در جهان بینی عرفانی «حقیقت محمدی» به عنوان واسطه آفرینش هستی، آینه تمام نمای عظمت حق، تعین اول، مظهر کامل ترین اسم خداوند (اله)، قطب الاقطاب، انسان کبیر، قلم اعلی و روح اعظم معرفی شده است.دیگر اصناف آدمیان نیز به دلیل خلقت متمایز و اختصاص وجودی خود با تفاوت مراتب از چکیده و عصاره نور اعظم به گونه ای بهره مند می شوند و تنها راه تقرب دوباره به این حقیقت و تولد مجدد نیمه الوهی وجود آدمی، تزکیه باطن، سیر استعلایی و نیل به شهود یا درون یافت حقیقت است که به دیدار با «من برتر» یا «فرامن» در نوع انسان و هماهنگی متقن ذهنیت و عینیت می انجامد.این تحقیق به روش «تحلیل محتوا» به انجام رسیده است؛ و هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل مفهوم «حقیقت محمدی» در برخی از آثار عرفانی و تبیین نقش و جایگاه معنوی و قدسی آن در سلسله نبوت و هستی انسانی بوده است.
نظیری نیشابوری از شاعران پیش گام سبک هندی است. شعر نظیری نشانه هایی از سبک های پیشین به ویژه عراقی را در خود دارد. او در میان شاعران سبک عراقی، به شعر سعدی و حافظ، بیشتر از دیگر شاعران توجه داشته است. البته میزان تأثیر پذیری شعر نظیری از غزل های حافظ با هیچ شاعر دیگر قابل مقایسه نیست، زیرا نظیری سعی داشته در تمام وجوه شعر خود را به شعر حافظ نزدیک کند، ازجمله واژگان و ترکیبات، موسیقی بیرونی و کناری، صُوَر خیال و زیبایی های ادبی، مفاهیم، اندیشه ها، و عواطف شعری. در این پژوهش سعی شده تأثیرپذیری غزل نظیری نیشابوری از غزل حافظ، در تمام محورهای مذکور، دقیقاً بررسی و آشکار شود تا اثبات گردد که تقلید و پیروی از شیوه غزل سرایی حافظ، بعد از حیات وی، پیوسته ادامه داشته و در سبک بازگشت ادبی به اوج رسیده است.
به روایت حافظ، رند، انسان برتر یا انسان کامل است و همانطورکه از متن دیوان حافظ برمی آید، شخصیتی در ظاهر متناقض و در باطن متعادل است و اهل هیچ افراط و تفریطی نیست. برای آندره ژید، حافظ نمونة کامل هنرمندی بود که می توانست سرمشق قرار گیرد. ژید نیز مانند حافظ می خواست به اوج وارستگی برسد و میل داشت تا مائده-های زمینی مانند دیوان حافظ، رسالة وارستگی به شمار آید. این نویسندة فرانسوی با حافظ هم آواز می شود و «رند» خود را در هیئت «منالک» به تصویر می کشد. در این مقاله درپی یافتن ویژگی های همسان میان «رند» در غزلیات حافظ و «منالک» در آثار آندره ژید هستیم. نخست، علاوه بر ارائة تعریف و تحلیلی کوتاه از رند و ویژگی های شخصیتی اش، با استفاده از روش تحلیلی درراستای ادبیات تطبیقی، رند حافظ و رند ژید؛ یعنی، منالک را بررسی می کنیم. سپس، با ذکر شواهدی از حافظ و ژید و نیز یافتن خطوط فکری مشترک میان این دو، به بررسی میزان تأثیرپذیری آندره ژید از حافظ در خلق شخصیت منالک می پردازیم.
در این مقاله در آغاز به تعریف «اضافه» اشاره شده است و سپس به تقسیم بندی انواع اضافه ها -اضافه های حقیقی و مجازی- در دستورِ سنتی. پس از آن در اصطلاح «اضافه های مجازی» بازاندیشی شده و تقسیم بندی دیگری برای انواع اضافه ها پیشنهاد شده است. این تقسیم-بندی بر اساس «برجسته سازی»، «خودکاری» و «نقش ادبیِ» زبان صورت گرفته است. در پی تبیینِ این تقسیم بندی تازه، برخی ویژگی های «تشبیه» مورد بحث قـرار گرفته و نمـونه هایی از متونِ کهن نقـل شـده است که -با توجـه به ویژگی های اساسی «تشبیه»- در شمارِ اضافه های تشبیهی قرار نگرفته اند. این اضافه ها که از پیوند یک اسم ِذات و یک اسم ِمعنا پدید می آیند، گونه ای دیگر از «اضافه های زبان ادبی» به-شمار آمده و «اضافه ی تعیُنی» نام گرفته اند. در بخش دیگر نمونه هایی از تعیُن بخشی در زبانِ معیار نقل شده است. مطالبِ مطرح شده در بخش نتیجه گیری جمع بندی شده-اند.
آب، عنصر شگفت انگیز طبیعت است که همواره مورد احترام و تقدیس ملل مختلف بوده و اسطوره های فراوانی پیرامون آن شکل گرفته است. ایرانیان باستان نیز آب را بسیار گرامی می داشتند و محافظت از آن را وظیفه آیینی خویش می دانستند. بسیاری از این اعتقادات درشاهنامه به عنوان مهم ترین جایگاه تجلی اساطیر و باورهای ایرانی، به تصویر کشیده است. فرزانه توس، حکیم ابوالقاسم فردوسی، در لابه لای اثر گرانسنگ خویش به مواردی اشاره کرده که نمایانگر اندیشه های اسطوره ای پارسیان درباره آب است. این موارد در چهار جنبه گنجانده شده است: 1. تطهیر روان 2. شستشو برای نیایش 3. آب حیات 4. باروری و فراوانی.
در نوشتار حاضر، این جوانب بررسی می شود تا نشان داده شود آب از این منظر چه اهمیت و اسراری دارد.
"میان کودک، ادبیات کودک و نقد این ادبیات رابطهاى چند سویه و ژرف برقرار است.نقد ادبیات کودک، آنگاه که متکى بر نظریهاى منسجم ودربرگیرنده باشد مىتواند بر تعامل این ادبیات و کودک تأثیرى ژرف و گسترده داشته باشد.نظریه ادبیات کودک، اما، از آنجا که ناگزیر از پرداختن به مقولاتى همچون«روش»و«هدف»در ادبیات کودک است.با فلسفه ادبیات کودک، همپوش و به تعبیر این پژوهش یکسان است.از این رو کوشش در تدوین فلسفه ادبیات کودک بنیادىترین وظیفه پژوهشگران در حیطه این ادبیات است.پژوهش حاضر، نخست به روشن کردن موقعیت ویژگىهاى ادبیات کودک پرداخته، سپس مهمترین ویژگىها و مسایل فلسفه ادبیات کودک را مطرح مىسازد. آنچه در این مقاله عرضه مىگردد، در واقع مبانى و بنیادهایى است که گمان مىرود.هر فلسفه ادبیات کودک ناگزیر از پرداختن به آن و یا آغاز کردن آن است.
"