ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۰۶۱ تا ۱۹٬۰۸۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
۱۹۰۶۱.

درون مایه های عمده غنایی در قصاید محمد ولی دشت بیاضی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳۸ تعداد دانلود : ۷۸۰
ژانر ادبی غنایی، در حقیقت مبین مجموعه ای گسترده و بی پایان از حالات تمرکز یافته روانی گوینده است که پرده از احساسات و عواطف پنهان شاعر برمی دارد.این گونه ادبی، بازتاب تخیلی عواطف و زاییده حالات متغیر ضمیر شاعر است که با «بیانی موزیکال و آهنگین»، تصویرگر حوادث ذهنی او می شود و می توان آن را تفسیر و واکاوی اندیشه های نهفته ولایه های معنایی نهاد گوینده دانست. در این گونه ادبی «درون مایه شعری» بر محور «من» شاعر استوار است و تحت تاثیر انگیزه های عینی و اشتغالات ذهنی به سخن درمی آید. و اما هدف اصلی این نوشتار، انجام پزوهشی تحلیلی جهت دست یابی به نقطه نظرهای شاعر و زمنیه های غالب اندیشه وتفکر او از منظر بازتاب تخیلی عاطفه، حالات تمرکز یافته روانی، لایه های معنایی درونی است که در قالب الگوهای غنایی و به گونه ای فشرده و اثرگذار نمود می یابد. روش اصلی تحقیق بر مبنای «تحلیل محتوا» استوار بوده است. بررسی و تحلیل بسامد کاربردی این گونه درون مایه ها در دیوان «محمدولی دشت بیاضی»، نتایج ذیل را به دست می دهد: مدح فرمانروایان و کارگزاران (397مورد: 54درصد)، مدح و منقبت اولیاء و انبیاء (166: 22درصد)، مفاخره (79: 10درصد)، هجویه (54: 7درصد)، مفاهیم تغزلی (39: 5درصد).
۱۹۰۶۲.

خودشناسی و اهمیت آن در اشعار حسن زاده آملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳۹ تعداد دانلود : ۱۹۳۷
علامه آملی از حکیمان عارفی است که مدارج علمی و عرفانی و مراتب حکمی و معنوی وی گره خوردگی و آمیختگی بلافصلی با موضوع معرفت نفس و خودشناسی دارد. به نظر وی مبحث نفس ناطقه انسانی، قلب جمیع معارف ذوقیه و قطب قاطبه مسایل حکمیه و محور استوار کل مطالب علوم عقلیه و نقلیه و اساس پایدار همه خیرات و سعادتها است و معرفت آن اشرف معارف است و پس از معرف حق سبحانه، هیچ موضوعی در حکمت متعالیه به پایه آن نمی رسد. به باور وی خودشناسی، نزدیک ترین و سهل الوصول ترین راهی است که به خداشناسی منجر می شود؛ در واقع انسان خود راهی است به سوی خدای خویش. بنابراین خودشناسی، شناختن راه سلوک است و مراتب این سلوک نیز همان مراتب وجودی انسان است که به مقام خلیفه اللهی و مرتبه فنا می انجامد. در تعبیری دیگر و بنا بر حدیث «ان الله خلق آدم علی صورته» از آن جایی که آدمی صورت علم عنایی حق است می تواند همه اسما الله را در خود مشاهده کند و هر چه را که آشکار و نهان است در خود پیدا کند.
۱۹۰۶۳.

ریشه شناسی «یوغ» و «جفت»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰۴ تعداد دانلود : ۹۸۴
در این مقاله، کاربردهای مشترک جفت و یوغ و تلفظ های متعدد و گونه گون آنها را در معانی دو و زوجیت و در حوزه کشاورزی نشان داده ایم. اسناد بسیار از کاربردهای کهنِ دو واژه و گویش های کنونی، گواه آن است که این دو واژه در معنای دو و دوگانگی مشترک هستند و گاهی نیز به جای هم به کار می روند. در برخی موارد نیز در حوزه نام گذاری ها برای هر دو واژه یک تلفظ رایج است. فرایندهای تحول آوایی آنها نیز گواهی می کند که دارای ریشه واحدی هستند. بر اساس مفهوم مشترک و ریشه واحد جفت و یوغ، یک تصحیف را نیز در چند شعر تصحیح کرده ایم.
۱۹۰۶۴.

ده دیو از فارسی میانه تا منظومه ی فرامرزنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲۳ تعداد دانلود : ۱۱۶۵
داستان های حماسی ملی ایران از نظر پیشینه و اصالت روایت، به دو دسته ، قابل تقسیمند: دسته ای شامل آن حماسه هایی می شوند که سابقه ی روایات آن ها به مآخذ پیش از اسلام برمی گردد؛ دسته ای دیگر، منظومه هایی هستند که در مقام تقلید و نظیره گویی از داستان های شاه نامه سروده شده اند و روایت آن ها به دست نقالان و داستان گزاران دوره ی اسلامی، شکل گرفته است. یکی از منظومه های حماسی دوران اسلامی، فرامرزنامه ی دوم است که در بخشی از حوادث آن، برهمن در پاسخ به پرسش های فرامرز، از ده دیو یاد می کند. در این جستار، با بررسی و مقابله ی این موضوع با برخی متون پهلوی و حماسی دیگر، اصالت و کهن سالی روایت های این منظومه، نشان داده شده است.
۱۹۰۶۵.

فعل در رمان جای خالی سلوچ و منشأ آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات روایی و داستانی گونه های معاصر داستان و داستان کوتاه
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی دستور زبان سنتی
  3. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی کاربردی گویش شناسی
تعداد بازدید : ۲۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۷۱۲
این جستار، به بررسی، توصیف و تحلیل ماهیت و کیفیت افعال در رمان جای خالی سلوچ و خاستگاه های زبانی آنها پرداخته است. از آن جا که در سبک نوشتار داستانی محمود دولت آبادی، یکی از دغدغه هایش به کارگیری زبانی غنی و سالم است، در جستجوی چنین زبانی، او از سرچشمه های زبان فارسی (معیار، محاوره، ادبی و کهن) و گویش (سبزواری و غیر آن) بهرة بسیار برده است. این رویکرد به عنوان نمونه در یکی از معروف ترین رمان های وی، جای خالی سلوچ، به ویژه در پیدایش افعالی متنوع و متفاوت، آشکار می شود. این تنوع و تفاوت از این نظر برجستگی می یابد که در جنبه های معنایی و واژگانی و ساختار (صرفی و نحوی) افعال توجه خواننده را به خود جلب می کنند؛ چنان که برای خواننده مسألة منشأ این افعال پیش می آید. در این که پاره ای از این افعال منشأ گویشی (سبزواری) و فارسی (معیار و ... ) دارند، شکی نیست؛ اما بخش عظیمی را باید از مشترکات گونه های زبان و گویش دانست.
۱۹۰۶۶.

چو آدینه هرمزدِ بهمن بود ...(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹۶ تعداد دانلود : ۹۱۰
فردوسی در پایان پادشاهی شاپور ذوالاکتاف چند بیتی دربارة احوال شخصی خویش آورده است که با این بیت آغاز می شود : چو آدینه هرمزد بهمن بود بر این کار فرّخ نشیمن بود پژوهشگران دربارة این چند بیت نظریات گوناگونی اظهار کرده و آنها را ناظر بر آرزوی دیدار فردوسی با پیامبر اسلام (ص) پس از مرگ، شادمانی از اتمام نظم این بخش از شاهنامه و جشن شصت و ســومین زاد سال فردوسی دانسته اند، اما با دقت در ساختار، ترتیب و نوع بیان این بیت ها آشکار می شود که تأکید فردوسی بر تقارن جمعه با روز نخست بهمن ماه است و او به این مناسبت در پی بزم آرایی و شادخواری برآمده است. علت فرخندگی و سرورانگیزیِ هم زمانیِ آدینه با روز هرمزد بهمن برای فردوسی این بوده که جمعه در معتقدات اسلامی گرامی و عیدگونه است و در عین حال در پنـدارهای نجـومی کهن روز ویژة سیارة خنیا و طرب، زهره، شمرده می شود، از همین روی هنگام تن آسانی و فرحناکی است. از سوی دیگر روز نخــست(هرمزد/ اورمزد) هر ماه در فرهنگ ایرانی و محتملاً به تأثیر از آن، در سنت اسلامی روزی است مبارک و مخصوصِ بزم و رامش. برخی شواهد نیز نشـان می دهد که ظاهراً روز نخست مـاه بهمن هم خجسته و جشن مانند تلقی می شده است و با این وصف طبیعی است که انطباق دو یا سه روزِ این چنین (آدینه، هرمزد و هرمزد بهمن) فرخ دانسـته شــود. از میان سال های مرتبط با ادوار زندگانی فردوسی فقط در سال 387 ه.ق. جمعه مطابق با یکم بهمن بوده و چون فردوسی در دنبالة این بیت ها خود را شصت و سه ساله نامیده است، سال تولد او 324 ه.ق. خواهد بود و این با اشارات و قراینِ دیگرِ متن شاهنامه که بر پایة آنها زادسـال شاعر سال 329 یا 330 ه.ق. و در میان شاهنامه شناسان پذیرفته تر است، در تناقض قرار می گیرد
۱۹۰۶۷.

سیمین قلم و تیغ درم در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه شاهنامه پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات کلیات نعابیر و اصطلاحات
تعداد بازدید : ۲۶۶۴ تعداد دانلود : ۱۳۸۱
در شاهنامه فردوسی، بیت زیر در توصیفِ زیبایی های رودابه، دختر مهراب آمده است: دو نرگس دژم و دو ابرو به خم ستون دو ابرو چو سیمین قلم تعدادی از دستنویس های شاهنامه به جایِ «سیمین قلم» در این بیت «تیغِ دُژم» یا «تیغِ درم» آورده اند. برخی از محققان ضبط «تیغِ درم» را بر گونه هایِ «تیغِ دُژَم» و «سیمین قلم» (ضبط مختار خالقی مطلق) ترجیح می دهند و معتقد هستند که «تیغ درم» ابتدا به «تیغ قلم» (قلمتراش؟) گشتگی یافته و بعدها گروهی از کُتاب «تیغ قلم» را به کلی مسخ و ساده کرده، به «سیمین قلم» گردانده اند؛ گذشته از این، احتمال داده شده است که لفظ «درم» در این ترکیب ربطی به واژه معروف درم (مسکوک سیمین) ندارد، بلکه در این مورد واژه را باید به فتح اول و دوم، یعنی «دَرَم» خواند و «کارد، چاقو» و یا ابزاری از این دست معنی کرد. از یک سو، قراین زبانی نشان می دهد که وجود واژه ای به صورت «دَرَم» در زبان فارسی غیرمحتمل است و واژه «درم» در ترکیبِ «تیغِ درم» در همان معنی معروف خود، یعنی «مسکوک سیمین» استعمال شده است و استبعادی ندارد که فردوسی به علاقه جنسیت از «درم» معنیِ «نقره» اراده کرده و «تیغ درم» را در معنیِ «تیغی از نقره» به کار برده باشد؛ از سوی دیگر شواهد موجود در خود شاهنامه و متن های دیگر فارسی به خوبی حاکی از آن است که ترکیب «سیمین قلم» در بیت مورد بحث و همچنین در بیتِ دو یاقوت خندان دو نرگس دژم ستون دو ابرو چو سیمین قلم که در شاهنامه در توصیف سودابه آمده است، همانند ترکیبِ «تیغ درم» ترکیبی اصیل و یقیناً از خود فردوسی است.
۱۹۰۶۹.

از اسطوره تا ادبیات: منطق داستان در گذار از باورهای شفاهی به متون ادبی مکتوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات روایی و داستانی
  3. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات شفاهی
  4. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد پسامدرنیستی
تعداد بازدید : ۱۸۷۱ تعداد دانلود : ۲۴۶۵
اسطوره یکی از مباحث مطرح در ادبیات تطبیقی است. پیوند اسطوره و ادبیات، با توجه به اینکه اولی شفاهی و در گسترهٔ باورهای انسانی و دومی نوشتاری و در قلمرو زیباشناسی است، اندکی گنگ می نماید. اما با بررسی بیشتر آشکار می شود که همانندی های بسیاری میان آن دو وجود دارد و هر دوِ این مقولات از منطق یکسانی پیروی می کنند که همان منطق داستان است. از سوی دیگر، منطق داستان خود دارای ساختاری است که ریشه در قواعد خیال دارد. گذار از اسطورهٔ شفاهی به متن ادبی روندی کند و بلندمدت داشته است که طی آن سراینده، شنونده، بیننده و مضمون جای خود را به شاعر (یا نویسنده)، خوانندهٔ منفرد و داستان ادبی داده اند. جهان اسطوره و جهان ادبیات در دنیای بزرگ تری به نام دنیای داستان جای می گیرند.
۱۹۰۷۲.

واسازی عشق در غزلیات سعدی

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات غنایی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات قالب های شعر کلاسیک غزل
  3. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه سعدی پژوهی
تعداد بازدید : ۴۰۸۴ تعداد دانلود : ۳۸۴۸
در این مقاله نویسنده به بررسی پارادوکس عشق در غزلیات سعدی می پردازد و معتقد است که عشق در معنای کلاسیک و اصالت محورش مفهومی واحد، یک دست، بدون تناقض، متافیزیکی و دست یافتنی است، اما نگاه پارادوکسی به عشق آن را درون نوعی تناقض قرار می دهد و این همان پارادوکس حضور و غیاب است. در ادامه برای تبیین سخن خود به شش موضوع می پردازد: 1. عشق متنی و فرامتنی 2. عشق کمال و نقصان 3. عشق خود و دیگری 4. عشق فعال و منفعل 5. عشق نگهداری و ویرانی 6. عشق شباهت و تفاوت.
۱۹۰۷۶.

بازنگری بحث اطناب در کتب بلاغی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۵۲ تعداد دانلود : ۲۵۹۷
بحث «ایجاز، اطناب و مساوات» یکی از مباحث مهم کتب معانی است که از دیرباز مورد توّجه علمای بلاغت بوده است، به گونه ای که برخی علم معانی را به این بحث محدود و منحصر کرده اند. از این رو در برشمردن گونه های «ایجاز، اطناب و مساوات» نظریات گوناگونی ارائه شده و تشتّت و تناقض گویی های فراوانی در این حوزه بروز کرده است. این ویژگی در تعریف اطناب و برشمردن گونه های آن، نمود بیشتری دارد. در این مقاله با مراجعه به امّهات کتب بلاغی، تعریف کاملی از گونه های اطناب ارائه شده و با نقد و تحلیل گونه ها و علل و عوامل شکل گیری آنها، از میزان آشفتگی بحث کاسته شده و زمینه به کارگیری عملی و آسان اطناب در نقد بلاغی متون فراهم آمده است.
۱۹۰۷۷.

ترجمه ای نارسا از متنی مقدس

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰۳ تعداد دانلود : ۱۰۳۱
یکی از مشهورترین کتب ادعیه مکتب تشیع کتاب مفاتیح الجنا ن است که در آن بسیاری از دعاها، مناجاتها و زیارت نامه ها را مرحوم حاج شیخ عباس قمی رضوان الله علیه گردآوری کرده اند. این کتاب از سال 1349 هجری قمری به بعد بارها به فارسی ترجمه شده است؛ از جمله ترجمه ها، ترجمه جناب حجه الاسلام آقای موسوی دامغانی از انتشارات نشر مشرقین و مرکز به نشر، و ترجمه استاد کمره ای از انتشارات تعاونی کارآفرینان فرهنگ و هنر است که سالهاست مورد استفاده عموم قرار دارد. در مقاله ذیل تنها موارد بسیار اندکی از ترجمه آقای دامغانی و نیز مواردی از ترجمه استاد کمره ای بررسی و نقد شده است.
۱۹۰۷۸.

مقایسة مفهوم انسان در اندیشه های ناصرخسرو و فلوطین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶۸ تعداد دانلود : ۱۱۱۷
به دست دادن تعریف جامع و دقیق از انسان دغدغة اساسی مکاتب فلسفی در فرهنگ های متفاوت است. فلاسفه و متفکران، در ادوار گوناگون، تعاریف متفاوتی از انسان عرضه کرده اند. آنچه در تمامی این تعاریف درخور توجه است، تأثیر فضای فرهنگی و تاریخی بر تعاریف اندیشمندان و فلاسفة هر دوره است که از مقولات گوناگون علوم انسانی و به تبع آن، تأثیر مراودات فرهنگی میان تمدن ها بر این تعاریف است. در این جستار، سعی شده تا با توجه به تأثیرپذیری فرهنگی ایران از فلسفة یونانی در دوران اسلامی اندیشه های فلوطین، به مثابه میراث دار گلچینی از فلسفة کلاسیک غربی، با ناصرخسرو به منزله متفکری ایرانی و اندیشمندی اسماعیلی، در مقولة انسان مقایسه و شباهت ها و تفاوت های اندیشه های این دو متفکر با یکدیگر سنجیده شود. در یک نتیجه گیری کلی باید گفت، در بیان تحلیل هایی که هریک از این دو متفکر عرضه کرده اند عامل اصلی سامان بخش، فضای فکری عصر و نیاز فکری مخاطبانشان بوده است.
۱۹۰۸۰.

تحلیل آماری پایگاه اجتماعی زنان شاه نامه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۲ تعداد دانلود : ۶۹۰
زنان نیمی از پیکرة هر اجتماع را در همة ادوار تشکیل میدهند که در مورد مقام آنان و جایگاه و پایگاه اجتماعی در همه حوزه ها اعم از علوم مختلف روان شناسی، جامعه شناسی، مردم شناسی، ارتباطات و... از جمله حوزة ادبیات هم چنان جای مطالعه و بررسی وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف «شناخت پایگاه اجتماعی زنان شاه نامه» تلاشی آکادمیک است برای پاسخ به پرسش های زیر: ـ زنان عصر ساسانی در اثر ماندگار شاه نامه چه پایگاه اجتماعی داشته اند؟ ـ کدام زنان از پایگاه اجتماعیی بالاتر برخوردار بوده اند؟ ـ دیدگاه فردوسی (شاعر بنام عرصة ادبیات) به عنوان مرد جامعة مردسالارانة قرن 4 و 5 به مقام زن و جایگاه او چگونه بوده است؟ جامعة آماری در پژوهش حاضر شامل همه زنان شاه نامه، اعم از زنان بنام و نقش آفرین و اثرگذار، زنان کم تأثیر با نقش آفرینی اندک و کم رنگ، ایزدبانوها و نیز زنان جادوست. جهت دقت افزون تحقیق و نیز ارائة مطالعة علمی نو، از میان جمعیت آماری، دو گروه «زنان ایرانی و غیرایرانی»، به عنوان نمونة آماری انتخاب شده اند. (تاکنون پژوهشی در حوزة ادبیات بویژه در زمینة موضوعات شاه نامه و جایگاه زن با این نمونة آماری، انجام نشده است.) مقولة پایگاه اجتماعی به عنوان تنها متغیر پژوهش با دو مؤلفة «اعتبار اجتماعی ـ مشورت خواهی» مورد مطالعه و بررسی در خصوص نمونة آماری، قرار گرفته است. پس از گردآوری مطالعات و داده ها از طریق اسنادی ـ کتاب خانه ای، یافته های حاصل با استفاده از تکنیک «تحلیل محتوا» مورد ارزیابی و تحلیل و تفسیر قرار گرفته است و در پایان، محقق به یک نتیجه گیری نهایی دست یافته است و آن اینکه: هر دو گروه زنان ایرانی و غیر ایرانی با وجود جامعة مردسالار عصر ساسانی «در قرن 4 و 5 هجری» دارای پایگاه اجتماعیی نسبتاً خوب و بالا بوده اند، با ذکر این نکته که: زنان با ملیت های غیرایرانی در مقولة پایگاه اجتماعی در مرتبه ای بالاتر نسبت به زنان ایرانی قرار داشتند و از پایگاه اجتماعیی بالاتر برخوردار بوده اند. کوتاه سخن آنکه؛ زنان شاه نامة فردوسی دارای پایگاه اجتماعیی بالا و مناسب بوده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان