راهنمای تئوریک این نوشتار نظریه میدان تولید ادبی پییر بوردیو است. در پرتو این نظریه، سوالات پژوهشی ناظر بر ساختار زیرمیدان تولید شعر در ایران تدوین میشوند، به گونه ای که جهت گیری همه این پرسش ها به ساختار تقاطعی این زیرمیدان معطوف است. آغازگاه مقاله با مرور بسیار مختصر نظریه بوردیو همراه است که بازنمود کامل آن را در خلال نوشتار میشود جست. به هر حال، سعی شده است ساختار دوقطبی تولید شعر پیش از هر چیز در قامت نهادها و موسساتی نظیر انجمن ها و مجلات ادبی نشان داده شود. مجله ادبی دانشکده در تهران، ارگان محافظهکاران ادبی بزرگی همچون ملک الشعرای بهار، تجسم قطب وابسته است و مجله ادبی تجدد در تبریز با پیشاهنگی تقی رفعت، ارگان نوآوران ادبی، تجلی قطب مستقل در حوزه شعر است. منازعه شعر کهنه و نو در قالب رویارویی این دو ارگان قابل پیگیری است. فراز فرجامین به مطالعه موردی نخستین شاعر نوپرداز ایران اختصاص دارد که با بررسی مسیر زندگی او در این زیرمیدان سعی شده است که هومولوژی ساختاری آن با میدان قدرت نشان داده شود.
قهرمانان با تصاویری که از آنان ارائه می شود به قهرمان بدل می شوند. در این پژوهش، با رویکردی بینارشته ای و با توجه به نظریه های پسااستعماری، تصاویری را که در رسانه های واژگانی و تصویریِ قرن بیستم از قهرمان/ سرباز انگلیسی در شرق ارائه شده است، بررسی می کنیم. تامس ادوارد لارِنس در فیلم لارنس عربستان به کارگردانی دیوید لین به یک شوالیه قهرمان تبدیل می شود؛ اما شوالیه ای از جنس دن کیشوت. این قهرمان با قهرمان های روزگار ملکه ویکتوریا متفاوت است. اگر در تصاویر ارائه شده از قهرمان/ سربازهای انگلیسی در ادبیات و رسانه های روزگار ملکه ویکتوریا هرگونه اشتراک و شباهت بین خود و دیگری انکار می شود، در تصاویری که در قرن بیستم از لارنس ارائه می شود، تعاملی دوسویه و پیچیده بین فرودست و بالادست به چشم می خورد: لارنس، در عین حفظ تفاوت ها، از نیرو و سرزندگی اعراب الهام می گیرد و تا حدودی با آنان درمی آمیزد. روند رشد شخصیت قهرمان/ سرباز در این پژوهش بررسی خواهد شد.