نشان داد که سطح مبانی، مفاهیم و اصطلاحات، دانش، نگرش، توانش دانش آموزانی که الگوی برنامه درسی فاوا را آموزش دیده اند، به طور معنی داری بالاتر از دانش آموزانی بود که این آموزش را دریافت نکردند.
تحقیقی با مدل آمیخته ی به هم تنیده و با هدف فهم عمیق درباره تدریس خصوصی تکمیلی با توصیف منظم از ماهیت و گستره آن، بررسی نگرش های موثر بر مشارکت در این پدیده و ارزیابی تاثیر آن بر یادگیری از دیدگاه های مختلف ذیل اجرا گردید. مشارکت کنندگان سه گروه 300 نفری از دبیران، دانش آموزان دبیرستانی و والدین آنان در سنندج بودند. داده ها به دو شیوه مصاحبه نیمه ساختمند و سه پرسشنامه با روایی و پایایی مطلوب گردآوری شد. نتایج نشان داد که بیشتر دانش آموزان احساس می کردند که از معلمان رسمی و خانواده حمایت آموزشی کافی دریافت نمی کنند و آموزش خصوصی را به صورت همزمان در همان ماه هایی که در مدرسه هستند، دریافت می دارند. پنج عامل تاثیرگذار در گرایش به تدریس خصوصی مشخص گردید: ماهیت وجود موسسات ارائه دهنده تدریس خصوصی تکمیلی و تبلیغات و تشویقات فراوان از طرف آنها؛ سطح درآمد و طبقه اجتماعی- اقتصادی خانواده ها؛ ظرفیت پایین پذیرش دانشجو در دانشگاه های دولتی و مشهور؛ پایین بودن کیفیت آموزش و تدریس در نظام آموزش و پرورش و عدم تناسب مطالب آموزش داده شده و مطالب مورد آزمون قرار گرفته در آزمون های سراسری. از طرف دیگر، مهمترین عوامل عدم مشارکت در تدریس خصوصی شامل ترس از مسخره شدن توسط دبیران، همکلاسی ها یا اعضای فامیل؛ بالابودن هزینه های تدریس خصوصی و وارد آمدن فشار جسمی- روانی زیاد؛ وجود کلاس تقویتی در مدارس و نیافتن معلمان خصوصی خوب توسط والدین بودند. وزارت آموزش و پرورش باید ناظر بر گسترش فعالیت این گونه مراکز باشد، اما در عمل چندان موفق به نظر نمی رسد. برای بهبود وضعیت فعلی، نظارت بیشتری مورد نیاز است .
یکی از مشکلاتی که امروزه نظام های تربیتی موجود در جوامع اسلامی با آن موجه هستند، جزم گرایی و در نتیجه شکاکیت است. این جزم گرایی و شکاکیت می تواند جزم گرایی یا شکاکیت علمی، دینی و فلسفی را شامل شود. به واسطه این جزم گرایی و شکاکیت، نظام های تربیتی از یک سو به سمت انحصار گرایی در اهداف و برنامه های درسی مورد نظر خود سوق می یابند و از سوی دیگر به انکار و تردید در برنامه های دیگر نظام های تربیتی روی می آورند. در این مقاله، بعد از توصیف و تبیین معنی، مفهوم و نوع شناسی جزم گرایی و شکاکیت، اثرات جزم گرایی و شکاکیت در نظام های تربیتی جوامع اسلامی مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت بعضی شیوه ها و رویکردهای مربوط به حل این معضل پیشنهاد شده است.
هدف پژوهش حاضر، ارزیابی وضعیت استقرار مدارس متوسطه هوشمند در استان سمنان از دیدگاه مدیران و معلمان بود. این پژوهش از نوع توصیفی – پیمایشی (زمینه یابی) بوده و به لحاظ هدف در دسته تحقیقات کاربردی قرار دارد. جامعه آماری شامل مدیران و دبیران مدارس هوشمند استان سمنان در سال تحصیلی
90-1389 به تعداد 215 نفر بود که با توجه به محدود بودن جامعه آماری مدیران، کل جامعه مدیران و از جامعه آماری دبیران، 132 نفر با استفاده از جدول کرجسی- مورگان به صورت تصادفی انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته و شامل 29 سؤال بود که ضریب پایایی آن 84/0 به دست آمد. داده های حاصل از پرسشنامه به وسیله آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، جدول و نمودار) وآمار استنباطی (خی دو) بررسی و تحلیل شد. نتایج نشان داد که مدارس استان در مؤلفه های مدیریت مدرسه توسط سیستم یکپارچه رایانه ای، محیط یاددهی و یادگیری ، زیرساخت توسعه فن آوری اطلاعات و ارتباط یکپارچه رایانه ای با مدارس هوشمند دیگر، نیازمند اهتمام بیشتری جهت استقرار مدارس هوشمند در استان می باشد، اما مؤلفه معلمان آموزش دیده در حوزه فن آوری و مدیریت یکپارچه رایانه از ظرفیت و پتانسیل مناسبی برای ایجاد مدارس هوشمند برخوردار هستند.
This research was aimed at investigating the effectiveness of multimedia software use in sociology course on educational progress, learning, and retention of the students. The method of this research was quasi-experimental one using post-test design with a control group. The statistical population of the research included all the second grade high school girl students (humanity major) in Juybar in 2010-11 academic year. Of them, two classes, namely 40 students were selected as statistical sample, 20 as experimental group and 20 as control group. The experimental group was taught using educational software and the control group was taught through traditional teaching methods (without using multimedia). To gather data, teacher-made questions, including post-test were used. Validity of the teacher-made test was confirmed by experts several times and reliability of the test was calculated about 0/87 using Cronbach Alpha. Collected data were described using descriptive statistics indexes such as mean and standard deviation and to make the findings generalizable, inferential statistics (independent t and dependent t) was used. Findings showed that teaching through multimedia software could affect the students’ achievements. Although teaching trough multimedia software is more effective than traditional methods to improve the learning process, no significant difference was detected. Besides, teaching with the use of multimedia software method had greater impact on the students’ retention compared to the traditional method of teaching.
The goal of this study was to investigate the effect of using computer conceptual maps, compared with usual way of drawing them by pencil and paper, in increasing learning, recalling and educational progress motivation in geology course among high school students. The study was conducted in semi experimental method in which students of 3 classes were classified in 3 groups. (Group 1: common pencil and paper conceptual maps, group 2: computer conceptual maps using Cmap software, and group 3: computer conceptual maps using Mind map software). First of all, pre-test and educational progress motivation test were conducted. After training, post test and educational progress motivation test were conducted. Three weeks later, second post test was also conducted. Test reliability was estimated 0/79. Results were analyzed statistically using one way Variance, Shefe determining test and Co-Variance analysis. Based on findings, it can be said that conceptual mapping using Cmap software in all dependent variables of the study, except educational progress motivation, did well compared to other methods in such a way that it had superiority over other two methods by having effective coefficient of 44 percent. Paper – pencil method did well compared to using Mind map software. Drawing conceptual maps using Cmap software having effective coefficient of 64 percent, had the most impact on students’ learning. After it, paper – pencil conceptual drawing and using Mind map software had the least impact on students’ learning. There was no significant difference among groups as far as educational progress motivation is concerned.
این مطالعه، با رویکردی توصیفی- پیمایشی، با هدف بررسی روند و ابعاد فرایند بین المللی سازی برنامه های درسی با رویکرد آموزش از دور، در آموزش عالی ایران، ضمن بررسی دلایل ضرورت این امر، به شناسایی عوامل، شرایط، منابع، امکانات، تنگناها، فرصت ها و راهبردهای مناسب برای آن پرداخته است. در این راستا با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای – طبقه ای و استفاده از فرمول ککران، 543 نفر از اساتید و دانشجویان ایرانی و خارجی در 5 دانشگاه شهر تهران به تکمیل پرسشنامه ای در طیف لیکرت مرکب از 8 پرسش و 96 گویه پرداخته اند. پس از تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری t تک گروهی، رتبه بندی فریدمن و تحلیل واریانس، بر اساس نتایج، برای همگامی با روند جهانی شدن و شناساندن فرهنگ و تمدن ایرانی به جهانیان، بین المللی سازی برنامه های درسی در آموزش عالی امری ضروری است و رویکرد آموزش از دور، به واسطه ی انعطاف پذیری بالا و گذر از مرزهای جغرافیایی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، می تواند راهبردی اثر گذار در این فرایند بشمار رود. از مهم ترین عوامل اثر گذار بر موفقیت فرایند بین المللی سازی برنامه های درسی با رویکرد آموزش از دور در آموزش عالی ایران، می توان به گسترش همکاری های بین المللی دانشگاهها، گسترش استفاده از زبان بین المللی در تدریس، تجدید نظر در قوانین جاری و شفاف سازی آن ها، توسعه ی منابع مالی، انسانی و زیر ساخت های تکنولوژیک لازم، بهره برداری از فرصت تشابهات فرهنگی و تعداد زیاد متقاضیان ادامه تحصیل در سطح منطقه، انتخاب موضوع-های درسی مناسب و لحاظ کردن رویکرد تبدیل شونده در عناصر برنامه درسی یا تغییر در پارادایم های فکری یاددهندگان و یادگیرندگان به واسطه تغییر اساسی در آنچه تدریس می شود و چگونگی تدریس آن اشاره کرد.