فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰٬۷۰۱ تا ۴۰٬۷۲۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
جلوه های تضاد فکری و زبانی در قطعات ابن یمین فریومدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شعرپژوهی سال یازدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۴۲)
139 - 164
حوزههای تخصصی:
یکی از شاعرانی که در زمینه قطعه سرایی و به ویژه قطعات اخلاقی و اندرزی در ادب فارسی جایگاه ویژه ای دارد، ابن یمین فریومدی است. از ویژگی های برجسته این شاعرِ دهقان، تضاد در نگرش و نگارش است و با نگاهی ژرف اندیشانه به قطعات او می توان در بسیاری از آنها به تعارض در جهان بینی شاعر پی برد که به صورت آشکارا از طریق صنعت تضاد در سراسر قطعاتش گسترش یافته است و از این صنعت فراخور موضوع و هدف برای زیبایی آفرینی و بیان مضامین مزبور استفاده می کند. در این نوشتار، پرسش اصلی این است که ابن یمین به چه میزان و به چه علت از تضاد در اندیشه و گفتار خود استفاده کرده است و چه ارتباطی میان تضاداندیشی و تضادگویی او وجود دارد؟ نتایج بررسی نشان می دهد که شاعر در این رویکرد، بسیار تحت تأثیر عدم ثبات شخصیتی و اعتقادی، به ویژه موقعیت زمانی و مکانی خود بوده است؛ زیرا از لحاظ زمانی، عصر شاعر دوران سراسر آشوب در تاریخ ایران محسوب می شده و از لحاظ مکانی، محل زندگی شاعر از ولایت های پرآشوب بوده است؛ در نتیجه این آشفتگی های درونی و بیرونی، کلام شاعر نیز دچار درهم ریختگی و آشفتگی می گردد که به خصوص در گستره جهان بینی او، از جمله برخورد با دنیا، جبرگرایی و تقدیرگرایی، سخنوری و شعردانی، می گساری، مدحیات، نکوهش و بدگویی بازتاب یافته است و سبب شده که صنعت تضاد، پربسامدترین شگرد ادبی شاعر به شمار آید. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است و نتایج با استفاده از تحلیل بیت ها، به شیوه کتابخانه ای و سندکاوی حاصل شده اند
Littérature migrante des écrivains africains francophones: discours éthique, empathique et subjective?(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en Langue et Littérature Françaises Année ۱۴, No ۲۶, L’hiver Et Le printemps ۲۰۲۰
22 - 39
حوزههای تخصصی:
Dans le présent travail, nous présentons différents «espaces conceptuels» où nous pouvons nous interroger sur les questions éthiques profondes des relations sociales. Grâce à une lecture attentive de deux écrivains migrant d’origine africaine, Alain Mabanckou, Wilfried N’Sondé, nous allons démontrer des exemples où des questions éthiques sont soulevées et des rencontres éthiques sont promulguées. En invoquant la terminologie et les théories dérivées d’Axel Honneth et Emmanuel Levinas, nous tenons compte de la relation intersubjective et de la reconnaissance de l’altérité comme une stratégie conceptuelle utile pour éclairer les rencontres éthiques instanciées dans ces récits. En outre, en tenant compte du profil rigoureux de la représentation et de la performance épistémologique, démontré par Spivak, ainsi que de l’efficacité de l’inventivité narrative (de la singularité de la littérature d’Attridge), nous allons montrer où ces aspects de l’altérité éthique se manifestent dans le récit et au niveau méta-narratif. En utilisant ces outils d’interprétation, nous allons les combiner et les appliquer à notre corpus. Il faut bien évidemment tenir compte du discours éthique, empathique et subjective des récits. Cela soulève des questionnements sur la réalisation de soi, la reconnaissance mutuelle et sur la performance épistémologique de l’imaginaire éthique. L’interaction entre un discours fictif ou référentiel et la représentation d’un moi dans le contexte de l’altérité seront également discutées dans cette recherche.
تحلیل فمینیستی رمان «دل فولاد» منیرو روانی پور بر اساس نقد روانکاوانه فردیّت یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با بررسی و نگرشی عمیق در میان رمان های معاصر ادب فارسی، به عناصر و مضامین نابی دست می یابیم، که هر یک به دلیل برخورداری از مولفه های منحصر به فرد، داستانی، طیف وسیعی از روابط و مناسبات گوناگون را به خود اختصاص می دهند. در این میان رمان «دل فولاد» منیرو روانی پور به دلیل برخورداری از مناسبات اجتماعی و فمینیستی و نقب زدن به لایه های پنهان ذهن زنان از منظر روانشناسانه، از ویژگی های منحصر به فردی جهت نقد و تحلیل، براساس دیدگاه نظریه پردازان، برخوردار است. از این رو در پژوهش حاضر بر آن شدیم که به بررسی و تحلیل شخصیت افسانه سربلند، در رمان دل فولاد به عنوان شخصیت اصلی این رمان، بر اساس نقد روان کاوانه یونگ بپردازیم، تا دریابیم که روانی پور در ساختار کلام خویش و در پردازش شخصیت افسانه، از چه تمهیداتی بهره جسته و کلام وی تا چه حد توانسته است با بهره گیری از عناصر خود آگاه و ناخودآگاه و همچنین نمادهای منحصر به فرد نظیر، دیکتاتور، سوارکار، درخت نارنج، پیرزن عروسکی و پیردختران و...، در جهت ایجاد وحدت میان ابعاد چندگانه شخصیت، به فردیت مطلق، توفیق یابد که بتوان آن را از دیدگاه روان کاوانه فروید مورد نقد و بررسی قرار داد.
از آن سموم که...
حوزههای تخصصی:
تاریخ شریف رضی
حوزههای تخصصی:
توضیحی دیگر درباره بغداد و تازی
حوزههای تخصصی:
آناتول فرانس
نگاهی به کاربرد رویا در چند داستان اسماعیل فصیح از منظر روان تحلیل گری یونگ و فروید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اشتراکات بسیار خواب دیده یا رویا و متن ادبی از جمله پرهیز از مستقیم گویی، استفاده از تصویر ، استعاره و نماد سبب می شود که روان شناسان و منتقدان ادبی راههای مشابهی برای کشف یک موضوع پیدا کنند. از طرفی مشهور است که رویا به داستان کوتاه شباهت دارد. اسماعیل فصیح در داستان هایش از ذکر رویا به شکل رویکرد اصلی استفاده نکرده، اما کاربرد پر تکرار و گاه استفاده از آن برای پیشبرد داستان در تاثیر گذاری آنها بی سبب نبوده است. هدف این پژوهش، تحلیل رویا در پنج داستان از داستانهای فصیح است که رویا بینی در آنها پر کاربرد است و پاسخ به سوالهای ۱- رویاها چه تاثیری در پیشبرد روند داستان وی دارند؟ ۲-رویاها در داستانهای فصیح از منظر کدام یک از دو نظریه پرداز قابل تفسیر هستند؟ ۳- خوابها در این داستانها پیشگو و بشارت دهنده اند و یا تحت تاثیر وقایع گذشته؟ در این پژوهش از شیوه توصیفی تحلیلی استفاده شد و نتایج نشان داد بیشتر رویاها بر اساس موارد استرس زا و اضطرابی گذشته فرد شکل می گیرد و موجب تنش های روحی برای خواب بیننده در لحظات بیداری می گردد و گاهی برای التیام و درمان دردهای روزمره، قسمت ناخودآگاهِ ذهن، به کمک خواب بیننده آمده و خاطراتی شیرین را تداعی می کند تا آرامش مورد نیاز حاصل گردد. از سوی دیگر، فصیح برای معرفی شخصیت های داستانی، هم از حیث دلیل حضور آنها در زندگیِ شخصیت اصلی و هم از لحاظ گذشته زندگی وی و نیز روابطی که در حالات بیداری برای خواننده پنهان است، از خوابها به خوبی استفاده کرده است.
نام شناسی شخصیت ها در رمان همسایه ها
منبع:
پژوهش های نثر و نظم فارسی سال پنجم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۲
263 - 281
حوزههای تخصصی:
نام شناسی یکی از شاخه های زبان شناسی است که به تحلیل و بررسی جنبه های صوری و معنایی نام های خاص می پردازد. با توجه به کاربرد نام های خاص در علوم مختلف، نام شناسی به عنوان دانشی میان رشته ای در حوزه های مختلفی چون فلسفه، حقوق، جامعه شناسی، روان شناسی، مردم شناسی، تاریخ، باستان شناسی و... به کار گرفته می شود. یکی از زمینه های به کارگیری نام شناسی، نقد ادبی و به ویژه نقد ادبیات داستانی است. نام هریک از شخصیت های داستانی می تواند دلالت های معنایی متعددی داشته باشد و بخش مهمی از خلق شخصیت را بر عهده بگیرد؛ به همین دلیل نویسندگان حرفه ای، نام شخصیت های داستانی خود را هدفمند انتخاب می کنند و برای هر گزینشی، دلایل و براهینی دارند. نام شناسی با مطالعه چرایی و چگونگی نام گذاری شخصیت های داستانی راه را برای فهم بهتر داستان و آشنایی با جهان بینی نویسنده آن هموار می سازد. رمان همسایه ها یکی از بهترین نمونه ها برای کاربستِ نام شناسی شخصیت ها ست. احمد محمود در این اثر تلاش کرده است تا با انتخاب هدفمند نام ها، جهان بینی و نگرش خاص خود را به مخاطب القا کند. در نوشتار حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی به بررسی رمان همسایه ها از منظر نام شناسی شخصیت های آن پرداخته ایم. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که وضعیت اقتصادی، هنجارهای اجتماعی، نزدیکی به منابع قدرت، دین و مذهب و ایدئولوژی پنج عنصر بنیادین در انتخاب نام شخصیت های رمان همسایه هاست.
معرفی و تحلیل آثار تصویر گر آلمانی بینت شرودر، بینت شرودر تصویرگری فراتر از مرزها
حوزههای تخصصی:
تازه ها و پاره های ایرانشناسی (3)
منبع:
بخارا خرداد ۱۳۷۸ شماره ۶
حوزههای تخصصی:
حکیم قاآنی
حوزههای تخصصی:
نظری باجمال از لحاظ سبک و دستور زبان در دیوان استاد جمال الدین اصفهانی
منبع:
ارمغان ۱۳۵۵ شماره ۵ و ۶
حوزههای تخصصی:
کودک و تصویر
حوزههای تخصصی:
تحلیل مدرنیستی رمان «زیر چتر شیطان»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی زمستان ۱۳۹۸ شماره ۸۲
89 - 114
حوزههای تخصصی:
نخستین جلوه های مدرنیسم در ادبیات داستانی ایران به شکل گسترده و منسجم در دهه 40 شمسی و در آثار نویسندگانی دیده می شود که اغلب آن ها جزء حلقه جُنگ اصفهان بودند و این شیوه به تدریج در دهه های 50 و 60 به جریانی غالب در داستان نویسی تبدیل شد که تمرکز آن بر امر ذهنی و برجسته شدن فرد و ذهنیت و عواطف درونی اشخاص داستان بود که البته با شگردهای تازه روایی نیز همراه بود. محمد ایوبی یکی از نویسندگان پرکار و نوگرای دهه 50 است که در داستان هایش از شگردهای مدرن روایی بهره جسته و رمان «زیر چتر شیطان» وی از همین گونه است. این پژوهش می خواهد به این پرسش اصلی پاسخ دهد که بهره گیری از چه تمهیداتی رمان ایوبی را به داستانی مدرن تبدیل کرده است؟ نتایج نشان می دهد که آشفتگی و گسست در روایت، استفاده از پیرنگ نامتعارف، ابهام و پیچیدگی روایی، تلاطم عاطفی و تنهایی و بیگانگی شخصیت، دگرگونی مفهوم زمان، سیلان ذهن و شاعرانگی نثر از جمله شگردهایی است که «زیر چتر شیطان» را به رمانی مدرن تبدیل کرده است.
نامه ی ماریو ملندس به گوهران
حوزههای تخصصی:
انسان خردمند از هدایت تا هراری؛ تبیین اشتراکات نظری و هستی شناسانه هدایت و هراری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهان هدایت، جهان اشباع شده از مفهوم نیهیلیسم است؛ جهانی فاقد معنا و سرشار از تضادها و تناقض های چند بُعدی و پیچیده. آثار داستانی، تابلوهای نقاشی، ترجمه ها و بقیه شؤون حیات فرهنگی صادق هدایت به صورت مستقیم و غیرمستقیم تحت تأثیر تکانه های شدید نیست انگاری هستند. در طرف دیگر، یووال نوح هَراری قرار دارد که سال ها پس از هدایت، از چشم اندازی تقریباً یکسان به مسائل بنیادینی از قبیل انسان، خداوند و هستی پرداخته است؛ بر این اساس، مسئله اصلی مقاله حاضر، تبیین و سپس تطبیق نوع نگاه هراری در کتاب پرمخاطب و مشهور انسان خردمند: تاریخ مختصر بشر و صادق هدایت در داستان های کوتاه، نسبت به سه مؤلّفه بنیادین خداوند، انسان و هستی و سپس تبیین خاستگاه چنین برداشت هایی است. ذکر این نکته ضروری است که تطبیق نظر این دو نویسنده و تحلیل اندیشه های آنها که گاه در تعارض با آموزه های مبین انسانی-اسلامی قرارمی گیرد به معنی تأیید توسط نویسندگان مقاله نیست و دیدگاه انتقادی مطرح شده در جای جای مقاله فلسفه پوچ انگارانه ایشان را به چالش می کشد. نتایج حاصل از تشریح و تحلیل آثار مذکور با رویکرد تطبیقی و بر پایه مکتب آمریکایی، نشان می دهد هر دو نویسنده در نسبت با مؤلّفه های مورد نظر همسو هستند و در این میان، مسیر آنها از مجرای علم مدرن و به صورت اخصّ از آراء زیست شناسان عبور کرده است. خداناباوری، افول انسان و در نهایت انحطاط جهان، ازجمله مهمترین وجوه اشتراکی است که میان هدایت و هراری برجسته شده است. روش تحقیق در این مقاله توصیفی-تحلیلی و جمع آوری اطلاعات نیز بر مبنای جستجوی کتابخانه ای بوده است.
نمادگرایی حیوانی در ادب عامه
حوزههای تخصصی:
در فرهنگ هر سرزمینی جز ادبیات رسمی، نوعی ادبیات دیگر نیز حضور دارد که منشأ آن باورها، اندیشه ها، علایق و سخن های رایج میان مردمان است. این ادبیات غیر رسمی که ادبیات عامیانه نام گرفته است، نشان از عمق فرهنگ و اصالت مردمان یک سرزمین دارد و می توان آن را شناسنامه ی کهن آنان دانست. در این نوع ادبیات، نمادها و سمبل ها به گونه های متفاوتی دیده می شوند و در ورای معانی ظاهری، وسیله ای برای بیان حقایق مبهم و ناشناخته به شمار می روند. نمادگرایی حیوانی، نمونه ای از انواع نمادهاست که به سبب اشتراک رفتاری و آمیختگی زندگی انسان و حیوان به آن پرداخته شده است. برای رمزگشایی از نمادها، باید ذهنی خلّاق و ورزیده و نگاهی تیزبین و موشکافانه داشت و تمام شرایط اجتماعی، فرهنگی، قومی، جفرافیایی، ... و حتی سیاسی استفاده از آن نماد را در نظر گرفت. کلید