فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶٬۷۰۱ تا ۳۶٬۷۲۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
بخش ادبیات: فردوسی و شاهنامه (مشخصات نسخه های خطی مورد استفاده ما)
حوزههای تخصصی:
ارزش مردم داری
حوزههای تخصصی:
کرامات و واقعیات: حکایت کرامات و نوع واقعیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال بیست و هشتم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۴ (پیاپی ۸۹)
۱۵۷-۱۸۲
حوزههای تخصصی:
درون مایه بیشتر حکایات صوفیه کرامات مشایخ است. حجم عظیمی از تذکره ها و مناقب نامه های عرفانی و برخی دیگر از متون صوفیانه را می توان تحت عنوان «حکایات کرامات» گنجاند. حکایات کرامات همواره عرصه رد و قبول گروه های گوناگون مخاطبان بوده است. یکی از مهم ترین مباحث ساختاری حول موضوع حکایات کرامات، تعیین نوع واقعیت موجود در این حکایات و رده بندی شان تحت یک نگرش از واقعیت خاص است. راه های مختلفی برای پذیرش حکایات کرامات وجود دارد، اما بهترین و فراگیرترین شیوه، که مدعای نگارنده در این نوشتار است، واقع نمایی تحلیلی کرامات است و رسیدن به نوعی واقع گرایی عرفانی یا رئالیسم صوفیانه. کسانی که نه به پذیرش تعبدی گردن می نهند و نه خود اهل سیروسلوک اند که با کشف و شهود به حقیقت کرامات برسند، با کمک تحلیل هایی خاص می توانند به سطحی از پذیرش درباره کرامات دست یابند، اما در تحلیل واقع نمایانه کرامات، هیچ گونه تقلیل و تحدیدی در اصل پدیده کرامت رخ نخواهد داد. این پژوهش کتابخانه ای به شیوه ای توصیفی و تحلیلی درصدد تشخیص نوع واقعیت موجود در این گونه روایی است تا از این طریق ثابت شود که واقعیت حکایات کرامات با هیچ نوع واقعیت موجود و مألوف برابر نیست و در نتیجه این حکایات به واقع نماییِ خاص خود نیاز دارند.
آفاق در شعر نظامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال سوم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۸
67 - 76
حوزههای تخصصی:
علاقه برخی شاعران و نویسندگان به استفاده از یک واژه خاص می تواند متضمن معنا و مفهومی پنهان باشد. نظامی گنجه ای در آثارش (خمسه)، به نسبت دیگر شاعران هم عصرش از واژه «آفاق» زیاد استفاده کرده است.(پنجاه بار) با توجه به اینکه نام همسر محبوب شاعر «آفاق قبچاقی» است که بعد از سرودن مخزن الاسرار با او ازدواج کرده و قبل از سرودن خسرو و شیرین درگذشته است، نویسندگان این مقاله بر این باورند که غم از دست دادن آفاق قبچاقی و علاقه مفرط نظامی به او سبب شده که شاعر به صورت ناخودآگاه ،واژه «آفاق» را بسیار به کار ببرد.حتّی زمانی که استفاده از یک مترادف دیگر مانند: عالم، مُلک، دنیا و ... امکان پذیر و حتی مناسب تر بوده است. در این نوشته با بررسی آماری کاربرد این واژه در آثار چند تن از شاعران هم عصر نظامی و همچنین بررسی کاربرد این واژه و بسامد آن در منظومه های نظامی مشخص شده است که هرچه از زمان مرگ آفاق گذشته است ، میزان استفاده از این واژه نیز کم تر شده است.در این نوشته برای بررسی آماری از نرم افزارهای دُرج و گنجور استفاده شده است .
به یاد فرزانگان شیفته
حوزههای تخصصی:
فرهنگ انتقادی
حوزههای تخصصی:
حیف از آن زانتیای سیاه
منبع:
آزما آذر ۱۳۸۸ شماره ۶۸
حوزههای تخصصی:
انتقاد لفظی ؛ در مقاله ( شیر و خورشید ) آقای کسروی
منبع:
آرمان دی ۱۳۰۹ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
بازتاب تاریخ اما تاریخ گذشته
حوزههای تخصصی:
مصاحبه با گیلیان رابینشتاین
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی تمثیل پردازی در منطق الطیر عطار نیشابوری و سار سفید اثر آلفرد دو موسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات تطبیقی سال دهم پاییز وز مستان ۱۳۹۷ شماره ۱۹
89 - 111
حوزههای تخصصی:
نمادهای تشکیل دهنده در داستانهای تمثیلی ملل مختلف از بسیاری جهات به هم شباهت دارند و همواره دنیای واقعی را به تصویر می کشند. وجود اشتراکات و تشابهات در داستانهای استعاری، تمثیلی و اسطوره ای در ادبیات جهان، راه را برای علاقه مندان و محققان در بررسی و کشف شباهتها با رویکرد تطبیقی هموار می کند و این نوع تحقیق را ضروری می نماید. در این مقاله ما کوشش خواهیم کرد به پژوهش تطبیقی اثر برجسته عطار نیشابوری، شاعر و صوفی سده هفت هجری ایران یعنی منطق الطیر و سار سفید داستانی از نویسنده و شاعر شهیر فرانسوی مکتب رمانتیسم در قرن نوزده آلفرد دو موسه بپردازیم. انواع پرندگان شخصیت ها و ساختار اصلی دو اثر مذکور را تشکیل داده اند. در این مقاله سعی داریم با ارائه تعاریفی از تمثیل و تمثیل پردازی در ادبیات و نماد پرنده، به مطالعه تطبیقی و شناخت وجوه اشتراکات و شباهتهای موجود در تمثیل پردازی و دلایل استفاده از آن در مکتب رمانتیسم فرانسه و در ادبیات عرفانی فارسی بپردازیم.
بررسی و تحلیل بومی گرایی و ادبیات عامه در آثار ابراهیم گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه های اولیه قرن حاضر، در ادبیات داستانی، جریان بازگشت به اصل، با عنوان بومی گرایی پدید آمد. بومی گرایی را در گسترده ترین معنا می توان آموزه ای دانست که خواستار باز آمدن، باز آوردن یا ادامه رسوم، باورها و ارزش های فرهنگی و بومی است. ابراهیم گلستان که با زبان خاص خود موفق به خلق آثاری مانا در زمینه داستان های بومی شده، به زیبایی و در موارد ضروری از فضای بومی محلی برای رساندن مفهوم به خواننده بهره گرفته است. زبان و بیان بومی و محلی و اعتقادات محلی از زبان شخصیت های داستانی این نویسنده، نه تنها در پیشبرد داستان مؤثر است، بلکه زبان و بیان محلی به همراه باورهای بومی، راهی برای بیان و مقابله و مبارزه نویسندگان با معضلات و مشکلات اجتماعی، اعتقادات نادرست و خرافی، فقر اقتصادی و به همراه آن فقر فرهنگی است. این زبان، به خواننده یاری می رساند تا خود را در فضای مورد نظر نویسنده قرار دهد و شخصیت های داستان برای او باورپذیر شود. گلستان به نحوی شایسته از عناصر بومی بهره گرفته و در عرصه ادبیات بومی محلی به موفقیت دست یافته. در این تحقیق کوشیده شده تا پس از بررسی ویژگی های بومی گرایی در ادبیات، براساس شیوه کتابخانه ای و با دیدگاه تحلیلی – توصیفی، به تطبیق داده ها با آثار بومی گرایی ابراهیم گلستان پرداخته شود و ویژگی های بهره گیری نویسنده از فضا، اندیشه، آداب و رسوم و کلام بومی و در نهایت شکل گیری فرم داستانی و سبک نگارشی وی تبیین شود.
حس شگفتی
حوزههای تخصصی:
شرح حال کیوان قزوینی بقلم خودش
حوزههای تخصصی:
انتقاد شعر
حوزههای تخصصی:
سیری دشوار در «سلوک» دولت آبادی و عبوری آسان از «جسدهای شیشه ای» کیمیایی
منبع:
پیوند ۱۳۷۱ شماره ۱۵۷
حوزههای تخصصی:
معرفی اثر-ترانههای عامیانه ترکمن
حوزههای تخصصی:
Dans la marge de l’H(h)istoire: Tout y est! Etude poétique du Paratexte inaugural dramatique: cas de La Mort de Yazdegerd de Beyzâ’ï(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Rares sont les études littéraires qui se sont penchées sur les topoïs les plus périphériques d’un texte. Allant du Titre jusqu’aux informations transcrites sur la quatrième de couverture, Genette y a d’ailleurs consacré une œuvre entière, Seuils. Malgré toutes les références théoriques fondamentales qu’il procure aux critiques littéraires, le livre n’a pas trouvé sa fortune dans le domaine d’analyses pratiques littéraires. L’étude présente se donne donc pour but de traiter la question du Paratexte, mais inaugural, d’un drame historique qui entraîne ipso factola particularité d’appréhender en plus de deux instances du Titre et de l’Epigraphe, celle des Didascalies avant-interactionnelles. Nous postulons qu’à peine ou même pas entamé le texte, le dramaturge de La Mort de Yazdegerd, fournit suffisamment d’éléments esthétique et idéologique au lecteur averti pour qu’il ait beaucoup plus qu’un premier aperçu et de la forme et du contenu du texte qu’il a l’intention de lire.Le Paratexte s’y fait figure d’un ‘’ presque tout’’condensé de la pièce entière.