مقاله حاضربه منظوربررسی ومقایسه ی لیلی ومجنون نظامی وفراق نامه ی سلمان ساوجی ، به شیوه ی کتابخانه ای نوشته شده است ویافته های پژوهش به شکل توصیفی وتحلیلی ارائه شده است.
لیلی ومجنون نظامی،بی شک، یکی ازشاهکارهای غنایی ادب ایران وجهان است. چنین اثرژرفی درکنار التذاذ هنری حاصل ازآن،توانایی آن راداردکه همواره مورد بازاندیشی وتامل قرارگیردتا بدین وسیله بتوان باژرف اندیشی وغوردرساختمان، محتوای درونی وسایر توان های ساختاری نهفته درآن ، موارد ارزشمندی رایافت.
هدف ازتدوین این مقاله آن است که داستان « لیلی ومجنون »نظامی و« فراق نامه ی» سلمان ساوجی از نظر محتوایی باهم مقایسه شود؛ازآن جایی که سلمان ساوجی ازمقلدان نظامی محسوب می شودمقاله تلاش داردتا تاثیرات نظامی برفراق نامه راتبیین نماید.به همین دلیل محورکلی این مقاله بررسی امکانات ساختاری نهفته دراین دواثراست.
مشهور است که اولین اشعار عرفانی فارسی باید متعلق به قبل از سده پنجم هجری باشد. این نکته را می توان از اخبار و نشانه های موجود در متون کهن پیگیری کرد، هر چند اصل این اشعار عرفانی در کتاب ها ثبت نشده است. از شاعران شاخص دوران سامانی و غزنوی که سهمی ویژه در رواج این مفاهیم در شعر داشته، ابوسعید ابوالخیر (440-357 ﻫ .ق.) است که در نسخ متأخر ابیاتی از اشعار عرفانی منسوب به او آمده است و با تحلیل آن ها می توان از چگونگی و محدوده زمانی رواج برخی مفاهیم شیعی در رباعیات فارسی، سیری ارائه کرد. در این مقاله سعی شده تا با تحلیل این گونه رباعیات منسوب به ابو سعید، چگونگی ورود مفاهیم شیعی به عرصه عرفانی نیز مشخص شود.