حافظ در برخی از شعرهای خود، از ترکیب ها و مضمون های رایج در نامه های دیوانی و اخوانی بهره گرفته است. این ترکیب ها و مضمون ها به صورتی ثابت، در نامه های دیوانی و اخوانی پیش از روزگار حافظ و همزمان او تکرار می شده است و اگر نمونه هایی از آن ها در شعر فارسی پیش از حافظ یافت شود، در ضمن نامه های منظوم است. در این نوشتار، تمام منشآت و نامه های در دسترس و شیوه نامه های نگارش نامه های دیوانی و اخوانی پیش از روزگار حافظ تا زمان او را بررسی کرده ، سابقه ی کاربرد این ترکیب ها و مضمون ها را در این نامه ها نشان داده ایم. حافظ آگاهانه و با ظرافت، از این ترکیب ها و مضمون ها بهره برده است که این نشان از آشنایی حافظ با نامه های دیوانی و اخوانی است.
ابوالفضل بیهقی، در جای جای تاریخش، هنگام بیان شگفتی و اعجاب خود در واقع و توضیفات مختلف با استفاده از جمله: «کس مانند آن یاد نداشت» و عبارات مشابه، خود و مخاطب را از توضیح بیشتر بی نیاز می کند. بررسی کاربر این گونه جملات با بسامد زیاد (حدود 50 مرتبه) نشان دهنده آن است که وی در چهار موضع از این جملات استفاده کرده است: شادکامی ها و بزمها (%40)، توجیهات و خلعت ها (27%)، مهارت ها و کاردانی ها (20%) بلایای طبیعی و حوادث (13%). برای بیهقی می توان این اغراض را در کاربرد جملات مورد بحث مصور شد: کاربرد جملات در معنی واقعی و حقیقی 32%، بی سابقه بودن موضع برای شخص بیهقی 17%، استفاده از این جملات به عنوان یک تکیه کلام 12% و کاربرد اغراق آمیز برای بزرگ نمایی 39% که در این مقاله به تفصیل درباره آن گفتگو خواهد داشت. ذکر این نکته مناسب است که بیشترین کاربرد را کاربردهای اغراق آمیز در بر می گیرد و نشان دهنده تعلق خاطر خاص بیهقی به سلطان مسعود است که فاصله بین زمان وقایع و زمان نگارش کتاب نتوانسته است آن را بزداید. از طرفی کاربرد جملات مورد نظر در معنی واقعی نیز حکایت از تجملات و تکلفات دربار عزنوی، شادخواری ها و بزمهای بی سابقه مسعود و درایت و کاردانی رجال درباری به ویژه پدریان دارد.
هدف پژوهش حاضر تحلیل محتوای مهارت های عام زندگی زناشویی و خانوادگی در «بوستان» سعدی است. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع تحلیل محتوا و به صورت کیفی است. «بوستان» سعدی، به وسیله چک لیست محقق ساختة مهارت های عام زندگی زناشویی و خانوادگی مورد تحلیل محتوا قرار گرفت. سپس اطلاعات حاصل، به وسیله شاخص آماری فراوانی، مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج پژوهش نشان داد که «بوستان» سعدی در مجموع 302 مرتبه به مهارت های عام زندگی زناشویی و خانوادگی توجه کرده است. مهارت هایی از جمله: سنجیده سخن گفتن، پرحرفی نکردن، صحبت کردن در فرصت مناسب، فضیلت سکوت، اهمیت ارتباط غیرکلامی نسبت به ارتباط کلامی، مهار خشم، مهر و محبت، صبر و شکیبایی، تکانشی عمل نکردن، بخشش و چشم پوشی، انتقادپذیری و خوش اخلاقی. با بررسی مهارت های عام زندگی زناشویی و خانوادگی در «بوستان»، مشاهده شد که سعدی چگونه در تک تک اشعار خود مهارت های زندگی زناشویی و خانوادگی را ذکر کرده است. این مهارت ها با حلاوتی خاص به رشتة نظم کشیده شده و این نشان دهندة آن است که سعدی از میان دیگر هم طرازان خود نسبت به مسائل خانوادگی، اجتماعی، نگرش ها و ارزش های مذهبی عنایتی ویژه داشته است. بلاغت و رسایی سخن وی با عوامل متعددی پیوند دارد. او از هر فرصتی برای به اوج رساندن کلام خود و تسخیر بیشتر مخاطب بهره جسته است. اگرچه هدف اصلی سعدی حکایت پردازی نبوده است، بلکه از حکایت بیشتر به عنوان ابزاری برای تبیین دقیق تر اهداف تعلیمی و تربیتی خویش و همراه کردن مخاطب با خود بهره میگیرد؛ اما باریک بینیها و ظرافت کاریهای آگاهانة او در گزینش افراد یا اشخاص و عناصر حکایت ها نیز در بلاغت جویی او بیتأثیر نیست.
مقاله حاضر به بحث درباره انتشار آثار گوگول در ایران و تاثیر آن بر دو تن از نویسندگان برجسته معاصر، یعنی هدایت و آل احمد، می پردازد. ادبیات داستانی معاصر ایران در آغاز قرن بیستم سخت تحت تاثیر آثار نویسندگان روس بود و در میان این نویسندگان، گوگول با داستان های طنز و ساده اش جای ویژه ای داشت. در دوره مشروطه نویسندگان ایرانی الاصلی که در تفلیس می زیستند و در آنجا با آثار نویسندگان روسیه آشنا شده بودند، سبک ساده و طنزآمیز گوگول را در نوشته هایشان وارد کردند. زین العابدین مراغه ای و آخوندزاده از جمله این نویسندگان بودند که سبک نویسندگی شان موجب به وجود آمدن روشی تازه در نویسندگی در ایران شد.بسیاری از داستان های گوگول، در آغاز شکل گیری ادبیات جدید ایران به فارسی ترجمه شد و بسیاری از نویسندگان چون صادق هدایت و جلال آل احمد با استفاده از درونمایه ها و شگردهای نویسندگی وی آثاری به وجود آوردند. اگر نگوییم که صادق هدایت در داستان «زنده به گور» از داستان «یادداشت های یک دیوانه» ی گوگول برداشت کرده است، می توانیم مطمئن باشیم که مطابق نظریه بینامتنیت، گوگول از جمله نویسندگانی است که آثارش سخت در داستان های فارسی نفوذ کرده و حضور ناخودآگاه دیوانه گوگول را می توان در زنده به گور هدایت دید. همچنین، ممکن است که جلال آل احمد هنگام آفریدن داستان «سه تار»، آکاکی آکاکیویچ قهرمان داستان «شنل» را می شناخته است.
مقاله حاضر با رویکرد سبک شناسی رایانشی- پیکره ای به بررسی توزیع فراوانی و درصدی انواع زمان در دفتر اول، دوم و سوم مثنوی می پردازد و بر این فرضیه استوار است که می توان با استفاده از متغیر زمان به میزان واقع گرایی، سبک روایی و جنبه هایی از صدای دستوری در این اثر دست یافت. مبانی نظری و کاربردی این نوشتار، تلفیقی از دستور نظام مند هلیدی و دستور سنتی است. پیکره زبانی آن شامل 16122 فعل در سه دفتر نخست مثنوی بوده که بر اساس روش نمونه گیری سیستماتیک انتخاب شده و 16 متغیر زمان در پیکره داده ها تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد در سه دفتر نخست مثنوی، زمان حال %63، گذشته %36 و آینده %5/0درصد افعال را به خود اختصاص داده است. این یافته ها بیانگر این نکات است که مولانا در اشاره گری زمانی فلسفه روانشناسی انسانگرایانه داشته که به زندگی در اینجا و اکنون می اندیشد. همچنین وی از داستان ها و رویدادهای گذشته نیز برای تبیین احوال افراد استفاده می کند و سپس به پند و نصیحت می پردازد که سبک روایی نقل، نتیجه گیری و نصیحت را در مثنوی تایید می کند.
معرفت عرفانی و تجارب شهودی عرفا در دایره محدود الفاظ و واژگان نمی گنجد و نیازمند زبانی استعاری و رمزی است. یکی از راه های حسی کردن تصاویر، کمک گرفتن از عنصر رنگ است. در ادب عرفانی بسیاری از امور ذهنی و انتزاعی با نمادواژه های رنگ نشان داده می شود. در مقاله حاضر که با توجه به روان شناسی رنگ ها و به شیوه کتابخانه ای انجام شده، رنگ های روح، عواطف، احساسات و صفات و...، همچنین الوان انوار و رنگ های هفت اندام لطیف در ادب عرفانی بررسی، توصیف و تحلیل شده است. عارف در هر یک از مراکز هفت اندام لطیف، ادراک های متفاوتی از الوان یا بینش های رنگین گوناگون دارد که مراحل پیشرفت و کشف باطنی او را نشان می دهد. در هماهنگی میان درون و برون، رنگ خرقه نیز مناسب مقام عرفانی و احوال درونی سالک است اما از دیدگاهی دیگر، رنگ، رمزی از حجاب های روح و تعلقات دنیا است که باید از آن گذشت و به صبغه الله و بی رنگی رسید.
خواجه عبدالله انصاری، یکی از عالمان و عارفان صوفی مسلک و از نوابغ ادبیات ایران است. آثار بی نظیر وی، این شخصیت را به یکی از چهره های مهم فرهنگی تبدیل کرده است. این اثر به رغم شخصی بودن، ذیل کتاب های معرفتی قرار دارد و دارای ریشه های اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی است. در این مقاله با به کارگیری روش تحلیل محتوای کیفی، پس از خوانش تمام متن، به تفسیر و تحلیل محتوای مناجات نامه ی حواجه عبدالله انصاری پرداخته شد؛ سپس در فرآیندی نظام مند، مقوله ها و تم های اصلی از متن مناجات نامه استخراج شد.محتوای مناجات نامه در دو بخش پیام های اخلاقی و فرهنگی تحلیل شد. تحلیل یافته ها آشکار ساخت که خواجه عبدالله انصاری پیام های فرهنگی را در قالب 6 تم اصلی شامل: نگرش همدلانه و مسالمت آمیز با دیگری، تأکید برآگاهی و خردمندی، مذمت اندیشه ی ماتریالیسم، امید به زندگی و وصال خداوند، تأکید بر بردباری و تاب آوری، تأکید بر بی نامی و گریز از قدرت مطرح می سازد. پیام های اخلاقی نیز در قالب 6 تم شامل: تأکید برخودشناسی و خداشناسی، توکل به خداوند، تأکید بر توبه پذیر بودن خداوند، اندیشه ی در مرکز بودگی خداوند، ، مذمت ریا و دورویی، ملالت و سرزنش پیروی کنندگان از هوای نفس، مطرح شد.