فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۳۹۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش شناسایی میزان هوش سازمانی در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی بوده است. همچنین با توجه به مؤلفه هوش سازمانی، وضعیت هر یک از مؤلفه ها به تفکیک تعیین گردیده است. روش مورد استفاده از نوع توصیفی ـ پیمایشی و جامعه مورد مطالعه کارکنان سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی بودند. جامعه آماری 312 نفر از کارکنان با مدرک تحصیلی لیسانس و بالاتر را شامل می شود که با استفاده از فرمول کوکران نمونه ای به حجم 228 نفر از بین آنان انتخاب گردید. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته با 95 سؤال بود که روایی صوری و محتوایی آن تایید و پایایی آن 97/0 به دست آمد. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی شامل فراوانی، درصد و میانگین و آمار استنباطی شامل آزمون T یکسویه استفاده گردیده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که هوش سازمانی جامعه مورد مطالعه با میانگین تجربی 82/2 از میانگین نظری 3 پایین تر است. بالاترین میانگین به دست آمده مربوط به مؤلفه بینش راهبردی با 17/3 و کمترین مربوط به ساختار سازمانی و تغییرگرایی با 66/2 بوده است. با توجه به یافته های تحقیق راهکارهایی برای بهبود هوش سازمانی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ارائه شده است.
بررسی هوش هیجانی در دانشجویان دانشگاه اراک و رابطه آن با اضطراب رایانه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
اثر آموزش موسیقی بر توانایی های هوشی خردسالان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در این مطالعه، تاثیر آموزش موسیقی در افزایش توانایی های شناختی کودکان بررسی شده است.
روش: 30 کودک پنج و شش ساله که در ترم اول کلاسهای موسیقی کودک در آموزشگاههای موسیقی درجه یک و دو شهر تهران شرکت میکردند، با 30 کودک گروه گواه (از مهد کودک) مقایسه شدند. گروه گواه از نظر سن، جنس، میزان تحصیلات مادر و سطح درآمد خانواده با گروه آزمایشی همسان سازی شد. در ابتدا، همه کودکان تحت آزمون هوش استنفورد – بینه قرار گرفتند و سپس کودکان گروه آزمایشی به مدت سه ماه و هر هفته یک بار در کلاسهای موسیقی کودکان شرکت داده شدند. پس از سه ماه از همه کودکان پس آزمون گرفته شد.
یافته ها: تحلیل نتایج نشان داد که گروه آزمایشی از نظر میزان افزایش توانایی استدلال عمومی (که با معیار ضریب هوشی و با نمره کل آزمون هوش استنفورد - بینه سنجیده شد) با گروه گواه تفاوت معنی داری دارد. در ارزیابی خرده آزمونها نیز مشاهده شد که آموزش موسیقی سبب افزایش توانایی استدلال کلامی و تقویت حافظه کوتاه مدت کودکان گردیده است، ولی درمورد توانایی استدلال دیداری/ انتزاعی، با وجود افزایش میانگین نمرههای خام هر دو گروه در پس آزمون (نسبت به پیش آزمون)، در میزان تغییرات دو گروه تفاوت معنی داری دیده نشد.
نتیجه گیری: از این مطالعه میتوان نتیجه گرفت که آموزش موسیقی ممکن است در رشد برخی توانایی های شناختی کودکان موثر باشد.
رابطه ی بین هوش عاطفی و کارآیی در مدیریت
حوزههای تخصصی:
" بررسی رابطه مولفه های هوش هیجانی و عملکرد تحصیلی "(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
آیا نابغه ها باهوش هستند (نگاهی به مفهوم هوش هیجانی)
منبع:
گزارش آذر ۱۳۸۷ شماره ۲۰۳
حوزههای تخصصی:
تفکر همگرا و تفکر
حوزههای تخصصی:
مقایسه هوش سیال دانش آموزان دختر و پسر بر پایه دو نظریه کلاسیک و سوال- پاسخ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تفاوت جنسی در هوش یکی از مهمترین موضوعات روان شناسی معاصر به شمار می آید. برخی یافته ها نشانگر آن است که تفاوت جنسی در هوش وجود دارد و برخی دیگر معتقدند که بین دو جنس هیچ تفاوتی از لحاظ هوش کلی وجود ندارد. به اعتقاد بعضی مولفان، این تضاد را می توان از طریق هوش سیال، که هسته مرکزی رفتار هوشمندانه در نظر گرفته می شود، حل کرد. هدف این پژوهش مقایسه هوش سیال دانش آموزان دختر و پسر بر اساس دو نظریه سوال- پاسخ و کلاسیک اندازه گیری بود. یک نمونه 884 نفری از دانش آموزان (438 دختر، 446 پسر) سه پایه تحصیلی اول، دوم و سوم دبیرستان های تهران به مقیاس 3 فرم A هوش سیال کتل (CFIT) پاسخ دادند. ضریب همسانی درونی برای دختران و پسران به ترتیب برابر با 87/0 و 85/0 به دست آمد. نتایج مبتنی بر مدل کلاسیک نشان داد که دانش آموزان دختر نمره بیشتری در مقیاس به دست آوردند، اما بر پایه مدل صفت مکنون بین توانایی های دو گروه تنها در دو بخش ابتدایی و انتهایی تفاوت وجود داشت. نمره های دو گروه در دامنه صدک های 25 و 50 (متناظر با هوشبهرهای 92 و 100) دقیقا منطبق با هم به دست آمد. توانایی دختران در صدک های 25 و پایین تر کمتر و در دامنه صدک های 55 تا 85 بیشتر از توانایی پسران و توانایی پسران در صدک های 90 و بالاتر بیشتر از دختران بود. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که بین هوش سیال دانش آموزان دختر و پسر تفاوت وجود دارد، اما این تفاوت تنها در دو بخش ابتدایی و انتهایی توزیع نمره های توانایی معنادار است.
رابطه بین هوش هیجانی و نشاط ذهنی با خودکارآمدی دانشجویان دانشگاه پیام نور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی ارتباط بین هوش هیجانی و نشاط ذهنی با خودکارآمدی دانشجویان بوده است. این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی بود. به این منظور190 نفر (122دختر و 68 پسر) از دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه پیام نور لردگان با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای به عنوان شرکت کنندگان در پژوهش انتخاب شده اند و برای جمع آوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه های هوش هیجانی بار- آن، خودکارآمدی شوآرتزر و پرسشنامه نشاط ذهنی موقعیتی استفاده گردید. نتایج حاصل از محاسبه پایایی و روایی ابزارها، حاکی از پایایی و روایی قابل قبول آن ها بود. داده های بدست آمده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج این پژوهش، هوش هیجانی و نشاط ذهنی با خودکارآمدی رابطه مثبت و معناداری دارد 001/0P<. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که ترکیب خطی هوش هیجانی و نشاط ذهنی توان پیش بینی خودکارآمدی را دارد. هوش هیجانی و نشاط ذهنی به ترتیب 28 و 34 درصد از واریانس مشترک خودکارآمدی را پیش بینی می کنند.
رابطه ی بین هوش هیجانی و رضایت شغلی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بررسی ارتباط بین مؤلفه های یادگیری خود- نظم داده شده با هوش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"برای بررسی این موضوع که آیا بین مؤلفههای یادگیری خود-نظم داده شده و هوش ارتباطی وجود دارد یا خیر، 100 دانشآموز پسر و 96 دانشآموز دختر از مقطع راهنمایی و 65 دانشآموز پسر و 77 دانشآموز دختر از مقطع دبیرستان، در شهر تهران انتخاب شدند و به پرسشنامه""راهبردهای انگیزشی برای یادگیری و آزمون ماتریسهای پیشرونده ریون""پاسخ دادند.
در تحلیل عوامل مؤثر انجام شده بر روی مقیاس باورهای انگیزشی و راهبردهای یادگیری، عوامل اضطراب امتحان، خود-کارآمدی و ارزشگذاری درونی در بخش باورهای انگیزشی و عوامل خود-نظمدهی، راهبردهای شناختی سطح بالا و راهبردهای یادگیری شناختی سطح پایین، در بخش راهبردهای یادگیری استخراج شد.
"
هوش و تاثیر آن بر یادگیری
حوزههای تخصصی:
پیش بینی کیفیت زندگی روانی براساس طرحواره نقص/ شرم با میانجی گری خصیصه هوش هیجانی و راهبردهای مقابله با استرس با استفاده از مدل سازی معادله ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طرحواره های ناسازگار اولیه، یکی از عوامل مختل کننده کیفیت زندگی افراد است، اما مکانیسم این آسیب پذیری به خوبی شناخته نشده است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی خصیصه هوش هیجانی و راهبردهای مقابله با استرس به عنوان عوامل میانجی بین طرحواره ناسازگار اولیه نقص/ شرم و کیفیت زندگی روانی بود. بدین منظور 245 نفر از زنان و مردان ساکن شهر اصفهان با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه خصیصه هوش هیجانی پترایدز و فارنهام فرم کوتاه (TEIQue-SF)، پرسشنامه مقابله با شرایط استرس زا (CISS)، فرم کوتاه پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHOQOL-BREF) و فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ (YSQ-SF) را پر کردند. تحلیل داده ها نشان داد که مدل اولیه پژوهش به اصلاح نیاز دارد و تنها هوش هیجانی می تواند به عنوان میانجی عمل کند. ضریب مسیر استاندارد از طرحواره نقص به هوش هیجانی برابر 55/0- و از هوش هیجانی به مقابله مساله مدار، مقابله هیجان مدار و کیفیت زندگی روانی به ترتیب برابر 49/0، 59/0-، 78/0 بود (05/0 >p). نتایج به دست آمده دلالت بر این دارد که با آموزش هوش هیجانی می توان کیفیت زندگی روانی و راهبردهای مقابله با استرس افرادی را که دارای طرحواره نقص هستند، بهبود بخشید.
هوش هیجانی
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه هوش هیجانی و با وجدان بودن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطهی بین هوش هیجانی و با وجدان بودن بود. این پژوهش از حیث هدف، پژوهش کاربردی، از دیدگاه زمان گردآوری، از نوع پیمایشی و از نظر روش های جمع آوری داده ها و اطلاعات، از نوع میدانی است. پرسشنامه هوش هیجانی شات و پرسشنامه شخصیتی NEOPI - R بر روی 32 نفر از فرماندهان و تعداد 539 نفر از افراد تحت امر آنان که به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شده بودند، توزیع گردید. داده ها، توسط نرم افزار SPSS و به کمک روش های آماری همبستگی پیرسون و روش رگرسیون خطی تحلیل گردیدند. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان دادند که بین هوش هیجانی فرماندهان گروهان و با وجدان بودن آنان رابطه مثبت (317/0r =) وجود دارد که در سطح 05/0، این رابطه معنادار است.