در هر ژانر ادبی، متناسب با غایت آن ژانر، شگردهای زبانی و ادبی آفریده می شوند و موجب زیبایی و بلاغت آن متن می گردند. زمانی آرایه های ادبی و صور خیال در تحلیل متن نقشی برجسته ایفا می کنند که تبدیل به شگردی سبکی شده باشند. در متون تعلیمی عرفانی که غایت آن بیان اندیشه در قالب زبان و ساختاری زیباست، تمثیل بسامد بالایی دارد، به گونه ای که غالب ترین شگرد سبکی هنری در این متون، تمثیل و کارکرد بلاغی و اندیشگانی آن است. در این مقاله، با روشی توصیفی تحلیلی بلاغت تمثیل را در مرصادالعباد نجم الدین رازی بررسی کرده ایم و با تحلیل دو بعد ساختاری و گفتمانی این فرایند بلاغی نشان داده ایم که کارکرد و ساختار تمثیل در مرصادالعباد متفاوت از کارکرد آن در دیگر متون عرفانی است؛ زیرا از سطح یک شگرد هنری صرف تا حدی فرارفته است، به گونه ای که تمثیل پردازی تبدیل به شگردی سبکی در بیان آموزه های معرفتی شده است؛ آن گونه که می توان از آن در کشف گفتمان پنهان متن سود جست. استفاده نجم الدین رازی از تمثیل موجب استبداد فهم و تک صدایی شدن متن شده، از این رو، ابزاری در راستای کشف ایدیولوژی نویسنده است. یکی از عوامل اصلی محدودیت فهم معنایی متن و تک صدایی شدن آن را می توان در اجزای تمثیل های مرصادالعباد یافت که اغلب اضافه های تشبیهی هستند تا نماد.
پژوهش حاضر با تأکید بر جلوه های ساختاری و مضمونی تئاتر ابزورد به مثابه شکل نوینی از پردازش نمایشی، مجموعه ای از اصول نمایشی وام گرفته از این تئاتر، در نمایشنامه های دهه چهل بهمن فرسی را مطالعه می کند. یکی از این اصول، درک نوین فرسی از مقوله کنش دراماتیک است که به نوعی، عامل اصلی انتقال مفاهیم مورد نظر نویسنده به شمار می رود. فرسی در این روش، متأثر از تئاتر ابزورد، نقش رویدادهای بیرونی نمایش و پیرنگ علی ومعلولی رایج در تئاتر سنتی را کنار گذاشته و لایه های فکری و عقیدتی نمایش را تقویت کرده است. طرح مدور نمایش ها، پیچیدگی و نمایش مورب شخصیت ها و مواضع فلسفی- عقیدتی آنان، تصاویر شاعرانه، گسترش و غلبه لایه کلامی نمایش بر لایه کنشی و پایان باز نمایش- که در آن خبری از گره گشایی نیست- رویکردهای نوآورانه ای هستند که در نمایشنامه های فرسی به کار گرفته شده اند که این خود نشان دهنده تأثیرپذیری بارز فرسی از این مکتب هنری و نمایشی است. مسئله اصلی این پژوهش، کشف و شناسایی حدود تأثیرهایی است که این گونه متفاوت نمایشی بر نمایشنامه های بهمن فرسی داشته است.
یکی از ویژگی های غزل سعدی، حضور هم زمان دو مفهوم «عشق» و «جنگ» در بافت شعر عاشقانه یا به تعبیر دیگر خلق تصاویر عاشقانه با استفاده از واژگان، تعابیر، و تصاویر جنگی است. در این مقاله ضمن ارائه ی داده های آماری دراین خصوص، به بررسی دلایل حضور و بسامد قابل توجه واژگان و ترکیبات جنگی در غزل عاشقانه ی سعدی پرداخته شده است. درمجموع 637 غزل، 1014 مورد واژگان و ترکیبات جنگی همچون: خون، کشتن، شمشیر، تیغ، تیر، ناوک، خدنگ، کمان، کمند و غیره مشاهده می شود. در بررسی دلایل این موضوع، موارد مطرح شده در این پژوهش ازاین قرار است: الف: پشتوانه ی اسطوره ای ایزدبانوان عشق و جنگ در گستره ی فرهنگی ایران، بین النهرین، یونان و روم و ادامه ی این الگو در فضای شعری پیش از سعدی ازجمله الگوی «معشوق جنگجو» در ادبیات حماسی، غنایی و عامه؛ ب: اوضاع تاریخی، اجتماعی و سیاسی عصر سعدی با تأکید بر حمله ی مغول و تأثیرات آن بر فضای شعر فارسی؛ ج: عوامل اجتماعی ازجمله سابقه ی حضور غلامان ترک و رواج «شاهدبازی» در گستره ی فرهنگی و شعری زمان سعدی و پیش از آن؛ د: تداعی معانی به عنوان مفهومی مشترک میان روان شناسی و ادبیات و نقش آن در گسترش و تکرار واژگان و ترکیبات جنگی در شعر عاشقانه ی سعدی.
عبدالرّحمان مشفقی بخارایی از شاعران قرن دهم هجری است که در گفتن انواع شعر سلیقه نیکو دارد. قصاید خوب و غزل های مرغوب دارد و شهرت اهاجی کوبنده اش نیز با لطافت اشعار غنایی مطبوعش پهلو می زند. با این که در روزگار وی دانش هایی نظیر رمل و نجوم دیگر چندان مورد توجّه نبوده و با ظهور سبک هندی زبان شاعران نیز از اصطلاحات تخصّصی علمی دور و به زبان عامّه مردم نزدیک شده بود، مشفقی برای تصویرپردازی های عاشقانه از مفاهیم نجومی بسیار استفاده کرده است. در شعر وی نه تنها به مفاهیم و واژه های نجومی متداول در میان اکثر شاعران مثل طالع و ستاره بخت و نام سیّارات سبعه برمی خوریم، مضامین و کلمات تخصّصی تر دانش نجوم همچون ذنب، قدر، قران، شرف، مفهوم دیدن ساعات سعد و نحس را نیز در خلال ابیاتش مشاهده می کنیم. با توجّه به نحوه استفاده وی از مفاهیم و واژه های نجومی و تصاویر هنرمندانه ای که با به کار گرفتن این مضامین در شعر خود خلق کرده، می توان گفت که مشفقی با دانش نجوم تفسیری یا هیأت آشنایی کامل داشته و از مفاهیم آن برای بیان عواطف درونی خویش، بویژه در سوز و گدازهای عاشقانه به خوبی بهره برده است.
ساخت فیلم های سینمایی بر اساس متون ادبیات کلاسیک فارسی با مضامین به روز و اجتماعی از مسائل مهمی است که از یک سو زمینه ی معرفی آثار ادبی را فراهم کرده و از سوی دیگر به فیلم های سینمایی عمق و بعدی جدی می بخشد. با این هدف، در این مقاله تلاش شده با در نظر گرفتن نیاز سینمای امروز ایران به ایده های مناسب و توجه به اقتباس از متون ادبیات کلاسیک، با رویکردی ژانری، تعامل میان ادبیات کلاسیک فارسی و سینمای ملی تحلیل گردد. با این رویکرد سندبادنامه ی ظهیری سمرقندی به عنوان یکی از آثار برگزیده ی ادبیات کلاسیک فارسی، با داشتن زمینه های مناسب برای اقتباس بررسی گردید. بر این اساس به روش توصیفی- تحلیلی عناصری از روایت شامل زمینه ی داستانی، درون مایه ، شخصیت های نمایشی و تعلیق و کشمکش که از عناصر مطلوب برای اقتباس هستند در متن بررسی و مشخص شد کنش محور بودن چنین متن هایی می تواند به عنوان نقطه ی اتّکا در امروزی کردن اقتباس های سینمایی، مورد توجه فیلم سازان سینمای اجتماعی قرار گیرد.
تحلیل گفتمان انتقادی، پدیده ای زبانی می باشد که در اثر ارتباط تولید شده، و گرایشی مطالعاتی، اجتماعی و میان رشته ای است. گفتمان انتقادی، به تحلیل و نقد متونی که بازتاب دهنده عوامل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی حاکم بر فضای جامعه است، می پردازد. هدف از پژوهش حاضر تحلیل گفتمان انتقادی امام حسن مجتبی7 در وقایع پس از رحلت رسول خدا6 بر اساس نظریه فرکلاف است که در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین و به روش توصیفی- تحلیلی به آن پرداخته می شود. دستاورد این نوشتار تبیین گفتمان انتقادی امام7 است که نشان دهنده شرایط خفقان و قدرت مسلط بر جامعه، اوضاع مردم کوفه در زمان حضرت می باشد، افزون بر این اثرپذیری امام7 از آن شرایط که گفتمان را به صورت اعتراضی و انتقادی نسبت به پیمان شکنان ایراد فرموده اند، این انتقاد را در راستای اثبات امامت و جانشینی بعد از رسول خدا6، شکوه از حق ضایع شده حضرت علی7، ذکر فضایل پدر بزرگوارش، معرفی یار و یاور دلسوز پیامبر اکرم6 و روشنگری در جهت برانگیختن افکار عمومی برای حمایت و پشتیبانی امام7 و یارانش برجسته می نماید.
مغولان با هجوم به سرزمین ایران و تصرف کامل آن مردم این سرزمین را تحت سیطره سیاسی و نظامی خود قرار دادند و با هر پایداری(مقاومت) مردمی به شدت برخورد کردند. با مرگ ابوسعید ایلخانی آخرین فرمانروای این سلسله، سرزمین ایران را هرج و مرج و نا امنی فرا گرفت .در بحران ایجاد شده پس از مرگ ابوسعید ایلخانی ظلم و ستم بر مردم ایران افزایش یافت. تعالیم قرآن کریم و اهل بیت (ع) برای مردم خراسان زمینه ای را فراهم آورد تا در مقابل متجاوزان به پایداری بپردازند. به همین منظور در قسمت شرقی ایران نهضت شیعی سربداران بر علیه ظلم و ستم مغولان ایلخانی شکل گرفت. نهضت سربداران اولین پایداری موفقیت آمیز مردم ایران در قرن هشتم بود که با تاکید بر جلوه های پایداری چون: ظلم ستیزی، میهن پرستی ، عدالت طلبی روی کار آمد و پس از پیروزی به حمایت از دیگر جنبش های آزادی خواه پرداخت . با عنایت به مطالب فوق، این پژوهش می کوشد تا پاسخی به پرسش های ذیل بیابد: 1- نهضت شیعی سربداران چگونه شکل گرفت ؟ 2- کدام جلوه های پایداری باعث پیروزی این نهضت شد؟ . یافته ها در این پژوهش بیانگر آن است که هر چند جلوه های پایداری چون ظلم ستیزی،عدالت طلبی و میهن پرستی در تشکیل نهضت شیعی سربدارن بیشترین نقش را داشته است اما اصلی ترین عامل و تداوم پایداری نهضت سربداران، آموزه های قرآنی و فرهنگ اهل بیت (ع) بخصوص فرهنگ عاشورا بوده است.
گسترش اندیشه ضد استعماری در ادبیات عربی، از زمانی آغاز گردید که نخبگان عرب، مردم را از اهداف شوم استعمار، آگاه و آنان را به پایداری در برابر اشغال گران دعوت نمودند. از سوی دیگر ستمی که دولت های استعمارگر بر ملّت روا می داشتند، زمینه را برای تقویت روحیه پایداری سیاسی در مردم آماده ساخت و در این راستا، شاعران با نزدیک کردن زبان شعری خود به زبان و نیازهای جامعه، به سرودن اشعار ضد استعماری روی آوردند. احمد سحنون شاعر معاصر الجزایری نیز از جمله شاعرانی است که با جرأت و صراحت بیان، موضوع مبارزه با استعمار را سرلوحه اشعار خویش قرار داده است. در این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به این سؤال اصلی پاسخ داده شده است که مهم ترین جلوه های استعمارستیزی در اشعار احمد سحنون چیست و زبان هنری وی در بیان این مؤلّفه ها چگونه است؟ یافته ها نشان می دهد که شاعر علاقه زیادی به وطن خویش دارد و بی آنکه در ورطه تکلّف و صنعت پردازی و تخیّلات دور و دراز شاعرانه گرفتار آید، با بیانی شیوا و زبانی گویا با سلاح قلم خود به مبارزه با استعمار برخاسته است. شاعر با تکیه بر هویت دینی-اسلامی نقش ارزنده ای در بیداری مردم الجزایر علیه استعمار ایفا نموده است. وی خود را در قلمرو جغرافیایی میهن خویش محصور نساخت؛ بلکه زبان گویای سایر مسلمانان نیز بود.