موضوع تحقیق حاضر به بررسی رابطه بین ابعاد کیفیت رهبری سازمانی مدیران و میزان خلاقیت دبیران دبیرستان های پسرانه شهرستان مانه و سملقان میباشد. این تحقیق دارای یک فرضیه اصلی و تعداد نه فرضیه فرعی میباشد. هدف اصلی از انجام این پژوهش، شناسایی رابطه بین ابعاد کیفیت رهبری سازمانی و میزان خلاقیت دبیران دبیرستان های پسرانه مانه و سملقان میباشد. این پژوهش از نوع توصیفی بوده که به روش پیمایشی اجرا گردیده است. جامعه آماری این تحقیق را تعداد 130 نفر از دبیران دبیرستان های پسرانه شهرستان مانه و سملقان تشکلیل میدهد و نمونه آماری این پژوهش تعداد 97 نفر از اعضای جامعه آماری میباشد که به روش تصادفی ساده انتخاب گردیده است. برای تجزیه و تحلیل از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردیده است و پس از تجزیه و تحلیل داده های آماری کلیه فرضیه های تحقیق تأیید گردیده اند و نتیجه گرفته شده است که هر یک از متغیرهای لیاقت رهبری سازمانی، شأن رهبری سازمانی، ارزش های رهبری سازمانی، دید رهبری سازمانی، تعهد احساسی رهبری سازمانی، قاطعیت رهبری سازمانی، درک افراد رهبری سازمانی، تیم سازی رهبری سازمانی و اثربخشی رهبری سازمانی با خلاقیت دبیران رابطه مثبت و معنیداری دارند.
این مطالعه با هدف ارزیابی اثرات مستقیم و غیر مستقیم استانداردهای زناشویی از طریق مقابله ی زوجی بر رضایت زناشویی زوج ها انجام شد. نمونه ی مورد مطالعه شامل 150 زوج ساکن شهر اهواز بود که به روش تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه ی استانداردهای رابطه ی خاص، پرسشنامه ی رضایت زناشویی انریچو پرسشنامه ی مقابله ی زوجی را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از روش الگویابی معادلات ساختاری و برای بررسی اثرات غیر مستقیم از آزمون بوت استراپ استفاده گردید. مدل ارزیابی شده از شاخص های برازندگی خوبی برخوردار بود. نتایج تحلیل نشان داد که استانداردهای زناشویی فقط برای شوهران به طور مستقیم بر رضایت زناشویی آنها تاثیر دارد. علاوه بر آن، نتایج پژوهش نشان داد که استانداردهای زناشویی شوهران و زنان، به صورت واسطه ای و از طریق مقابله ی زوجی خود و همسرشان بر رضایت زناشویی آنها اثر دارد.
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مشاوره ی گروهی با تاکید بر درمان راه حل محور، بر سلامت عمومی دانش آموزان پسر تک سرپرست مقطع متوسطه شهر تربت حیدریه صورت گرفت. در این مطالعه جامعه ی آماری شامل تمامی دانش آموزان تک سرپرست مشغول به تحصیل در دبیرستان ها و هنرستان های عادی سطح شهر تربت حیدریه در سال تحصیلی 91-92 بود. ابتدا یک هنرستان و یک دبیرستان به صورت خوشه ای انتخاب گردید و از بین دانش آموزان تک سرپرست آن مدارس 30 نفر گمارش شدند و به صورت تصادفی در دو گروه 15 آزمایش و کنترل قرار گرفتند. روش مشاوره گروهی راه حل محور بر روی گروه آزمایش در 7 جلسه اجرا گردید. ابزار پژوهش در این تحقیق پرسشنامه ی سلامت عمومی 28 ماده ای بود. تحلیل داده ها با استفاده از t مستقل و کواریانس چند متغیره انجام گردید. نتایج نشان داد که مشاوره ی گروهی باعث افزایش سلامت عمومی گردیده و بر مولفه های سلامت عمومی(کاهش افسردگی، اضطراب) تاثیر معناداری داشته است و در بدکارکردی اجتماعی و نشانه های جسمانی تاثیر معنادار نبوده است.
هدف:هدف این پژوهش بررسی مقایسه ای درمان شناختی رفتاری با روان درمانی بین فردی در افزایش رضایت زناشویی زنان باردار بود. در دوره بارداری به دلیل تغییرات فیزیولوژیکی و روانشناختی زنان، رابطه زوجین دچار تغییراتی می شود که علاوه بر تأثیر بر سلامتی مادر و نوزاد، رضایت زناشویی زوج ها را تحت تأثیر قرار می دهد. روش: جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان باردار مراجعه کننده به مرکز تحقیقات بهداشت باروری ولیعصر (عج) بودند. به منظور انتخاب نمونه، از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. تعداد 36 نفر بودند که به صورت تصادفی ساده انتخاب و در 3 گروه 12 نفره (CBT، IPT و گروه کنترل) گمارش شدند. گروه CBT و گروه IPT در 8 جلسه به صورت هفتگی اجرا شد، اما برای گروه کنترل آموزشی ارائه نشد. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه رضایت زناشویی (ENRICH) استفاده شد. یافته ها: با توجه به اینکه مقدار F محاسبه شده برای تأثیر گروه ها (26/18 =F) در سطح 1 درصد معنی دار است بنابراین، نتیجه تحلیل کواریانس دال بر این است که بین 3 گروه در نمرات پس آزمون بعد از تعدیل نمرات پیش آزمون تفاوت معنی داری وجود دارد. نتیجه تحلیل آزمون تعقیبی نشانگر این است که بین دو روش آموزشی IPT و CBT تفاوت معنی داری در نمرات پس آزمون وجود ندارد. اما هر دو روش آموزشی نسبت به گروه کنترل از نظر آماری در نمرات پس آزمون رضایت زناشویی افزایش معنی داری داشتند. نتیجه گیری: از این پژوهش چنین برمی آید که هر دو روش به رغم تفاوت هایی در مبانی فلسفی و نظری خویش، در عمل مشاوره بر روی زنان باردار برای افزایش رضایت زناشویی چندان متفاوت از هم نیستند، اما در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنی داری در نمرات رضایت زناشویی ایجاد می کنند.