فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۳٬۷۸۱ تا ۴۳٬۸۰۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
نقد تطبیقی دیدگاه فمینیستی سیمون دوبووار، ویرجینیا وولف و سیمین دانشور در آثار داستانی
حوزههای تخصصی:
ادبیات تطبیقی حوزه ای از پژوهش های ادبی است که درآن آثار دو یا چند نویسنده ازدو زبان وملیت متفاوت با یکدیگرمقایسه می شوند.دراین مقاله آثار داستانی سه نویسنده زن، یعنی «ویرجینیا وولف»، «سیمون دوبووار» و «سیمین دانشور» از زاویه دید ادبیات فمینیستی و مکاتب فکری تأثیر گذار بر اندیشه آنان بررسی شده است. مطالعه و تحلیل آثارشان نشان می دهد که وجه مشترک ادبیات فمینیستی، تلاش برای احیای حقوق و نمایاندن مظلومیت زنان و شناساندن هویّت و جایگاه زن در نظام مردسالاری با توجه به نوع نگرش به هستی و انسان است. سیمین دانشور با تفکر ایرانی-اسلامی در پرتو ارزش های دینی و اخلاقی حقوق زن و مرد را برابر می داند، امّا سیمون دوبووار با دیدگاه سکولاریستی (اگزیستانسیالیستی) ویژگی های فطری زنان چون ازدواج، تشکیل خانواده و مادرشدن را مانعی در مسیر پیشرفت آنان می یابد. و ویرجینیا وولف، زنان را به کسب استقلال مالی وکوشش برای داشتن امتیازات همسان با مردان توصیه می کند.
طرب 3
حوزههای تخصصی:
مأخذیابی و تحلیل تصرفات مولانا و شمس در ادبیات عاشقانه عصر اموی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی سال نهم پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱۷
115-140
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، به بررسی نحوه بازتاب ادبیات عاشقانه عرب عصر اموی در آثار مولانا (مثنوی، مکتوبات، فیه ما فیه، مجالس سبعه، غزلیات شمس) و مقالات شمس تبریزی، مأخذیابی داستان ها و ابیات، و بررسی برخی از تصرفات هنری مولانا و شمس در اشعار و روایات اصلی پرداخته می شود. پرسش های این پژوهش این است که در آثار مولانا و شمس، چه نمودهایی (اعم از داستان و سروده) از ادبیات عاشقانه عصر اموی وجود دارد و این نمودها در این متون چه تغییراتی یافته اند. همچنین آیا این تغییرات، ناشی از تصرفات شخص مولانا و شمس اند یا برخاسته از منابعی هستند که از آن ها بهره جسته اند؟ چنانکه خواهیم دید، آثار شمس و مولانا دربردارنده ابیات شاعرانی از عصر اموی و نیز داستان هایی درباره زندگی آن هاست. تصرفات مولانا از گونه تغییراتی در شخصیت ها، قهرمان، زمان تاریخی داستان، نام سراینده و متن اشعار است. برخی از این تصرفات، ناشی از خلاقیت های فردی مولاناست و منشأ برخی نیز منابع پیش از مولاناست. تصرفات مولانا در متن اشعار نیز برخی آگاهانه و در برخی موارد ناآگاهانه و ناشی از نقل از حافظه است. در پژوهش حاضر، برخی از ابیات قیس بن مُلَوح عامری، عمر بن ابی ربیعه، عروه بن حزام، اَحوَص انصاری، ابن مَیاده، معاویه بن ابی سفیان (از دوره اموی)، حلاج، متنبی، ابوفراس حمدانی و انوری (از سده های بعد) در آثار مولانا و شمس مأخذیابی شده و پیشینه برخی از روایات، در متونی نظیر الأغانی، دیوان مجنون به روایت ابی بکر والبی، مصیبت نامه عطار، هزار حکایت صوفیان، فتوحات ابن عربی، رساله عینیه غزالی، تمهیدات و نامه های عین القضات نشان داده شده است.
بررسی نمود ادبیات تعلیمی در شعر اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال یازدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۴۱
161 - 180
حوزههای تخصصی:
در میان شاعران معاصر، اخوان ثالث جزء چهره هایی است که از دیگر آفرینشگران ادبی معاصر متمایز است. آثار او حلقه پیوند شعر سنتی با شعر مدرن ایران است. پژوهش های صورت گرفته درباره اشعار اخوان ثالث، اغلب معطوف به جنبه های نمادگرایانه و گرایش های ملی و حماسی آثار اوست و از دریچه ادبیات تعلیمی به اشعار او کمتر نگریسته شده است. در این مقاله سعی بر آن است که جلوه های ادبیات تعلیمی، در اشعار اخوان بررسی شود. به همین منظور با راهبرد توصیفی، به نمود ادبیات تعلیمی در چهار مجموعه ارغنون ، تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم ، سال دیگر ای دوست ای همسایه و زمستان پرداخته شده است. هدف این پژوهش ارائه نمونه هایی از ادبیات تعلیمی در این مجموعه ها، بررسی فراوانی و دسته بندی آن هاست. به طور کلی، نمودهای تعلیمی در اشعار این مجموعه ها در حیطه فلسفی، اجتماعی، اخلاقی و سیاسی است.
بررسی مبانیِ بینامتنیت ژرار ژنت در رمان نوجوان عقرب های کشتی بَمبَمک اثر فرهاد حسن زاده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۴۰۰ شماره ۸۸
142 - 168
حوزههای تخصصی:
مطالعه روابط میان متون، یکی از رویکردهای بررسی آثار ادبی است که از رهگذر آن می توان اطلاعات مهمی از متن دریافت کرد. در میان نظریه های ادبی مختلفی که به روابط متون توجه داشته اند، «ترامتنیت» از این حیث متن را واکاوی می کند. این نظریه، نخستین بار از سوی ژرار ژنت، نظریه پرداز و ساختارگرای فرانسوی، مطرح شد. ترامتنیت در پنج گونه پیرامتنیت، بینامتنیت، سرمتنیت، فرامتنیت و بیش متنیت به طور گسترده و نظام مند بررسی روابط یک متن مفروض را با عناصر پیرامونی اش با متن یا متون پیشین و یا همزمان خود و متونی که این متن را نقد و تفسیر کرده اند، بررسی می کند و گامی در جهت تأیید و یا انکار آن برمی دارد و ارتباط یک متن با ژانر و یا ژانرهایی که متن در آن شکل گرفته است و همچنین متونی را که متن از آن ها برگرفته شده است، شامل می شود. فرهاد حسن زاده از نویسندگان پرکار و صاحب سبک ادبیات کودک و نوجوان است که بالغ بر 80اثر در موضوعات مختلف دارد. وی به دریافت جوایز متعدد داخلی و بین المللی نائل آمده است. از جمله آثار مهم و مشهور وی داستان «این وبلاگ واگذار می شود»، «نمکی و مار عینکی»، «مهمان مهتاب»، «زیبا صدایم کن» و... است. این پژوهش در نظر دارد از میان پنج گونه ترامتنیت با بهره گیری از گونه بینامتنیت، رمان نوجوان «عقرب های کشتی بَمبَک» را مورد بررسی قرار داده و پیش متن های مورد توجه نویسنده را شناسایی کند. در ادامه مشخص خواهد شد نویسنده پیش متن های اثر را هدفمند انتخاب کرده و این پیش متن ها در انتخاب برخی عناصر داستان مؤثر بوده است. همچنین نویسنده در به کار بردن پیش متن هایی از فرهنگ عامه مانند ضرب المثل ها و کنایات، ترانه های رایج زمان و شعارهای انقلاب اهتمام ویژه ای داشته است. به همین دلیل حضور این پیش متن در این اثر، بسامد بالایی دارد.
سیمیائیّه الرموز فی أشعار بدوی جبل الوطنیّه (الرموز الجمالیه والزمکانیه والنفسیه الشخصیه نموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اضاءات نقدیه سال یازدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۱
109 - 136
حوزههای تخصصی:
السیمیولوجیا علم یدرس نظام العلامات داخل الحیاه الاجتماعیه والذی تکمن مهمته فی البحث عن الدلالات الخفیّه لکلّ نظام علاماتی سواء کانت لغویّه أو غیر لغویّه. یحاول هذا البحث من خلال المنهج الوصفی– التحلیلی وعلى ضوء التحلیل السیمیائی أن یقوم بدراسه أهم الرموز الجمالیه کالاستعاره والتشبیه والکنایه والإغراق والرموز الزمانیه والمکانیه والنفسیه الشخصیه والقرآنیهفی أشعار بدوی جبل الوطنیّه، لما فیها من أبعاد دلالیه تفید فی دراسه النص الشعری والتعرّف علی أفکاره وآرائه. استطاع بدوی أن یجعل نصّه مؤثّراً باستخدام الرموز السیمیائیّه التی تمنح شعره جمالیّه خاصّه. إنّ توارد الدلالات الرامزه فی نصّ بدوی لیس اعتباطیاً بل هو صادر عن موقفه الفکری من الحیاه والکون، وقد ولّد فی الرموز اللغویه سلسله من الإیحاءات التی تعمّق إحساس المتلقی بالرموز. والملاحظ أنّ هذه الدراسه تکون وجیزه انتقائیه لأنّ کثره الأمثله لا تسمح بدراسه استقصائیه. من أهم نتائج البحث هو أنّ الشاعر من خلال استخدامه لهذه الرموز أراد أن یصوّر مفاهیم کحبّ الوطن والفخر بتراثه الماضوی، وآلام الأمّه العربیّه، والعوده إلى البلد ومآسی عصره إلى جانب بیان عواطفه وتجاربه الروحیّه. ومن خلال خلقه الصّور الأدبیّه قد أضفی حیویّه على شعره وأخرجها من الدلالات الصریحه إلی الرمزیه.
شعر و موسیقی
حوزههای تخصصی:
Beyond the Chilly Chariots: A Contemplation of Nothingness in Wallace Stevens' Harmonium(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper deals with Wallace Stevens’s first collection of poetry, Harmonium, in light of Heidegger’s philosophy, with a particular emphasis on Da-sein as the place of negativity. The focus is particularly on Heidegger’s later philosophy, where he defines Man as the juncture where the four constitutive elements (earth, sky, divinities, and mortals) converge to let Da-sein appear as the futural authentic animal whose Being matters to him as his distinctive mark. Stevens’s poetry in Harmonium displays an experimental development along the same lines. The collection consists of poems dealing with the effect that the prospects of death and finitude have on its protagonists. Stevens achieves authentic protagonists who accept the nihilating power of death in order to save themselves from any form of social, poetic, and philosophical closure. This is significant because Stevens conceives a creative potential that not only runs counter to the romantic nostalgia for a return to an innocent past, but also openly embraces the idea of finitude as the only way out of any logocentric and metaphysical forms of thinking. This study, therefore, aims to show how in Harmonium Stevens poetizes an endless creative power that sets upon reproducing the non-closure associated with nihilation and nothingness.
زیباشناسی متغیر شخصیت در ادبیات کودک
حوزههای تخصصی:
تحلیل سبک شناسی ترکیب بند «با کاروان نیزه» علیرضا قزوه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ترکیب بند «با کاروان نیزه» از علیرضا قزوه یکی از معروف ترین منظومه های ادبیات دینی معاصر به شمارمی رود. شاعر ضمن خلق شعری حماسی و پرشور، بیشتر اهداف و نتایج آن واقعه را بیان کرده و در باره عوامل ایجاد آن صحبت می کند و آن را بستری برای بیان مفاهیم آزادی، دفاع از حق و مقاومت در برابر ظلم قرارمی دهد. در سطح ساختار، قوافی، ردیف ها و واژگزینی هایش همه در راستای همین هدف انتخاب شده است. مضامین شعر او نیز از این واقعه به عنوان یک انقلاب عظیم خبرمی دهد. توجه به موسیقی درونی، برجسته سازی مفاهیم و مضامین، استفاده از واژگان نشان دار، روانی و سادگی هوشمندانه، استفاده هنرمندانه از عناصر بلاغی، تصویرسازی مخیّل و عاطفی، مخاطب محوری، مفهوم گرایی، تأکید بر نهادینه ساختن مضامین دینی، انقلابی، انسانی و آرمانی از جمله ویژگی های سبکی شعر اوست. از آنجا که سبک شناسی ابزاری برای شناسایی هویت انسانی، علمی، ادبی و ایدئولوژیک شاعر است، از این رو این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس سبک شناسی لایه ای (مدرن) به بررسی ویژگی های بارز سبکی ترکیب بند عاشورایی این شاعر پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد شاعر از تمام امکانات و عناصر شعر در جهت تبیین اندیشه های دین باورانه اش بهره برده است و بر اساس همین اندیشه ها و مضامین علوی، حسینی و عاشورایی، او را می توان شاعری مفهوم گرا نامید. نگاهی به جنبه های ادبی و زبانی شعر قزوه نشان می دهد که شاعر با موازین ادبی و زبانی گذشته و حال آشنایی دارد و برای افزودن بر تأثیر کلام خود هر کجا که مناسب دانسته از آنها بهره برده است.
انواع نوستالژی در غزلیات شهریار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال دوم زمستان ۱۳۹۱ شماره ۵
49 - 64
حوزههای تخصصی:
نوستالژی، به عنوان اصطلاحی مشترک بین روانشناسی و ادبیات در شعر و ادب فارسی از دوره ابتدا تاکنون وجود داشته و با رشد افکار رمانتیک افزایش یافته است. این مقاله به بررسی این بحث در غزلیات شهریار پرداخته است. و درصدد دست یافتن به پاسخ این سوال است که کدام نوع نوستالژی در غزلیات این شاعر بیشتر نمود پیدا کرده؟ برای این منظور با استفاده از روش کیفی از نوع توصیفی – تحلیلی نخست داده ها از بین تمامی غزلیات انتخاب شده اند سپس به طبقه بندی آن ها در دو دسته فردی و جمعی پرداخته شده است. نتیجه تحقیق نشان می دهد که هر چند میزان توجه به نوستالژیهای فردی بیشتر است، نوستالژیهای جمعی هم برجستگی خاصی در غزلیات او دارند.
بررسی و تحلیل کلان نمادهای تقابل ساز در مثنوی و غزلیات شمس مورد مطالعه: کلان نمادهای «شیر» و «خورشید»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساختارگرایان منطق ذهن و زبان انسان را بر پایه ساختاری دوقطبی تعریف می کنند که بین دو سوی آن رابطه تقابلی حاکم است. منتقد ساختارگرا با تکیه بر این ایده محوری که میان کلیت متن و اجزای آن رابطه ای تنگاتنگ برقرار است، تقابل های خرد متن را جست وجو می کند تا با درک آن ها به تقابل کلان تر دست یابد و بتواند دلالت ضمنی اثر را توضیح دهد. در پژوهش حاضر، تقابل های مثنوی و غزلیات شمس بررسی و تحلیل می شود. روش پژوهش بر سه مرحله استوار است: 1. تحدید حوزه معنایی تقابل ها با تأکید بر کلان نمادها در مثنوی غزلیات شمس؛ 2. استخراج تقابل هایی که با کلان نمادهای شیر و خورشید ساخته شده اند؛ 3. فهم رابطه دوسویه تقابل ها؛ 4. تحلیل معنا و شیوه بیان تقابل های به دست آمده. مطابق نتایج، در بیشتر موارد، رابطه های طبیعی و منطقی تقابل ها در مثنوی و غزلیات شمس مشترک است. 1. هنجارشکنی در روابط تقابلی، گاهی در مثنوی بیشتر است و گاهی در غزلیات شمس. در این میان، بسامد و تنوع هنجارشکنی در رابطه تقابل های غزلیات چشمگیرتر است؛ 2. در برخی موارد، هنجار و هنجارشکنی در رابطه تقابلی دوگانه ها میان مثنوی و غزلیات شمس، مشابه و مشترک است؛ 3. در مواردی اندک نیز تقابل ها فقط در یکی از دو متن مورد مطالعه پردازش شده اند.
فارس بر همه جا مقدم است
حوزههای تخصصی:
در جستجوی سندیت
حوزههای تخصصی:
سویه های اثرپذیریِ توماس مور شاعر ایرلندی از نظامی گنجوی با تمرکز بر منظومه لاله رخ و هفت پیکر
منبع:
شفای دل سال دوم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
41 - 62
حوزههای تخصصی:
منظومه بلند لاله رخ تحت تأثیر ماجرای زندگی یکی از نوادگانِ نورجهان، توسط توماس مور، شاعر و نویسنده ایرلندی سروده شد. عصر مور، همچنین زمانه ای حساس به لحاظ سیاسی، اجتماعی و تاریخی در ایرلند بوده است. با این همه هیچ نشانه و ردی از دورانی که لاله رخ در آن سروده شده، در اثر توماس مور دیده نمی شود. این در حالی است که شواهد روشن و برجسته ای از نشانه های شرقی و مخصوصاً تاریخ، اساطیر و ادبیات ایران در اثر مور وجود دارد که در قالب سبک رمانتیسم ارائه شده است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای تلاش می کند به کشف زمینه های تاریخی، اجتماعی و ادبی که در اثرپذیری مور از ادبیات کلاسیک ایران نقش داشته، بپردازد. گمان بر این است که شباهت میان دو اثر، حاصل تأثیرپذیریِ توماس مور از سبک داستان پردازی نظامی در تلفیق حماسه و شعر غنایی و در بازنمایاندنِ وجوهِ اخلاقی و انتقادی در زمینه اشعار بوده است. نتایج به دست آمده در این مطالعه نشان می دهد، توماس مور ضمن توجه زیاد به سویه های زیباشناسانه اثر که متأثر از رمانتیسیسم بوده، برای گریز از خفقان و ممیزی های شدید عصر خویش، از بستر تاریخ و ادبیات ایران، برای بازتاب نمادین شرایط سیاسی و اجتماعی زمانه خویش در دل روایتی عاشقانه، بهره جسته است.
کاربرد نماد و تمثیل در شعر عطار نیشابوری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۱۱ بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۹
117 - 135
حوزههای تخصصی:
عطار نیشابوری، شاعر و عارف بزرگ قرن ششم و هفتم، معانی و مضامین بلند عرفانی را به بهترین وجه در قالب نماد و تمثیل ارائه می دهد. او در چهار اثر معروف خود (منطق الطیر، مصیبت نامه، الهی نامه و اسرار نامه) رمز و نماد را پایه و اصل داستانهایش قرار داده است. بازیگران صحنه های او نماد و تمثیلی هستند که هدف والای این شاعر را به بهترین وجه آراسته اند. تمثیل های به کار رفته در آثار عطار، گزارشگر احساسات و تجربه های اوست. و برای وصول به اهداف واقعی خود برای وصول به اهداف واقعی خود با بیان تمثیلی و غیر مستقیم از تلخی و گزندگی پند می کاهد. در این نوشتار نویسندگان جهت ضرورت تحقیق با محور قراردادن چهار اثر عطار به تشریح توصیفی مبنی بر تجزیه و تحلیل نمادها و تمثیل های به کار رفته در شعر این شاعر پرداخته است.
داستانی از آغاز
حوزههای تخصصی:
تحلیل متن و فرامتن قصه فیروزشاه بدخشانی بر بنیاد الگوی پیتر جیلت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نثرپژوهی ادب فارسی دوره ۲۳ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۸
75 - 97
حوزههای تخصصی:
در میان نظریه های ساختاری و بافتی که به بررسی و تحلیل قصه های شفاهی پرداخته اند، الگوی پیشنهادی پیتر جیلت برای پژوهندگان پارسی زبان چندان نام آشنا نیست. این الگو برآیندی از مدل ریخت شناسی پراپ و نظریه های مضمونی تحلیل قصه است. جیلت شمار کارکردهای متعدد پراپ را به پنج کارکرد کاهش داده و روایی نظریه خود را با تحلیل قصه های فراوان از ادب شفاهی مناطق مختلف دنیا اثبات کرده است. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی و با استناد به نشانه های درون متنی، بر آن است تا از رهگذر معرفی قصه ناشناخته «فیروزشاه بدخشانی»، کارکردها و عناصر قصه را بر اساس این الگوی نویافته بررسی و تحلیل نماید. نتیجه پژوهش نشان داد که قصه پیش-گفته، تمامی پنج کارکرد: موقعیت نخستین، تعامل با یاریگر، تعامل با شهبانو، تعامل با دشمن و بازگشت قهرمان را دارا است. همچنین دو جهان «معمولی» و «دیگر» در فضای روایی قصه قابل جداسازی است. قصه فیروزشاه را می توان نمونه ای روشن از بقایای آیین تشرف و رازآموزی اقوام کهن دانست که عناصر نمادین فرهنگی شان را در ژرف ساخت فرم دینی خود حفظ کرده اند.
نام نگاشت های حیات آخرت در قرآن کریم در پرتو نظریه استعاره مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی - قرآنی سال هشتم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۳۲)
141 - 160
حوزههای تخصصی:
زبان شناسی شناختی دانشی است که تحلیلی جدید از ابعاد مختلف فعالیت های زبانی و ارتباط وثیق آن ها با تفکر بشری ارائه می دهد و ورود آن به عرصه تفسیر و معنی شناسی قرآن تحولی جدید را در فهم نصوص قرآنی ایجاد کرده است. یکی از شاخه های زبان شناسی شناختی معنی شناسی شناختی است که مبتنی بر رابطه میان زبان و ذهن است و از استعاره در آن به استعاره مفهومی تعبیر می شود. با توجه به سرشت استعاری قرآن برای دستیابی معرفت دینی و جهان بینی اسلامی باید دانست که استعاره های قرآن ساختار مفهومی خاصی را در شناساندن معارف هستی شناختی و معرفت شناختی تفکر بشری دنبال می کنند و قرآن کریم با این سرشت استعاری میان ساحت ها و عوالم گوناگون ارتباط برقرار نموده است که بر اساس آن ها جهان بینی قرآنی شکل می گیرد؛ از این رو به کارگیری رویکرد استعاره مفهومی در فهم مفاهیم قرآنی می تواند مهم و اثر گذار باشد. هدف از این پژوهش بررسی نام نگاشت های حیات آخرت در قرآن کریم با استفاده از نظریه استعاره مفهومی که اولین بار توسط لیکاف و جانسن مطرح شد با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی می باشد. قرآن با به کارگیری استعاره های مفهومی در تفسیر حیات اخروی تحول و انقلابی عظیم در شناساندن جهان پس از مرگ ایجاد می کند. یافته های این پژوهش در قالب شناخت استعاره های مفهومی جهان پس از مرگ در قرآن با انتقال از فضاهای ملموس و قابل شناخت به فضاهای ذهنی و نامأنوس دریچه های جدیدی از ساختار نظام مند و شبکه های درهم تنیده مفاهیم معرفتی قرآنی را بر روی قرآن پژوهان می گشاید.