یکی از شگردهای رایچ در میان نویسندگان متون منثور فارسی، استفاده از امثال در آثارشان بوده است که نه تنها کارکردی بلاغی دارند، که در انسجام متن هم نقش بسزایی ایفا می کنند. این مقاله بر آن است تا با بررسی امثال فارسی در متون منثور منتخب تا سده هشتم هجری، نقش آنها را در انسجام متون از مناظر مختلف نشان دهد. بدین منظور پس از مطالعه دقیق 25 متن منثور فارسی، امثال به کار رفته در آنها استخراج شده و سپس بر مبنای نظریه انسجام هلیدی و حسن، از نظر انسجام دستوری، واژگانی، پیوندی و معنایی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می-دهد که در میان عوامل دستوری، جایگزینی، در میان عناصر واژگانی، تکرار، در میان عناصر پیوندی، پیوندهای اضافی و در میان عوامل معنایی، تأیید معنا بسامد بالاتری نسبت به سایر عناصر داشته اند. همچنین در این میان، نقش عوامل معنایی در انسجام بخشی امثال فارسی به متون خود بیش از سه عامل دیگر بوده است. افزون بر این، بررسی عوامل انسجامی در متون مختلف به تفکیک سده هایی که در آنها نوشته شده اند، گویای آن است که بسامد و میزان تأثیر هریک از آنها در سده های مختلف تقریباً برابر است و یا تفاوتی بسیار اندک دارد که نشان دهنده ویژگی های ذاتی امثال در انسجام بخشی به متون است.
تصویر ارایه شده از سرزمین های تحت سلطه در نوشتههای نویسندگان غربی، همواره نظر ورزانه و یک جانبه بوده است. در این راستا، ارائ? تصویری صحیح از این سرزمین ها برای باز پس گیری عزت از دست رفت? بومیان، از اهداف ادبیات پسااستعماری است. رمان همه چیز فرو می پاشد اثر چینوآچبه تلاشی در این زمینه است. مقال? حاضر، با معرفی روایت شناسی پسااستعماری که به پیوند عناصر روایت و مفاهیم پسا استعماری توجه دارد، به بررسی رابط? زاویه دید با استعمار زدایی در این رمان می پردازد. برای این منظور، این جستار با استمداد از روایت شناسی ژرارد ژنت که در آن زاوی? دید به دو بخش کانون دید و راوی تقسیم بندی می شود، نشان می دهد چگونه آچبه توانمندی های راوی برون داستانی را همچون وثوق بالا، تسلط بر اثر و... در خدمت هدف خود قرار می دهد. به عبارت دیگر، انتخاب این راوی موقعیت هایی را برای تحقق هدف نویسنده در اختیار وی قرار می دهد که با انتخاب راوی دیگری ممکن نمی شد.
مکتب سوررئالیسم را واکنشی به نومیدی انسان معاصر از عقل گرایی و ماده گرایی محض عصر مدرن دانسته اند و گریز به جهان ناخودآگاه را، بهترین راه حل او در برابر رنج این سال ها به شمار می آورند. از سوی دیگر، عرفان اسلامی نیز نوعی مکتب فکری و معرفتی است که در مسیر کشف حقیقت، بیش از هر چیز بر ذوق و اشراق اعتماد می ورزد و ترسیم رابطه خالق و مخلوق را از رهگذر عبور از عین به ذهن و از جهان محسوس به ذهنیت مطلق ممکن می داند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که کتاب منطق الطیر به عنوان یکی از نمایندگان این روش فکری، در خرده روایت هایش دارای نشانه ها و مؤلفه هایی از سوررئالیسم است که تأیید کننده پیوند و همبستگی دو مکتب فکری سوررئالیسم و عرفان، حداقل در ساختار صوری آن هاست، همچنین از مؤلفه هایی چون: لامکانی و لازمانی، عشق، آزادی، رؤیا و تخیل، امر شگفت و جادو، جنون و دیوانگی و ... می توان به عنوان دیگر نشانه های اشتراک ساختاری و معنایی این اثر عرفانی با آثار سوررئالیستی مدرن، یاد کرد.
در متون ادب فارسی از برخی علوم سخن به میان آمده است. یکی از آن علوم، علم طب است که در متون ادبی به انحاء مختلف از آن سخن رانده شده است. ادیبان و طبیبان از دیرباز تا کنون پیوند عمیقی با یکدیگر داشته اند. با مطالعه ی اشعار شاعران پرآوازه ای چون مولانا، سعدی، نظامی، فردوسی و ...که در عصر گذشته می زیسته اند، نیز تورّق دیوان شاعران عصر جدید چون شهریار و پروین اعتصامی، درمی یابیم که اهل ادب، با استفاده از طبع شاعرانه ی خود، بسیاری از مسائل و مناسبات میان طبیب و بیمار را گاه تلویح اً در قالب حکایت و داستان و گاه با زبان صریح بازگو کرده اند. مطالعه ی این مطالب هم برای بیماران سودمند است تا بدانند در مقابل درمانگر خود چگونه باید رفتار کنند و هم طبیبان را بایسته است تا با در نظر گرفتن آنها، در خدمت صادقانه به خلق، هر چه بیشتر کامروا گردند. نتایج این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت پذیرفته، بیانگر آن است که نحوه ارتباط صحیح میان بیمار و طبیب که نتیجه مستقیمی در روند درمان دارد، مورد توجه شاعران ایران زمین بوده است. همچنین بسیاری از موارد مطرح شده از سوی شعرا، از نظر اخلاق پزشکی نیز، مورد تأیید و توصیه صاحب نظران است.
سعدی و سروانتس دو سلطان سخن در دو حوزه زبانی مختلف هستند و هر دو از چهره های ادبی جهان هستند که شاهکارهایی را خلق کرده اند و واقعیات زمانه خود و آرمان هایشان که همان آرمان های بشری هستند را بیان نموده اند، اما آن گونه که سزاوار آن هاست شناخته نشده اند. به همین منظور در این تحقیق به تطبیق جایگاه واقعیت و خیال در گلستان و بوستان سعدی با دن کیشوت سروانتس پرداخته ایم که مشخص شد، دن کیشوت، با خود درگیری خیالی خویش، جامعه را نیز درگیر می کند و این اشاره ظریف سروانتس به تباهی جامعه است. جامعه ای که درگیر خرافه های مذهبی و سنت های نادرست گذشته است. دن کیشوت همه نبردهای خیالی اش با دیوها و شیاطین و جادوگران را عین واقعیت می شمرد و آن جا که واقعیت را با خیالات خود در تعارض می بیند، به انکار واقعیت بر می خیزد. سعدی هم نهایت سعی خود را به کار برده است، تا مخاطبانش باور کنند که سفرها و ماجراهایی که نقل می کند نیز برایش رخ داده است. سعدی در حدود هفتاد حکایت از بوستان و گلستان، و البته بیشتر در گلستان، را در وقایع «دخیل نموده» است. اکثر این حکایت ها چنان پرداخت شده اند که اگر هم به راستی رخ نداده باشند، دست کم باورپذیر به نظر می رسند. اما در این میان حکایت هایی هستند، بیشتر به داستان های خیالی دن کیشوت شبیه اند.
در شماره یازدهم فصلنامه درّ دری مقاله ای با نام «عدم آشنایی خاقانی با موسیقی سنتی» از فیروز فاضلی (استادیار دانشگاه گیلان) و مجید ایران نژاد نجف آبادی (دانشجوی دکتری) منتشر گردید، در اینجا به نقد و بررسیِ آن مقاله پرداخته شده است. به عقیده بنده ، خلافِ نظر مؤلفان مذکور ، اینکه خاقانی در شعرش به چگونگیِ دقیق و تعریفِ مصطلحاتِ موسیقی نپرداخته ، دلیل بر عدم شناخت او نیست ؛ بلکه او مصطلحاتِ موسیقی را مانند برخی اصطلاحاتِ دیگر علوم ، در خدمتِ شعرش گرفته و به طور کلّی رسالت او در سخن سرایی ، تعریف مصطحات علومِ دیگر نیست . لازم به ذکر است آنچه در این مقاله فراهم آمده، مشتی است نمونه خروار و بررسیِ کامل مقاله «عدم آشنایی خاقانی با موسیقی سنتی» باعث اطاله کلام و نیز بررسی مفصلِ موسیقی شناسیِ خاقانی مجالی فراخ تر می طلبد. به عقیده بنده مؤلفان هیچ شناختی در موسیقی قدیم نداشته و جز کتابِ واژه نامه موسیقیِ ستایشگر کتابی در علم قدیم موسیقی حداقل برای این مقاله ندیده اند خواسته اند موسیقیِ امروز که آن طور که پیداست در آن هم تبحری ندارند را در شعر خاقانی بیابند و تعمیم دهند که البته امری ناشدنی است.
در عرفان اسلامی آثار بسیار کثیری وجود دارد که هریک با رویکردی گوناگون سعی در شناسایی و معرفی جهان هستی دارد و غالباً روش ها و ابزارهایی همانند: کنایه، نماد، مفاهیم مجازی و استعاری را برای نمایش جهان درونی عارف با الگو از دنیای پیرامونش به کار گرفته اند. این رویکرد در مثنوی ستون سترگ ادبیات عرفانی و تمثیلی، مشهود است. مولانا این ابزارها را در ساحت های تمام موضوعات خویش تعبیه نمود که می توان از این موضوعات به عنوان موضوعات پرکاربرد تمثیلی و عرفانی مولانا نام برد که از جمله مهمترین آن ها عبارتنداز: انسان کامل، معرفت خداوند و شناخت هستی است. مولوی با بهره بردن از تعالیم عمیق دینی و تجربیات مهم ترین عارفان پیش از خود و آمیختن آنها با تجربیات عرفانی و تکیه بر مصادیق تمثیلی ادبیات فارسی توانست جهان شناسی، انسان شناسی عرفانی و در مجموع معرفتی تام و بسیار متعالی را در آثار منثور و منظوم خویش به بشریت عرضه نماید. هدف اصلی این جستار بررسی سرچشمه های عرفانی در مثنوی مولوی با تکیه بر ابزارهای تمثیل در چارچوب موضوعات یادشده می باشد. این جستارها به روشی تحلیلی و اطلاعات مورد نیاز به روش کتابخانه ای و با استناد به مقالات و آثار از پیش پرداخته شده، جمع آوری گردیده است.
سیمین دانشور (1300-1390) مترجم، محقق، نویسنده، نمایشنامه نویس استاد دانشگاه و...از جمله زنان مطرح در عرصه رمان نویسی ایران است که بیشتر او را بخاطر همسرش جلال آل احمد (1302-1348) و رمان معروف سووشون می شناسند و کمتر کسی به ابعاد دیگر شخصیتی هنریش از جمله روزنامه نگاری (ژورنالیستی) پرداخته است. بیشتر مقالات و پایان نامه هایی که در مورد سیمین دانشور به چاپ رسیده با محوریت داستان نویسی ایشان است و کمتر به بقیه ی قالب های ذهنی دانشور پرداخته می شود. با بررسی قالبهای ذهنی سیمین دانشور در می یابیم که وی در مجموعه داستانها و رمان هایش تفاوت عمده ای با مقالات و حتی منش و رفتارش در دانشگاه نداشته بلکه نگاهی عمیق و خاص به مقوله هنر بخصوص زنان و کودکان دارد. لذا نگارندگان در این مقاله با روش توصیفی –تحلیلی سعی در بررسی قالب ذهنی سیمین دانشور در دو شاخه مجزای داستان نویسی و روزنامه نگاری در مورد زیبا شناختی و تحسین هنر-که جزوء تخصص فوق دکتری ایشان در دانشگاه استنفورد دارد- می باشد. کلید واژه: سیمین دانشور رمان نویس، ژورنالیست، شناخت و تحسین هنر
یکی از اسلوب های بلیغ و بدیع سخن آرایی در مرزبان نامه که عرصه وسیعی برای سخن پردازی و نازک اندیشی های نویسنده فراهم آورده، صنعت حلّ است. وراوینی از همه ظرفیّت ها و اقسام گوناگون این صنعت برای ایجاد عبارات و آراستن کلام بهره برده و در این میان، غلبه با حلّ آیات قرآنی است. توجه به صنعت حل برای شناخت دقایق زیبایی شناختی و معنایی مرزبان نامه ضروری است. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی به زیبایی شناسی این صنعت مهم ادبی در این کتاب می پردازد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که حلّ آیات قرآنی یکی از مهم ترین ویژگی های سبکی و برجسته ترین وجوه زیبایی سخن در مرزبان نامه است که به آن غنای واژگانی و محتوایی بخشیده و باعث تناسب، انسجام و ایجاز بیشتر عبارات آن شده است. وراوینی در اغلب موارد، به حلّ فراتر از یک آیه نظر داشته و پاره ای از کلمات برجسته یک سوره یا آیات همجوار را در محور افقی و عمودی عبارات خود حل کرده است؛ گاهی نیز با این صنعت، بین واژگان مشترکِ برخی آیات در سوره های مختلف، ولی با زمینه معنایی مرتبط، پیوند برقرار کرده است؛ سپس حاصل آن را در تلفیق واژگان عبارات یا ساخت ترکیبات تشبیهی، استعاری، کنایی و... به کار گرفته است. بسیاری از واژگان حل شده در مرزبان نامه در حکم نشانه هایی برای فهم دلالت های ضمنی متن است.
الفاظ و معانی احادیث به صورت های گوناگون در زندگی مسلمانان، رفتار، گفتار و کردار آنان تأثیر داشته است. یکی از بارزترین موارد این تأثیر سروده های شاعران است. نظامی نیز یکی از شاعران بزرگی است که از علوم مختلف زمان خود بهره مند بوده و مضامین عالی قرآن و حدیث به اشکال مختلف در آثار او راه یافته است. شعر او هم از نظر صورت و هم از نظر معنا در اوج هنر شعری است. نظامی برای تبیین مفاهیم دینی و اخلاقی مورد نظرش در اشعار خود به وفور از آیات و احادیث بهره گرفته است. در این پژوهش گونه های مختلف اثرپذیری از حدیث در شعر نظامی به شیوه توصیفی تحلیلی بررسی شده است. از میان انواع مختلف شیوه های اثرپذیری، اثرپذیری ساختاری سبکی و اثرپذیری شیوه ای در آثار نظامی دیده نمی شود و اثرپذیری واژگانی و الهامی- بنیادی بیشترین کاربرد را در اشعار او داشته است.
با وجود دسترسی به تصحیح انتقادی آثار عطار، همچنان نقاط مبهم و مشکوکی در آثار او به چشم می خورند که حتی با داده های نسخه شناسی موجود قابل رفع نیستند. برای رفع چنین ابهام هایی، لازم است هر یک از جنبه های مختلف سبک عطار که بر پایه آثار مسلم او تعیین شده است به دقت مورد واکاوی قرار گیرد تا در نهایت الگوی جامعی از سبک او به دست آید. در این پژوهش، انواعی از التزام مورد بررسی قرار می گیرند که در سراسر آثار منظوم عطار از خردترین واحد؛ یعنی بیت تا کلان ترین واحد؛ یعنی منظومه تکرار شده اند. برای طرح الگویی منظم، انواع التزام در چهار گروه اصلی شامل التزام به تکرار، تقارن، تناسب و نوعی اسلوب ویژه طبقه بندی می شوند. بررسی انواع التزام در کنار سایر داده های سبک شناسی و نسخه شناسی می توانند در سنجش صحت ابیات مبهم و مشکوک در آثار عطار مفید و راهگشا باشند.
نقد و بررسی انتقادی تولیدات علمی، و یادآوری موارد قوت و ضعف آن ها، رشد و ارتقای کیفی آثار علمی را به دنبال خواهد داشت. رسیدن به کمال مطلوب در نگارش علمی، پس از نقدهای صریح و سازنده میسر است. در این نوشتار کتاب شکوه متنبی أثر موسی اسوار، که دربردارنده ترجمه و شرح فارسی 55 قصیده مشهور متنبی است، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، نقد و بررسی شده است. نتایج به دست آمده از بررسی این کتاب نشان می دهد که کتاب حاضر دارای موارد قوت شکلی و محتوایی فراوانی ازقبیل صحافی زیبا و حروف نگاری حرفه ای، دقت در تایپ و املای کلمات، انتخاب عنوان زیبا و الهام بخش، و مهم تر از همه مهارت فراوان در فهم معنای ابیات عربی، است. اما مهم ترین نقص های شکلی و محتوایی این کتاب عبارت اند از: فقدان طراحی جلد، نوشتن عنوان کتاب و عنوان های مباحث در پایین تمامی صفحات کتاب به جای بالای صفحات، فقدان مقدمه روشمند در آغاز کتاب، آشفتگی در تنظیم بخش های اصلی کتاب که به جدایی و فاصله بین دو بخش ترجمه قصاید و شرح آن ها منجر شده است، فقدان ارجاعات و استنادات و درنتیجه عدم ذکر منابع تحقیق و ترجمه، و مهم تر از همه کاربرد فراوان واژه ها و عبارات مبهم و نامأنوس عربی فارسی.
ماری ایندیای نویسنده زن مشهور ادبیات معاصر فرانسه است که به بازنمایی تصویر ادبیات فانتستیک در دنیای امروز پرداخته. رمان های او دربردارنده ی عناصر خیالی و فراطبیعی و درون مایه های وهم انگیز اند. در داستان های او حقیقت زندگی با دنیای غیر واقعی ترکیب می شود و درخواننده حسی غریب بر می انگیزد. خودنگاره ی سبز یکی از رمان های اوست که با ساختاری پیچیده این حس را در ذهن تداعی می کند، حسی که فروید از آن به عنوان «شگرف» یاد کرده و در مقاله ای به همین نام به تعریفش می پردازد . این مقاله تحلیلی است از رمان خودنگاره ی سبز از منظر ادبیات شگرف و شگردهای ایندیای در خلق این نوع ادبیات. ایندیای از مفهوم شگرف برای به تصویر کشیدن غرابت زنانگی شخصیت های زن استفاده کرده تا نشان دهد که چگونه ساختارهای جنسیتی و هنجارهای اجتماعی که در ابتدا امری طبیعی به شمار می روند به تدریج تبدیل به مسئله ای ناخوشایند شده و حسی شگرف ایجاد می کنند.
در هر دورانی، بزرگان و روشنفکران زمان در صدد یافتن راه حلی تازه برای مسائل و پیچیدگی های دنیای خود بوده اند تا از تنگناهای موجود زمان رهایی یابند و شعر یکی از ابزارهای مهم در خدمت این اندیشه است. واقع گرایی و حقیقت نمایی دو عنصر مهم شعر شاعران دوران معاصر می باشد و مستندسازی به شکل عام، ضبط، تفسیر و روایت تجارب شخصی فرد و تبدیل و ارجاع آن به جنبه های مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی بر بستری از زبان می باشد که سرشار از ابتکار و تجربه بوده است. رئالیسم مکتبی ادبی است که در فاصله سال های 1880-1850 در اروپا و آمریکا رواج یافت. مهم ترین ویژگی آثار رئالیستی آن است که انسان را به عنوان موجودی اجتماعی مطرح می کند و ریشه همه رفتارهای نیک و بد او را در اجتماع جست وجو می کند. مکتب رئالیسم از جمله مکتب هایی است که مانند آینه مشکلات فرد و جامعه را به تصویر می کشد و نویسنده نظرات شخصی خود را در آن دخیل نمی کند. اغلب شاعران معاصر هم به عنوان نویسنده رئالیسم به خوبی توانسته اند فقر و مشکلات مردم و مبارزه آنان را برای ادامه زندگی در شعر بیان کنند و به تصویر بکشد.
نگارش داستان به شیوه رئالیسم جادویی هیچ گاه سبک غالب داستان نویسان ایرانی نبوده است. با این حال تعداد نویسندگانی که این شیوه را آزموده اند کم نیست. یکی از آنها نویسنده نام آشنا منیرو روانی پور است. رمان «اهل غرق» منیرو روانی پور را بیشتر به عنوان یک داستان به شیوه رئالیسم جادویی می شناسند. اما این داستان چه اندازه به مولفه های رئالیسم جادویی وفادار است؟ این پرسشی است که مقاله حاضر بر اساس آن نوشته شده است. بعد از برشمردن ویژگی های این شیوه و بررسی دوباره رمان اهل غرق در خوانشی تازه به این نتیجه رسیده است که نویسنده درنگارش به این شیوه در بخش جادویی داستان موفق است اما در بخش دوم از مولفه های رئالیسم جادویی فاصله می گیرد. در مواردی همچون شکستن سکوت اختیاری نویسنده (راوی)، آوردن گزاره های قالبی برای باور پذیر کردن داستان، دخالت آگاهانه در ساخت شخصیت های نمادین، ایجاد تعلیق های چندگانه، تغییر هویت گمشده و گزارشی شدن لحن نویسنده، داستان مخدوش می شود و از نگارش رمان های سبک رئالیسم جادویی دور می شود.