فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴۱ تا ۹۶۰ مورد از کل ۲٬۰۵۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه: پژوهش های مختلفی تاثیر تمرین های مقاومتی بر قدرت عضلات افراد با فلج مغزی را بررسی کرده اند، درحالی که پژوهشی با برنامه تمرین های ترکیبی و کودکان با فلج مغزی انجام نشده است. هدف این پژوهش تاثیر 8هفته تمرین های مقاومتی و تعادلی بر قدرت اکستنسورهای دست برتر و استقامت تنه 3پسر با فلج مغزی بود.
روش: این پژوهش روی 3پسر با فلج مغزی با میانگین سنی 5/6سال (2نفر 7سال و یک نفر 6سال) انجام شد. در این پژوهش از روش پژوهشی موردی با طرح ای-بی-ای استفاده شد. در پژوهش حاضر، پس از موقعیت خط پایه، مداخله آغاز و طی 24جلسه مداخله انفرادی، تمرین های مقاومتی و تعادلی به آزمودنی ها ارایه شد و هر 3آزمودنی یک ماه پس از پایان مداخله به مدت 2هفته پی درپی تحت آزمون پیگیری قرار گرفتند. قدرت اکستنسورهای شانه و استقامت تنه به ترتیب توسط دینامومتر و آزمون استقامت تنه اندازه گیری شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که مطابق با تحلیل دیداری نمودار داده ها براساس شاخص های آمار توصیفی و تحلیل دیداری ، مداخله موردنظر برای اکستنسورهای دست برتر و استقامت تنه برای هر 3شرکت کننده موثر بود.
نتیجه گیری: انجام تمرین های مقاومتی و تعادلی می تواند باعث افزایش قدرت اکستنسورهای دست برتر و استقامت تنه افراد با فلج مغزی شود که احتمالا عامل اصلی افزایش قدرت عضلات کودکان با فلج مغزی می تواند به عوامل عصبی مرتبط باشد.
رابطه عزت نفس و تاب آوری با مؤلفه های خودپنداره بدنی دانش آموزان دارای ناتوانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:هدف این پژوهش بررسی رابطه عزت نفس و تاب آوری با مؤلفه های خودپنداره بدنی دانش آموزان دارای ناتوانی است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی و در زمره روش توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دارای ناتوانی شهرستان شیروان است که تعداد آن ها 35 نفر و نمونه طبق فرمول کوکران 30 نفر است. داده های این پژوهش توسط سه پرسش نامه استاندارد اسمیت (1967) با ضریب آلفای کرونباخ (88/0= α)، تاب آوری کانر- دیویدسون (2003) با ضریب آلفای کرونباخ (89/0= α) و خودپنداره بدنی مارش و همکاران (1994) با ضریب آلفای کرونباخ (872/0= α) جمع آوری شده است. یافته ها:پژوهش دارای سه فرضیه اصلی و 4 فرضیه فرعی بود که جهت آزمون فرضیه های تحقیق، از روش آماری رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که عزت نفس و تاب آوری نمی تواند خودپنداره بدنی دانش آموزان ناتوان را پیش بینی کند. فرضیه اصلی دوم پژوهش مبنی بر وجود رابطه بین عزت نفس و خودپنداره بدنی دانش آموزان ناتوان نیز مورد پذیرش قرار نگرفت. فرضیه اصلی سوم پژوهش مبنی بر وجود رابطه بین تاب آوری و خودپنداره بدنی دانش آموزان ناتوان مورد پذیرش قرار نگرفته و رد شد. فرضیه فرعی اول پژوهش مبنی بر وجود رابطه بین بُعد عمومی عزت نفس و خودپنداره بدنی دانش آموزان ناتوان رد شد. فرضیه فرعی دوم نشان داد بعد خانوادگی عزت نفس قادر به پیش بینی خودپنداره بدنی دانش آموزان ناتوان نیست. در مورد فرضیه فرعی سوم نتایج نشان داد، همبستگی بین خودپنداره و عزت نفس اجتماعی از نظر آماری معنادار نیست و در مورد فرضیه فرعی چهارم نیز نتایج نشان می دهد بُعد آموزشگاهی عزت نفس قادر به پیش بینی خوپنداره بدنی دانش آموزان ناتوان نیست. نتیجه گیری:نتیجه ای که از این تحقیق گرفته می شود این است که عزت نفس و تاب آوری نمی تواند خودپنداره بدنی دانش آموزان دارای ناتوانی را پیش بینی کند.
تاثیر آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد بر معناداری زندگی و خودافشایی هیجانی در مادران دارای فرزند کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد بر معناداری زندگی و خودافشایی هیجانی در مادران دارای فرزند کم توان ذهنی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی و طرح آن پیش-آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی در مدارس استثنایی شهر تبریز در سال تحصیلی 96-1395 بودند. از این جامعه تعداد 40 نفر از مادرانی که در پرسشنامه معناداری زندگی و خودافشایی هیجانی نمرات پایینی کسب کرده بودند به روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و گواه (20 نفر) قرار گرفتند. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بانفرنی تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد بر معناداری زندگی و خودافشایی هیجانی مادران تاثیر دارد و باعث افزایش معناداری زندگی و خودافشایی هیجانی در مادران دارای فرزند کم توان ذهنی می شود. نتایج این پژوهش علاوه بر مشخص کردن نقش آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد بر معناداری زندگی و خودافشایی هیجانی می تواند راهبردهای آموزشی، تربیتی و کاربردی ارزنده ای به خانواده ها، مسئولین و کارشناسان مسائل تربیتی ارائه نماید.
مقایسه میزان شیوع ناهنجای های ستون فقرات در دانش آموزا ن دختر 7-15 ساله کم توان ذهنی و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ستون فقرات به عنوان محور حرکتی بدن ممکن است به دلایل گوناگون در اعمال و فعالیت های مختلف دچار صدمه و ناهنجاری گردد.هدف این پژوهش، بررسی مقایسه میزان شیوع ناهنجای های ستون فقرات در دانش آموزان دختر 7-15 ساله کم توان ذهنی و عادی شهر اراک می باشد. روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی می باشد که در سال تحصیلی 91-92 بر روی دانش آموزان دختر استثنایی و عادی 15-7 سال شهر اراک صورت گرفت. تعداد 69 نفر به صورت تصادفی از مدارس استثنایی و عادی انتخاب شدند. به منظور ارزیابی ناهنجاری های بالاتنه از صقحه شطرنجی و آزمون نیویورک استفاده گردید.
اثربخشی برنامه بازی های زبان شناختی بر عملکرد خواندن دانش آموزان پسر با نارساخوانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه بازی های زبان شناختی بر عملکرد خواندن (سرعت، درک مطلب و دقت خواندن) دانش آموزان پسر با نارساخوانی سنین 8 تا 12 ساله، به روش آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. نمونه پژوهش شامل 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) و به روش نمونه گیری هدفمند از بین دانش آموزان سنین 8 تا 12 ساله، از مرکز اختلال یادگیری رودکی شیراز انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. به منظور جمع آوری داده ها از آزمون تشخیص خواندن شیرازی- نیلی پور، پیش و پس از اجرای مداخله آموزش برنامه بازی های زبان شناختی استفاده شد. در فاصله بین پیش آزمون و پس آزمون، افراد گروه آزمایش به مدت 16جلسه 45 دقیقه ای، در 8 هفته متوالی تحت آموزش برنامه بازی های زبان شناختی قرار گرفتند. برای تحلیل داده های پژوهش از روش آماری تحلیل کو واریانس چندمتغیره(MANCOVA) استفاده شد. نتایج حاکی از این بود که آموزش برنامه بازی های زبان شناختی به طور معناداری بر عملکرد خواندن (سرعت، درک مطلب و دقت خواندن) دانش آموزان پسر با نارساخوانی تأثیر دارد (0001/0>p). بنابراین می توان از برنامه بازی های زبان شناختی برای بهبود عملکرد خواندن (سرعت، درک مطلب و دقت خواندن) دانش آموزان با نارساخوانی استفاده کرد.
فراگیرسازی معکوس برای دانش آموزان با ناتوانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: یکی از راه های تحصیل در محیط با کمترین محدودیت برای دانش آموزان با ناتوانی شرکت در طرح آموزش فراگیر است و یکی از انواع روش های فراگیرسازی پاره وقت، روش فراگیرسازی معکوس است. روش فراگیرسازی معکوس به این صورت است که دانش آموزان عادی گاهی اوقات در کنار دانش آموزان با ناتوانی قرار می گیرند تا از طریق تعامل تحصیلی و غیرتحصیلی بین آن ها، به یکدیگر در درک وکنار آمدن با نیازهای همدیگر کمک کنند.
وضعیت دهی کودکان دارای فلج مغزی در مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: از آن جایی که کودکان دارای فلج مغزی نیمی از طول روز را در مدرسه سپری می کنند، بنابراین اتخاذ وضعیت های خاص می تواند در بهبود و پیشرفت جسمی آن ها تاثیرگذار باشد. این وضعیت ها افزون بر ایجاد بدشکلی های ظاهری منجر به کاهش ظرفیت تنفسی و ریوی این کودکان می شود و در پی آن مشکلات دیگری را نیز به همراه دارد.
اثربخشی آموزش مهارت های خودنظارتی توجه بر افزایش توجه در دانش آموزان با مشکلات خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: با وجود این که خواندن به عنوان یکی از عمده ترین روش های کسب معلومات و دانش و اساسی ترین ابزار یادگیری دانش آموزان است، واقعیت های موجود در جامعه نشان دهنده توانایی پایین دانش آموزان ایرانی در این مهارت است. هدف از این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش مهارت های خودنظارتی توجه بر افزایش توجه در دانش آموزان با مشکلات خواندن بود.
اثربخشی یکپارچگی حسی- حرکتی بر عملکرد تعادلی و خواندن کودکان نارساخوان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :نارساخوانی جزء اختلالات عصبی- رشدی با نقایصی در مهارت های شناختی و حرکتی است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی یکپارچگی حسی- حرکتی بر عملکرد تعادل و خواندن کودکان نارساخوان انجام شد. مواد و روش ها:این مطالعه در قالب یک طرح شبه آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون با گروه شاهد انجام گرفت. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، 32 دانش آموز مبتلا به اختلال خواندن مدارس شهر اراک انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند. گروه آزمایش 12 جلسه برنامه مداخله یکپارچگی حسی- حرکتی را دریافت نمودند. نمرات دانش آموزان با استفاده از آزمون عملکرد تعادلی Bruininks-Oseretsky (Bruininks-Oseretsky test of motor proficiency یا BOTMP) و آزمون خواندن کرمی نوری و مرادی، قبل و بعد از مداخله در هر دو گروه جمع آوری شد. داده ها با استفاده از آزمون ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها:یکپارچگی حسی- حرکتی به طور معنی داری موجب بهبود عملکرد افراد گروه آزمایش در متغیرهای عملکرد تعادلی و خواندن در مرحله پس آزمون شد (001/0 > P). نتیجه گیری:به نظر می رسد آموزش یکپارچگی حسی- حرکتی در بهبود عملکرد تعادل و خواندن کودکان نارساخوان مؤثر است. بنابراین، توجه به این یافته ها و ساز و کار اثربخشی این روش درمانی می تواند اثرات درمانی مفیدی در جهت کاهش مشکلات افراد مبتلا به نارساخوانی داشته باشد.
آثار دو نوع تمرین هوازی (طناب زنی و دویدن) بر عوامل آمادگی جسمانی کودکان پسر کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه ی آثار دو نوع تمرینات هوازی (طناب زنی و دویدن) بر عوامل آمادگی جسمانی دانش آموزان پسر کم توان ذهنی 12-10 سال بود.30 دانش آموز پسر کم توان ذهنی با میانگین سن 96/0±81/10 سال، قد 94/7±67/141 سانتی متر و وزن 16/5±22/36 کیلوگرم به روش خوشه ای تصادفی از مدرسه استثنایی ابتدایی انتخاب شدند و به طور تصادفی به سه گروه طناب زنی (10نفر)، دویدن (10نفر) و کنترل (10نفر) تقسیم شدند. اندازه گیری های اولیه شامل سنجش قد، وزن، ترکیب بدن، استقامت قلبی-تنفسی، استقامت عضلانی، انطاف پذیری و چابکی انجام شد. سپس، با توجه به گروه بندی، هرکدام از گروه های تمرینی به مدت 8 هفته تمرینات ویژه طناب زنی و دویدن را انجام دادند. فاکتورهای فوق الذکر آمادگی جسمانی مجدداً بعد از 8 هفته تمرین مورد سنجش قرار گرفت. نتایج بیانگر اثر مثبت یک دوره تمرینات طناب زنی و دویدن بر توان هوازی، ترکیب بدن، استقامت عضلانی، انعطاف پذیری و چابکی دانش آموزان پسر کم توان ذهنی 12-10 ساله بود، درحالی که بر توان بی هوازی دانش آموزان تأثیر معناداری نداشت (05/0< P)، همچنین، تفاوت معناداری بین آثار تمرین طناب زنی و دویدن بر عوامل آمادگی جسمانی وجود نداشت (05/0< P). بنا به نتایج بدست آمده به نظر می رسد به دلیل کمبود فضای ورزشی مناسب در خانه و مدرسه، طناب زنی می تواند به منظور افزایش آمادگی جسمانی وابسته به تندرستی در کودکان کم توان ذهنی جایگزین خوبی برای دویدن باشد و با رعایت ملاحظات عواید تندرستی را برای آنان به همراه داشته باشد.
اثربخشی برنامه سه تایی غنی سازی رنزولی برخلاقیت کودکان تیزهوش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی برنامه ی سه تایی غنی سازی رنزولی بر خلاقیت کودکان تیزهوش دبستانی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون– پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه ی آماری شامل تمامی دانش آموزان تیزهوش شهر اصفهان در سال تحصیلی 95-1394 بودند. به این منظور 76 نفر از دانش آموزان تیزهوش با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند (38 نفر گروه آزمایش و 38 نفر گروه گواه) و مادران آن ها به سؤالات پرسشنامه ی خلاقیت عابدی پاسخ دادند. شرکت کنندگان گروه آزمایش طی 12 جلسه دو ساعته به صورت گروهی آموزش برنامه ی سه تایی غنی سازی رنزولی را دریافت کردند؛ اما گروه گواه هیچ گونه آموزشی در این زمینه دریافت نکردند. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری تحلیل شد. نتایج نشان داد میانگین نمرات خلاقیت و خرده مقیاس های آن (ابتکار، سیالی، انعطاف پذیری و بسط) در گروه آزمایش به طور معناداری افزایش داشته است. بر اساس نتایج به دست آمده از این پژوهش می توان گفت که برنامه ی سه تایی غنی سازی رنزولی موجب افزایش خلاقیت در کودکان تیزهوش دبستانی شده است.
مقایسه خودتعیین گری و ابعاد آن در دانش آموزان با و بدون ناتوانی ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، مقایسه خودتعیینی و ابعاد آن در دانش آموزان با و بدون کم توانی ذهنی بود. روش پژوهش از نوع تحقیقات علی- مقایسه ای است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه ی دانش آموزان با و بدون کم توانی ذهنی در سنین 14 سال و بالاتراند که در سال تحصیلی 92- 91 در مدارس شیراز مشغول به تحصیل هستند. نمونه پژوهش حاضر مشتمل بر120 دانش آموز دختر و پسر (60 دانش آموز با کم توانی ذهنی و 60 دانش آموز بدون کم توانی ذهنی) سنین 14 سال و بالاتر بودند که به روش هدفمند از مدارس مربوط به دانش آموزان با و بدون کم توانی ذهنی انتخاب شدند. در این پژوهش خودتعیینی و ابعاد آن توسط مقیاس خودگزارش خودتعیینی گومز - ولا و همکاران (2012) مورد ارزیابی قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش آماری تحلیل واریانس دو طرفه و تحلیل واریانس طرح های تکراری استفاده شد. نتایج نشان داد که دانش آموزان با کم توانی ذهنی نسبت به دانش آموزان بدون کم توانی ذهنی در خودتعیینی و ابعاد آن نمره پایین تری به دست آوردند. در این پژوهش تفاوت معنی داری بر اساس جنسیت در نمره کل خودتعیینی و ابعاد استقلال رفتاری و توانمندسازی روانشناختی مشاهده نشد و تنها در بعد تحقق خود بود که بین دختران و پسران تفاوت معنی دار مشاهده شد. از دیگر نتایج پژوهش که در بین ابعاد مختلف خودتعیینی در میان دو گروه دانش آموزان با و بدون کم توانی ذهنی، بالاترین رتبه به توانمندسازی روانشناختی و کمترین رتبه به استقلال رفتاری تعلق گرفت. همچنین با توجه به سطح تحصیلات والدین بین دو گروه دانش آموزان با و بدون کم توانی ذهنی در نمره کل خودتعیینی و ابعاد آن تفاوت معنی داری وجود دارد.
مقایسه راهبردهای تنظیم هیجان، اجتناب شناختی و خود تنظیمی عاطفی در دانش آموزان با و بدون آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:هدف از این پژوهش مقایسه راهبردهای تنظیم هیجان، اجتناب شناختی و خود تنظیمی عاطفی در دانش آموزان با و بدون آسیب بینایی بود. روش پژوهش:روش پژوهش حاضر زمینه یابی از نوع علی مقایسه ای است. جامعه این پژوهش عبارت بود از تمامی دانش آموزان نابینا به حجم 30 نفر و دانش آموزان بینا مقطع راهنمایی شهر اهواز که در سال تحصیلی 94- 93 مشغول به تحصیل بودند. از میان جامعه آماری به دلیل حجم کم دانش آموزان نابینا همان30 نفر به روش نمونه گیری سرشماری و 30 دانش آموز بینا به روش نمونه گیری خوشه ای از مناطق 1 و 3 شهر اهواز انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه تنظیم هیجان (گارنفسکی)، مقیاس اجتناب شناختی( سکستون و دوگاس) و مقیاس خود تنظیمی عاطفی ( مارس ) استفاده شده است. داده های بدست آمده از طریق تحلیل واریانس چند متغیری( MANOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل فرضیه های پژوهش نشان دادند که دانش آموزان نابینا در راهبردهای تنظیم هیجان، اجتناب شناختی و خود تنظیمی عاطفی با همتایان بینای خود تفاوت معناداری دارند، بدین معنا که پائین تر از دانش آموزان عادی بودند ( p<0/05). نتیجه گیری:با توجه به نتایجی که از این پژوهش حاصل شد، پیشنهاد می گردد مدارسی که دارای دانش آموزان نابینا هستند ضمن شناسایی و تشخیص توانایی های هیجانی در دانش آموزان نابینا آموزش های جهت بهبود توانایی های شناختی و تنظیم عواطف آنان در محیط های گوناگون ارائه کنند.
تنبلی گوش کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: تنبلی گوش زیرگروه تازه ای از اختلال پردازش شنوایی است که با پردازش شنوایی غیرقرینه در گوش ها مشخص می شود. تنبلی گوش ممکن است موجب مشکلات درک گفتار، مشکلات خواندن، کاستی در پردازش اطلاعات و بی توجهی شود. ممکن است این مشکلات به اشتباه به اختلال کم توجهی-بیش فعالی، ناتوانایی ویژه در یادگیری، افسردگی، اختلال های اضطرابی یا اختلال های ارتباطی نسبت داده شوند. متاسفانه در آزمون های مرسوم شنوایی، 2گوش وارد رقابت نمی شوند و این آزمون ها نمی توانند غیرقرینگی را کشف کنند. بنابراین لازم است دانش آموزانی که در آزمون های مرسوم شنوایی عملکرد هنجاری دارند و این مشکلات را نشان می دهند، تحت ارزیابی تنبلی گوش قرار گیرند.
نتیجه گیری: تنبلی گوش در افراد دچار کم شنوایی غیرقرینه در خلال دوره های بحرانی رشد شنوایی موجب مشکلات دیرپای شنوایی می شود. برای درک بالینی بهتر این پدیده به تازگی شرح داده شده و آگاهی از تصمیمات درمانی و مدیریت زودهنگام کم شنوایی غیرقرینه به پژوهش های بیشتری نیاز است.
تأثیرآموزش ترکیبی بربازده های یادگیری در قرآن باتوجه به اثرات تعدیلی رویکردهای یادگیری در دانش آموزان دبیرستانی مدارس استعدادهای درخشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان تأثیر آموزش ترکیبی بر بازده های یادگیری(دانش، مهارت و نگرش) در درس قرآن با توجه به اثرات تعدیلی رویکردهای یادگیری(سطحی و عمقی) در دانش آموزان دبیرستانی مدارس استعدادهای درخشان شهر تهران انجام شده است. این پژوهش از نوع پژوهش های نیمه تجربی و از طرحهای عاملی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بوده است.جامعه آماری مورد بررسی 1200نفراز دانش آموزان پسرپایه اول دبیرستان بودند که 120 دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. آموزش ترکیبی به مدت 12 هفته روی گروه آزمایش اجراشد. در این پژوهش از آزمون ریون، پرسشنامه فرآیند مطالعه بیگز و همکاران (2001) و پرسشنامه های معلم ساخته پیشرفت تحصیلی درس قرآن و سنجش نگرش نسبت به آن استفاده شده است. برای تحلیل داده های پژوهش روشهای آمار توصیفی(میانگین، انحراف استاندارد) و استنباطی (روش تحلیل کواریانس چند متغیره) به کار رفته است. نتایج نشان می دهد که میان میانگین پس آزمون بازده های یادگیری در تعامل با رویکرد یادگیری بعد از حذف اثر پیش آزمون تفاوتی معنادار وجود دارد، به این معنا که آموزش ترکیبی در تعامل با رویکردهای یادگیری، بازده های یادگیری دانش آموزان درگروه آزمایش را با رویکرد عمیق بهبود می بخشد. باتوجه به یافته های این پژوهش و مرور مبانی نظری و تجربی حوزه آموزش ترکیبی می توان نتیجه گرفت که کاربست این شیوه می تواند بر رشد بازده های یادگیری دانش، مهارت و نگرش دانش آموزان باتوجه به رویکردهای آن نسبت به شیوه های آموزش سنتی تأثیرگذار باشد.
پیش بینی قضاوت اخلاقی در دانش آموزان دختر مدارس ابتدایی عادی و تیزهوش بر اساس ارزش های شخصی - خانوادگی و خودپنداره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر برای پیش بینی قضاوت اخلاقی دانش آموزان دختر مدارس ابتدایی عادی و تیزهوش بر اساس ارزش های شخصی - خانوادگی و خودپنداره انجام شد. روش پژوهش همبستگی است. 50 دانش آموز از مدارس ابتدایی عادی به روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای و 50 دانش آموز از مدارس ابتدایی تیزهوش به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های ارزش های شخصی - خانوادگی، خودپنداره و قضاوت اخلاقی، جمع آوری و با ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و zفیشر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که ارزش های شخصی - خانوادگی و خودپنداره، قضاوت اخلاقی دانش آموزان مدارس تیزهوش و ارزش های مذهبی، مردمی، اقتصادی و دانش می توانند قضاوت اخلاقی دانش آموزان تیزهوش را به طور معناداری پیش بینی کنند (01/0>P). ارزش های شخصی - خانوادگی و خودپنداره نمی توانند قضاوت اخلاقی دانش آموزان مدارس عادی را به طور معناداری پیش بینی کنند. همچنین نتایج نشان داد که همبستگی ارزش های شخصی - خانوادگی و خودپنداره با قضاوت اخلاقی بین دانش آموزان مدارس تیزهوش و عادی متفاوت است. نتایج، شواهدی را پیشنهاد می کند که ارزش های شخصی - خانوادگی در قضاوت اخلاقی دانش آموزان تیزهوش تأثیر دارند. بنابراین برای تغییر و اصلاح قضاوت اخلاقی و بهبود فرایند تحوّل استدلال اخلاقی در دانش آموزان 12 تا 13 سال، لازم است به کارآمدسازی عملکرد خانواده به ویژه ارزش ها توجّه شود.
تاثیر آموزش برنامه ی سال های باورنکردنی بر مهارت های اجتماعی دانش آموزان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی برنامه ی سال های باورنکردنی بر مهارت های اجتماعی کودکان با کم توانی ذهنی خفیف انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه ی دانش آموزان 11-6 سال با کم توانی ذهنی را شامل می شد که در سال تحصیلی 96-95 در مدارس استثنایی شهرستان خمینی شهرمشغول به تحصیل بودند. از جامعه ی مذکور، با روش تصادفی ساده 30 کودک همراه با والدین آن ها به عنوان نمونه انتخاب شدند و در دو گروه 15 نفره آزمایش و گواه قرار گرفتند. سپس والدین گروه آزمایش به مدت 12 جلسه و هر هفته 1 جلسه تحت آموزش برنامه ی سال های باورنکردنی (وبستراستراتون، 2011) قرار گرفت. در این زمان، گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مقیاس مهارت های اجتماعی (گرشام و الیوت، 1994) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده از پژوهش، از آزمون آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده گردید. نتایج نشان داد که تأثیر برنامه ی سال های باورنکردنی بر مهارت های اجتماعی و مؤلفه های آن در زمینه های قاطعیت، خویشتن داری و همکاری در سطح 0.05= α معنی دار است. بنابر نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت با فراهم آوردن فرصتی برای آموزش والدین از برنامه ی سال های باورنکردنی به منظور افزایش مهارت های اجتماعی کودکان کم توان ذهنی خفیف استفاده نمود.
اثربخشی برنامه چندبعدی رسد بر مهارت های سه گانه رمزگشایی، سیالی و درک مطلب کودکان نارسا خوان ابتدایی شهرستان بهبهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر برنامه چندبعدی رسد بر مهارت های سه گانه خواندن (رمزگشایی، سیالی،درک مطلب) دانش آموزان نارساخوان پایه ی اول و دوم ابتدایی انجام گرفت. روش کار: جامعه ی آماری این پژوهش بالینی پژوهش شامل دانش آموزان نارساخوان دختر و پسری بودند که به مرکز اختلالات شهرستان بهبهان معرفی شده بودند. از بین این دانش آموزان ابتدا دانش آموزان پایه ی اول و دوم جدا شدند. سپس از بین آن ها 30 نفر به طور تصادفی انتخاب شدند که به دو گروه آزمون و شاهد تقسیم شدند. برای گروه آزمون برنامه ترمیمی چندبعدی رسد طی 21 جلسه یک ساعته انجام گرفت و گروه شاهد هیچ مداخله ای دریافت نکرد. برای گردآوری داده ها از آزمون هوش وکسلر و آزمون تشخیصی خواندن (جدول سمن) و برنامه چندبعدی رسد استفاده و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS و آزمون آماری کوواریانس تک متغیری و چند متغیری انجام شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که میانگین نمره های خواندن، رمزگشایی، سیالی و درک مطلب پس آزمون گروه آزمون با پیش آزمون، تفاوت معناداری دارد (001/0=P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که برنامه چندبعدی رسد موجب بهبود عملکرد خواندن دانش آموزان نارساخوان گردید.
مقایسه احساس تنهایی در افراد با آسیب شنوایی، آسیب بینایی و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه احساس تنهایی در افراد با آسیب شنوایی، آسیب بینایی و عادی انجام شد. جامعه آماری شامل افراد 13 تا 22 ساله ی با آسیب شنوایی، آسیب بینایی و عادی شهر شیراز بودند که از بین آن ها نمونه ای به حجم 116 نفر (32 فرد با آسیب بینایی، 21 فرد با آسیب شنوایی و 63 فرد عادی) انتخاب شد. گروه های با آسیب شنوایی و بینایی با روش نمونه گیری در دسترس و گروه عادی با روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. از مقیاس احساس تنهایی برای سنجش احساس تنهایی استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک راهه و تحلیل واریانس چندمتغیره تحلیل شد. نتایج نشان داد که احساس تنهایی در گروه های با آسیب شنوایی و آسیب بینایی به طور معنی داری بیشتر از گروه عادی است. افزون بر این، نتایج نشان داد که احساس تنهایی افراد با آسیب شنوایی و بینایی در خرده مقیاس های تنهاییِ ناشی از ارتباط با خانواده و نشانه های عاطفی تنهایی به طور معنی داری بالاتر از گروه عادی است. بین سه گروه در خرده مقیاس تنهاییِ ناشی از ارتباط با دوستان تفاوت معنی داری مشاهده نشد. با توجه به بالاتر بودن میزان احساس تنهایی در افراد با آسیب های حسی می توان بیان کرد که طراحی و اجرای برنامه های کاهش احساس تنهایی جهت ارتقای سلامت روان شناختی در این افراد ضروری است.
اثربخشی چندرسانه ای آموزشی مطالعات اجتماعی بر پیشرفت تحصیلی و رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان کم توان ذهنی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف بررسی اثربخشی چندرسانه ای آموزشی مطالعات اجتماعی، بر پیشرفت تحصیلی و رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان دختر کم توان ذهنی آموزش پذیر پایه پنجم ابتدایی شهر اراک در سال 1393 صورت گرفت. روش پژوهش از نوع شبه تجربی دارای پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر کم توان ذهنی آموزش پذیر پایه پنجم ابتدایی شهر اراک بود. نمونه آماری شامل 20 نفر از دانش آموزان دختر کم توان ذهنی آموزش پذیر آموزشگاه استثنایی مهندس امیر ابراهیمی فخار شهر اراک بود که به صورت تصادفی در دو گروه 10 نفره آزمایش وگواه تقسیم بندی شد. ابزارهای این پژوهش شامل چندرسانه ای آموزشی مطالعات اجتماعی، پرسش نامه مهارت های اجتماعی و آزمون پیشرفت تحصیلی بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل آزمون tمستقل و وابسته و به کمک نرم افزار SPSSمورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. یافته ها نشان داد که آموزش از طریق چندرسانه ای آموزشی تولید شده در درس مطالعات اجتماعی بر پیشرفت تحصیلی و رشد مهارت های اجتماعی آزمودنی های گروه آزمایش به طور معنی داری تأثیر داشت. لذا توصیه می شود از چندرسانه ای آموزشی تولید شده در کنار آموزش سنتی جهت پیشرفت تحصیلی و رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان کم توان ذهنی استفاده کرد.