فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۴۰۱ تا ۸٬۴۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
علل ابهام مکان در شاهنامه ی فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حماسه های بزرگ همواره دارای ساختار محتوایی، بیانی و زبانی خاصی هستند که گویای وجوه مشترک این آثار است. از آن جا که زمان و مکان در آثار حماسی و روایت های گوناگون آن ها در نسل های مختلف تا زمان تکوین نهایی این قسم از آثار دست خوش تغییرات مختلف می گردد ، رفته رفته زمان و مکان هویت آشکار و عینی خود را از دست می دهد و از این رو در حماسه های بزرگ با ابهام در زمان و مکان روبرو می شویم . در شاهنامه فردوسی نیز که یکی از شاهکا ر های مسلّم در ادبیات حماسی جهان است، چنین جنبه ای کاملاً آشکار است و حماسه پژوهان و شاهنامه-شناسان همواره بر وجود ابهام مکان همراه با ابهام زمان در این اثر سترگ استاد توس تأکید ورزیده اند؛ ولی هرگز به علل این ابهام که محصول روایات مختلف شفاهی و نقل سینه به سینه آن هاست، توجهی نداشته اند.این مقاله با بررسی همه جانبه ی علل ابهام مکان در شاهنامه و شواهد تاریخی و جغرافیایی و آن چه از شاهنامه دریافت می شود، کوشیده است تا نکته های تازه و بی پیشینهای را در این زمینه مطرح و افق های روشنی را در این موضوع بگشاید.
تحلیل میتوس های روایی لشکرکشی کیکاوس به مازندران در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت های شاهنامه به ویژه در قسمت پهلوانی دارای ساختاری مشابه است که از اصلی اسطوره ای در شیوه ی روایت پیروی می کند. شخصیت ها، کنش ها و ترتیب وقایع در این روایات به طور فراوانی همساز و همگام با بخش های روایت آن ها است. در این مقاله کوشش شد خوانشی نو با تکیه بر کهن الگوها و نمادهای نظریّه ی یونگ و تلفیق آن با نظرِ نورتروپ فرای درباره ی میتوس های شکل دهنده ی اثر ادبی، در بافت روایت منظومِ ""حمله ی کیکاوس به مازندران"" در شاهنامه ی فردوسی ارائه شود. به همین سبب نمادهای اسطوره ای این حکایت بررسی و مفاهیم آن به استناد بیان شد، سپس نقش این نمادها در پیرفتِ بخش های مختلف حکایت در ارتباط با میتوس های فرای بیان شد. در پایان روشن شد روایت مذکور داری سه بخش ساختاری است که بیانگرِ میتوس های تابستان، زمستان و بهار در نظریه ی نورتروپ فرای است و نمادها و کهن الگوهای هر بخش در خدمت ساختار میتوس همان بخش هستند. چنین رویکردی در دیگر روایت های شاهنامه هم چون حمله ی کیکاوس به هاماوران هم به روشنی قابل مشاهده است.
ساختار افق: نظریه ای نو در تفکر شعری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قلم ۱۳۸۴ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
هر شاعر با توجه به فرهنگ،تمدن، سنت ها... و مجموعه ای که جامعه بر آن بنا شده است،همچنین "منی" که بر پایه حیات شخصی او در عالم محسوس، ناخودآگاه او، تخیل و زبانش شکل گرفته، افق خویش را ترسیم می کند. بر این اساس، روشی نو در نقد مضمونی ارایه شده است که منطبق بر خصوصیات نوشتار شاعرانه نو (مدرن) است و بر پایه افق دید استوار است. بدین ترتیب که نوشتار را همواره با افق در نظر می گیرد، افقی که نه تنها به فضای بیرون ارجاع می دهد بلکه به درون ضمیر شاعرانه و به فضای متن برمی گردد. در این نگرش که بر پایه علم تاویل یا هرمنوتیک استوار است، زبان وسیله ای خواهد بود برای تفسیر خود و جهان. پدیدار شناسی یکی از پایه های این دیدگاه نسبت به شعر است. بر این اساس، پدیدار شناسی و زبان شناسی دیدگاه های مشترکی پیدا می کنند که بر پایه آنها منتقدین ادبی می توانند ارتباطی میان تاثیرات محسوس و ذهنیت متن برقرار سازند. برای نخستین بار ژان پیر ریشارد به طور ضمنی به ارتباط میان محسوسات و ساختار زبان اشاره کرد. نکته ای که در حال حاضر محور تحقیقات یکی از شاگردان او، میشل کولو قرار گرفته است که در روش او، افق دید هر شاعر بر سه پایه مضمون، روان شناختی و بوتیقا قرار می گیرد.
خیام ؛ اندیشه و عصرش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خیام؛ شاعر، فیلسوف، ریاضی دان، و متفکریست که در زمانه خاصی از سختگیری و تعصب می زیست. بررسی اوضاع اجتماعی و سیاسی عصر او به لحاظ تاثیری که بر منش و شخصیت او داشته بسیار اهمیت دارد. رباعیاتی که از او بازمانده از یک سو چهره فیلسوفی شکاک را ترسیم می کند که برای رهایی از رنج زیستن، توصیه ای جز اغتنام فرصت و بهره گیری از لذات حیات ندارد و از سوی دیگر سیمای مردی را که برای رویارویی با زمانه و التیام دردهای درونی خود نوعی مقابله منفی را فقط در گفتار خویش انعکاس می دهد در حالی که زندگی عملی او کاملاً متفاوت با این گونه نگرش است. رویکرد به این مساله موضوع بحث این مقاله خواهد بود.
بررسی تحلیلی سیمای پیامبران(ع)، امامان(ع) و صحابه در شعر غنایی دوران غزنوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوران سلطان محمود و مسعود غزنوی(387-432ه.ق) از مهم ترین ادوارگسترش شعر فارسی است. شاعران این دوران، شاعران نیمه ی اول قرن پنجم چون عنصری، فرخی، عسجدی، منوچهری، عیوقی، ابوسعید و چند شاعر بی دیوان هستند که مجموعا بیش از 20600بیت از آنان برجای مانده است یکی از شگردهای اصلی این شاعران، برای تقویت جنبه های مفهومی و ادبی انواع غنایی، بهره گیری از اشارات دینی در شعر است. در این مقاله سعی شده، به روش تحلیلی- توصیفی، پس از بررسی تک تک ابیات این دوره، تلمیح های مربوط به پیامبران(ع)، امامان(ع) وصحابه ی رسول(ص)، استخراج و پس از طبقه بندی آن ها براساس نوع و میزان کاربرد، شگرد شاعران در استفاده از این تلمیحات، در دو شاخه ی اصلی تحلیل و بررسی شود: نخست مفاهیم دینی معرفی و شیوه ی رواج آن تحلیل گردد؛ سپس میزان کاربرد این اشارات در انواع غنایی چون مدح، وصف، تغزل و شعر عاشقانه، شعر عرفانی، مناجات و تحمیدیه و منقبت، بررسی شود.
مقایسه طریقت نامه عمادالدین فقیه کرمانی و مصباح الهدایه عزالدین محمود کاشانی(مقاله علمی وزارت علوم)
سیمای زنان در تاریخ جهانگشای جوینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتب تاریخ و ادبیات هر دوره، آینه ای است که شرایط اجتماعی آن دوره را منعکس می کند و می توان از طریق بررسی و مطالعه دقیق این آثار به شرایط و مقتضیات آن دوره آگاهی پیدا کرد. عادات و رسوم هر قوم و طایفه ای، نمودار میزان تمدن و فرهنگ آن قوم است و از میان آن ها می توان سایه روشنی از اوضاع یک ملت را شناخت و به آرا و عقاید آن ها پی برد. در این مقاله سعی شده است با بررسی اتفاقات و حوادثی که رد پای زنان در آن ها دیده می شود، به شناختی همه جانبه از جایگاه و سیمای زنان در تاریخ جهانگشای جوینی دست یافت و نقش زنان در مسایل سیاسی و فرهنگی جامعه آن روزگار و چگونگی رسیدن زنان به پایگاه اجتماعی و حقوق مدنی خود را روشن ساخت. هرچند، این نقش ابتدا به صورت غیر مستقیم و پنهان بود و بعدها آشکارترگردید.
گوناگون: پاسخ یدالله رؤیایی به سید علی صالحی
حوزههای تخصصی:
بازخوانی شعری از ویستان هیو اودن
حوزههای تخصصی:
مروری بر آثار بانوی غزل «سیمین بهبهانی»
حوزههای تخصصی:
ادبیات معاصر ایران
یادداشتهایی درباره ی هنر داستان نویسی
حوزههای تخصصی:
سیری در رمانهای تاریخی فارسی
حوزههای تخصصی:
مضامین قلندرانه در غزلیات عطّار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گاهی در متون عرفانی تضادهایی مشاهده می شود. به این معنا که این متون از سویی تجربه ها و پیام های اخلاقی دارند و از سوی دیگر به تظاهر به آن ها طعنه می زنند. منشأ این پارادوکس را باید در کاربرد مضامین قلندرانه جستجو کرد نه نفی دین و اخلاق و مانند آن ها. این پژوهش در صدد یافتن مضامین قلندرانه در غزلیات فریدالدین عطار نیشابوری از عارفان قرن هفتم است. پژوهش حاضر به دسته بندی غزلیات عطار بر اساس کاربرد مضامین و اندیشه های قلندرانه در آن ها، بررسی مضامین قلندرانه، هیأت ظاهر و آداب و رسوم قلندران در غزل عطار می پردازد. مضامین قلندرانه در غزلیات عطار عبارتند از: تظاهر به فسق و فساد، حضور دراماکن بدنام، باده نوشی، بی اعتنایی به نام و ننگ، تظاهر به آیین های غیر اسلامی، تعریض به زاهدان و صوفیان، بی اعتنایی به دین، رد مظاهر شریعت و تصوف و فراتر از کفر و ایمان بودن.عطار در غزل خود به آداب و آیین های ظاهری قلندران کمتر اشاره می کند و بیشتر، زیربنای فکری قلندران مانند ترک شریعت مبتنی بر عادت را مطرح می سازد. قلندر در غزل عطار، شخصیتی آرمانی است که بالاترین مراحل سلوک را طی کرده است.