ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۳٬۳۲۱ تا ۴۳٬۳۴۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
۴۳۳۲۱.

بررسی مفاهیم انسانشناسی فرهنگی در داستان رکسانا اثر م. مؤدب پور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۹ تعداد دانلود : ۵۷۴
انسان شناسی فرهنگی یکی از شاخه های انسان شناسی است که مانع از فراموشی باورها و رسوم گروه های انسانی می شود. فولکلور به مجموعه ای از دانستنی ها، باورها و رفتارهای مراسمی اطلاق می شود که در بین توده مردم سینه به سینه به ارث رسیده و در واقع مجموعه آداب و رسوم، عقاید، افسانه ها و رفتارهایی چون شیوه های لباس پوشیدن و غیره در شمار فولکلور به شمار می رود. مؤدب پور یکی از نویسندگان معاصر است که با جمع آوری فرهنگ عامه از طریق نوشتار در حفظ آن کوشیده است. آن چه در پژوهش حاضر به آن پرداخته شده بررسی مقولاتی است که نشان دهنده بخش های گوناگون فرهنگ عامه است و مؤدب پور در نگارش داستان «رکسانا» از آن بهره گرفته است. پژوهش حاضر بیانگر آن است که: امروزه رشد و توسعه تکنولوژی و تأثیرات فراوان آن سبب تغییر بخش هایی از فرهنگ جامعه نظیر شیوه های سخن گفتن و فراموشی بخش هایی از فولکلور مانند آداب و رسوم شده است بنابراین انسان شناسان و  نویسندگان تلاش می کنند با جمع آوری فرهنگ عامه در جوامع خود در حفظ آن ها کوشا باشند. و کتاب های مؤدب پور چون روایتگر زندگی واقعی افراد است، در آن ها به وفور به عقاید رایج در میان عامه مردم اشاره شده است.
۴۳۳۲۲.

وزن اشعار کار (مطالعه موردی وزن شعر کار در دو حوزه قالی بافی و مشک زنی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۹ تعداد دانلود : ۶۳۲
با وجود اختلاف نظرهایی که در دهه های اخیر در تعیین وزن اشعار شفاهی پدید آمده است، می توان با اطمینان گفت وزن اشعار شفاهی وزنی تکیه ای هجایی است. شعر کار شاخه ای از اشعار شفاهی ا ست که هماهنگ با ریتم کار و با محتوایی سازگار با کار موردنظر، خوانده می شده است. کارگران و کارورزان برای رفع خستگی، تسهیل انجام کار، سرعت بخشیدن به روند کار و مقاصد دیگر، این اشعار را به صورت گروهی و یا به تنهایی می خواندند. ما در این جستار با تعریف شعر کار و برشمردن اقسام و ویژگی های این گونه شعری، به تحلیل وزن اشعار کار از دو منظر عروضی و تکیه ای هجایی پرداختیم و دریافته ایم که اشعار کار با پیروی از اوزان تکیه ای هجایی از پذیرفتن قواعد عروضی سرباز می زند و می توان ارتباط وزنی معناداری در میان وزن اشعار کار در حوزه ای مشخص یافت. همچنین، ترانه های کار با وزن کار موردنظر در هماهنگی است و بسته به ریتم و آهنگ کار اوزان متغیر می پذیرد.
۴۳۳۲۵.

L’Etude des Figurations Temporelles dans les Œuvres Romanesques de M. Duras : Le Statut Ontologique de la Romancière Analysé par l’approche Durandienne(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۹ تعداد دانلود : ۴۵۲
Le temps a toujours été la source d’angoisse pour l’homme, car l’écoulement du temps le rapproche à la mort. Cet article vise à découvrir par le truchement de la méthode imaginaire proposée par Gilbert Durand et développée dans son ouvrage de référence, Les structures anthropologiques de l’imaginaire, comment et par le biais de quelles images la hantise du temps est reflétée dans les œuvres de Marguerite Duras. Pour ce faire, six romans de la romancière publiés principalement dans une durée assez considérable de trente ans (de 1954 à 1984) sont choisis et analysés selon une approche anthropologique sous-tendue par la classification isotopique des images et des structures figuratives de l’imaginaire. Il ressort que l’imaginaire durassien, malgré son écriture apparemment non figurative, est hautement teintée par les figurations négatives de la temporalité mortelle qui se reflètent majoritairement à travers les symboles de la bestialité, ceux des ténèbres et ceux de la chute, projetant tous son statut ontologique perturbé et sa vision désespérée du monde.
۴۳۳۲۶.

بررسی تطبیقی متن «مردی که دیگر نخندید» اثر ویلیام موریس و داستان "گنبدسیاه" از هفت پیکرنظامی براساس نظریه بینامتنیت ژولیا کریستوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۹ تعداد دانلود : ۶۵۰
فرهنگ، ادبیّات و افسانه های مشرق زمین، از دیرباز مورد توجّه مستشرقان و پژوهشگران غربی بوده، یکی از این علاقمندان به شعر و ادب فارسی، ویلیام موریس انگلیسی است که ضمن آشنایی با فرهنگ غنی ایران و ادبیّات فارسی، کتاب مردی که دیگر نخندید را به پیروی از گنبد سیاه، در منظومه هفت پیکر نظامی گنجه ای پدید آورد. وی می کوشید تا شخصیت، فضای داستان، نمادها، رنگ، لباس و سایر عناصر داستان با هفت پیکر سازگاری داشته باشد. منظومه ی هفت پیکر یا هفت گنبد، یکی از آثار غنایی نظامی که تحّول روحی بهرام پادشاه ایران را به صورت نمادین گزارش کرده است. بهرام، هفت شهدخت از هفت کشور خواستگاری کرده، آنان را بانوان هفت کاخ با شکوه گردانید و هر شب میهمان یکی از آنان می شد تا با شنیدن قصّه ای وقت گذرانی و شادخواری کند. سرانجام در پایان هفته که میهمان گنبد سیاه بود دُرسَتی شاهدخت ایرانی قصه ای از فرهنگ ایران زمین نقل کرد که بهرام را متحول نمود. این پژوهش مانند دیگر جُستارهای علوم انسانی به روش تحلیل محتوا و با استفاده از اسناد و منابع معتبرکتابخانه ای، اثرپذیری و منظومه ویلیام موریس را از گنبد سیاه نظامی مورد بررسی قرارداده و به این نتیجه دست یافته است که اثر ویلیام موریس از نظر ساختار و محتوا همچون نهالی با طراوت و در سایه سار درخت تناور هفت پیکر نظامی بالیده، سپس در گلستان شعر و ادب اروپا به بار نشسته است.
۴۳۳۲۷.

Voyages vers l’infini : Exil et Altérité, un nouvel apprentissage de soi (Analyse anthropologique de l’œuvre leclézienne)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۹ تعداد دانلود : ۵۴۲
L’univers leclézien est un univers de voyage mouvementé et dynamique. Il s’agit du mouvement des hommes et des populations entières vers les grands pôles démographiques mondiaux souvent anonymes. Le voyage est la clé fondamentale de cette mutation. Abandonnés à eux-mêmes dans l’embarras de leur vie, les pourchassés des guerres coloniales, les immigrés démunis, les gitanes ou les nomades du désert se rallient aux flux qui les emmènent vers les grandes villes utopiques. Se présentant sous de multiples aspects d’un phénomène globale -l’immigration-, ce processus de voyage individuel ou de groupe, vers l’infini implique peu ou prou l’ensemble de l’écoumène, Ce changement d’échelle et cette « fracture » brutale dans la conception de l’espace et du mode de vie ne restent pas sans effets ni chez l’immigré, ni sur l’environnement qui l’entoure. Des pauses introspectives éclairent minutieusement d’une façon analytique les deux bouts du mouvement migratoire : Terre de départ et terre d’accueil. Dans les deux cas ce "malaise de l'espace", qui engendre la recherche d'un espace sublimé, devient le moteur des aventures du héros. L’art de Le Clézio réside en particulier dans la peinture de ces effets dont nous allons décliner les aspects problématiques avec une grille d’analyse anthropologique.
۴۳۳۲۸.

گلشن کرمانی تقلیدی دیگر از گلستان سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۹ تعداد دانلود : ۷۵۰
در ادب فارسی آثار ارزشمندی وجود دارد که هدف از نگارش آن ها، هدایت انسان و هموار کردن مسیر او برای زندگی سالم و بهتر است. نویسندگان و شاعران همواره کوشیده اند تا مبانی و مفاهیم اخلاقی را در قالب زبانی زیبا و تأثیرگذار بیان کنند. سعدی چون معلم اخلاق،  برآن بوده تا انسان ها را از جهل خود آگاه سازد و راه درست را به آنان نشان دهد؛ از این رو آثار وی همواره مورد توجه نویسندگان و شعرای ادب فارسی بوده است. محمدرحیم کرمانی از نویسندگان و شاعران قرن سیزدهم هجری نیز در کتاب گلشن از مضامین و روش  و سبک سعدی تأثیر پذیرفته است. این پژوهش که به روش تحلیلی - تطبیقی انجام شده ضمن معرفی نسخه خطی گلشن به تطبیق وجوه اشتراک آن با گلستان سعدی پرداخته است. نتایج نشان می دهد که پیروی از سبک سعدی در گلشن با  نگاهی هنری، خلّاقانه و ادیبانه صورت گرفته است و استفاده از سجع و آرایه ها و تشبیهات  بر پایه معیارهای فصاحت و بلاغت شکل گرفته است. کلام وحی و احادیث نبوی یکی از منابع الهام بخش در گلستان و گلشن است. کرمانی کوشیده است، با داستان پردازی و یا استفاده از بیانی سحرانگیز چون سعدی،  مفاهیم متعالی را به مخاطب عرضه دارد. مضامین مشترک گلشن با گلستان عبارتند از: شکرگزاری، نعت پیامبر، توجه به عقل، پرهیز از خشم و حسد، عدالت ورزی و نصیحت پادشاهان.
۴۳۳۲۹.

خوانش تطبیقی مؤلفه های ادبیات مهاجرت از منظر رئالیسم انتقادی (مطالعه موردی: رمان عراقیّ فی باریس و همنوایی شبانه ارکستر چوب ها)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۹ تعداد دانلود : ۵۷۵
رئالیسم انتقادی به عنوان شاخه ای از مکتب ادبی رئالیسم تلاش می کند،تجربه ای عینی از واقعیت را با نگاهی به معضلات اجتماعی انسان در عصر جدید به خواننده منتقل کند و با نگرشی اصلاح طلبانه به انتقاد از اوضاع حاکم برجامعه بپردازد.سموئیل شمعون1در نخستین رمان خود عراقیّ فی باریس توانسته است جایگاه ویژه ای درگستره داستان نگاری در ادبیات عربی کسب نماید؛رضا قاسمی2 نیز یکی از برجسته ترین داستان نویسان ادبیات فارسی است که با نگارش رمان همنوایی توانسته جوایز معتبر متعددی را از آن خود کند،هر دو رمان به بازتاب واقعیت های جامعه خود و پدیده مهاجرت پرداخته اند. با توجه به مسأله مهاجرت و تأثیرات نهان و تلخ آن برجوامع مهاجرفرست، این امر ضرورت انجام پژوهش هایی را می طلبدکه لایه های پنهان زندگی مهاجر را نشان دهند؛هدف از این جستار بررسی چالش های آسیب زای پدیده مهاجرت است.در این پژوهش با پرداختن به مؤلفه های ادبیات مهاجرت از منظر رئالیسم انتقادی بر بنیان توصیف و تحلیل در چهارچوب مکتب تطبیقی آمریکایی به بررسی دو رمان پرداخته می شود.دستاوردهای پژوهش نشان می دهد:تردید در بنیان فرهنگ خودی و تناقض فرهنگی در رمان همنوایی نسبت به رمان عراقی فی باریس پررنگ تر است اما در هر دو رمان به شکل از خودبیگانگی نمود می یابد.در هر دو رمان به شکلی انتقادی با مرورگذشته،ضمن انتقاد از شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه خود از نحوه آموزش برخی آموزه های دینی و فرهنگی نیز انتقاد شده است. چالش های مهاجرت در هردو رمان به شکل گم گشتگی، بحران هویت، بی آشیانگی نمودیافته اما نویسنده در رمان عراقیّ فی باریس نگاهی مثبت به آینده دارد ولی در رمان همنوایی نگاه نویسنده ناامیدانه است.
۴۳۳۳۰.

رهیافت هایی به مفهوم و خاستگاه «طنین» در شعر و اندیشه ی طاهره صفارزاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۹ تعداد دانلود : ۵۰۹
طاهره صفارزاده (۱۳15-۱۳۸۷)، شاعر، نظریه پرداز، مترجم و استاد دانشگاه از شاعران برجسته و پیشرو شعر مدرن فارسی در دهه های چهل و پنجاه خورشیدی به شمار می رود. او که دانش آموخته ی زبان و ادبیات انگلیسی و نقد ادبی از دانشگاه شیراز و آیووای امریکا بود، رویکردی علمی به شعر و مسئله ی ادبیات داشت و معتقد به شعری متعهدانه و روشنگرانه بود که بر مخاطب تأثیر عمیق تری بگذارد. بر همین اساس صفارزاده نظریه ای ادبی باعنوان «شعرِ طنین» را در شعر معاصر فارسی پیشنهاد کرد و کوشید بوطیقای شعر خود را بر آن استوار کند. او کلیت نظریه ی خود را در عبارتِ «طنین حرکتی است که حرف من در ذهن خواننده می آغازد»، گنجانیده است. با گذشت حدود پنج دهه از طرح نظریه ی طنین و نگارش مقالاتی درباره ی وجوه مختلف آثار ادبی صفارزاده، به مسئله ی چیستی و چگونگی شعرِ طنین و میزان توفیق و کاربست آن چنان که باید، پرداخته نشده است. در این مقاله ضمن تعیین و تبیین واژگان اساسی و کلیدی نظریه ی طنین، کوشیده ایم ازمنظر رهیافت های مختلف به مفهوم، خاستگاه، چیستی و چگونگی کاربرد آن در شعر و اندیشه ی صفارزاده دست یابیم. برابر یافته های این پژوهش، مهم ترین شگردهای صفارزاده برای ایجاد طنین در ذهن مخاطب و تأثیرگذاری بر او، شگردهای تداعی و تکرار به شیوه های گوناگون ادبی است. او هم فرم و هم محتوا را بستر ایجاد طنین در شعر می کند و هر دو را متقابلاً از یکدیگر متأثر می سازد. با همه ی این کوشش ها، نظریه ی شعری طنین با استقبال چندانی ازطرف شاعران روبه رو نشده است.
۴۳۳۳۱.

تجلی عارفانه ی طب و تزکیه در دیوان شمس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۹ تعداد دانلود : ۴۹۱
یکی از دانش هایی که در متون ادب فارسی بازتاب زیادی داشته، طب است. مولوی ازجمله شاعرانی است که در دانش های مختلفی صاحب اطلاع است و تردیدی نیست که آگاهی های پزشکی نیز مانند بسیاری از درس خواندگان دنیای قدیم داشته؛ اما به هیچ وجه این آگاهی ها را به شکل تصنعی و فضل فروشانه در آثارش منعکس نکرده است. در این پژوهش سعی شده با توجه به مفردات گیاهی، گزاره های پزشکی و گیاهان دارویی به کار رفته در دیوان شمس ، نشان داده شود که مولانا به چه میزان و برای چه مقاصدی از مضامین، ترکیبات و اصطلاحات طبی  سود جسته است؟ هدف اصلی این پژوهش، آسان تر کردن فهم پیچیدگی های متون کهن و تصحیح آن ها و حل تسامحات معنایی اصطلاحات پزشکی است. درواقع مولانا فقط قصد بیان مفاهیم طبی یا پزشکی سنتی را در دیوان شمس ندارد؛ بلکه همان گونه که از شیوه های عرفانی او پیداست، اصطلاحات پزشکی را وسیله ای برای ابراز آرا و عقاید و اندیشه های خود قرار می دهد؛ بنابراین علم طب و ابزار آلاتی را که زمانی در درمان بیماری ها کاربرد داشته، با مفاهیم معنوی آمیخته و درنهایت علوم پزشکی را با عوالم روحانی و معنوی در جهت بیان اندیشه های عرفانی و اخلاقی خود، عجین کرده و به منظور سلامت روحی، برای عروج از بعد جسمانی به درجه ی روحانی و معنوی بهره جسته است.
۴۳۳۳۲.

تحلیل کاربست گفتمان سکوت در سوره مبارکه یوسف (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۹ تعداد دانلود : ۴۰۶
سکوت به مثابه یک کنش ارتباطی، نقش مهمی در انواع گفتمان ایفا می کند. سکوت شالوده زبان، فکر و شناخت است. سکوت متمم گفتار و یا بیش تر از آن است. وجود عناصر غایب در گفتمان، با حضور معنادار خود تأثیر بسزایی بر مخاطب می گذارند و او را به اندیشه فرا می خوانند. قرآن کریم به عنوان یک اثر بلاغی و ادبی دارای عناصر غایب و مسکوت بسیاری است که پژوهشگران را برای واکاوی آیات الهی برمی انگیزد تا دیگر نکات بلاغی آن را  آشکار سازند. در جستار حاضر برآنیم به روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر نظریه گفتمان سکوتِ روایی و با استناد به تفاسیر قرآنی معتبر، سوره یوسف را در سه سطح ساختاری، معنایی و کاربردشناختی واکاوی کنیم. در این راستا به دنبال پاسخی روشن به این سوال هستیم که سکوت چه تأثیری در چندمعنایی و خوانش سوره مذکور دارد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که سوره یوسف از سه سبک سکوت برخوردار است که نشان از انسجام ساختاری و معنایی این آیات الهی دارد. سکوت ساختاری ضمن موجز ساختن کلام، گره افکنی و تعویق معنا، در کنار سکوت معنایی به تصویرسازی پرداخته و فضا را ملموس تر کرده است. سکوت کاربردشناختی با بسامد بالای خود، مؤید عفت و معصومیت حضرت یوسف است. کامل شدن شکاف های موجود به کمک دانش پیشین مخاطب و بافت، سبب بازاجرایی و خوانش معانی می شود و زمینه تفاسیر متعدد برای آیات الهی را فراهم می سازد.  
۴۳۳۳۳.

شاهنامه نمود حذف، غیاب یا حضور دیگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۹ تعداد دانلود : ۸۳۸
مفهوم «دیگری» به وسیله میخائیل باختین به حوزه ادبیات و نظریه های ادبی وارد شد. باختین در میان انواع ادبی، تنها نوع ادبی رمان آن هم رمان های داستایفسکی را واجد شرایط گفت وگویی و حضور «دیگری» می پنداشت. بر همین اساس، باختین ژانر حماسی و تراژیک را همچون رمان های تولستوی فاقد خصلت مکالمه ای می داند. او معتقد است بنیاد آثار حماسی بر پایه حذف و طرد دیگری استوارست. در مقاله حاضر کوشیدیم با رویکردی سلبی و ساختارشکنانه به رأی باختین در باب آثار حماسی، نمودهای «دیگری» در شاهنامه را نشان دهیم. این نمودها را در ساحت های متفاوتی می توان بررسی کرد که عبارت اند از: 1) آفرینش شاهنامه به مثابه نمود صدایی دیگر در برابر صدای حاکم؛ 2) شاهنامه تلاقی ژانرهای مختلف در کنار هم؛ 3) نهاد پهلوانی در برابر نهاد شاهی؛ 4) ازدواج با بیگانگان. همه این مؤلفه ها گواهی بر حضور دیگری و وجود چندصدایی و گفت وشنود در شاهنامه است.
۴۳۳۳۵.

نقد جامعه شناختی مجموعه داستان یوزپلنگانی که با من دویده اند، اثر بیژن نجدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۸ تعداد دانلود : ۵۴۹
این پژوهش بر آن است تا مجموعه داستان کوتاه یوزپلنگانی که با من دویده اند از بیژن نجدی را بر مبنای نقد جامعه شناختی ادبیات و با روش ساختگرایی تکوینی لوسین گلدمن بررسی کند. با توجه به اینکه حوزه پژوهشهای موردنظر، رمان واقعگرای اجتماعی است، مقاله در نظر دارد با روش توصیفی تحلیلی، به سراغ داستان کوتاه غیررئالیستی برود و توان آن را برای نقد جامعه شناختی بررسی کند. در این روش، ساختارهای کلی اثر ادبی با ساختارهای اجتماعی که اثر در آن تکوین یافته است، در تناظر قرار می گیرد. نتایج نشان می دهد که این شیوه ابزارهای لازم تفسیر و تحلیل داستان کوتاه را دارد و بیژن نجدی در کنار ساختن فضای شاعرانه داستانهایش از مسائل اجتماعی غافل نیست و صورت و محتوای اثر او تحت تأثیر ساختارهای جامعه شکل گرفته است. او به طور غیرمستقیم و از طریق ایجاد دلالتهای ضمنی به آسیبهایی چون هجوم مدرنیته به ایران پس از جنگ و ماشینی شدن جوامع در قرن حاضر پرداخته است.
۴۳۳۳۸.

نوع و اجزای جمله در واستونک های منتخب شهرستان فسا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۸ تعداد دانلود : ۸۸۴
ادبیات عامه یا همان ادبیات شفاهی، پیشینه ادبیات مکتوب است و ناقلان آن ها ضمیر پاک و باصفای مردمانی است که سواد خواندن و نوشتن را نداشتند و جنبه ماندگاری آن، انتقال سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر بوده است. بخشی از ادبیات عامه و شفاهی، «ترانه های عروسی» است که در منطقه های مختلف کشور به نام های مختلفی از آن یاد می شود. در شهرستان فسا این نوع ادبی با عنوان «آسونک یا واستونک» شناخته شده است. مقاله حاضر به بررسی ساختار نحوی این نوع از ادبیات شفاهی از نظر نوع و اجزای جمله، در فرهنگ عامه مردم فسا می پردازد. به همین منظور پژوهشگران، ابتدا به صورت میدانی و مصاحبه با زنان سال خورده و ترجیحاً بی سواد، تعداد 127 واسونک از فرهنگ عامه مردم فسا، جمع آوری و آوانویسی، آن گاه این واسونک ها را از لحاظ ساختار نحوی (نوع و اجزای جمله) بررسی کرده اند. بر مبنای تحلیلی که در 127 واستونک بر اساس نرم افزار اس. پی. اس. اس. 25 انجام شد. نتیجه به دست آمده، نشان می دهد، بسامد جمله های ساده از مرکب بیشتر است و در بیشتر جمله های مرکب، حروف هم پایه یا وابسته آن به دلیل ریتم و آهنگ شعر حذف است و بعد از تعداد اجزای جمله، جمله های سه جزئی و چهارجزئی بیشترین و کم ترین بسامد را در واستونک ها داشته اند .
۴۳۳۴۰.

اعتبار نسخه سن ژوزف در تصحیح شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۹ تعداد دانلود : ۳۶۷
نسخه سن ژوزف یکی از نسخه های معتبر شاهنامه است که شاهنامه پژوهان پس از چاپ نسخه برگردان آن در ایران، برای تصحیح بیت های شاهنامه به آن توجه ویژه ای نشان دادند. برخی پژوهشگران با بررسی بخش اندکی از این نسخه کوشیدند تا خویشاوندی آن و نسخه های دیگر شاهنامه را نشان دهند؛ اما تاکنون آماری از شباهت ها و تفاوت های این نسخه و نسخه های معتبر شاهنامه ارائه نشده است تا بتوان با توجه به نتایج این آمار، نسخه سن ژوزف را در گروه خاصی از نسخه ها طبقه بندی کرد و به تبار و خویشاوندی آن با نسخه های دیگر پی برد؛ ازاین رو این پرسش مطرح می شود که «نسخه سن ژوزف با کدام نسخه های شاهنامه خویشاوند است و با توجه به این خویشاوندی ارزش و اعتبار ضبط های این نسخه چقدر است؟». برای پاسخ به این پرسش ها با ارائه آماری از شباهت ضبط های این نسخه با نسخه های معتبر شاهنامه مشخص شد که نسخه سن ژوزف از مقدمه تا پادشاهی لهراسپ به نسخه لندن 675 ق. نزدیک است؛ هرچند میان آن دو خویشاوندی نزدیکی دیده نمی شود و از پادشاهی لهراسپ تا پایان شاهنامه ، نسخه سن ژوزف خویشاوندی نزدیکی با نسخه های لنینگراد 733 ق. و پاریس 844 ق. دارد؛ به گونه ای که هر سه در یک گروه طبقه بندی می شوند و احتمال دارد آنها از روی یک مادرنسخه نوشته شده باشند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان