ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶٬۸۶۱ تا ۴۶٬۸۸۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
۴۶۸۶۱.

درآمدی بر ساخت های نحوی قصاید مردف خاقانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۲ تعداد دانلود : ۳۶۴
نحو از قواعد حاکم بر انعقاد جمله حاصل می شود. هر آنچه زبان ادبی را متمایز از زبان خودکار ومتداول می سازد بر روی نحو زبان قابل اعمال است. جابجایی عناصر زبانی در محل های نحوی به اقتضای وزن و مسائل بلاغی میسر می گردد؛ لذا هر عنصر زبانی که از جایگاه نحوی خود جا به جا شده باشد به میزان نحو پایه یا صفر درجه نگارش قابل سنجش و شناسایی است. عبد القاهر جرجانی، قائل به تنوع جویی از طریق جا به جایی عناصر زبانی در تولید ساخت های نحوی است. خاقانی شاعری تنوع جوی است که الگوهای نحوی متعدد را در سرودن قصاید خود به کار برده است. در این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی 58 قصیده مردف خاقانی رده بندی و جملات آن ها شمارش شده است که تحلیل ها و داده های آماری حکایت از دو رویکرد کلی دارد: در مورد نخست، وجود ساخت های نحوی تکرار شونده در سطح عمودی و افقی قصاید به دلیل فراوانی تشخص یافته است و ویژگی ای از سبک قصاید را نشان می دهد. داده های آماری در رویکرد دوم بیانگر این است که هنجارشکنی های نحوی در قصاید مردف اسمی، ضمیری، عبارات اسمی و قیدی بسی فراوان تر از قصاید مردف فعلی رخ داده است. در نتیجه 7/70 درصد از 6391 جمله به کار رفته در این قصاید برخوردار از ساخت های نحوی بهنجار می باشد. بر همین اساس ساخت-های نحوی قصاید مردف خاقانی تقریبا بهنجار و مطابق نحو پایه در زبان فارسی است.
۴۶۸۶۳.

تأویل جهان رمزها و استعاره ها در رسال ه الابراج سهروردی بر مبنای هرمنوتیک ریکور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۱ تعداد دانلود : ۴۳۰
رسال ه الابراج یا کلمات ذوقیه از رسائل رمزی عربی سهروردی است با جهانی آکنده از رمزها و استعاره ها که مخاطب را به بازگشت به وطن می خواند؛ اما این رمزها و استعاره ها چه نقشی در فهم متن دارند و چگونه باید آن ها را تأویل کرد؟ پل ریکور یکی از فیلسوفان هرمنوتیک معاصر است که جایگاه ویژه ای برای رمز، استعاره و روایت قائل است و آن ها را میانجی شناخت ما از خویشتن و جهان پیرامونی مان می داند. تأویل رمزها و استعاره ها به شیوه ریکور در متنی اشراقی مانند رسال ه الابراج هم فرصت خوبی برای شناخت نظریه ریکور و شیوه هرمنوتیکی اوست و هم امکان فهم متنی اشراقی در جهان شناخت معاصر را از طریق رمزگشایی آن به ما می دهد. شیوه هرمنوتیک ریکور دیالکتیک بین «تبیین» و «فهم» است: تأویل از تبیین معناشناختی متن به ویژه رمزها و استعاره ها که جایگاه خلق معانی جدیدند آغاز می شود. تعامل حوزه های معنایی متن منجر به دستیابی به «جهان متن» می شود: جهانی که خواننده امکان زیستن در آن را می یابد و آن را از آنِ خود می کند. با شیوه هرمنوتیک ریکور درمی یابیم که جهان رسال ه الابراج جهانی است که ندای «إرجعی» به وطن را یادآور می شود و عشق به وطن را در کسانی که به ظلمات خویش آگاه شوند بیدار می کند. این جهان اشراقی جهان انسان معاصر را به مخاطره می اندازد، زیرا از دید او مفهوم وطن ممکن است آگاهی کاذب باشد، اما جهان متن، با یادآوری «ظلمات» هستی شناختی، فریب های آگاهی را متذکر می شود. همین امکان جدید منجر به گسترش جهان خواننده و خویشتن فهمی اش خواهد شد.
۴۶۸۶۴.

نگاهی جامعه شناختی به انسجام گریزی غزل سبک هندی(بررسی ارتباط جهان نگری شاعران سبک هندی با ساختار غزل این سبک بر اساس نظریه ی ساختارگرایی تکوینی لوسین گلدمن)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۲ تعداد دانلود : ۵۹۳
تحقیقات انجام شده درباره سبک هندی، غالباً محصور به مواردی چون بحث از معنای بیگانه، تمثیل و... بوده، موارد دیگری مانند ساختار قالب عمده این سبک یعنی غزل، کمتر مورد توجّه محقّقان قرار گرفته است. در این تحقیق، نویسندگان با استفاده از نظریه ساختارگرایی تکوینی لوسین گلدمن که سعی در ایجاد ارتباط میان جهان نگری پدیدآورندگان یک اثر ادبی و ساختار آن دارد ساختار غزل سبک هندی و دلیل عدم انسجام این غزل و تضادهای موجود میان ابیات آن را مورد بررسی قرار داده اند. آنچه از این تحقیق به دست آمده است، آن است که خردگریزی شاعران این سبک که میراثی است از جهان نگری شاعران سبک عراقی در کنار نگاه جزئی نگر آنان که از یک سو، نتیجه خردگریزی آنان و از سوی دیگر نتیجه کوشش آنان برای یافتن معنای بیگانه است سبب شده است تا جهان نگری این شاعران، یک جهان نگری غیر منسجم و غیر سیستماتیک و دارای تضاد و تناقض باشد؛ انعکاس این جهان نگری در ساختار غزل سبک هندی را می توان به شکل عدم انسجام درونی غزل و سستی محور عمودی آن و وجود تناقض و تضاد در میان ابیات غزل مشاهده کرد.  
۴۶۸۶۶.

تحلیل بوردیوییِ ذوق زیبایی شناختی فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۱ تعداد دانلود : ۴۲۶
در این مقاله نظریه ساختارگرایی تکوینی بوردیو به کار گرفته شده است تا میزان تأثیر طبقه اجتماعی و میدان تولید فرهنگی در ذوق و قریحه زیبایی شناختی فردوسی سنجیده شود. اهمیت پرداختن به این موضوع از آن جاست که سهم ویژگی های فردی فردوسی در منظوم کردن شاهنامه را بسنجیم. بنابراین بعد از تعریف و تحدید کلی نظریه بوردیو، در بخشی از این پژوهش به شناخت طبقه اجتماعی فردوسی پرداخته ایم و از آنجاکه فردوسی از طبقه دهقانان بوده و این طبقه ریشه در ایران دوره ساسانی داشته، طبقه دهقان را به طور کامل بررسی کرده ایم. در بخش دیگری ویژگی های میدان فرهنگی ایران قرن چهار و پنج را بررسی کرده ایم. بر اساس بررسی های صورت گرفته و با روش توصیفی تحلیلی(کتابخانه ای) این نتیجه به دست آمد که قسمتی از ذوق زیبایی شناختی فردوسی به علت طبقه اجتماعی اوست و طبقه دهقان وی را در فراگیری آموزه هایی توانمند کرده است که در ذوق و قریحه او تأثیرگذار است. همچنین نقش عادت واره های او در میدان فرهنگی زمان مورد بحث، او را به سمت آموزه های ادبی و علمی ایران که نقش در هویت ایرانی دارد می کشاند و بنابراین کنشی (استراتژی )  در پیش می گیرد که همانا سرایش شاهنامه است.
۴۶۸۶۷.

بسم الله الرحمن الرحیم در منظومه های غنایی ادب فارسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۱ تعداد دانلود : ۳۷۶
منظومه های غنایی از جمله مهم ترین و دراز آهنگ ترین و پرمخاطب ترین گونه های ادبی به شمار می آید. با وجود آن که موضوع اصلی این قبیل آثار، عشق و مضامین عاشقانه است ولیکن به دلیل ساختار، انواع معانی شعر فارسی همچون مدح، وصف، پند و اندرز، مضامین دینی و اخلاقی، مناجات و ... را در خود جمع کرده است. یکی از مضامین پربسامد که در بسیاری از این منظومه ها مطرح گردیده و به ویژه آغازگر بسیاری از این منظومه های غنایی است، مضمون بسم الله الرحمن الرحیم است. این پژوهش سعی دارد با توجه به شهرت و کثرت استعمال این عبارت شریف قرآنی در آثار سخنوران و سرایندگان زبان فارسی به جهت تیمّن، تبرّک، استعانت و نظایر آن، منظومه های گوناگونی را که با این عبارت آغاز می گردد معرفی نماید.
۴۶۸۶۸.

تحلیل دو نمونه متون روایی ادبیات فارسی در چارچوب نظریه شناختی فضاهای ذهنی و آمیزه مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۹ تعداد دانلود : ۳۹۱
یکی از جنبه های مهم تحلیل متن ادبی، بررسی چگونگی درک و تعبیر آن از سوی خواننده است. نظریه های فضاهای ذهنی (فوکونیه، 1997) و آمیزه مفهومی (فوکونیه و ترنر، 2002) دو نظریه شناختی هستند که می توانند نحوه دریافت خواننده از متن را تحلیل کنند. این پژوهش با هدف آشنایی مخاطب با چگونگی درک معنی، در چارچوب نظریات مذکور و به روش توصیفی– تحلیلی، به بررسی دو روایت پرداخته است: بازگردانی بخشی از داستان کاوه آهنگر در شاهنامه و حکایتی از رساله دلگشای عبید زاکانی. دلیل انتخاب داستانی از شاهنامه، شاخص بودن آن اثر روایی در مجموعه آثار ادب پارسی است و حکایت عبید زاکانی می تواند نماینده ژانر طنز در ادبیات باشد، در حالیکه بیان شاهنامه جد است. این دو اثر می توانند نماینده نوع ادبی زیرمجموعه خود باشند. مطالعه پیش رو بر آن است که فضاهای ذهنی خرد و کلان و نقش فضاسازها در تغییر دریافت های متن را طی فرایند مفهوم سازی تبیین نماید. تحلیل این متون روایی نشان می دهد که چگونه فضاهای اصلی و درونه ای یک روایت تحت تأثیر فضاسازها شکل می گیرند و چگونه نگاشت میان آنها باعث ایجاد فضاهای آمیزه می شود. این تحلیل همچنین دو نوع فضای ذهنی عاطفی و غیرعاطفی را که در قالب آمیزه مفهومی بوجود می آیند، آشکار کرده و مشخص می کند که گاه غلبه فضای ذهنی عاطفی بر غیرعاطفی یا بر عکس، می تواند در ایجاد ژانرهای مختلف روایی موثر باشد.
۴۶۸۶۹.

بررسی استعاره مفهومی «معشوق نور است» در غزل عاشقانه فارسی و نقش مایه های ایرانی (با تکیه بر غزلیات سعدی و حسین منزوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۱ تعداد دانلود : ۳۹۴
ماهیت استعاره جمعی و اشتراکی است و بر این اساس که تاریخ و مسائل تاریخی در گزینش قلمرو های منبع/ مبدأ استعاره ها و کارکرد شناختی آن ها نقش دارند، مسئله ای که پژوهش حاضر بدان می پردازد، دلایل پدید آمدن استعاره مفهومی «معشوق نور است» در غزل عاشقانه فارسی است. جهت پرداختن به مسئله مذکور به روش توصیفی- تحلیلی به بررسی غزلیات سعدی شیرازی و حسین منزوی پرداخته و سپس به روش تطبیقی نقش مایه های خورشید نیز مطالعه و بررسی شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که در شعر سعدی یکی از عوامل پدید آمدن این کلان استعاره، پوشیده رویی معشوق و لزوم وضوح بخشیدن به چگونگی زیبایی معشوق و چگونگی حضور او بوده است اما در شعر منزوی ازآن جایی که معشوق روی پوشیده نیست تا خورشید جایگزینی برای توصیف روی او باشد، کارکردهای شناختی این کلان استعاره تغییر قابل ملاحظه ای یافته است؛ خورشید به عنوان قلمرو مبدأ، دیگر آن خورشید قدرتمند شعر سعدی با نور خیره کننده و درخشانش نیست، خورشید به عنوان استعاره ای هستی شناختی در شعر منزوی گاه کارکردهای شناختی مشابه استعاره های شیئی مانند فانوس و شمع را دارد. بعلاوه این که حوزه مقصد خورشید از معشوق به عاشق میرسد تناظر بین حوزه مبدأ و مقصد، نگاشت هایی از قبیل گرمای خورشید/ گرمای حضور معشوق، روشنایی خورشید یا ماه/ درخشندگی و سپیدی روی معشوق، قدرت رویش و زایش نور خورشید/ قدرت باروری معشوق را قابل درک می نماید. نقش مایه های خورشید در دوران معاصر و تصویر خورشید خانم بر روی سفالینه ها امتداد حضور استعاره «خورشید ایزدبانو است» را نشان می دهد که با استعاره مفهومی «معشوق خورشید است» در غزل عاشقانه فارسی تناسب دارد.
۴۶۸۷۰.

معرفی و تحلیل نسخه خطی «روضهالملوک»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۹ تعداد دانلود : ۳۸۹
«روضهالملوک» را مؤلفی ناشناخته در قرن نهم هجری و در حکمت عملی و با شیوه ای ادبی نوشته است. کتاب، به مانند عموم کتب اخلاقی ای که بعد از خواجه نصیرالدین طوسی تألیف شده اند، به تقلید یا اقتفای «اخلاقِ ناصری» خواجه شکل گرفته است. مؤلفِ کتاب -که پیرو مذهب تشیع بوده- بهره ای از ادبیت و عربیت داشته و با شیفتگی ای که نسبت به نثر فنی داشته، خواسته است کتابی اخلاقی ترتیب دهد. کارِ وی را در میان دیگر آثار مشابه، نمی توان شاخص دانست، اما در این راه نهایت ذوق و سلیقه را به کار برده است. کتاب در اواخر عصر تیموری نوشته شده و هرچند تا آن زمان، تألیف کتب اخلاق در میان نویسندگان شیعی بی سابقه نبوده، می توان این کتاب را یکی از نخستین، یا شاید هم نخستین نمونه شناخته شده از تألیفات اخلاقی پیروان این مذهب دانست که به شکل ادبی پرداخته و به یک دربار شیعی تقدیم شده است. کتاب از زمان نگارش تا مدتی مدید در پرده اختفا بوده و تنها نسخه بازمانده و شناخته شده آن، نسخه ای است که 160 سال پیش، رونویسی شده است. چون در تحقیقات رشته هایی مانند اخلاق و ادبیات، ملزم به نقد و بررسی همه آثار به جامانده از گذشته این رشته ها هستیم، لازم بود کتاب به تصحیح انتقادی برسد. این امر با کمک مأخذ شناخته شده متن، و با توجه به تک نسخه بودن آن، به روش قیاسی انجام گرفته است.
۴۶۸۷۱.

بارقه های کلام مغلوب در آثار حلاج(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۰ تعداد دانلود : ۲۴۰
حسین بن منصور حلاج، از عارفان مجذوب قرن سوم هجری است که زبان را ظرف بیان احوال شورانگیز و هیجان های تند عاطفی خویش قرار داده و در جای جای آثارش پیوسته از ذات مشاهده و دیدن الله و تجلّی صفات و ذات خداوند در عالم سخن می گوید. از آنجا که او بیشتر تحت تأثیر احساسات و هیجانات روحی و باطنی خویش بوده و بخش اعظم آثارش از شمار شطحیات و متون ساخت شکن به شمار می آید، در این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی، ویژگی های کلام مغلوب از حیث ساخت و محتوا در مجموعه آثار وی مورد بررسی قرار گرفته و تلاش شده به این سؤال اصلی پاسخ داده شود که چه عوامل و عناصری در مغلوب بودن کلام وی مؤثر بوده است؟ به دلیل غلبه هیجان های عاطفی، عمده ترین ویژگی های یک متن مغلوب از قبیل: ابهام، تأویل پذیری، مشاهده، دریافت وحی و الهام در آثار وی دیده می شود. همچنین زبان، تخیل و تصاویر در آن متناسب با تجربه های ناب عرفانی، کاملاً جنبه شخصی یافته و حلاج برای بیان احوال خویش که فراتر از سطح ادراک عادی و تجربه های معمولی است، به قطب استعاری زبان متوسل شده است و به مدد تشبیه، استعاره و رمز، ناب ترین تجربه های شخصی و شهودی خویش را تجسم بخشیده و مفاهیم عرفانی و دریافت های درونی برگرفته از عالم قدسی خود را از طریق تصاویر حسی و ملموس به تصویر کشیده است. حسین بن منصور حلاج، از عارفان مجذوب قرن سوم هجری است که زبان را ظرف بیان احوال شورانگیز و هیجان های تند عاطفی خویش قرار داده و در جای جای آثارش پیوسته از ذات مشاهده و دیدن الله و تجلّی صفات و ذات خداوند در عالم سخن می گوید. از آنجا که او بیشتر تحت تأثیر احساسات و هیجانات روحی و باطنی خویش بوده و بخش اعظم آثارش از شمار شطحیات و متون ساخت شکن به شمار می آید، در این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی، ویژگی های کلام مغلوب از حیث ساخت و محتوا در مجموعه آثار وی مورد بررسی قرار گرفته و تلاش شده به این سؤال اصلی پاسخ داده شود که چه عوامل و عناصری در مغلوب بودن کلام وی مؤثر بوده است؟ به دلیل غلبه هیجان های عاطفی، عمده ترین ویژگی های یک متن مغلوب از قبیل: ابهام، تأویل پذیری، مشاهده، دریافت وحی و الهام در آثار وی دیده می شود. همچنین زبان، تخیل و تصاویر در آن متناسب با تجربه های ناب عرفانی، کاملاً جنبه شخصی یافته و حلاج برای بیان احوال خویش که فراتر از سطح ادراک عادی و تجربه های معمولی است، به قطب استعاری زبان متوسل شده است و به مدد تشبیه، استعاره و رمز، ناب ترین تجربه های شخصی و شهودی خویش را تجسم بخشیده و مفاهیم عرفانی و دریافت های درونی برگرفته از عالم قدسی خود را از طریق تصاویر حسی و ملموس به تصویر کشیده است.
۴۶۸۷۲.

«خودزنی» های رندانه حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۱ تعداد دانلود : ۵۶۷
بس که در خرقه آلوده زدم لاف صلاح       شرمسار رخ س اق ی و م ی ر ن گ ین م «خودزنی» در دستور زبان فارسی از دیدگاه صرف، ترکیبی است که ساختار حاصل مصدر دارد و کاربرد آن در زبان فارسی مربوط به دوره معاصر و روزگار ما است. از زاویه آرایه ادبی ترکیبی کنایی به شمار می رود و چون تازگی دارد در هیچ یک از فرهنگ های زبان فارسی به آن نپرداخته اند. در میان سرایندگان بزرگ شعر فارسی نیز بجز حافظ از این آرایه بدیعی در سطح ویژگی سبکی سود نمی برد. زیرا به استناد یک ضرب المثل شایع در زبان فارسی: «هیچ بقّالی نخواهد گفت که ماست من ترش است» ولی حافظ از این آرایه به گونه ای رندانه و چندلایه در محکومیّت مدعیّان خود می کوشد. حافظ نیز مانند بزرگان ادبیات فارسی مصلح اجتماعی است. اصلاح جامعه همان چیزی است که امروزه به آن «تعهد یا رسالت» شاهر گفته می شود. زبان حافظ از دیدگاه ساختار و معنا بسیار هنری و پخته و  دل نشین است، او زخم های کهنه و چرکین فرهنگی را به نیشتر قلم و اندیشه می شکافد تا شاید مرهمی برآنها بگذارد. یکی از آلودگی های بزرگ دوره حافظ ریاکاری و دورویی و تزویر است. دورویی اهل شریعت، طریقت و تصوّف، عالمان و دولتمردان چیزی نیست که هر مصلحی بتواند از کنار آن نادیده بگذرد لذا حافظ در ریاستیزی و تزویرسوزی سرآمد همگان است. او که حافظ قرآن است می داند که قرآن کریم توجّه زیادی به این ضایعه اجتماعی دارد. بارها قرآن از منافقان و دشمنی آنها یاد می کند، حتی سوره ای را به این موضوع با عنوان «منافقین» اختصاص می دهد. در این مقاله کوشش می گردد با استفاده از روش (توصیفی تحلیلی) به بررسی خودزنی های حافظ پرداخته گردد.
۴۶۸۷۳.

نقش جمله های عربی در ایجاد گفتمان درّه نادره (بر پایه رویکرد فرکلاف)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۹ تعداد دانلود : ۴۳۵
یکی از مطرح ترین رویکرد ها در تحلیل انتقادی گفتمان، رویکرد فرکلاف، زبان شناس انگلیسی است. از نظر وی تحلیل گفتمان در سه سطحِ توصیف، تفسیر و تبیین بررسی می شود. در پژوهش حاضر به دنبال آن هستیم که نشان دهیم بسیاری از جمله های عربی به کار رفته در درّه نادره تألیف میرزامهدی خان استرآبادی را می توان همچون واژه برشمرد و برای آن نقش گفتمانی در نظر گرفت. برای این منظور، جمله های عربی سه بخش از کتاب را با گزینش تصادفی، در سطح توصیف بررسی کردیم. یافته های پژوهش نشان داد که حدود 70%  از 320 جمله عربی به کار رفته در بخش های بررسی شده، دارای ویژگی های تقسیم بندی گفتمانی فرکلاف است. بر پایه تحلیلی که در متن مقاله صورت گرفت، مشخّص شد که درّه نادره، متنی دارای ساختارهای گفتمان مدار است؛ به گونه ای که می توان در لایه های زیرین آن، مناسبات پیچیده قدرت در دوره افشاریّه را نشان داد. در این میان، جمله ها و عبارت های عربی نقش های مهمّی، ازجمله: پاک نشان دادن دامن نادر از غصب حکومت صفویه، تأکید بر شدّت رخدادهای دوران، دورنگاه داشتن خود از کشمکش های دربار، به دست آوردن دل جانشینان نادر، توجیه هواداری پیشین خود از نادر در روزگار جانشینان وی و... را بر عهده دارند.  
۴۶۸۷۴.

تاریخمندی و مسئله نسبیت در نظریه شعر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۹ تعداد دانلود : ۳۸۴
یکی از مسائل حوزه ادبیات که درباب تعریف و مبانی نظری آن اختلاف فراوانی میان فلاسفه، ادیبان و زبان شناسان وجود دارد، شعر و چیستی آن است. تفاوت دیدگاه ها در تعریف شعر، به اختلاف در روش شناسی، تفاوت حوزه های فکری و تبیین کارکرد شعر برمی گردد. در این پژوهش، با روشی توصیفی تحلیلی، تعاریف موجود از شعر نقد شده است و با مطالعه انواع شعر در ادبیات فارسی و مبنا قراردادن شاخص هایی چون ذهنیت گوینده، ذهنیت شنونده، زبان، مطالعات ژانری، گفتمان های گوناگون هر دوره، عنصر ادبی غالب و نقد نگاه شاهکارگرایانه، سعی شده است، در مقابل دیدگاهی که بوطیقا را امری ثابت و غیرتاریخی تلقی می کند، بوطیقا پدیده ای سیال، نسبی و تاریخمند معرفی شود که در هر دوره با توجه به شاخص های فوق، تعریفی متغیر و دیگرگون می یابد. با چنین رویکردی به بوطیقا، مرزگذاری میان نظم و شعر براساس شاخص هایی یکسان و در تمام دوره ها نمی تواند دقت و اعتبار علمی داشته باشد. براساس دیدگاه مطرح شده در این پژوهش، در هر دوره لازم است بوطیقایی تازه طرح شود تا بتواند تعریفی از شعر آن دوره ارائه دهد.
۴۶۸۷۵.

بررسی شیوه های کانونی سازی روایت در رمان«عاشقانه های یونس در شکم ماهی جمشید خانیان» براساس نظریۀ ژرار ژنت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۹ تعداد دانلود : ۴۳۵
در پژوهش حاضر با شناخت تحلیل مهارت های خانیان در ساخت و پرداخت روایت و بررسی شیوه های آن از منظر کانونی سازی براساس نظریه ژرار ژنت، این پرسش مطرح می شود که: راوی، از چه زاویه دیدی به افراد و حوادث داستان نگاه می کند؟، روایت داستانی مقید به زاویه دید است؟، با توجه به جنبه های کانونی سازی، رمان عاشقانه های یونس دارای طرح مکرر، متناوب و مارپیچی است که برای مخاطب نوجوان کشش و جذابیت خاصی ایجاد می کند، و کانون دید شکل گرفته در این رمان زمانی، مکانی، روان -شناختی و ایدئولوژیکی است و راوی مرکز توجه می باشد، که روایت گری و چندصدایی بودن روایت را توجیه می کند. بسامد، دیرش، و زمانبندی به شکل معناداری در متن، و عشق و جنگ دو نقطه کانونی و محور اصلی می باشند که با توجه به خشونت و بیرحمی جنگ، در عشق پاک دو نوجوان جریان دارد. جمشیدخانیان از نویسندگان مطرح حوزه کودک و نوجوان ایران با گرایش به سبک رئال در آثار خود در سال های اخیر، خصوصاً در رمان «عاشقانه های یونس در شکم ماهی» منجر به جذب مخاطب نوجوان گردیده است. 
۴۶۸۷۶.

خوانش آمریکایی آفریقایی سفیدهای لورن هانسبری و بررسی مفاهیم دلالت و صدای دوگانه ی هنری لوییس گیتس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۹ تعداد دانلود : ۴۶۵
لورن هانسبری نه تنها برای نمایش اشکال مختلف نقاب استعمار، بلکه برای تأکید بر بزرگداشت فرهنگ آفریقایی آمریکایی می نوشت. نمایشنامه «سفیدها»ی وی، با محوریت آفریقا و طرح پرسش هایی در زمینه بحث آزادی آفریقا خلق شده است. هانسبری در همگی آثارش ازجمله سفیدها، با حذف و انکار تاریخ و فرهنگ آفریقایی ها برای حفظ هژمونی اروپای غربی، آمریکا و نیزکلیشه سازی از نمایش افراد آفریقایی- آمریکایی های مخالف بود. هنری لوییس گیتس چهره معاصر در پژوهش های آفریقایی آمریکایی ها، صدای دوگانه را دو بخش می داند، صدایی که هم به زبان فرهنگ غالب و هم به زبان فرهنگ مغلوب سخن می گوید؛ یکی از بهترین نمونه های صدای دوگانه همانا دلالت است. وی به باز تعریف مفهوم دلالتمندی سوسور می پردازد. این مقاله مفاهیم صدای دوگانه و دلالت گیتس را در سفیدها جستجو می کند و به توصیف کاربرد این شگرد، نیز معرفی این مفاهیم به کمک مثال های نمایشنامه می پردازد. وی به این نتیجه می رسد که به خاطر همین فرهنگ ها و صداهای آفریقایی- آمریکایی ست که منحصر به فرد شده است.
۴۶۸۷۷.

شگردهای طنزساز در اسرارنامه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۰ تعداد دانلود : ۳۵۳
عطّار از جمله شاعرانی است که طنز را دستمایه انتقادهای سیاسی و نابرابری های اجتماعی عصر خویش قرارداده است. اوبرای بیان بسیاری از بی عدالتی ها و بی رسمی های اجتماع آن روز از زبان اشخاص تمثیل، نگاه نقادانه را با لحن طنزی می آمیزد.طنز یکی از شیوه های کلام است که هدف آن اصلاح و تزکیه است. شاعر یا نویسنده با هدف تعلیم و اصلاح دست به آفرینش طنز می زند و در این راه از شگرد های گوناگونی برای بیان مقاصد خود سود می جوید. از جمله عوامل طنزآفرین در اسرارنامه عبارتند از: خلق موقعیت های طنز آفرین، حضور شخصیت های دیوانه وساده لوح، ترکیب های زبانی، استدلال اشتباه از مقدمات، پاسخ غیرمنتظره (جواب هنری)، تشبیه به حیوانات،خراب کردن سمبل ها، پارادوکس(متناقض نما) و... . مطالعه شیوه های طنز در اسرارنامه نشان می دهد که عطار از انواع هنجارگریزی های زبانی و معنایی در متن سود جسته تا در خواننده ایجاد شگفتی وآشنایی زدایی کند. در بیشتر حکایت های اسرارنامه آفرینش طنز حاصل شگفتی سازی درگفت وشنود دو طرفه است وکردار کمتر دیده می شود. حکایت پردازی از شیوه های پرکاربرد برای استدلال در متون تعلیمی وعرفانی است عطار از طریق این تمثیل ها سیر حوادث وگفت وگوها را به اقتضای شخصیت ها در زمینه ای متناسب با اندیشه ومقصود خود به پیش می برد ، جهل وخرافه توده مردم را به ریشخند می گیرد و به انتقاد ازعوام فریبی و ریاکاری طبقه حاکم می پردازد. در این نوشتار قصد داریم به بررسی شگردهای طنزآفرینی در اسرار نامه بپردازیم.
۴۶۸۷۸.

ساختمان واژه عطف و تشخیص آن از گروه نحوی همپایه با تکیه بر چند متن ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۹ تعداد دانلود : ۴۴۴
مقاله حاضر با رویکرد زبانی به متون ادب فارسی و با هدف بازشناسی کلمه مرکب عطفی از گروه همپایگی حرف عطف و بازنمایی ساختمانِ آن سامان یافته است. در روند تحقیق واژه های دو سوی حرف «و» بررسی شد و کلماتی که به عنوان اجزای یک واحد واژگانی از نشانه های مرکب به ویژه از استقلال نحوی برخوردار بودند، همراه با نمونه هایی گردآوری شد. سپس با بررسی ساختمان داده ها، ساختار واژگانیِ مرکب عطفی، مرکب اتباعی و نام آوای مرکب، زیرعنوان واژه عطف ترسیم شد و نمونه هایی از دشوارترین شواهدی که در آن ها واژه عطف، آوا و صورتی همسان با ساخت نحوی اش داشت، ارائه شد تا نشان داده شود که از نشانه های چندگانه مرکب، «استقلال نحوی» در شناسایی مرکب عطفی از گروه نحوی به ویژه در صورت های همسان، کاراتر است؛ واژه عطف در متن ادبی به تمامی از قاعده بازگشت ناپذیری مرکب پیروی نمی کند و نسبت به زبان معیار از تنوع ساختاری بیشتری بهره مند است
۴۶۸۷۹.

زمان آگاهی بیدل دهلوی از منظر نقد مضمونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۹ تعداد دانلود : ۳۷۲
زمان در نقد مضمونی یکی از موضوعات اساسی است و از میان منتقدان این حوزه، ژرژ پوله بیش از همه به مؤلفه های زمان و مکان توجه دارد. محور اساسی نقد پوله کاوش و بررسی چگونگی ارتباط با دنیای بیرونی است که با تأکید بر مؤلفه های زمان و مکان صورت می گیرد. تأکید بیدل دهلوی به «زمان» و «صیرورت» و ابعاد معرفت شناسی آن چه در مثنوی ها و چه در غزلیات از مؤلفه های اصلی اندیشه ی اوست. بیدل در غزلیاتِ خود از طریق نمادها، تصاویر و استعارات، فضایی سوررئالیستی خلق می کند و برداشت متفاوت خود از زمان را که مطابق با جهان بینیِ عرفانی اوست ارائه می دهد. این پژوهش در پی آن است که ضمن ترسیم همبسته های مفهومی زمان و شبکه تصویری آن، مبانی فلسفی و عرفانی تلقی بیدل از زمان یعنی اندیشه وحدت وجود و حکمت هندی را نشان دهد. مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی مفاهیم و تصاویر مرتبط با مقوله زمان در غزلیات بیدل دهلوی می پردازد و با رویکرد نقد مضمونی بر محوریت آرای پوله، ادراک بیدل از زمان حال، گذشته و آینده را در آیینه ی تصاویر تکرارشونده بررسی می کند. دست آورد این تحقیق، این است که بیدل بنا به آموزه های حِکمی ِهندی و عرفان اسلامی به مراقبه و مکاشفه و تأمل و شهود بسیار بها می دهد و بسامد بالایِ واژگانی همچون «لحظه، لمحه، دَم و آن»، و دیگر ترکیباتِ مشابه مانند «چشم بر هم زدن»، «طَرفه العین» و «کاغذِ آتش رسیده»، «برق و شرر»، «برگ کاه در مقابلِ آتش، گردش چشم، آهوی رمیده.....» نشان از توجه بیدل به مقوله زمان است.
۴۶۸۸۰.

بررسی سیرتحول آوا در منظومه های عاشقانه (از آغاز شعر فارسی تاپایان قرن هشتم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۰ تعداد دانلود : ۳۹۶
زبان از مهم ترین ابزارهای انتقال پیام بین انسان هاست که شاعران از آن استفاده ی هنرمندانه می کنند. آن ها با استفاده از امکانات زبان، توانایی های خود را بروز می دهند و می کوشند دیگران را با دنیای خویش آشنا کنند. توجه و دقت در استفاده از آواها و واج های زبانی می تواند شاعر را در رسیدن به مقصود خویش و القای نوع ادبی اثر یاری دهد. در این پژوهش باتوجه به دیدگاه های صاحب نظران اروپایی مانند گرامون و ژانت و فارسی زبان همچون فارابی، ابن سینا و غیره سیر تحول آوایی و واجی در چهارده منظومه ی عاشقانه ی فارسی از آغاز تا پایان قرن هشتم ه (جمعاً 64485 بیت) به شیوه ی استقرای تام و با بهره گیری از نرم افزار سیمیا بررسی شد. بر اساس نتایج به دست آمده، آواهای سایشی در این منظومه ها بیشترین کاربرد را دارند. آواهای خیشومی و روان به عنوان تسهیل کننده و ایجاد روانی در خوانش در جایگاه بعدی قرارمی گیرند. اگرچه آواهای انفجاری در منظومه های نخستین کاربرد وسیعی دارند؛ ولی به سبب غلبه ی سبک عراقی و نوع ادبی غنایی کم رنگ می شوند. نظامی و خواجوی کرمانی ازنظر استفاده ی صحیح و هدفمند از واج ها برای القای مفاهیم، در منظومه های عاشقانه ی خود، سرآمد شاعران در این دوران هستند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان