آنچه در این نوشتار به آن پرداخته می شود، ابهام، تنوع و پرورش استعاره در غزل بیدل است. بیدل با نگاهی استعاری به پدیده های جهان، نام های قراردادی را با معادل هایی استعاری مبادله میکند تا راهی به ماهیت اشیا بگشاید. در نتیجه، با تنوع و فراوانی استعاره های دیریاب، جهانی خیالی و سورئالیستی رقم می خورد که درک شعر وی را دشوار می سازد.
این شاعر بزرگ در کنار استعاره های نو و شگفت، و ابهامی که آگاهانه آفریده، از جادوی انسجام در اندیشه و اجزای غزل غافل نمانده است. وی می داند که شعر مبهم اگر دارای انسجام و وحدتی سازمند باشد – حتی بدون درک شدن – موجب لذت هنری خواننده می گردد و در ناخودآگاه وی تأثیر می گذارد. بنابراین، او اغلب با حمایت های آشکار و پنهان از استعاره های بعید در مسیر غزل ( در بیت، ابیات همجوار و کل غزل)، توانمندی خود را در ایجاد شعر مبهم، اما منسجم به ظهور می رساند. نگارنده این حمایت ها را « پرورش استعاره» نامیده و با ذکر نمونه هایی، شگردهای گوناگون شاعر را در غزل او نشان داده است.
باب الحکایات احمد شوقی و حکایت های پروین اعتصامی از مهم ترین آثار تمثیلی ادبیّات معاصر عربی و فارسی به شمار می روند. دیدگاه غالب این است که نوع ادبی تمثیل و ساختار آن ضعیف است و به زحمت بار محتوای اخلاقی را بر دوش می کشد. در نتیجه، این نوع ادبی همواره در پایین ترین درجه یک نوع داستانی مورد بررسی قرار می گیرد. به علاوه، اغلب تحقیق های این حوزه به محتوا پرداخته ، به هنر «چگونه گفتن» آنها توجّهی نشان نداده اند. بدیهی است که «چگونه گفتن» اصل بسیار مهمّی در ادبیّات است و این حج م از تحقیق هایی که به «چه گفتن ها» می پردازد، گونه ای بی مهری به این اصل اصیل ادبیّات محسوب می شود. در این مقاله، کوشیده ایم تا با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی و مطالعات کتابخان ه ای، ضمن بررس ی دقیق ساختار تمثی ل و عناصر سازنده آن بر اساس دو اثر تمثیلی مذکور، ارتباط دقیق ساختاری و محتوایی آنها را نیز با یکدیگر نشان داده، تأکید نماییم که در بررسی چنین آثاری، نگرش یکسویه محتوایی به هیچ وجه نمی تواند یک راهکار ژرف شناسانه مورد اعتماد باشد و شناخت ساختار هر اثر ادبی با تمام جزئیّات آن، یک اصل اساسی است که البتّه به درک عمقی محتوایی آن اثر نیز می انجامد.
ادبیات بومی مجموعه ای از ترانه ها، اشعار، قصه ها، افسانه ها، آداب و رسوم اجتماعی، باورها، عقاید و ... هر جامعه است. نویسندگان معاصر زیادی به رمان بومی و اقلیمی روی آورده اند که این نوع رمان به کیفیت و مختصات جغرافیایی و بومی ناحیه ای وفادار است و بر محیط خاصی تمرکز یافته و به توصیف خصوصیات بومی و ناحیه ای آن منطقه شامل زبان، آداب، رسوم و ... می پردازد. استان کرمانشاه همواره نفش خاصی در توسعه این رمان نویسی داشته است و رمان نویسان فراوانی از این منطقه به توسعه و رونق ادبیات بومی و اقلیمی کمک کرده اند. علی اشرف درویشیان، یکی از بزرگ ترین رمان نویسان کرمانشاه و در واقع یکی از بزرگ ترین رمان نویسان در حوزه ادبیات بومی و اقلیمی، در رمان سال های ابری به بیان واژگان محلی، گیاهان، شغل ها، اشعار و جملات محلی، ضرب المثل ها، مکان ها و ... مربوط به استان کرمانشاه پرداخته است. پژوهش حاضر به بررسی این رمان پرداخته و سعی شده در هر بخش گوشه هایی از ادبیات بومی را با تکیه بر نمونه های استنادی مورد بررسی قرار دهد.