شعر دفاع مقدس، رمزها و تمثیل های فراوانی را به نمایش می گذارد. برخی از این تمثیل ها، ریشه ای تاریخی- مذهبی دارد که با فضای جنگ و معنویت موجود در آثار این دوره متناسب است. تمثیل پرواز که جهت اشاره به شهادت به کار رفته است، یکی از بدیع ترین بخش های رمزپردازی شعر این دوره است. تمثیل و رمز پرواز، بیانگر عروج روح پس از مرگ به عالم بالا و نور است. این تمثیل عرفانی- اساطیری، در شعر دفاع مقدس بازآفرینی شده و صرفاً جهت بیان شهادت به کار رفته است.
این پژوهش به مقایسه سبک شناختی نامه های جامی و غزالی در بافت سیاسی با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی می پردازد. نامه های عرفا و علمای بزرگ ،منابع تاریخی ارزشمندی هستند که علاوه بر دارا بودن اطلاعات سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی روزگار خود ، چگونگی مناسبات و ارتباط نویسندگان آن را با صاحبان قدرت و طبقات مختلف اجتماعی نشان می دهد.دراین تحقیق سعی بر آنست که با توجه به مدل سه بعدی نورمن فرکلاف ویژگی های سبکی نامه های جامی و غزالی در سه سطح توصیف ، تفسیر و تبیین مورد مقایسه قرار گیرد تا بتوان به این پرسش ها پاسخ داد که هر کدا م از چه گفتمان و راهبرد های زبانی برای برقراری ارتباط با افراد در بافت سیاسی بهره برده اند؟ چه نقاط مشترک و متفاوتی در ویژگی های زبانی و سبکی آن ها وجود دارد ؟ گفتمان موجود در نامه ها چه نقشی ایفا کرده اند ؟ یافته های تحقیق نشان می دهد گفتمان حاکم بر نامه های جامی ، عارفانه با محوریت عشق الهی و گفتمان حاکم بر نامه های غزالی زاهدانه با محوریت آخرت گرایی است. هر دو با بکار گیری گفتمان مورد نظر به حفظ اقتدار خود در مقابل حکومت پرداخته اند. در مفهوم روابط قدرت ،جامی از طریق همسویی با قدرت حاکم و غزالی با ایستادگی در برابر آن ،دستگاه حکومت را کنترل وآن ها را به اجرای عدالت و حمایت از مردم دعوت نموده اند.
زبان به عنوان یک جریان سیال و تاویل پذیر ، از توانش ها ی پنهان و آشکاری بر خورداراست .استمرار حیات واژگان یک زبان عمدتا با عدم تطابق سطوح زبانی آن ارتباط دارد،بنا بر این بعضی از شعرا با توسل به هنر استعاره ، ضمن تحکیم جایگاه واژه ها در زبان ، معنی آن را از هرگونه گمانه زنی های عجولانه دور نگه می دارند. غرض نگارنده ازهویت یابی واژه ها، توجه شاعر به اهمیت وجه کم رنگ سازی و بعضا پنهان سازی معنی قطعی واژه هاست که در پرتو استعاره حاصل می شود. حافظ از جمله شعرایی است ، که نه تنها برخی از واژه ها را از سیاه چاله های گمنامی نجات داد،بلکه با بازنمایی جدیدی از فضای عصر خود و با رویکردی مبتنی بر استمرار؛ مدل فرهنگی و اجتماعی نوی را بنا می نهد. در همین راستا در شعر او به واژه های متعددی از جمله:« وحشی و ضع ، هر جایی ، چشم دریده،دهان گشاده، انگشت نما،خود فروشی ، هرزه گرد، جماش و ....» بر می خوریم که با کم رنگ سازی معنای قاموسی؛ هر یک ازآن ها را بر صدر می نشاند..و بنا به تعبیر خود، قبای حسن فروشی را برازنده آن ها می نماید.لذا این مقاله بر آن است تا نمونه هایی از این جریان هنری را در غزل های حافظ تحلیل نماید.و به این پرسش پاسخ دهد که :چگونه می توان با توسل به هنر استعاره به چنین هویتی در واژه ها دست یافت؟
امروزه استفاده از علم نوین روان شناسی در عرصه ی ادبیات فارسی و در تحلیل عوالم درونی متون کلاسیک و معاصر، توانسته است راه های تازه ای پیش روی پژوهشگران و منتقدان قرار دهد. بر همین اساس، ساختار کلّی این مقاله مطابق رویکرد فوق شکل گرفته و دو هدف عمده را دنبال می کند. اوّل کشف و شناسایی ویژگی های بارز شخصیت افراد سالم (خودشکوفا) بر اساس نظریه ی انسان گراها و دوم بررسی رویکرد تمثیلی صائب در بیان این ویژگی ها. برای دست یابی به این دو مقصود نیز از سخنان و اشعاری که شاعر با توجّه به دو خصیصه ی مهمّ سبک هندی یعنی بسیارگویی و کشف مضمون های تازه، در دیوان غزلیّاتش به این موضوع پرداخته، استفاده شده است.در این روش 364 غزل از دیوان مذکور بر اساس جدول مورگان و استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده از بین 6995 غزل، انتخاب و مورد بررسی قرار گرفته است. بر همین اساس بعد از بیان مطالبی درمورد تمثیل، کارکرد و شاخه های آن، موضوع شخصیت و مفهوم آن تبیین شده و سپس دوازده ویژگی معرّفی شده انسان های سالم در نظریه انسان گرا، از دیوان صائب استخراج شده و رویکرد تمثیلی او در بیان این ویژگی ها مورد بررسی و تحلیل قرار خواهد گرفت.
جریان سیّال ذهن، شکل خاصی از روایت داستان است که زمینه کنار رفتن نویسنده و مشارکت خواننده در تجربیّات ذهنی شخصیّت ها را فراهم می نماید . جوخه الحارثی و نسیم مرعشی در رمان های سیدات القمر و پاییز فصل آخر سال است کوشیده اند تا با بهره گیری از تکنیک های سیلان ذهنی، به بیان دغدغه ها و مسائل زنان در جوامع خود بپردازند. ازاین رو این مقاله، با روش توصیفی- تحلیلی، کارکرد جریان سیّال ذهن در این دو رمان و میزان موفقیت هر یک از نویسندگان را موردبررسی قرارمی دهد. یافته ها گویای آن است که الحارثی در ارائه تکنیک های سیّال ذهن برای انعکاس ذهنیّات شخصیت های داستان موفق تر بوده است؛ وی با بهره گیری از ظرفیت روایت دانای کل، در به کار گرفتن تکنیک تک گویی درونی شایسته تر عمل کرده است. الحارثی با به کار گرفتن تداعی آزاد، پرش های زمانی - مکانی پی در پی و تغییر زاویه دید راوی، باعث ایجاد ابهام در متن می شود و شعرگونگی در زبان، زمینه ابهام بیشتر در متن او را فراهم می کند؛ مرعشی به علت رویکرد ساده نویسی، کمتر از شعرگونگی بهره برده است؛ وی حدیث نفس را برای بیان احساسات زنانه به کار برده اما الحارثی آن را به جهت اهداف والاتری، از جمله احقاق حقوق از دست رفته زنان در جوامع سنتی به کارمی گیرد.
دانشنامه قدرخان ، فرهنگ لغتی فارسی به فارسی است که به قلم اشرف ابن شرف المذکّر الفاروقی در سال 807ق تألیف شده است. از آنجا که در این فرهنگ شمار قابل توجهی از ابیات منسوب به رودکی وجود دارد و هم چنین برخی از ابیات آن مستقیما در دیوانهای منتشر شده از رودکی در ایران و تاجیکستان تأثیر داشته، لازم است یگانه نسخه خطّی آن از حیث کیفیت کلی اثر و نیز ابیات مضبوط در آن بررسی و نقد شود. نگارندگان با توجّه به این مهم، یکایک شواهد این فرهنگ را استخراج، و سپس به کاستی ها و کمبودهایی پرداخته اند که در ضبط ابیات به چشم می خورد و نهایتا انتساب ابیات را به رودکی بررسیده اند. از یافته های این پژوهش می توان به موارد زیادی از تصحیف و تحریف، ضبط های آشفته، انتسابهای نادرست و دستکاری در ضبط ابیات اشاره کرد؛ با وجود این کاستی ها، اثر بر خلاف نظر مصححان برجسته دیوان رودکی از جمله براگینسکی، میرزایف، نفیسی و ...، که از آن به عنوان منبعی دست اول در بازیابی اشعار رودکی بهره برده اند، منبعی کم کیفیت و دست دوم برای تصحیح و بازیابی اشعار رودکی است.
بررسی سرچشمه افکار و اندیشه های متفکران و شاعران بزرگ و تعیین میزان چگونگی اقتباس ایشان از نوشته های پیشینیان، ما را در شناخت هرچه بیشتر بنمایه های افکار آنان کمک می کند. کیمیای سعادت از معروف ترین کتب امام محمد غزالی است در علم اخلاق که چکیده ای است از کتاب بزرگ احیاء علوم الدّین با افزون و کاستی، و می توان گفت که غزّالی آن را با همان نظم و ترتیب، با نثری زیبا و روان نوشته است. وی در این کتاب مطالب اخلاقی و دینی را با کمک تشبیه و تمثیل بیان می کند. کتاب مثنوی معنوی نیز یکی از مهمترین کتب ادب عرفانی است. مولانا در این کتاب به صورت عمده از داستان پی در پی به شیوه تمثیل، به بیان مطالب عرفانی می پردازد. همسانی و همسویی اندیشه و روح و شیوه معنی پردازی بین امام محمد غزالی و مولانا، نکته ای است که محققان مکرر از آن سخن رانده اند؛ در مقاله حاضر نیز با تکیه بر کیمیای سعادت و مثنوی معنوی؛ به نمونه ای از پیوستگی ها و اقتباس هایی مولانا از اندیشه ها ی امام محمد غزالی در حوزه تمثیل اشاره شده است. مولانا نه تنها در اندیشه، بلکه در شیوه بیان مطالب نیز از امام محمد غزالی الهام گرفته است؛ در خصوص تمثیلات مشترک؛ فضل تقدم از آن امام محمد غزالی و فضل بیان از آن مولاناست.
When Charlotte Mary Matheson began writing The Feather in 1929, numerous movements regarding women's rights were emerging. However, despite various references to contemporary issues, Matheson’s book initially did not receive much attention from critics; it was only after a few decades that The Feather became one of the best-selling novels, especially in Iran. In this article, a feminist reading of the novel was conducted on the basis of the alterity of the Other and the ethics of the French philosopher Emmanuel Levinas. The common ground between the theories of feminism and Levinasian philosophy is the relationship between the Self and the Other, which according to both theories, needs to change. Traditionally, men were accepted as the dominant power or the Self and women as the second sex or the Other. On the other hand, ethics, according to Levinas, emphasizes a proper relationship between the Self and the Other. Hence, the kind of relationship between the Self and the Other and the alterity of the Other become important; thus, this relationship requires a new definition. This reading of the novel shows how the relationship between the Self and the Other in the story, which begins with carnal desires, eventually ends in a moral one. In addition, the female character rediscovers her independence and identity, which was initially dominated by men.
بسامد ها متغیر هایی تعیین کننده در دانش سبک شناسی هستند و به کار گیری روش های تحلیل آماری در ارزیابی بسامد ها نتایج سبک شناختی سنجیده تری را به همراه خواهد داشت. آمار توصیفی نمی تواند کمیّت های پر نوسان و دارای رفتار نا منظم را به روشنی تبیین کند. از همین روی روش های آمار استنباطی در نتیجه گیری از متغیر های کمّی نا متوالی بسیار سودمند خواهد بود. سبک شناسی مرتبط با تحلیل های رایانه ای را سبک سنجی می نامند که در حوزه زبان فارسی چندان رایج نبوده است. در این مقاله، نویسنده بسته تر شدن زاویه خیال در چهار گونه ساختمان تشبیه را به ترتیب از 1 تا 4 درجه بندی کرده و سپس رابطه میان فشرده تر شدن زاویه خیال با بسامد تشبیهات حروفی را در دیوان دوازده تن از شاعران شاخص سبک خراسانی در گذر زمان ارزیابی کرده است. از آنجا که بسامد گونه های تشبیهات حروفی از لحاظ ساختمان و فشرده شدن زاویه خیال در ساختمان این دست تشبیهات رفتار سبکی مشخصی را نشان نمی دهد، با استفاده از ضریب هم بستگی پیرسون در نرم افزار رایانه ای SPSS به تحلیل استنباطی آمار ها پرداخته شده است. با توجه به نتایج کمّی برآمده از این نرم افزار که گویای ضریب هم بستگی 374/. و سطح معناداری 626/. است و مقایسه این اعداد با شاخص های تعریف شده برای ضریب هم بستگی (1+ و 1-) و سطح قراردادی معناداری، رابطه مثبت و مستقیم میان متغیرها (نازک تر شدن خیال و فشردگی زاویه تشبیه با بسامد تشبیهات حروفی) تأیید می شود. به زبان سبک شناسی، یعنی فشرده تر شدن زاویه تشبیه در سبک خراسانی به معنای افزایش بسامد تشبیهات حروفی دارای ساختمان بسته تر بوده و این رخداد سبکی از هنجار های مسلط بر سبک دوره پیروی کرده است.
چکیده جانور شناسی (علم الحیوان) یکی از شاخه های دانش است که از روزگاران کهن (دست کم از یونان باستان) مورد توجه بوده است. در فرهنگ اسلامی نیز پس از تأسیس بیت الحکمه و شکل گیری نهضت ترجمه و برگردان متون از زبان های یونانی و سریانی و سانسکریت به عربی، رساله های متعددی در این باب نگاشته شده است. از جمله این آثار کتاب الحیوان اثر جاحظ و حیا ه الحیوان الکبری تألیف دمیری است. در این جستار پس از مروری کوتاه بر پیشینه نگارش کتب جانور شناسی در حوزه اسلامی - ایرانی، نسخه منافع حیوان نگاشته عبد الهادی مراغی (قرن هفتم) معرفی شده است. در ادامه با مراجعه به متون مرتبط با این حوزه ده ها واژه و عبارت ناتمامی را که مصحح محترم به سبب رنگ باختگی مرکب نسخه، با امانت داری تمام نشان داده ، اصلاح و تکمیل شده است؛ هم چنین است مواردی که مصحح تردید خود را از اصالت یا صحت عبارات با علامت پرسش ابراز داشته است. نکات تازه ای نیز درباب «دلفین» («غریق رهان» در برخی متون کهن) و «کبوتر بنا» ( ورشان یا کبوتری دشتی) ارایه شده است. گفتنی است، بیش از هر کسی مصحح محترم شایستگی تصحیح مجدد متن را دارا است.
زولا به عنوان سردمدار مکتب ناتورالیسم به جهان و جامعه به چشم قلمروی کشمکش نیروهای طبیعی و تاریخی که زندگی افراد را بطور خاص و حیات بشری را بطور کلی متأثر می کند می نگرد. این اندیشه در یک اثر ادبی همچون آسوموآر در دو سطح قابل شناسایی است : یکی در خود محتوا که به صورت مستقیم دیافت می گردد و دیگری در سطح شکل و تکنیک های ادبی که این حوزه تلاش بیشتری را از جانب خواننده یا مفسر می طلبد. در واقع، «روایت» و ترفندهای روایی قسمتی است که، به شکلی متفاوت از مضامین، ما را به عنوان خواننده به سمت کشف اندیشه نویسنده رهنمون می کند. در این مقاله تلاش می کنیم تا از سویی ردپای اصول مکتب ناتورالیسم را در یکی از نمونه های عملی آن، یعنی داستان آسوموآر نوشته امیل زولا، تعقیب کنیم و از سوی دیگر، برای مواردی که در آنجا میان نظریه و کارکرد تضادی دیده می شود توضیحی ارائه دهیم.
علم معانی که تحت تأثیر فن خطابه یونان باستان پدید آمده و در پرتو قرآن کریم شکوفا شده است، در میان فنون مختلف بلاغی از درونی ترین مسایل زیبایی شناختی و ظریف ترین شیوه های تأثیر کلام سخن می گوید. از جمله قابلیت های بلاغی این دانش، می توان به تحلیل و تبیین اندیشه و جهان بینی گوینده، بیان مقتضیات حال و مقام مخاطب و توسّع زبان، اشاره کرد که مبحث «مقاصد ثانوی خبر و انشا»، به عنوان یکی از مهمترین ارکان این علم، نقشی کارآمد و ویژه در این زمینه ایفا می کند. با این حال در کتاب های معانی بحث مستقل و مفصلی به آن اختصاص نیافته است بلکه، در دو بخش؛ اسناد خبری ذیل اغراض ثانوی خبر، و انواع انشا ذیل اغراض ثانوی پرسش، امر، نهی و ندا به این مبحث پرداخته اند. نظر به اهمیّت این بحث و نقش آن در بررسی کلام و رعایت اقتضای حال مخاطب و فوائد آن در نقد ادبی، سبک شناسی و فهم متون کهن و جدید، بازبینی آن ضرورت می یابد که پژوهش حاضر پس از تحقیق در امهات کتب بلاغی بدان پرداخته است. نتایج حاصل از بررسی کارکرد اغراض ثانوی جمله به همراه جداول مربوط به هریک، بیانگر مطالب درخور توجّهی نظیر: نوع و تعداد اغراض، تفاوت و تنوّع آن و اختلاف معنی دار در ذکر این مقاصد ثانوی است.
مطابق با رویکرد جهانی شدن ادبیات، یکی از مؤلفه های مهم در تسریع روند جهانی شدن آثار ادبی را مؤلفه های پیرامتنی تشکیل می دهد. زیرا یک اثر علاوه بر آنکه نیازمند برخورداری از مؤلفه زبانی و فنی و محتوایی برای صعود به قله جهانی شدن می باشد، می بایست از مؤلفه های پیرامتنی لازم جهت دستبابی به این مهم بهره مند باشد. شاخصه های پیرامتنی یک اثر در صورت برخوداری یک اثر از سایر مؤلفه ها، حلقه جهانی شدن را کامل می کند و در صورت عدم برخورداری یک اثر از این شاخصه ها، مسیر دشواری برای پیمودن و وصول به مرتبه جهانی شدن دارد. در این مقاله سه رمان از ادبیات پایداری ایران و سه رمان از ادبیات مقاومت فلسطین از جهت برخورداری از مؤلفه های پیرامتنی مورد مطالعه قرار می گیرد. عناصر فرامتنی مهم از قبیل ترجمه و جریان نقد ادبی توانمند، تبادل فرهنگی، نمایشگاه و بازار جهانی، رسانه جدید، از مهم ترین مؤلفه های مورد بحث در این مقاله برای سنجش و ارزیابی مؤلفه های پیرامتنی مورد توجه نگارندگان بوده است. نتیجه نشان می دهد ادبیات فلسطین از جهت برخورداری مؤلفه های پیرامتنی از موقعیت بالاتری نسبت به ادبیات پایداری ایران برخوردار است از این رو شایسته است تا با تقویت و تحکیم این بنیان های فرهنگی و فرامتنی مهم، آثار دفاع مقدس به مرز جهانی شدن رسیده و شاهد شکوفایی و فتح قله های جهانی توسط آثار ماندگار ادبیات دفاع مقدس ایران و حتی ادبیات مقاومت فلسطین در جهان باشیم.
مطالعات فراتحلیلی نتیجه نهایی یافته های پژوهش هایی با بن مایه های مشترک را مستخرج و در اختیار پژوهشگران قرار می دهد. رویکرد فراتحلیلی در حوزه ادبیات تطبیقی نیز نقشه راهی برای مطالعات آتی محققان فراهم می کند. در جستار حاضر، بیش از چهل و سه مقاله با بن مایه مشترک «سلوک» مطالعه و تلاش شد از یافته های آنها در ایجاد شبکه ای منسجم از پیکره های تطبیق پذیر استفاده گردد تا از این رهگذر دریچه ای نوین از مطالعات تطبیقی پیش روی پژوهشگران آتی گشوده شود. علی رغم اهمیت این نوع از مطالعات، تا جایی که نگارنده مطلع است، تاکنون هیچ یک از پژوهشگران داخل و خارج در حوزه ادبیات تطبیقی، رویکرد فراتحلیلی اتخاذ نکرده، و دست کم، در حوزه سلوک، هیچ مطالعه فراتطبیقی تا به این لحظه منتشر نشده است. از این رو، پژوهش حاضر در حوزه ادبیات تطبیقی کاملاً بدیع است. پیکره های مورد بررسی شامل ارداویراف نامه، کمدی الهی دانته، سیرالعباد الی المعاد، منطق الطّیر عطار نیشابوری، خمسه حکیم نظامی، جاناتان مرغ دریایی و ماهی سیاه کوچولو و برخی دیگر از آثار تطبیق پذیر است. پس از معرفی آثار فوق و مجموعه آثار قابل تطبیق با هریک، در نهایت، زمینه های تطبیق پذیر و آثار بکری که هنوز توسط محققان مورد مطالعه تطبیقی قرار نگرفته-اند، معرفی شده است. طبق یافته های تحقیق، دسترسی به ترجمه آثار دیگر ملل، اقتباس ضمنی، الهام از کُتب مقدّس، پیش زمینه مشترک مذهبی و عرفانی آثار سلوک-محور، و وجود دغدغه های مشترک در ترسیم مسیر سلوک، تطبیق پذیری آثار مطالعه شده در پژوهش حاضر را رقم زده اند.
«زبان شناسی تاریخی» یکی از شاخه های علم زبان شناسی است که به بررسی سیر تحول زبان می پردازد و به این منظور اسناد و مدارک به جامانده از زبان را مطالعه می کند. بخش بزرگ و ارزشمندی از اسناد و مدارک زبان فارسی را نسخ خطی تشکیل می دهد و «ترجمة فارسی تورات» (5187 مجلس) یکی از نسخه های قابل توجه و کارآمد در این حوزه و به لحاظ ویژگی های زبانی، سرشار از نکته های بکر و بدیع است. کاربرد همکرد «دادن» در ساخت خاصی از فعل مرکب، یکی از این نکته هاست که این نوشتار به آن پرداخته است. در ترجمة کهن تورات، همکرد «دادن» با باری از معنای دستور، تحکم و اجبار، در ترکیب با یک مصدر لازم یا متعدی، فعل مرکبی می سازد که معادل امروزین آن را می توان در قالب ساخت های سببی و با استفاده از ساختمان جملات مرکب وابسته با فراکرد پیرو مقصدی ساخت. با بررسی کاربرد همکرد «دادن» در این ترجمه روشن می شود که در گذشته این همکرد هم معنا با افعال سببی دستور دادن، باعث شدن و مجبور کردن نیز به کار می رفته است.
فخرالدین عراقی شاعر عارف سده هفتم، اشعار و لمعات خود را با درون مایه عشق سروده و نگاشته است. این پژوهش به روش تحلیل گفتمان انتقادی نرمن فرکلاف، غزلیات، رباعیات، عشّاق نامه و لمعات عراقی را در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین کاویده و در پی آن است که بداند عراقی تحت تأثیر کدام گفتمان ها و سویه های قدرت قرار دارد و سهم او در بازتولید یا مبارزه با آن ها چه میزان است. ازاین رو در سطح توصیف پس از یافتن سر نخ گفتمان ها، به کمک آن ها به گفتمان کاوی و تأثیر و تأثّر عراقی پرداخته ایم. در شعر عراقی، پرکاربرد ترین واژه و مضمون، عشق است. حاکمیت جملات مجهول از بی صدایی عاشق و میدان داری عشق خبر می دهد. پررنگ ترین نمود عشقش، «درد فراق» است. عراقی، تحت حاکمیت ضمیر «تویِ» (معشوقِ) نامعیّن است که «من» او را تابعی از «او» (معشوق) کرده است. در بافت موقعیتی، هجوم مغول و ظهور ابن عربی، علمی و عملی و علنی ترشدنِ گفتمان عراقی را در پی داشت و بستری شد تا بی محابا تر، از عشق به معشوق ازلی، دم زند و جان مایه شعر، به ویژه لمعات را بر پایه وحدت وجود نهد. در بینامتنی، تحت تأثیر گفتمان آیاتی از قرآن، اندیشه های وحدت وجودی ابن عربی و جمال گرایانی چون احمد غزالی است. در قلندرمنشی، با تهوّر بیشتر میراث دار سنایی و عطار است. بنیادی ترین نظرگاه تقابلی عراقی، گفتمان عشق محور در برابر زهدمدار است. همین رَویّه به دلیل ماهیت انفعالی زبان و بیانش، در راستای تثبیت ساختار نهاد قدرتِ حاکم عمل کرده است.
تقابل های دوگانه یکی از مباحث مورد توجه ساختارگرایان است. آن ها بنیاد هستی و شناخت آن را درک همین تقابل ها می دانند. اغلب آثار هنری بر مبنای تقابل شکل گرفته است؛ بد در برابر خوب، آسمان در برابر زمین، جوانی در برابر پیری، وجود در برابر عدم و... این دو قطب هرگز به گونه ای مستقل وجود نداشته اند و استوار بر تضاد دو قطب است. تقابل های هم جوار اصطلاحی است در پیوند با علم معانی نحو. این اصطلاح که همنشینی دو رکن متقابل است یکی از هنرهای پنهان در شعر نظامی است که در این مقاله بر اساس نظریه علم معانی نحو سعی شده است ساخت های گوناگون و الگوهای متعدد آن بررسی و تحلیل گردد؛ از جمله این الگوهای تقابلی عبارتند از: تقابل های هم جوار در یک جمله با هویّت دستوری یکسان، تقابل های هم جوار با هویت دستوری ناهمسان، تقابل های عطفی و غیرعطفی، تقابل های هم جوار تلمیجی و طبقه بندی تقابل ها از منظر تقابل معنی. همراهی این الگوها با دیگر عناصر بلاغی و زیبایی شناسی بر ظرفیت معنایی و حسن بلاغی آن ها می افزاید. این گونه گونی موجب پویایی بیشتر شعر نظامی از جهت بلاغی، زبانی و معنایی گردیده است. در این پژوهش با روشی توصیفی -تحلیلی تقابل های هم جوار معرفی و ساختار نحوی ابیاتی که شامل این هنر هستند در دو منظومه خسرو و شیرین و لیلی و مجنون نظامی تحلیل زیباشناسی شده اند.