این مقاله اشاره به تفاوت ممدوحین سعدی دارد که در نتیجه به تفاوت مدایح منجر میشود. نویسنده اعتقاد دارد چنانچه ممدوح سعدی فردی خردمند و فرزانه باشد، مدایح لحنی صمیمانه و حتی عاشقانه مییابد و ممدوح در جایگاه معشوق مینشیند و چنانچه ستایش شونده از کسانی باشد که نابهجا به قدرت رسیده باشد، مدح سعدی تفاوتی آشکار مییابد و در پارهای موارد، با بیانی تند و پرخاش گونه، ممدوح را از پیامد شوم ستمگری و مردمآزاری هشدار میدهد و یا به دادگری و رعیتپروری فرا میخواند. نویسنده در این مقاله به عنوان نمونه قصایدی که سعدی در ستایش دوتن از ممدوحان خود یعنی عطاملک جوینی و امیرانکیانو سروده، انتخاب نموده و از دریچه ساختار بیرونی، جنبههای زبانی و لحن بیان مورد بررسی قرار داده و در پایان مدح سعدی برای انکیانو را بیشتر ذم شبیه به مدح نامیده است.
هدف پژوهش حاضر مقایسه تاثیر داستان های فکری فیلیپ کم وداستان های فکری مرتضی خسرونژاد بر رشد خلاقیت کودکان پسر دوره آمادگی شهرتهران است.بدین منظور از نمونه ای متشکل از39 کودک دوره آمادگی در شهر تهران که به صورت تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند،استفاده گردید.ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل آزمون خلاقیت تورنس(فرم تصویری ب)بود.نتایج تحلیل کوواریانس وآزمون تعقیبی توکی نشان دادکه بین گروه کودکانی که به روش داستان های فکری فیلیپ کم و گروهی که به روش داستان های فکری مرتضی خسرو نژاد آموزش دیده اندبا گروه کنترل تفاوت معنی دار وجود دارد(f=32/63, pواژگان کلیدی: پیش دبستانی ، خلاقیت، فلسفه برای کودکان
یکی از معماهای ناگشوده مثنوی معنوی، بحث تمامی یا ناتمامی آن در دوره زندگی مولوی است. عده ای بر این باورند که کهولت سن، بیماری و درگذشت مولوی موجب شد تا مثنوی، به ویژه آخرین قصه آن، ذات الصور ناتمام باقی بماند. برخی نیز معتقدند که مولوی سال ها پیش از آنکه از دنیا برود، مثنوی را به پایان رسانده بود و هیچ بحثی را ناتمام باقی نگذاشت. مقاله حاضر بر آن است تا با ذکر شواهد تاریخی محکم و واکاوی حوزه اندیشگی مولوی و نیز به مدد مثنوی، این مسئله را بررسی کند. نتایج این پژوهش- که به روش کتابخانه ای و تحلیل محتوا انجام شده است- نشان می دهد که اتمام مثنوی، نه تنها در زمان حیات مولوی صورت گرفته است، بلکه شخص وی برکتابت و نسخت آن نظارت داشته و نیز قصه ذات الصور در آن ناتمام نمانده است. این داستان درواقع، سرگذشت سلوک عارفانه سالکان و معرفت جویانی است که ماجرای عشقشان با معشوق، نه آغازی دارد و نه فرجامی.