شیوه به کارگیری زبان در شاهنامه فردوسی همچون آثار دیگر بزرگان ادب فارسی، شیوه ای خلّاقانه و در عین حال منحصر به فرد است. نمونه ای از این خلّاقیت هنگام استفاده از واژه سخن روی می نماید. فردوسی بدون مقید ماندن به کاربرد های متداول این واژه در روزگار وی، قابلیت خاص واژه یاد شده را دریافته است و در درون منظومه هنری خود ظرفیت تعبیریِ بسیار فراخی بدان بخشیده است. هدف پژوهش حاضر آن است تا به منظور تبیین این ویژگی از سروده فردوسی، با استفاده از روش توصیفی– تحلیلی سی و شش تعبیر برای واژه سخن ارائه دهد و توجه خوانندگان را به گستره مفهومیِ یکی از واژه های حماسه ملی ایران و بازشناسی ظرفیت های آن معطوف سازد. برجسته سازیِ جایگاه واژه سخن در نظام زبانی فرزانه توس که امکان تعبیرپذیری متن را فراهم می آورد و نیز بازنمایی سبک شخصی وی در به کارگیری این واژه که گاه دریافت مفهوم آن را بر عهده مخاطب می نهد و گاه شخصاً به تعبیر آن می پردازد، از اهداف دیگر شکل گیری این پژوهش است.
انتقام که امروزه نوعی ناهنجاری اخلاقی و عدالت بدوی به شمار می رود، از جمله پندارهای حاکم بر آثار حماسی است که در ایلیاد و اودیسه هومر، همانند حلقه های ارتباطی، حوادث را منطقی و پیوسته کرده و در هر سه بخش اساطیری، پهلوانی و تاریخی شاهنامه ، امری بسیار مهم و واجد قداست تلقی شده است. با توجه به اینکه یکی از بهترین روش های تبیین هر مسئله ای، مقایسه آن با نمونه ای هم شأن و هم جنس است، نوشتار حاضر با هدف بررسی رویکرد اقلیم های حماسه ساز ایران و یونان در خصوص انتقام، اقسام انتقام و انگیزه های شکل گیری آن را در حماسه های مذکور بررسی کرده تا به این پرسش پاسخ دهد که چرا انتقام از بن مایه های شاخص آثار حماسی و اصل اساسی و قابل احترام بوده است؟ یافته های تحقیق که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، نشان می دهد که انتقام های مقدس در این آثار، انتقام هایی اجتماعی هستند که در غیاب هنجارهای قانون رسمی کشور، در قالب قصاص و مجازات خطاکاران به وقوع پیوسته است. این انتقام ها که صورت ابتدایی کیفر و مجازات عمومی به شمار می روند، در شاهنامه ، بیشترین و در اودیسه ، کمترین فراوانی را دارند و به دلیل برخورداری از جنبه تأدیبی و تأمینی، ضمن جلوگیری از گسترش فساد و ناامنی در جامعه، ضامن اجرای عدالت و حیات افراد بوده اند.