در زبان شناسی شناختی،استعاره مفهومی سازوکاری است که بر اساس آن امور انتزاعی و ذهنی بر پایه امور عینی تعریف، فهمیده وتوصیف می شود. اندیشیدن به شیوه استعاری، یعنی تجسم بخشیدن به مفاهیم ذهنی و انتزاعی؛ مفاهیمی مانند مرگ، زندگی، وهم، عشق حیرت، مهربانی، خشم و صداقت اموری انتزاعی هستند که با استفاده از مفاهیمی عینی قابل درک و فهم می شوند.درشعربیدل که به واسطه زبان خاص و سبک ویژه اش، در بین شاعران سبک هندی متمایز است نیز از این واژه ها ومفاهیم کم نیست. در غزلیات بیدل دهلوی بعضی واژه ها بسامد بالایی دارندکه به صورت یک موتیف و بن مایه شناخته می شوند و نماینده نگرش او به جهان هستند. یکی از واژه های کلیدی پربسامد در شعر بیدل، مفهوم انتزاعی «جنون» است. این پژوهش، استعاره های جهتی بن- مایه «جنون» را با تکیه بر نظریه معناشناسیِ شناختی و کار-کرد استعاره مفهومی، تحلیل می کند. این مقاله توصیفی تحلیلی، با گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و روش استدلالی از نوع استقرایی (جزء به- کل) به تحلیل کیفی و گاه کمّیِ مفهوم انتزاعی «جنون» در غزل های بیدل بر پایه تحلیل استعاره های جهتی می پردازد. استعاره های جهتی در شعر بیدل با الگو های جهتیِ حرکت دورانی، بالا و پایین، درون و بیرون، حدفاصل، مرکز و حاشیه، پیش و پس و استعاره اینجاوآنجا قابل بیان است. در بسیاری از ابیات بیدل، جنون با سرگشتگی یا حرکت دورانی و گاه با گردش و چرخش و حرکتی رو به بالا و پایین، مفهوم- سازی شده است. همخوانی استعاره های به کاررفته برای مفهوم -سازی مضامین استعاری، بر قدرت شاعری بیدل دهلوی و استفاده وی از تجربه های محیطی در بیان اندیشه های عرفانی اش دلالت دارد.
سابقه زیبایی شناسی را باید در میان اقوام کهن و باستانی جست وجو کرد نخستین گام ها را در این مسیر تمدن های ایران، هند و یونانی برداشته اند و دستاوردهای خوبی را به یادگار گذاشته اند. مکتب زیبایی پرستی در عرفان ایرانی اسلامی با استفاده از دستاوردهای حکمت یونانی و اشراق شرقی و به ویژه با بهره گیری از حکمت ایران باستان در قرون نخستین اسلامی شکل گرفته و با استفاده از تعالیم قرآنی به مکتب بزرگی در عرفان اسلامی تبدیل شده است. البته بزرگان این مکتب همگی ایرانی بوده اند. عرفای بزرگی همچون مولانا جلال الدین رومی و عطار نیشابوری که همواره عشق به جمال پرستی و زیبایی شناسی در آثار عرفانی آن ها موج می زند. عطار نیشابوری نیز معتقد بر انعکاس جمال حق در سایر مخلوقات است؛ به خصوص معشوق زمینی که در داستان شیخ و دختر ترسا در «منطق الطیر» آمده است. در این مقاله کوشش شده است تا با نگاهی بر آثار و اندیشه های عرفانی عطار و مولانا درباره مفهوم زیبایی و زیبایی شناسی در عرفان اسلامی مطالبی ارائه گردد.
ترجمه هریک از انواع متون، با چالش ها و دشواری های خاص خود همراه است. در این میان، شاید بتوان گفت ترجمه شعر به سبب اهمیت صورت و معنا در نوع برداشت و واکنش برانگیخته شده در مخاطب، چالش برانگیزتر است. در این تحقیق با مقایسه دو ترجمه انگلیسی از هفت پیکر نظامی با متن مبدأ تلاش شد تا راهکارهای انتخاب شده مترجمان برای ترجمه تلمیحات - عناصر مذهبی- این اثر استخراج شود تا بدین ترتیب میزان موفقیت متن مقصد در انتقال معانی نیمه نهفته در این عناصر ارزیابی شود. درمجموع شصت مورد از این تلمیحات از میان داستان های شاهزادگان هفت پیکر انتخاب و براساس چهارچوب نظری گمبیر (Gambier, 2001) راهکارهای ترجمه آن ها از هردو نسخه انگلیسی استخراج شده است. پرکاربردترین راهکار دو مترجم «ترجمه تحت اللفظی» بود (راهکار B). مترجم نخست (Wilson, 1924) این اثر منظوم را به نثر ترجمه کرده و ترجمه دوم آن Meisami, 2015)) منظوم است. از بین دو ترجمه حاضر می توان ترجمه دوم را تا حدی موفق ارزیابی کرد؛ زیرا راهکار دوم این مترجم، افزودن توضیحات (C)، در بسیاری از موارد ابهام زدایی کرده است. در ترجمه ویلسون به دلیل استفاده فراوان از راهکار ترجمه تحت اللفظی، ترجمه نادرست بسیاری از ابیات و حذف مواردی، نسخه ای مبهم از ترجمه در اختیار مخاطب قرار گرفته و می توان گفت در انتقال مفاهیم فرهنگ اسلامی و تأثیرگذاری بر خواننده عملکردی ضعیف داشته است.
رمان دلبند از تونی موریسون روایت برهنه ایست از تاریخ شصت میلیون برده ی سیاه که به واسطه ی استیلای فراروایت سفیدپوستان آمریکا از بین رفتند و همچنین تلاش نویسنده برای برساختن گفتمانی خاص سیاهان. شخصیت های رمان هر کدام با توجه به تصویری که از گذشته در ذهن دارند، آن را به یاد می آورند و دوباره آن را برمی سازند. شخصیت های سیاه در فضای چندآوایی رمان آزادانه آنچه را که به واسطه ی استیلای فراروایت سفیدپوستان غیرقابل گفتن بوده و ناگفته مانده به یاد می آورند و در نهایت گفتمان سفید را به چالش می کشند، معانی مسدود را احیا و دالهای شناور را بر طبق مفاهیم فرهنگی خود درون یک گفتمان خاص مفصل بندی میکنند. در نتیجه معیار معقول بودن گفتمان برتر مورد پرسش قرار میگیرد و ساختار شکنی سبب بحران درون گفتمان هژمون می شود. در نقد رمان یاد شده از نظریه های ژان فرانسوا لیوتا ر، میخائیل باختین، ارنستو لاکلا و شنتال موفه که بر چگونگی تعلیق گفتمان برتر توسط فرهنگ های به حاشیه رانده شده تاکیید دارند استفاده شده است.
در ایران و دیگر کشورهای عربی همواره شاعرانی بوده اند که برای سربلندی و رهایی میهن کوشیده و شعرشان را در خدمت وطن قرار داده اند. درمیان این شاعران وطن دوست می توان به میرزاده عشقی، میقاتی طرابلسی، ساعاتی مصری اشاره کرد که برای روشن ساختن افکار عمومی تلاش کرده و صدای وطن در برابر بیگانان و فساد دستگاه های دولتی شده اند. میرزاده عشقی شاعر و روزنامه نگار دوران مشروطیّت ایران نیز یک انقلابی پرشور و احساس بوده که از شعرش به عنوان سلاحی برنده جهت ابراز عقیده اش استفاده کرده و شعر، قلم و زبان خویش را در خدمت اهداف سیاسی و وطن قرار داده است. میقاتی و ساعاتی دو شاعر قرن نوزدهم میلادی بودند که وصف میهن در اشعار آنان نسبت به شاعران دیگر تجلّی بیشتری داشته است. این مقاله به شیوه توصیفی – تحلیلی و با بهره گیری از کتب و مقالات متعدّد در پی تحقّق دو هدف اساسی است: برشمردن ویژگی های مشترک در شعر این شاعران و بیان تفاوت های شعری این سه شاعر از حیث سبک خیال و اندیشه در بیان عواطف میهن دوستانه. از یافته های این پژوهش می توان به پیدایش درون مایه های مردمی از خلال وصف میهن، خیال پردازی نو و تفاوت این سه شاعر از جهت تصاویر شعری در توصیف میهن اشاره کرد.
ادبیات تعلیمی، گستره وسیعی از ادبیات را در بر می گیرد. بسیاری از شاعران ادوار مختلف شعر فارسی که اشعار تعلیمی سروده اند؛ با عل وم مختلف رایج در زمان خود آشنا بوده اند و بدین گونه بر غنای ادبیات تعلیمی افزوده اند. از جمله این علوم، علم کلام است. شاعران اشعار خود را با توجه به مباحث مطرح در ح وزه کلامی که بدان معتقد بوده اند؛ سروده اند. در واقع می توان شعر را نموداری از اعتقادات شاعر دانست که به تعلیم مخاطب در آن حوزه کلامی می پردازد. این موضوع کمتر در ادبیات فارسی مورد توجه و بررسی قرار گرفته است. بدین منظور برای بررسی تاثیر علم کلام در ادبیات فارسی ابتدا به معرفی علم کلام پرداخته، عوامل پیدایش و حوزه های اصلی علم کلام را بررسی می شود. سپس برخی از آرای کلامی که در ادبیات مورد توجه قرار گرفته است؛ مطرح می شود. در ادامه، تأثیر علم کلام بر فلسفه و جریان ایجاد شده در ادبیات مورد بررسی قرار می گیرد.
سبک، شیوه ایی است که نویسنده یا شاعر برای بیان مفاهیم خود در اثر ادبی به کار می برد. یکی از روش های به دست آوردن سبک ویژه ی یک نویسنده یا شاعر، بررسی نشانه هایی است که در متن اثرش به کار می گیرد. نشانه هایی که سبب ایجاد تشخص سبکی می شود. تحلیل سبک شناسانه به روش علمی و کاربردی که به تشخیص ژانر ادبی متن و افتراق آن با آثار دیگر کمک می کند و تأیید روش نشانه شناسی برای دستیابی به سبک و نوع ادبی یک اثر از اهداف این تحقیق است. ما برآنیم که نشان دهیم آیا تعداد نشانه ها و بررسی شیوه های استفاده شده در به کارگیری نشانه ها امکان سبک شناسی و ارزش گذاری کیفی یک اثر را به شیوه ایی علمی فراهم می کند؟ ویژگی اصلی آثار «مهدی اخوان ثالث» توجه به زبان و ساختار ادبی متن و غلبه عنصر عاطفه و احساس است. شیوه روایت گونه اشعار اخوان به ویژه در مجموعه آخر شاهنامه زمینه لازم را برای بررسی ساختار روایی این مجموعه به لحاظ نوع ادب غنایی فراهم کرده است. پس از بررسی ساختار نشانه ها در سه شعر منتخب از این مجموعه که داری ساختار مشابهی بودند نتایج قابل تأملی در شناخت سبک شناسی نشانه ها به دست آمد که همگی در پی القای پیام محوری زبان و اندیشه شاعر است. این نشانه ها همگی در یک ساختار منسجم از موسیقی، واژگان، بیان و نحو استفاده شده اند.
یکی ازشروح بلاغی برجسته فارسی که در قرن نوزدهم میلادی در شبه قاره به نگارش درآمد، "شرح سه نثر ظهوری" نوشته امام بخش صهبایی است که از جهت نقد زبان شناسی، بلاغی و ادبی دارای ویژگی هایی است که بررسی و تحلیل این عناصر می تواند به مخاطب در شناخت مظاهر زبان شناسی و نقد ادبی تازه شکل گرفته این دوران یاری برساند. این مقاله می کوشد تا نقش این عناصر تازه بلاغی را در تحول نقد بلاغی و ادبی این دوره بررسی کند. برای این منظور، به بررسی شگردهای بلاغی که در کتاب های بلاغت فارسی کمتر نمود دارد، پرداخته شده است؛ چون سجع مردّف، مجاز در مجاز، مخالف خوانی در تلمیح، نگاه نو به استعاره مکنیه و تضاد معنوی. بعضی از این شگردهای بلاغی حاصل مطالعه صهبایی در امّهات کتب بلاغی نظیر "مختصرالمعانی" و "مطوّل" تفتازانی است که بارها به شکل مستمر در استدلالات خود از آن استفاده می کند. در اعتقاد صهبایی ملاک پذیرش استعاره، همان "آحاد"، یعنی نخبگان ادبی هستند که آن را به کار می برند. صهبایی معتقد است که زبان مجازی، ذاتاً ساخت شکن است؛ زیرا نخست با تغییر گونه بیان، معن ای متف اوتی را پی شنهاد م ی کن د و در مرحل ه دوم امکان قطعیت معنای پیشنهادی را رد و آن معنای قطعی را انکار می کند. در این پژوهش برآنیم با رویکرد تحلیلی و توصیفی آرای صهبایی را بر اساس موازین بلاغی با تکیه بر رساله "شرح سه نثر ظهوری" در حد وسع خود مورد بررسی قرار دهیم.
مسأله پژوهش حاضر، تردید درباره ضبط و نتیجتاً بازتصحیح و شرح بیتی از یکی از غزل های سعدی، به کمک میان رشته ای زیبایی شناسی شناختی است. بیت مورد نظر در غالب نسخه های چاپی موجود این چنین ضبط شده است: بازآ و حلقه بر در رندان شوق زن کاصحاب را دو دیده چو مسمار بر در است پذیرش ضبط «رندان» در این بیت توسط مصححان مختلف باعث شده است که شارحان نیز با ابتنا به آن، شرح هایی گوناگون، متناقض و کم ارتباط با ساختار متن را ارائه دهند. در این پژوهش با استفاده از شواهد گوناگون اثبات شده است که ضبط صحیح واژه مذکور در این بیت «زندان» است و نه «رندان»: اولاً با بررسی نسخ خطی واضح است که این واژه در قدیمی ترین نسخه خطی دیوان سعدی متعلق به زمان حیات شاعر، «زندان» ثبت شده است. ثانیاً از حیث زیبایی شناسی شناختی، واضح است که بیت حاضر بر پایه طرح واره تصویری حجمی و استعاره مفهومی «شوق، زندان است» تصویرسازی شده است.
پژوهش حاضر می کوشد براساس نظریّه کثرت گرایی در فهمِ متن پل ریکور ثابت کند که در متون عربی و فارسی، در کنار نظریّه «قصدی گرایی انحصاری» که امروزه مورد پذیرش جمهور مفسّران است، برای متن می توان معانی متعدّد صحیحی که فراتر از قصد مؤلّف هستند در نظر گرفت که امکان اخص بودن معانی مقصود از معانی احتمالیِ متن نیز مهیّا و با استفاده از «ضوابط تأیید تفسیر» نظیر «تبیین»، «مشروعیّت»، «مطابقت»، «تناسب» و «سازگاری» امکان دارد. از این رو، با به کارگیری «ضوابط تأیید تفسیر» می توان تفاسیر متعدّد عرضی (تفاسیر متفاوت نه متناقض) از متون داشت و در سایه آن از نسبیّت، آنارشیسم و اجتهاد به رأی محفوظ ماند؛ بنابراین، نوشتار حاضر که به شیوه توصیفی - تحلیلی همراه با گردآوری اطّلاعات اسنادی و کتابخانه ای انجام گرفته است به این نتیجه می رسد که نظریّه کثرت گرایی در فهمِ متنِ پل ریکور با عنایت هم زمان به ظرفیّت های متنی و ظرفیّت های ذهنی مفسّران، راه را به منظور رسیدن به فرضیه «قصدی گرایی شمولی و ذهنی گرایی معتدل» که در پی نفی توأمان «قصدی گرایی انحصاری» و «ذهنی گرایی افراطی» در باب تفسیر متون است و نظری میانه را برمی تابد هموار ساخته است.
نماد یا رمز عبارت از کاربرد کلمه و کلام به جای همانندهای آن که هم معنای حقیقی خود را به همراه دارد و هم به قرینه ی باورهای شاعر و دلالت های عقلی دارای معنای مجازی است. رمزها در کلمه و کلام در داستان ها با زیبایی و سنجیدگی خاصی به کار رفته اند. نخستین کسی که به رمزهای موجود در خلوت های دل شاعر اشاره می کند نظامی است. او از نماد آب در مخزن الاسرار در طرح معانی ژرف عرفانی و حکمی بهره های فراوانی برده است. در کلام او نوعی پیوند درونی و هماهنگی پیش ساخته بین لفظ و معنی دیده می شود که نظیر آن را در اشعار شاعران دیگر نمی توان نشان داد. در این مقال آب را نماد آبرو، آسمان، شراب، هستی، ... می یابیم.
«استخدام» از صنایع معنوی بدیع بر پایه دو یا چندمعنایی است. ابهامی که در تعریف این صنعت در کتاب های بدیع فارسی وجود دارد، موجب برداشت اشتباه یا غیردقیق از این صنعت و مصداق های آن شده است. نگارنده در این جستار با بررسی تعاریف، دسته بندی و جمع بندی آن ها در صدد ارائه تعریفی جامع از این صنعت است به گونه ای که مانع برداشت اشتباه یا غیردقیق شود. در این تحقیق بنیادی که با استفاده از ابزار کتابخانه ای صورت گرفت، عناصر تأثیرگذار در شکل گیری استخدام مانند ژرف ساخت عبارات، روابط معنایی میان کلمات، و برخی ویژگی های دستوری مرتبط بررسی گردید تا روشی دقیق برای تشخیص، دریافت و درک این صنعت تعیین گردد. برای درک بهتر، شواهد و مثال هایی که در کتاب های بدیع فارسی آمده، تحلیل شدند و مؤلفه های تشکیل دهنده صنعت در آن ها تبیین گردید. انواع استخدامی که در کتاب های بدیع مطرح شده بود، بازبینی شد و تلاش گردید دسته بندی منسجمی ارائه شود. آشکار شد تشخیص «حذف به قرینه لفظی» در روساخت عبارت، روشی برای تشخیص و دریافت استخدام است. هم چنین روابطی که میان برخی ترفندهای بدیعی و بیانی با استخدام وجود دارد، بررسی شد. آشکار شد که میان برخی از آن ها رابطه تقویت کننده و میان برخی دیگر رابطه هم پوشانی وجود دارد.
مفتون امینی، شاعری تجربه گراست که مولفه های شعر او بیانگر تمایل وی به دگردیسی و حرکت در مسیر تجربه های تازه است. این امر به تغییرات متناوب در ساختار و زبان شعر مفتون انجامیده و زمینه ظهور شاخصه هایی انحصاری را در کلام وی فراهم آورده است. در این مجال، چند مولفه اصلی شعر مفتون که عمدتاً برآیند رویکرد متنوع زبانی و تغییرات ساختاری در شعر او هستند، با عناوین «حرکت»، «معنی»، «ابهام»، «مشاهده» و «روایت» مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. طی تحلیل ها به ترتیب، چگونگی تغییر وضعیت و جا به جایی زمانی در مسیر تکوین شعر مفتون تشریح شده؛ کیفیت توضیح و تأکید و شرح و تثبیت معنا در آن بیان گردیده؛ هم چنین شگردهای پنهان سازی معنا و ابهام آفرینی در شعر مفتون توضیح داده شده است؛ افزون بر این موارد، وصف مادی و ملموس عینیات به عنوان یکی از عناصر زیبایی شناسی شعر مفتون و امکان فضاسازی با اشیا و واژه ها در آن مورد بررسی قرار گرفته است. نهایتاً چگونگی استفاده مفتون از شگردهای روایت، یعنی صحنه، نمایش، حرکت، شخصیت پردازی، گفت وگو و... تحلیل و تببین شده است.
از مهم ترین نظریه های ادبی، نظریه ی ساختارگرایی (structuralism) است که به بررسی و تحلیل ساختارهای عام در نظام های معناداری همچون زبان، ادبیات، داستان، اسطوره و ... می پردازد. تحلیل ساختاری داستان و روایت از زیباترین تحلیل های ادبی در نقد ادبی معاصر به شمار می آید. مجنون و لیلی جزو متون کهنی محسوب می شود که در رده روایت های اسطوره ای به حساب می آید. بهترین تحلیل ساختاری مجنون و لیلی، با توجه به ساختار روایی آن که از داستان های حماسی و غنائی تشکیل شده است، روش ساختاری در تحلیل داستان های اسطوره ای است. در این مقاله که بخشی از یک پژوهش گسترده در پیوند با تحلیل ساختاری لیلی و مجنون است، تلاش شده چگونگی کاربرد پی رفت در این اثر ارزشمند بررسی شود. نخست لازم است هر داستان به یک پی رفت تقلیل یابد، به طوری که هر پی رفت چند کارکرد (حداکثر پنج) یا نقش ویژه را تشکیل دهد. کارکردهای درون هر پی رفت لازم است دربرگیرنده یک کنش روایی باشد و در پیشبرد توالی داستان (قصه) نقشی مهم ایفا کند. مهم ترین پی رفت های داستان لیلی و مجنون نیز عبارت است به مکتب رفتن لیلی و مجنون، عاشق شدن آن دو به هم، خواستگاری و مخالفت پدر لیلی، مرگ لیلی و مجنون، آرامش پس از مرگ لیلی و مجنون
L’œuvre romanesque d’Olivier Adam en général et Les Lisières en particulier reflètent les crises, écarts, conflits, et rancœurs de la société contemporaine française. Par l’intermédiaire de maintes descriptions spatiales et d’innombrables personnages dont il nous relate la vie privée et le parcours professionnel, le romancier s’évertue à traiter l’instauration du système qui a entraîné de telles conséquences de même que les mécanismes qui ont favorisé sa durabilité. Au cours de ce travail, par le biais de la sociologie bourdieusienne et ayant recours aux termes propres au sociologue français tels que « l’espace social », « l’habitus », « la champ » et « la domination », on étudie la façon dont le jeune auteur a analysé la hiérarchie sociale en concrétisant le concept de « l’espace social » à l’aide des figures qui représentent de multiples « positions sociales ». On démontre également les stratégies de « domination » qui ont été retracées par le romancier en premier lieu dans les champs limités et à une plus grande échelle par l’État. Enfin, la théorie de « la distinction », si méticuleusement concrétée par le romancier, est traitée pour montrer les obsessions d’un écrivain qui se veut engagé au XXI e siècle.
گفتار قالبی یا گفتار کلیشه ای، جزئی جدانشدنی از هر زبان است. این نوع گفتار با دو ویژگی ایجاز و عمق معنا، مطلب مورد نظر گوینده را به شکلی واضح تر به مخاطب منتقل می کند. همچنین بیشتر در زبان محاوره متجلی می شود و ریشه در جامعه و فرهنگ دارد. یکی از گونه های گفتار قالبی، کنایه است. کنایات به عنوان شناخته شده ترین کلیشه های زبانی، کارکردهای خاص خود را دارند. کنایه در «چرند و پرند» نیز با بسامد بسیار بالا به کار رفته است. بررسی کنایات و کارکرد آن ها در این اثر دهخدا، افزون بر شناخت سبک نویسنده، از لحاظ فرهنگی و اجتماعی نیز مفید خواهد بود و می تواند زوایای پنهان متن و مفاهیم مخفی مندرج در آن را بهتر نمایان کند. پژوهش حاضر با روش کیفی (تحلیلی-توصیفی) به بررسی کنایه و کاربرد آن در «چرند و پرند» دهخدا می پردازد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که دهخدا در این اثر، از کنایات زبانی و تصویری، بیشتر استفاده کرده است. بسیاری از کنایات او، نقیضه ای یا با ریشه غیرفارسی هستند و زمینه های فرهنگی، اجتماعی و مذهبی دارند. همچنین این گونه گفتار قالبی، کارکردهای زیادی در اثر مورد بررسی دارد و استهزاء، اعتراض، انتقاد، افشاگری، ایجاز، ترسیم اوضاع جامعه، عینیت بخشیدن به شخصیت ها و نزدیک کردن نثر به زبان مردم از جمله این کارکردهاست.
شعر فنی یکی از دشوارترین و پیچیده ترین سبک های شعر فارسی است که در قرن ششم رواج یافت. خاقانی از بزرگترین شاعران این سبک به شمار می رود. یکی از سئوالاتی که مطرح می شود این که خاقانی به چه شیوه ای از علوم بلاغی بهره گرفته و این کاربرد چه تأثیری بر شعر او گذاشته است؟ کتاب ها و مقالات زیادی پیرامون سبک شعر خاقانی و دشواری های شعری او نوشته شده است ولی به دلیل گستردگی اشعار و مضامین متنوع و دیر فهم بودن اشعار خاقانی هنوز این ضرورت وجود دارد که پژوهش گران به تحقیق و تفحص بپردازند و پیچیدگی ها و دشواری های شعری او را برطرف نمایند. انجام پژوهش های جدید درباره خاقانی و اشعار او سبب می شود که خوانندگان بتوانند با زبان و شعر خاقانی ارتباط بیشتری برقرار کنند و آن ها را بهتر درک کنند. خاقانی برای خلق تصاویر بدیع و شگفت انگیز در اشعار خویش از صنایع بدیعی و صور خیال به شیوه هایی خاص بهره برده است. اگرچه این بدیع گویی سبب پیچیدگی اشعار او شده ولی به لحاظ هنری و آفرینش ادبی بسیار درخور توجه است. در این مقاله با ارائه نمونه هایی از اشعار خاقانی، لفظ پردازی های او در شعر تبیین شده و جایگاه این شاعر سترگ در سبک فنی نقد و بررسی شده است. در ادامه برخی از دشواری های شعری، علل این مغلق گویی و پیچیدگی بررسی شده است.