مقاله حاضر به بررسی ترجمه افعال روسی با پیشوند от- و معادل آن ها در زبان تاجیکی می پردازد. پیشوند от- در زبان روسی معاصر از جمله پیشوندهایی است که معانی متعددی دارد. مثال های مورد استفاده در این مقاله، مستخرج از فرهنگ روسی-تاجیکی و همچنین دو اثر لف تالستوی: آنّا کارنینا (ترجمه Рањим Њошим) و جنگ و صلح (ترجمه Њабиб Ањрорї)، می باشد. معادل های افعال روسی با پیشوند от- در زبان تاجیکی بیش از همه ساختارهای ساده و مرکب هستند. در ترجمه های بررسی شده، ساختارهای زیر مشاهده گردید: قید + فعل، قید فعلی مرکب گذشته + فعل، عدد+ فعل، عدد+ قید فعلی مرکب، عدد+ قید + فعل، عدد + اسم + فعل، قید فعلی گذشته + فعل، قید нагз+ فعل. پژوهش حاضر ثابت می کند بررسی افعال پیشونددار روسی یکی از مسائل روز و مهم زبان شناسی معاصر و بیان روش های ترجمه و انتقال آن ها به زبان تاجیکی به هنگام فراگیری زبان روسی در کلاس های تاجیک زبانان لازم و ضروری است.
داستان ها بنیادهای فکری و فرهنگی هر جامعه را نشان می دهند و بنابراین کشف عناصر زیربنایی و لایه های زیرین داستان ها، نمایان گر ویژگی های اجتماعی هر ملت است. نشانه معنا شناسی ظرفیت هایی را برای تحلیل و کشف لایه های زیرین روایت فراهم می آورد و این توانایی را دارد تا امکانات علمی دقیقی، در اختیار تحلیلگران و منتقدان قرار دهد. این جستار تحلیلی نشانه معناشناختی از دو داستان کباب غاز و مرگ در جنگل از دو نویسنده ایرانی و آمریکایی است. نگارندگان در صدد پاسخ به این پرسش هستند که نوع شناسی نظام های گفتمانی جمالزاده و اندرسن کدام ها هستند و در لایه های زیرین این دو داستان چه تمایزات فرهنگی و اجتماعی وجود دارد. با بررسی های صورت گرفته به روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر روش تحلیل محتوی مبتنی بر ابزار نشانه معناشناسی گفتمان، نتایج حاکی از آن است که هر دو نویسنده از انواع نظام های گفتمانی در داستان خود بهره گرفته اند ولی فرایند معناسازی کنش و شوش، به عنوان عوامل گفتمانی مهم، باعث شکل گیری گفتمان شده و منجر به ایجاد استحاله معنایی می شود یعنی کنش، جای خود را به شوش با تیپ استعلایی و زیبایی شناختی می دهد ولی آنچه داستان را به پیش می برد شوش است. امّا آنچه در مضامین داستان ها تفاوت ایجاد کرده، سبک زندگی و نگرش کنشگران و عوامل فرهنگی در هر دو گفتمان است.
موضوعات اساطیری یکی از اساسی ترین و اوّلین موضوعات مطرح شده در ادبیات هستند و در این شکی نیست که ادبیات و اسطوره دو اصل جدانشدنی از یکدیگر می باشند و هر اسطوره، کوشش ساده و ابتدایی تخیل برای این همانی جهان بشری است که اغلب داستانی درباره یک ایزد یا ایزدبانو می باشد. یکی از این ایزدبانوان، ماه است که در اساطیر به صورت الهه سین، سِلین، آرتمیس، دیانا و اناهیتا جلوه گر می شود. این پژوهش برآن است تا اسطوره زن و ماه را که یکی از باورهای بنیادین بشری می باشد، در منظومه ویس و رامین بررسی کند. در این پژوهش هدف، استخراج و تبیین اسطوره ماه و زن و پاسخ دادن به این سؤال است که دلایل همانندی زن و ماه کدامند؟ روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است و درتحلیل نمونه های منظومه، ارتباط آن ها با اساطیر مورد بحث قرار گرفته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که ماه به عنوان الهه آسمانی، مظهر زیبایی و فرّه بخشی به موجودات، خصوصاً زنان، به خاطر مناسباتی که با ماه دارند، می باشد.همچنین این باور، حجم زیادی از تشبیهات منظومه ویس و رامین را به خود اختصاص داده است.