فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۹۲۱ تا ۴٬۹۴۰ مورد از کل ۷٬۳۹۵ مورد.
زیبایی شناسی تطبیقی
شواهد معرفت شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه مفید ۱۳۸۲ شماره ۳۶
حوزههای تخصصی:
کواین حوزه پیش بینى و آزمون را براى تحقیق برمىگزیند. در بحث شواهد (Evidence) مىگوید: که تشکیل نظامهاى نظرى از تحریک حواس شروع مىشود که آن، جملات مشاهدهاى (observation sentences) را به ما القا مىکند. از آنها گزارهاى مطلقه مشاهدهاى (observation categoricals) استنتاج مىشود. آزمون بر اساس این گزارههاست.
او مىگوید که معتقد به یقین علمى دکارتى (Cartesian sceintific certainty) نیست، و بعد به نظریه معرفتشناسى با قرائت طبیعى (naturalized epistemology) خودش به عنوان راه جایگزین اشارهاى مىکند.
کواین ، نقصی بر گسست هزاره ها
حوزههای تخصصی:
کواین یکی از بزرگ ترین فیلسوفان معاصر آمریکاست. پارادوکس جالب تفکر کواین در این نکته خود را می نمایاند: او فیلسوفی تحلیلی است که بنیادی ترین باور فلسفه تحلیلی یعنی تمایز میان گزاره تحلیلی و گزاره ترکیبی را انکار می کند. این مقاله در برگیرنده شرحی از استدلال های کواین برای رد این تمایز و شماری از نقدهایی است که متوجه او شده است. در این مقاله سعی شده است که ارتباط وثیق میان مفاهیم تمایز تحلیلی/ترکیبی، اصل تحقیق پذیری، مساله بازسازی منطقی جهان، مساله زبان های ساختگی، کل گرایی، تعیین ناقص نظریه و تز دوئم - کواین توضیح داده شود. به عبارتی دیگر همه این مفاهیم همچون یک کل واحد ارائه شده است. بدیهی است این نگرش، همگام با دیدگاه کل گرایانه خود کواین است.
ارسطو و مساله جوهر
بررسی مراقبت های شبانی در پاسخ به مسأله عاطفی شر
حوزههای تخصصی:
مسأله عاطفی شر، مسأله ای است که برای کسی که در حال رنج کشیدن است رخ می دهد و به هیچ عنوان مساله ای فلسفی یا منطقی نیست، بلکه مسأله ای از نوع دینی، شخصی و عاطفی می باشد. در حقیقت این مسأله زمانی دامنگیر انسانِ خداباور می شود که با بروز شری که او را بی پناه و سرگشته ساخته است، احساس رهاشدگی و تنهایی می کند و نسبت به اطاعت از خدای خویش سست می شود؛ انسان در این حالت تشنه انکشاف عشق الاهی، حضور فعال، نوازش، توجه و مراقبت خدا است. دنبال راهی است که رابطه خود را با خدا بهبود بخشد و عشق و اعتماد آسیب دیده خود را به خدا اصلاح و ترمیم کند. مراقبت های شبانی از جمله پاسخ هایی است که مسیحیت در مواجهه با مساله عاطفی شر ارائه نموده است. این پاسخ ها برآمده از الاهیاتی است که رسالت واسطه گری در ابراز عشق و مراقبتِ الاهی به همه نیازمندان مراقبت را بر دوش دارد. در این راستا روش هایی برای ایجاد ارتباط با فرد رنج دیده ارائه می گردد و به کشیشان می آموزد چگونه با رنج دیده همدردی کنند و بدین ترتیب بتوانند از سنگینی رنج وی بکاهند.
لویناس و سوبژکتیویته اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لویناس ریشه های خلأ عظیم اخلاقی عالم تجدد را در سیطره هستی شناسی غربی می جوید و نشان می دهد که آن چگونه همه چیز را یا با منحل کردن در رابطه ادراکی سوژه و ابژه تحت یک «کلیت» فراگیر قرار می دهد و یا، در صورت مقاومت، از اساس سرکوب و محو می سازد. نوشته ای که در پی می آید می کوشد تا: 1. نشان دهد که چرا لویناس در جهت عبور از سلطه هستی شناسی، بر خلاف فیلسوفانی چون هیدگر، فوکو و اشتراوس، به دفاع از سوبژکتیویته می پردازد؛ و 2. در این مسیر، بعضی از امکاناتی را ملاحظه و بررسی کند که تأملات لویناس در سوبژکتیویته می تواند برای تفکر و عبور از خلأ اخلاقی عالم معاصر فراهم آورد.
بررسی انتقادی اخلاق در نظر فردریش نیچه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
تعارض علم و دین! در خلقت آدم (1)
منبع:
نامه مفید ۱۳۷۶ شماره ۹
حوزههای تخصصی:
زمان (2)
معضلات مردن - انتظار کشیدن در «حدهای حقیقت»
حوزههای تخصصی:
نقد جماعت گرایی بر لیبرالیسم و ارزیابیِ آن از منظرِ ریچارد رورتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مکتب جماعت گرایی یکی از منتقدان اصلی نظریه اخلاقی سیاسیِ لیبرالیسم به شمار می آید. طبق نظر بنیان گذاران این مکتب، لیبرالیسم تصویری از هویتِ انسان را پیش فرض می گیرد که حق پیوندهای جمعی در آن ادا نمی شود. لیبرالیسم با تأکیدِ نادرست بر اولویتِ عدالت از منظری فردگرایانه، تکالیفِ دگرخواهانه و تعهداتِ جمعیِ به ارث رسیده از سنت و تاریخ را، که نقشی قوام بخش در هویتِ فرد ایفا می کنند، نادیده می گیرد و به غلبه شخصیت هایی میان مایه، خودخواه، و بیگانه با ارزش های جمعی دامن می زند. در این مقاله می کوشم این انتقادها را به اختصار شرح دهم و سپس از منظرِ یکی از مدافعانِ لیبرالیسم، یعنی ریچارد رورتی، آن ها را پاسخ دهم. رورتی این سخنِ جماعت گرایان را می پذیرد که اجتماع نقشی قوام بخش در شکل گیریِ هویتِ فرد ایفا می کند، اما نقدهای آنان را بر قطبِ پراگماتیستیِ لیبرالیسمِ معاصر وارد نمی داند و می کوشد نشان دهد لیبرالیسمِ سیاسی سده بیستم، که بهترین صورت بندیِ خود را در آثارِ جان دیویی و جان رالز پیدا می کند، به دلیلِ سازگاری با تاریخ گرایی و قوم مداری، برخلافِ لیبرالیسمِ فلسفیِ فیلسوفانِ روشنگری، از انتقادهای جماعت گرایان مصون است.