فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۴۱ تا ۱٬۵۶۰ مورد از کل ۶٬۴۵۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان چندوجهی لازاروس و چندوجهی معنوی- مذهبی بر شدت علائم روان شناختی در بیماران سوء هاضمه کنشی طراحی و اجرا گردید. این پژوهش، تجربی و کاربردی است و با طرح پژوهشی پیش آزمون- پس آزمون با کنترل انجام می شود. جامعه پژوهش، بیماران گوارشی منطقه 5 تهران بوده و 54 بیمار به روش نمونه گیری در دسترس و با گمارش تصادفی و در قالب دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل انتخاب شدند. ابزار پژوهش، فرم کوتاه علائم روان شناختی بوده و داده ها از طریق تحلیل واریانس با اندازه های تکراری چندمتغیری و آزمون های تعقیبی بونفرنی و با به کارگیری نرم افزار SPSSتجزیه وتحلیل شدند. یافته ها نشان داد که درگروه های آزمایشی، در هر سه مؤلفه علائم روان شناختی، به هنگام ورود به پژوهش و بعد از درمان و در دوره پیگیری، اختلاف معنا داری وجود داشته است؛ درحالی که در گروه کنترل، از این نظر تفاوت معنا داری مشاهده نشد. همچنین از این لحاظ بین گروه های درمانی، تفاوت معناداری دیده نمی شود. بنا بر نتایج یادشده، امکان بهره گیری از مداخله های پیش گفته را در بیماران یادشده فراهم ساخته است.
ارتباط بین سلامت معنوی و احساس تنهایی در سالمندان شهر کرج طی سال 1395(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: احساس تنهایی از مشکلات شایع دوران سالمندی است که به شدت بر سلامت سالمندان تأثیر می گذارد. سلامت معنوی نقش مهمی در میزان و کیفیت احساس تنهایی در این افراد دارد. مطالعه ی حاضر با هدف تعیین ارتباط بین سلامت معنوی و احساس تنهایی در سالمندان مقیم شهر کرج طی سال ۱۳۹٥ صورت گرفته است. روش کار: این پژوهش مطالعه یی مقطعی ازنوع توصیفی - تحلیلی است. 275 نفر از سالمندان مقیم شهر کرج که به طور سرپایی به مؤسسه ی خدمات درمانی البرز کرج مراجعه کرده بودند، به روش نمونه گیری آسان وارد مطالعه شدند. برای بررسی سطح سلامت معنوی و نیز میزان احساس تنهایی افراد نمونه از پرسش نامه ی استاندارد استفاده شد. همه ی داده ها پس از جمع آوری، کدبندی و برای تحلیل آنها از مقایسه ی میانگین ها، تعیین شاخص های مرکزی و پراکندگی و همچنین ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است. علاوه براین، نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: بیشتر واحدهای پژوهشی (71 درصد= 196 نفر) را مردان تشکیل دادند. بیشتر آنان متأهل (93 درصد= 256 نفر)، بازنشسته (56 درصد= 154 نفر) و از نظر تحصیلات زیردیپلم (82 درصد= 226 نفر) بودند. میانگین و انحراف معیار سلامت معنوی و سطح احساس واحدهای پژوهشی به ترتیب 65/9±39/99 و 29/11±47/35 بود. علاوه براین، بین احساس تنهایی و سلامت معنوی واحدهای پژوهشی رابطه ی معکوس و معنی داری وجود داشت. بدین صورت که میزان احساس تنهایی در سالمندانی که سطح سلامت معنوی بالاتری داشتند، کمتر بود (33/.-=r، 89/10=R 2 و 001/0=p). نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان می دهد که برنامه ریزی برای ارتقای سلامت معنوی سالمندان می تواند نقش مهمی در کاهش احساس تنهایی آنان داشته باشد. پژوهشگران انجام مطالعات بیشتر در زمینه ی سلامت معنوی سالمندان را توصیه می کنند.
رابطه بین ناهمخوانی بدن با راهبردهای مقابله ای غیر انطباقی تصویر بدن در دانشجویان دختر: نقش میانجی شفقت به خود و شرم از بدن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادراک ناهمخوانی بین بدن واقعی و بدن آرمانی در افراد باعث می شود آنها راهبردهای مقابله ای را برای مدیریت تجارب پریشان کننده تصویر بدن شان به کار برند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین ناهمخوانی بدن با راهبردهای مقابله ای غیر انطباقی تصویر بدن (اجتناب تجربه ای و ترمیم ظاهر) با میانجیگری شفقت به خود و شرم از بدن در دانشجویان دختر انجام گرفت . اعضای نمونه را ۳۰۰ دانشجوی دختر دانشگاه شهید چمران اهواز که به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند، تشکیل می دادند. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ایده آل های تصویر بدن ، مقیاس آگاهی از بدن شی انگاشته ، پرسشنامه راهبردهای مقابله ای تصویر بدن و مقیاس شفقت به خود (فرم کوتاه) استفاده شد. ارزیابی الگوی پیشنهادی با استفاده از روش تحلیل مسیر انجام گرفت. نتایج نشان داد مسیر مستقیم ناهمخوانی بدن به اجتناب تجربه ای معنی دار نبود در حالیکه مسیر مستقیم ناهمخوانی بدن به ترمیم ظاهر معنی دار بود. علاوه بر این، مسیر شفقت به خود به شرم از بدن معنی دار بود. همچنین مسیر غیر مستقیم ناهمخوانی بدن به راهبردهای مقابله ای غیر انطباقی تصویر بدن از طریق شفقت به خود و شرم از بدن معنی دار بود. این مطالعه همسو با مدل درمان مبتنی بر شفقت نشان میدهد، شرم و شفقت، ابعاد هیجانی نارضایتی از تصویر بدنی محسوب می شوند.
مقایسه ویژگی های شخصیتی، هوش معنوی و اضطراب مرگ در افراد دارای کارت اهدای عضو و افراد فاقد کارت اهدای عضو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهدای عضو، دادن یک عضو به شخصی دیگر است که نیاز به پیوند دارد . هدف از پژوهش حاضر، مقایسه ی ویژگی های شخصیتی، هوش معنوی و اضطراب مرگ در افراد دارای کارت اهدای عضو و افراد بدون کارت اهدای عضو بود. طرح پژوهش علّی مقایسه ای بود. با بهره گیری از روش نمونه گیری گلوله برفی، تعداد 148 نفر از افراد دارای کارت اهدای عضو، به عنوان گروه ملاک، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و تعداد 150 نفر به عنوان گروه همتا با توجه ملاک های پژوهش انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های پنج عاملی شخصیت نئو ، هوش معنوی کینگ و اضطراب مرگ تمپلر استفاده شد. داده های پژوهش با آزمون های آماری تی مستقل و تحلیل واریانس چندمتغیره و رگرسیون لجستیک واکاوی شد . نتایج نشان داد بین دو گروه در ویژگی های شخصیتی، هوش معنوی و اضطراب مرگ تفاوت معناداری وجود دارد. از بین مؤلفه های ویژگی شخصیتی، افراد دارای کارت اهدای عضو در مؤلفه ی توافق پذیری نمره ی بالاتری به دست آوردند؛ همچنین، در مقیاس هوش معنوی نیز افراد دارای کارت اهدای عضو نمرات بیشتری را کسب کردند. افراد فاقد کارت اهدای عضو، نمرات بالاتری را در اضطراب مرگ کسب نمودند. با توجه به یافته های پژوهش و با آگاهی از عوامل روان شناختی، نه تنها می توان گام های مؤثری در خصوص افزایش و تداوم تمایل افراد برای ثبت نام و دریافت کارت اهدای عضو برداشت، بلکه می توان از تقاضاهای انصراف و عودت این کارت ها نیز کاست.
رابطه سرسختی روان شناختی و نگرش مذهبی با امیدواری در بیماران قلبی عروقی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، به منظور بررسی ارتباط بین سرسختی روان شناختی و نگرش مذهبی با امیدواری، در بیماران قلبی عروقی انجام شد. این پژوهش، یک طرح توصیفی از نوع همبستگی بود که تعداد 196 نفر بیمار قلبی عروقی در مرکز درمانی شهرستان بجنورد با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها، از پرسش نامه های سرسختی روان شناختی اهواز (AHI)، مقیاس نگرش مذهبی (RAS) و امیدواری (AHS) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام صورت گرفت. نتایج نشان داد که بین سرسختی روان شناختی، نگرش مذهبی و امیدواری، رابطه معناداری (01/0>P) وجود دارد. در تحلیل رگرسیون، سرسختی روان شناختی و نگرش مذهبی توانستند به طور معناداری امیدواری را پیش بینی کنند (01/0>P). همچنین، از بین مؤلفه های نگرش مذهبی خرده مقیاس های مباحث اجتماعی، جهان بینی و باورها، عبادات و علم و دین قوی ترین پیش بینی کننده امیدواری در بیماران قلبی عروقی بودند (01/0>P). هر چه میزان سرسختی روان شناختی و نگرش مذهبی بیماران قلبی عروقی بیشتر باشد، امیدواری آنان افزایش خواهد یافت.
پیش بینی بهزیستی روانشناختی کارکنان بر مبنای حمایت سازمانی ادراک شده، معنویت محیط کاری و خودکارآمدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، پیش بینی بهزیستی روانشناختی کارکنان بر مبنای حمایت سازمانی ادراک شده، معنویت محیط کاری و خودکارآمدی بود. این پژوهش در قالب طرح همبستگی از نوع مطالعه پیش بینی انجام شد. به این منظور، از بین کارکنان مشغول به خدمت شرکت توزیع نیروی برق استان مرکزی در سال 95-1394، تعداد 400 نفر با توجه به وضعیت استخدامی آنها، به شیوه تصادفی طبقه ای، انتخاب و بررسی شدند. برای گردآوری داده ها، پرسشنامه های بهزیستی روانشناختی ریف، حمایت سازمانی ادراک شده ایزنبرگر، معنویت محیط کاری میلیمن و خودکارآمدی عمومی شرر، اجرا و داده های حاصل با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری گام به گام تحلیل شدند. نتایج نشان دادند بین حمایت سازمانی ادراک شده، معنویت محیط کاری و خودکارآمدی و نیز مؤلفه های آنها با بهزیستی روانشناختی رابطه معناداری وجود داشت. تحلیل رگرسیون نیز نشان دادند متغیرهای کارآمدی در برابر موانع، حمایت سازمانی ادراک شده و حس عمومی شایستگی درمجموع حدود 25 درصد از واریانس نمرات بهزیستی روانشناختی را تبیین کردند. همچنین این متغیرها نقش مهمی در پیش بینی بیشتر مؤلفه های بهزیستی روانشناختی داشتند؛ درنتیجه، می توان گفت خودکارآمدی و حمایت سازمانی ادراک شده نقش مهمی در پیش بینی بهزیستی روانشناختی کارکنان دارند. بر همین اساس، مدیران سازمان باید برنامه های آموزشی و راهکارهایی را برای تقویت خودکارآمدی، به ویژه کارآمدی در برابر موانع و حس عمومی شایستگی و نیز افزایش حمایت از کارکنان خود، با هدف بهبود بهزیستی روانشناختی آنها اجرا کنند.
مقایسه ی مرگ زودهنگام والدین، سابقه ی ابتلا به اختلال بیش فعالی-کمبود توجه و شغل مخاطره آمیز در بزرگسالان با و بدون سابقه ی اقدام برای خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه ی مرگ زودهنگام والدین، سابقه ی ابتلا به اختلال بیش فعالی -کمبودتوجه و شغل مخاطره آمیز در بزرگسالان با و بدون سابقه ی تلاش برای خودکشی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علّی مقایسه ای است و جامعه ی آماری آن را تمامی افراد دارای سابقه ی خودکشی که در بهار سال 95 به بیمارستان های استان گیلان مراجعه کرده بودند، تشکیل می دهند. از میان این بیماران 30 بیمار با سابقه ی خودکشی، به روش کل شماری انتخاب شده و با 30 بیمار بدون سابقه خودکشی مورد مقایسه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس خودگزارشی اختلال نارسایی توجه و فزون کنشی بزرگسالان آدلر و همکاران و پرسشنامه ی محقق ساخته استفاده شده است. داده ها توسط آزمون های خی دو و تحلیل واریانس یک راهه تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد که افراد دارای سابقه ی خودکشی، شغل مخاطره آمیز و سابقه ی ابتلا به اختلال بیش فعالی-کمبود توجه بیشتری دارند؛ اما بین دو گروه، در مرگ زود هنگام والدین تفاوت معناداری وجود نداشت با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که به احتمال زیاد سابقه ی ابتلا به اختلال بیش فعالی-کمبود توجه و داشتن شغل مخاطره آمیز، عامل خطر مهمی در اقدام به خودکشی است؛ بنابراین، درمان به موقع این اختلال و بهبود وضعیت شغلی افراد می تواند خطر اقدام به خودکشی را در افراد جامعه کاهش دهد.
Prediction of famaily performance of married MS patients based on psychological indexes and mediated by moral foundations and spiritual experience(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The purpose of this study is to create a conceptual empirical model and develop a causal model that is able to explain overall performance of MS patients’ families and provide a scientific and empirical basis to Iranian culture to identify the psychological indexes of hardiness, hope, and resiliency, as well as the mediator role of moral foundations and spiritual experiences involved in family overall performances among patients’ spouses. For this purpose, using non-random sampling method, 220 subjects were selected out of all patients with MS and their spouses in two cities of Tehran and Karaj in 2014-2015. They completed the questionnaires of Family Assessment Device, Hardiness Scale (Kobasa, 1990), Connor-Davidson Resilience Scale, Snyder Hope Scale, Daily Spiritual Experiences Scale, and Moral Foundations Questionnaire (Hythe & Graham, 2007) personally and non- personally. In order to analyze the data, common methods of descriptive statistics, structural equations, path analysis, and multiple regression were used and the data were analyzed using the software packages of SPSS and LISREL. The results showed that hope was determined as the variable that predicts family overall performance with a good effect coefficient. The other important finding about the model was that the path from the mediator variable of spiritual experiences towards family overall performance was not direct, that is spiritual experience was effective on moral foundations and moral foundations in turn was the most effective path to family overall performance.
تبیین ارتباط نفس و بدن بر اساس منابع اسلامی (با تأکید بر نظر ملاصدرا)؛ بیان رویکردها و تحلیل روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف تبیین ارتباط نفس و بدن بر اساس منابع اسلامی، با تأکید بر نظر ملاصدرا به همراه تحلیلی روان شناختی انجام شد. بدین منظور، به منابع روان شناسی و اسلامی، به ویژه نظر ملاصدرا مراجعه گردید. یافته ها به روش توصیفی تحلیلی تجزیه وتحلیل گردید. نتایج نشان داد که رابطه از طرف نفس با بدن، از سنخ رابطه سببی مسببی می باشد. اما تغییرات در بدن، به نحو سببیت، صرفاً نظام منسجم بدن را تغییر می دهد، ولی سبب برای تغییرات روانی، ماهیت تعلقی نفس به بدن است، نه خود دگرگون سازی های بدنی. دو سنخ رابطه وجود دارد: 1. رابطه سببی مسببی که از طرف نفس به بدن اعمال می شود؛ 2. رابطه از نوع همراهی و همبستگی که از طرف بدن با نفس بر قرار است. بنابراین، رابطه نفس و بدن بر اساس منابع اسلامی، به ویژه از نظر ملاصدرا، تعاملی نیست، بلکه سببی مسببی از طرف نفس به بدن و همبستگی از طرف بدن با نفس می باشد.
تدوین پروتکل درمانی بر اساس «ذهن آگاهی» مبتنی بر فعالسازی «طرحواره های معنوی-اسلامی»در «رضایتمندی زناشویی» دانشجویان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر تدوین پروتکل درمانی براساس« ذهن آگاهی» مبتنی بر فعالسازی «طرحواره های معنوی-اسلامی» در «رضایتمندی زناشویی» زنان دانشجو بود؛ جامعه آماری عبارت بود از زنان دانشجو در دانشگاه آزاد اسلامی واحد کنگاور در سال تحصیلی-95139؛ تعداد 28نفر بصورت داوطلبانه و در دسترس که نمره پایینتری در رضایتمندی رناشویی داشتند انتخاب شده و بصورت تصادفی به گروه آزمایش و گروه گواه (هر گروه 14 نفر) اختصاص یافتند.هر دو گروه یک بار پیش از انجام آزمایش، یک بار بلافاصله پس از اتمام آزمایش و یک بار یک ماه پس از انجام مداخلات، پرسشنامه رضامندی زناشویی جدیری را تکمیل کردند. داده ها به وسیله آزمون تحلیل کوواریانس یک راهه و چندراهه تحلیل شدند.یافته هانشان داد که پروتکل درمانی تدوین شده توسط پژوهشگر توانسته است افزایش معناداری در میزان رضایتمندی زناشویی دانشجویان ایجادکند. این افزایش در مرحله پیگیری نیز حفظ شده بود. درنتیجه می توان گفت پروتکل درمانی ذهن آگاهی مبتنی بر طرحواره های معنوی- اسلامی، شیوه مناسبی برای افزایش رضایت زناشویی زوجین است.
بررسی کیفی واکنش به فقدان در جوانان ساکن شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیوه ی برخورد با فقدان، گستره ی وسیعی از واکنش های جسمی، هیجانی، شناختی و وجودی را در برمی گیرد و شدت آن می تواند از یک هیجان زودگذر و خفیف تا واکنشی شدید که تمام تاریخچه ی زندگی فرد را تحت تأثیر قرار می دهد، متغیر باشد. در این پژوهش به کمک سه شیوه ی مختلفِ جمع آوری کیفی داده ها، شامل گروه های متمرکز، مصاحبه ی نیمه ساختمند درباره ی تجربیات فقدان و اخذ روایت زندگی به شیوه ی مک آدامز که درمجموع روی 21 شرکت کننده صورت پذیرفت، ساخت ها و فرایندهای مؤثر بر چگونگی واکنش های این افراد به فقدان، از طریق بررسی پدیدارشناختی و تحلیل کیفی داده ها روی متن آوانویسی شده ی مصاحبه ها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده، سه خوشه ی اصلی بستر رخداد، ماهیت فقدان و ویژگی ها و تجربه ی زیسته ی کنشگر را به عنوان فرایندهای تأثیرگذار بر واکنش به فقدان معرفی کرد. بستر رخداد دو مضمون زمان و مقایسه با هنجارهای فرهنگی و اجتماعی، ماهیت فقدان سه مضمون نوع فقدان، جبری یا اختیاری بودن و دفعی یا پیش بینی پذیر بودن آن و درنهایت ویژگی های کنشگر، سه مضمون شخصیت، میزان آگاهی و تجربیات زیسته ی پیشین افراد را در برمی گرفت؛ درنتیجه به نظر می رسد که تعاملی از واقعیت های بیرونی و زیست جهان ذهنی کنشگر است که به طیف گسترده ی واکنش ها به فقدان منجر می گردد.
جنون در آموزه های طبی اسلام(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۴ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۴
118-133
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: آموزه های طبی اسلام توصیه های فراوانی درباره ی سلامت جسم و جان دربردارد. بخشی از این آموزه ها درباره ی بیماری های روانی از قبیل جنون است. اسلام دستور های فراوانی درباره ی مقابله با جنون دارد. سامان دهی توصیه های مزبور از یک سو و تبیین آنها از سوی دیگر از اهداف این پژوهش است. روش کار: این پژوهش از نوع کتابخانه یی است که با جستجوی واژگانی نظیر مجنون، جنون، جن و مسّ در متون دینی و با جستجوی عناوین پیش گفته در پایگاه های معرفی مقالات، به بررسی آن پرداخته شده است. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسنده ی مقاله تضاد منافعی درباره ی آن گزارش نکرده است. یافته ها : جنون در آموزه های طبی اسلام در دو بُعد پیشگیری و درمان اشاره شده است. در این آموزه ها روش های مادی و معنوی فراوانی معرفی شده است که مقاله ی حاضر آنها را بررسی؛ و در نهایت بیش از بیست روش معرفی کرده است. یافته ها در حوزه ی جستجوی مقالات حاکی از آن است که موضوع جنون در تحقیقات پژوهشگران تنها با صبغه ی فقهی، حقوقی، پزشکی و ادبی بررسی شده؛ و هیچ تحقیق جامعی تاکنون جنون را با رویکرد آموزه های اسلامی بررسی نکرده است. نتیجه گیری: از نظر آموزه های اسلامی جنون بیماری صعب العلاج و سهل التدارکی است. راه های پیشنهادی اسلام برای پیشگیری و درمان بیماری ها به طور عام و جنون به طور خاص بسیار ساده، کم هزینه و طبیعی است. ادعیه و راز و نیاز با پروردگار در کنار تدبیرهای عملی برای درمان و پیشگیری، مؤید تجربیات روان شناسان است. در نهایت اینکه اسلام همه ی ابعاد وجودی انسان را مد نظر داشته؛ و در مقابله با بیماری ها به کرامت انسان اهمیت ویژه یی داده است. Sajedi A. Insanity in Medical Teachings of Islam. J Res Relig Health. 2018; 4(4): 118- 133.DOI: https://doi.org/10.22037/jrrh.v4i4.20661
کمال در خلقت از دیدگاه قرآن: لزوم تغییر در خلقت زیستی موجودات(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۴ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۵
118-128
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: افزایش روزافزون نیاز بشر به منابع غذایی و فرآورده های دارویی برای حفظ بقا و بهتر ساختن زندگی موجب شده است تا فنون جدید همچون فنون تراریختی و مهندسی ژنتیک توجه دولتمردان، دانشمندان و تولیدکنندگان را به خود جلب کند. استفاده ی نابجای این فنون می تواند عواقب جبران ناپذیری به همراه داشته باشد که تهدیدی جدی برای حیات محسوب می شود. تغییر در ماهیت زیستی خلقت از موضوعات مهم این فنون به منظور بهینه سازی یا بازسازی مخلوقات موجود برای استفاده در دنیای مدرن در نظر گرفته می شود. در حال حاضر مناقشات زیادی درباره ی به کارگیری این فنون در جهان وجود دارد. روش کار: در این مقاله تلاش شده است تا با مرور آیات قرآن کریم، تفاسیر موجود و مقالات علمی منتشرشده در این باره، محدودیت ها و مجوزهای اشاره شده درباره ی روایی تغییر در خلقت بررسی شود. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده است. یافته ها: این آیات و تفاسیر در مجموع حمایتگر این نکته است که تغییر در خلقت در بُعد فیزیکی بر خلاف بُعد فطری، با حفظ ظرفیت ماهیتی مخلوقات امری شدنی است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش، دست ورزی مخلوقات در جهت ایجاد وضعیت طبیعی با هدف بهبود عملکرد و کارایی آنها و حفظ اصول اخلاق زیستی مانعی ندارد.
مقایسه ی اضطراب، نگرانی و عدم تحمل بلاتکلیفی در افراد با اختلال وسواسی جبری و اختلال مصرف مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اخیراً، مطالعات بالینی تصویری متفاوت از اختلال وسواسی جبری ترسیم کرده اند؛ تصویری که شباهت زیادی به رفتارهای اعتیادگونه در افراد مبتلا به مصرف مواد دارد و این فرض را که احتمالاً این دو اختلال دو وجه از یک وضعیت مشابه هستند، به وجود آورده است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی اضطراب، نگرانی و عدم تحمل بلاتکلیفی در افراد مبتلا به اختلال وسواسی جبری، اختلال مصرف مواد و افراد بهنجار انجام شد. پژوهش کنونی از نوع بنیادی و به شیوه ی علّی مقایسه ای طراحی شد. بدین منظور 120 فرد مبتلا به اختلال وسواسی جبری و 120 نفر با اختلال مصرف مواد، به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند؛ همچنین به منظور مقایسه با دو گروه بالینی، 120 نفر نیز از جمعیت بهنجار، به شیوه ی نمونه گیری در دسترس گزینش شدند؛ سپس پرسشنامه های اضطراب بک، نگرانی پنسیلوانیا و عدم تحمل بلاتکلیفی در اختیار سه گروه قرار گرفت. نتایج نشان داد بین نمرات گروه های بالینی با افراد بهنجار در متغیرهای اضطراب، نگرانی و عدم تحمل بلاتکلیفی، تفاوت معناداری وجود دارد؛ بااین حال، بین افراد با اختلال وسواسی جبری و افراد با اختلال مصرف مواد، تفاوت معنی داری مشاهده نشد. در مجموع با توجه به یافته های پژوهش حاضر و شباهت افراد مبتلا به اختلال وسواسی جبری و اختلال مصرف مواد، لزوم بررسی مؤلفه های فراتشخیصی در هر دوی این اختلالات جهت پیش گیری ضروری می نماید.
پیش بینی «آسایش درونی» بر اساس «نگرش به دین» با واسطه گری «امید» و «معنای زندگی»(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش ها گویای رابطه مثبت دینداری با آسایش و سلامت جسمی و روانی اند. پژوهش پیش رو به بررسی ارتباط «نگرش به دین» (شامل باورها و مناسک دینی) با «آسایش درونی» (شامل شادی، رضایت از زندگی، و حرمت خود) از طریق «امید» و «معنای زندگی» می پردازد. 493 دانشجو از رشته های مختلف دانشگاه های تهران به صورت غیر تصادفی انتخاب شدند و به این پرسشنامه ها پاسخ دادند: «مقیاس شادی درونی»، «مقیاس رضایت از زندگی»، «مقیاس حرمت خود روزنبرگ»، «مقیاس نگرش مسلمانان به دین»، «آزمون هدف در زندگی»، و «مقیاس امیدواری». یافته ها نشان دادند که نگرش به دین با شادی، رضایت از زندگی، حرمت خود، امیدواری، و معنای زندگی رابطه مثبت دارد. آزمون سوبل نقش واسطه ای امیدواری و معنای زندگی را در روابط نگرش به دین با شادی، رضایت از زندگی، و حرمت خود تائید کرد. امید و معنا جوهره دین قلمداد شده اند. نتایج پژوهش حاضر گویای آن اند که جوهره دین به آسایش انسان ها کمک می کند.
رابطه ابعاد دینداری و جهت گیری دینی با رضایت زناشویی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی رابطه ابعاد دینداری و جهت گیری دینی با رضایت زناشویی است. روش پژوهش از نظر اهداف، کاربردی و به لحاظ شیوه گردآوری اطلاعات، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری 6996 نفر از معلمان متأهل شهر قم بودند. نمونه آماری 377 نفر از اعضای جامعه آماری بودند که به شیوه تصادفی طبقه ای _ نسبی انتخاب و به پرسش نامه های استاندارد رضایت زناشویی انریچ، ابعاد دینداری گلاک و استارک و جهت گیری دینی آلپورت پاسخ دادند. تجزیه وتحلیل توصیفی و استنباطی داده ها در حد آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون هم زمان در قالب نرم افزار Spss - V 22 نشان داد: ابعاد دینداری و جهت گیری دینی، می توانند رضایت زناشویی را پیش بینی کنند. بین نمره کل ابعاد دینداری، ابعاد عاطفی و مناسکی با رضایت زناشویی همبستگی مثبت وجود دارد. بین جهت گیری دینی درونی با رضایت زناشویی همبستگی مثبت وجود دارد. بین نمره کل ابعاد دینداری و تمام ابعاد آن با جهت گیری دینی درونی همبستگی مثبت وجود دارد. تفاوت معنا داری بین گروه زنان و مردان یافت نشد.
بررسی رابطه علی رفاه کارکنان با چابکی سازمانی
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه علی رفاه کارکنان با چابکی سازمانی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه ای کارکنان دانشگاه های آزاد اسلامی استان خوزستان بود. از این جامعه تعداد 219 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه رفاه کارکنان و چابکی سازمانی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ضرایب همبستگی، الگویابی معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS و LISREL انجام شد. نتایج الگویابی معادلات ساختاری بیانگر آن بود که رفاه کارکنان اثر مثبت و معنی داری بر چابکی سازمانی دارد.
کارکردهای روان شناختی توبه بر اساس منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یکی از اهداف اساسی علوم روان شناختی و ادیان آسمانی تحول و دگرگونی انسان ها است. «توبه» مهم ترین و پرکاربردترین واژه ای است که در قرآن کریم گویای ضرورت بازسازی و دگرگونی انسان است. بر اساس آیات قرآن و سخنان پیشوایان دین، «توبه» دو کاربرد معنایی اساسی دارد: 1. توبه به معنای «روی آوری بنیادین به خدا (ایمان آوری)» که واژه هایی مانند «تَوَلّی» و «اِعراض» در برابر آن قرار می گیرد و در این صورت معادل «روی گردانی بنیادین از خدا» می شود؛ 2. توبه به معنای «روی آوری به خدا از خطا و گناه خاص» که در این صورت تعابیری مانند «اصرار بر گناه» در برابر آن قرار می گیرد. بر اساس کاربردهای معنایی توبه، دست کم چهار کارکرد روان شناختی را برای توبه می توان در نظر گرفت: 1. «ایجاد و ارتقاء معنای زندگی»، 2. «کاهش کشمکش ها و تعارضات روانی - معنوی»، 3. «افزایش سلامت روانی» و ۴. «ارتقاء رشد توحیدی». این کارکردها را می توان در الگویی سلسله مراتبی قرار داد، به گونه ای که کاهش کشمکش ها و تعارضات روانی - معنوی در سطح پایین، افزایش سلامت روانی و ایجاد و ارتقاء معنای زندگی در سطوح میانی و ارتقاء رشد توحیدی در بالاترین سطح این سلسله مراتب قرار گیرد.
طراحی و ارزیابی اثربخشی آموزش آموزه های دینی روان شناختی بر روابط سالم و مهارت های ارتباطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، به هدف شناسایی اثربخشی بسته آموزشی طراحی شده مبتنی بر آموزه های دینی – روان شناختی بر روابط سالم و مهارت های ارتباطی طراحی و اجرا گردید. جامعه آماری شامل زنان متأهل ساکن منطقه یازده و دوازده تهرانی است که حداقل، یک سال و حداکثر پانزده سال از زمان ازدواج آنان گذشته است. نمونه آماری، شامل 36 زن متأهل در منطقه 11 و 12 تهران است که با روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. از مقیاس مناسبات سالم و مقیاس مهارت های ارتباطی استفاده شد. ابتدا، از هر دو گروه پیش آزمون به عمل آمد، آنگاه، گروه آزمایش طی هفت جلسه دو ساعته، تحت آموزش بسته آموزشی طراحی شده قرار گرفت. پس از پایان آموزش، مجدداً از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. برای مقایسه نتایج از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج حاکی از این بود که آموزش بسته آموزشی بر روابط سالم و ابعاد روابط سالم و مهارت های ارتباطی، تأثیر مثبت دارد.
رابطه توکل به خدا و تحمل پریشانی با کیفیت زندگی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، به بررسی رابطه توکل به خدا و تحمل پریشانی، با کیفیت زندگی در بین دانشجویان دانشگاه پیام نور استان قم در سال 1394 می پردازد. روش پژوهش، از نوع توصیفی همبستگی و جامعه آماری، کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور بودند که 397 نفر از آنان به صورت خوشه ای تصادفی انتخاب شد. از پرسش نامه توکل به خدا، تحمل پریشانی و کیفیت زندگی استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که بین توکل به خدا و تحمل پریشانی با کیفیت زندگی رابطه مثبت وجود دارد. همچنین، توکل به خدا و تحمل پریشانی، تغییرات در نمره های کیفیت زندگی را پیش بینی کردند. با توجه به این یافته ها، می توان گفت: دو متغیر توکل به خدا و تحمل پریشانی در کیفیت زندگی دانشجویان سهم مهمی دارند.