داستان سیاوش دربردارنده بن مایه هایی از اسطوره های کهن است و به همین سبب سیاوش، شخصیتی اسطوره ای ایینی به شمار می رود. برای بررسی جنبه های مختلف از داستان سیاوش، شناخت ایین های کهن بایسته است. این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی، سیاوش را در متون کهن و شاهنامه بررسی می کند. در این مقاله، برخلاف نظریه های پژوهشگران پیشین، چنین دریافت شد که سیاوش دربردارنده نشانه هایی از ایین میتراییسم است. این نشانه ها از اشتراک های ایین مهر و زوران نیستند؛ بلکه از بخش های متمایزکننده انهاست؛ نشانه هایی که همگی گرداگرد محور اعتقاد به عمل و خرد قرار دارد. جنبه هایی از دین بر نقش فرد دین دار در جایگاه صاحب خرد و اختیار تاکید دارد و ان جنبه ها نیز سیاوش را در انجام دین یاری و میهن یاری که وظیفه های اصلی صاحب فره است، به خوبی نشان می دهد؛ همچنین او را به سبب فره اش به ایین مهری مرتبط می کند. از این روی برخی از ویژگی های سیاوش و رخدادهای اسطوره ای در پیرامون او، در باورهایی مانند فره باوری، ازمون گذر از اتش، اسب و تشتر، باید در اسطوره های کهن جستجو شود؛ همچنین سرچشمه پیمان داری، راست گویی، کمان داری و کین خواهی او را باید در باورهای مهرپرستان کاوید.
داستان "درخت گلابی" به واسطه راویانی که هر یک بر اساس دریافت خود از جهان پیرامون به ارائه آن می پردازند، روایاتی متفاوت و گاه متناقض از جهان - از پذیرش واقعیت انضمامی تا فراهم نمودن بستری برای اندیشیدن انتقادی - به مخاطب ارائه می دهد. در خوانش های ارائه شده از داستانِ "درخت گلابی"، پرداختنِ صرف به روایت محوری راوی، منجر به نقد فردگرایانه و روان شناسانه متن و قرار گرفتن مسائل اجتماعی در ساحتی فردی شده است. در خوانش حاضر سعی بر آن است تا با توجه به درهم تنیدگی روایات و در نظر داشتن روایت درخت گلابی در تقابل با سایر روایات به مثابه روایت محوری، وضعیت فرهنگی – اجتماعی به تصویر کشیده شده، مورد بررسی و نقد قرار گیرد. این نگاه به متن، در واقع فراخواندنِ مخاطب به تأمل در نحوه روایت جهان توسط شخصیت ها و کنش و واکنش آنها نسبت به واقعیت القایی و در نتیجه چگونگی بازتفسیر آن است.