فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۱۲۱ تا ۱۱٬۱۴۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
گلزار دمساز شرحی دیگر بر گلشن راز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صناعات مدرنیستی در رمان های دفاع مقدس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Étude de la portée ontologique de l’écriture leclézienne à travers Le Procès-verbal(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
La parution du premier roman de J.M.G. Le Clézio, <em>Le Procès-verbal</em>, en 1963, synchronise avec l’épanouissement de la littérature postmoderne où la dimension ontologique devient prépondérante. Ce roman de Le Clézio fait écho à ce contexte littéraire, en incarnant cette particularité à travers le processus cognitif de son protagoniste cherchant à trouver sa position propre dans le monde. Dans cet article, afin de savoir comment le personnage leclézien vit l’existence dans le sens philosophique du terme, nous tenterons d’explorer la portée ontologique de cet ouvrage. Pour ce faire, dans un premier temps, nous considérerons le protagoniste dans son faisceau de relations avec le monde, ce qui nous amènera à étudier ses interactions d’ordre intellectuel, émotionnel et social avec ce dernier. Cet examen nous révèlerait les moyens de connaissance de l’être adoptés par le personnage. Dans un second temps, nous nous pencherons de plus près sur les modalités de la prise de conscience ontologique du protagoniste. Cette étude nous permettrait de mieux connaître la perception de l’auteur de l’être humain et de son statut dans le monde.
ترجمه و نقش آن در فرآیند نوگرایی و اصلاح طلبی عصر قاجار(از آغاز تا مشروطه: 1325- 1210ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمه در همه ادوار تاریخی نقش مهمی در انتقال دیدگاه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بین جوامع داشته است. ایران عصر قاجار نیز از این قاعده مستثنی نیست. با توجه به گسترش ارتباطات ایران و اروپا و نفوذ موج های مدرنیته از غرب و همچنین کشورگشایی ها و زیاده طلبی های قدرت های جهان در این دوره، جنبش ترجمه در جهت جلوگیری از عقب ماندگی کشور و دست یابی به پیشرفت های غرب شروع شد. روند ترجمه ابتدا با ترجمه آثار نظامی و با هدف تقویت ساختار ارتش شروع شد و به تدریج به آثاری با موضوعات متفاوت کشیده شد که باعث ورود اندیشه ها و افکاری انتقادی و ترقی خواهانه شد و روند نوگرایی در ایران را شدت بخشید و در ادامه در جنبش مشروطه تجلی یافت و این نهضت را از منظر دستاوردهای فرهنگی تقویت کرد. این مقاله با بررسی نقش ترجمه در ایجاد تغییرات، مترجمان هر دوره و آثار و نهاد های ترجمه در عصر قاجار بر این نتیجه تأکید دارد که روند ترجمه موجب انتقال افکار و عقاید انتقادی غرب به ایران شده و این تغییرات آرام آرام در ایجاد جنبش مشروطه مؤثر افتاده است. در این نوشته علاوه بر مباحث تئوری در رابطه با ترجمه؛ پیشینه ترجمه در ایران؛ فعالیت ها، تلاش ها و حمایت های شاهان قاجار در هر دوره و نقش آثار ترجمه شده در رواج نوگرایی در ایران به روند ترجمه؛ نهاد های ترجمه ای و همچنین زمینه های ترجمه در زمان هر یک از پادشاهان قاجار و نیز عنوان کتب ترجمه شده، نیز پرداخته شده است.
بررسی نقش مضامین در ادبیات و کاربرد های آن در ادبیات تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گستره پژوهش حاضر، بررسی و تشریح اهمیت به کارگیری بن مایه یا مضمون، به عنوان روش تحقیق در مطالعات تطبیقی است. هرچند به ظاهر این موضوع شاکله از پیش تعریف شده ای دارد و در نگاه اول سبک و سیاق جدیدی را در مطالعات ادبی تطبیقی فراهم نمی آورد، پژوهش حاضر، به اثبات این موضوع می پردازد که با بررسی مضامین در آثار ادبی (به عنوان یکی از عناصر مهم در مطالعه ادبیات) می توان به نظامی پیچیده و غنی از ارجاعات و مفاهیم دست یافت که در نتیجه سازمان بندی آن ها شرایط مطالعه تطبیقی فراهم می شود. بخش مهمی از این نظام، به بافت فرهنگی و اجتماعی در پس آثار ادبی باز می گردد که منبعی قابل ارجاع و نامحدود از معانی را برای خواننده نکته بین فراهم می سازد. این نکته، فرصت را برای بحث و گفتگو در زمینه چند نکته اساسی در حوزه ادبیات تطبیقی فراهم می آورد و به پرسش هایی از این دست پاسخ می دهد که هدف از انجام یک مطالعه تطبیقی چیست؟ در انجام آن باید چه موضوعات و عناصری را مورد بررسی قرار داد و چه روشی را در پیش گرفت؟ و اینکه نتایج این پژوهش چه کمکی به مطالعات آینده در زمینه های مربوطه می کنند؟ پاسخ به این دسته از پرسش های کلیدی، زمینه یکپارچگی در روش و چارچوب مطالعات ادبی تطبیقی، به ویژه جنبه های فرهنگی آن را، به وجود می آورد؛ همچنین، این مطالعه در پی آن است تا چگونگی استفاده از مضامین به عنوان راهکاری خلاقانه و بنیادی در بحث کاربرد و روش در ادبیات تطبیقی را به بحث و گفت وگو گذارد.
بررسی ساختاری قصاید خاقانی بر پایه الگوی زبان شناختی لیچ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آشناییزدایی و نقد ساختاری - ویژگیهایی که زبان ادبی را از زبان مرسوم متمایز میسازد- از اساسیترین مفاهیم مطرح شده در نظریه فرمالیستهای روسی است که شیوهای علمی و متداول برای بررسی ویژگیهای هنری آثار ادبی میباشد. جفری لیچ ساختارگرای انگلیسی خصیصههای ادبی )فراهنجاریها( را در هشت سطح 1- واژگانی ،2- نحوی ، 3- آوایی ، 4- نوشتاری ،5- گویشی ،۶- سبکی ،7- معنایی ،8- در زمانی، طبقهبندی و تقسیم کرده است. لیچ برای تمایز میان برجستهسازی هنری با سایر برجستهسازیها سه امکان را در نظر میگیرد: نخست آنکه برجستهسازی هنگامی تحقق مییابد که هنجارگریزی بیانگر مفهومی باشد، بهعبارت دیگر نقشمند باشد. دوم برجستهسازی هنگامی رخ میدهد که هنجارگریزی بیانگر منظور گوینده باشد، یعنی جهتمند باشد و در آخر برجستهسازی در مقام قضاوت مخاطبان، باید بیانگر مفهوم و بهعبارت دیگر غایتمند باشد. الگوی لیچ در همه زبانها بهویژه در زبان فارسی تعمیمپذیر است. از آنجا که قصاید خاقانی جایگاه و اعتلایی خاص در ادب فارسی دارد، در پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی، در چهارچوب مکتب ساختگرایی و بر مبنای الگوی هنجارگریزی لیچ، به بررسی انواع مختلف هنجارگریزی در اشعار خاقانی پرداخته ایم. بر این اساس بیشترین میزان آشنایی زدایی در قصاید خاقانی هم از نظر کیفی و هم از لحاظ کمی، مربوط به هنجار گریزی معنایی است.
بازنگری رمز تنبیه اول نمطِ نهمِ اشارات و تنبیهات در تبیینِ عدمِ صحّتِ انتساب تصنیفِ سلامان و ابسال به ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی سال دهم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱۸
33 - 56
حوزههای تخصصی:
در پی تشکیک و معارضه فخر رازی با موضوع اشاره رمزی ابن سینا به قصه رمزی-تمثیلی سلامان و ابسال در تنبیه اول از نمط نهم انتشارات و تنبیهات، خواجه نصیر در رد ادعای او به تأویل قول ابن سینا به روایتی از سلامان و ابسال پرداخت که آن را موافق قول ابن سینا یافته بود. جوزجانی نیز قصه سلامان و ابسال را در ردیف آثار ابن سینا آورده و ابن سینا هم در رساله قضا و قدر به نام «ابسال» اشاره کرده است. با توجه به این شواهد می توان به طور تلویحی، روایت دو برادر سلامان و ابسال را از قصه های رمزی-تمثیلی ابن سینا تلقی کرد. پس از این اقدام خواجه نصیر، شارحان متأخر اشارات و تنبیهات و دیگر آثار ابن سینا، بی هیچ تحقیق، و صرفاً به اعتبار ادعای خواجه نصیر، روایت سلامان و ابسال خواجه نصیری را سومین قصه رمزی-تمثیلی ابن سینا تلقی کردند؛ درحالی که برای این کار، جز ادعای نامستند خواجه نصیر هیچ سندی نداشتند. این پژوهش این تلقی را رد و اعلام می کند که ابن سینا هیچ قصه ای با عنوان «سلامان و ابسال» تصنیف نکرده و مشارالیه او در تنبیه اول از نمط نهم اشارات و تنبیهات نیز، نه روایت خواجه نصیر از قصه سلامان و ابسال که اسطوره سلامان و ابسال یونانی الاصل ترجمه شده توسط حنین بن اسحاق بوده است.
آشتی ناسازه ها در نظام حسی، ادراکی و کنشی متون پست مدرن (نقاشی، عکس، شعر دیداری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر گونه تحول نشانه معناشناسانه در صورت و معنای متن، با لایه های حسی-ادراکی منبعث از فضاهای فرهنگی و اجتماعی انطباق دارد. مقاله حاضر، با توجّه به الزامات پدیدارشناختی متن پست مدرن، شیوه ظهور این ژرف ساخت را در صورت متن تبیین می کند؛ به این معنا که کثرت ابعاد در صورت متن باید با تکثر زوایای دید و نظام های گفتمانی حاضر و کنشگر، نسبت معنادار داشته باشد. پیش فرض ما این است که دگردیسی های متنی باید به لحاظ حسی-ادراکی با زیربناهای ایدئولوژیک، اجتماعی و سیاسی و... ملازمت و تناسب داشته باشد. نتایج تحقیق نشان داده است میزان ناسازوارگی موجود در متن های دیداری (شامل عکس، نقاشی و شعر دیداری) با دلالت های نهفته در زیرساخت نظری این متن ها همخوانی دارد. این متن ها در نقطه مقابل دوگانه دکارتی، ما را به واسطه یک تحوّل پدیدارشناختی به یک گفتمان سه بعدی رهنمون می سازند که نظام گفتمانی خطی، دو قطبی و برنامه مدار را به سه بعدی، متکثر و سیال عبور می دهد. اصلی ترین راهبرد متن ها در این دگردیسی گفتمانی، آشتی اضداد است. در تحوّلات متنی، متن کلامی، به نظام دو قطبی و متن بصری به نظام سه قطبی تمایل دارد.
تحلیل انواع موسیقی میانی در اشعار نو و نیمه سنتی نیمایوشیج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مشخصات اصلی شعر نیمایی، در مقایسه با شعر کلاسیک ،تحول در انواع موسیقی کلام به ویژه کاربرد موسیقی میانی و درونی است که در اشعار نیمایوشیج قابل توجه و بررسی است. در این مقاله به شیوه توصیفی، تحلیلی و کمی به بررسی کاربرد انواع موسیقی درونی در اشعار نو و نیمه سنتی نیما پرداخته می شود. ابتدا به طور کوتاه به اهمیت موسیقی درونی توجه شده و سپس انواع موسیقی میانی شامل سجع، جناس و اقسام تکرار،تکرار واج، واژگان و عبارت با شواهد و نمونه هایی تحلیل و ارزیابی شده است. باتوجه به بررسی صورت گرفته، تکرار صامت و مصوت بیش از موارد دیگر به کار رفته است؛ در این میان مصوت (آ) بیش تر تکرار شده و آن اغلب ناله و فریاد را تداعی می کند، که بیانگر روحیه بیدارگر شاعر است. پس از آن در بین انواع جناس، جناس لاحق، بیش ترین بسامد را دارد. تکرار جمله و عبارت و جناس لفظ، کمترین بسامد را دارند. آنچه مشخص است، نیما با آگاهی از موسیقی درونی در شعر بهره برده است، تا بتواند کمبود وزن را جبران کند.
باستان گرایی (آرکائیسم) در اشعار نصرت رحمانی و علی موسوی گرمارودی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از شیوه های آشنایی زدایی و برجسته سازی کلام در نظر منتقدان فرمالیسم، استفاده از واژه ها و عبارات کهن است که در نقد ادبی به باستان گرایی (آرکائیسم) معروف است. کاربرد بجا و مناسب باستان گرایی، علاوه بر تعالی شعر، باعث اعجاب و التذاذ مخاطب نیز می شود. نصرت رحمانی و علی موسوی گرمارودی از این شگرد زبانی به نحو چشمگیری استفاده نموده و علاوه بر زیبایی، زبان شعر خود را نیز تشخص بخشیده اند. گفتنی است بسامد این نوع آشنایی زدایی در شعر گرمارودی- به دلیل آشنایی و مطالعه عمیق در اشعار کلاسیک فارسی- بسیار بالاتر از رحمانی است و می توان آن را یکی از ویژگی های سبکی وی به شمار آورد. هدف این پژوهش بررسی و کاربرد باستان گرایی در اشعار این دو شاعر است که به تشخص زبان و بیان شاعرانه آنها منجر شده است.
تحلیل و تفسیر واژه های پارسی نژاد در تاریخ بیهقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ بیهقی یکی از شاهکارهای گران قدر نثر فارسی است که به دلیل دارا بودن ارزش های ادبی و تاریخی، آشنایی با آن برای هر پارسی زبان تحصیل کرده لازم و ضروری است. نثر تاریخ بیهقی از غنی ترین و جذّاب ترین نثرهای موجود در تاریخ ادبیّات ایران است. بیهقی از جمله نویسندگانی است که در کاربرد واژگان پارسی، هنر خود را به خوبی نشان داده است.مسأله اصلی این جستار، بررسی لغات واصطلاحات پارسی نژاد در تاریخ بیهقی است. از این رو، به شیوه توصیفی، تحلیلی، تعلیلی و استشهادی به تجزیه، تحلیل و بررسی عناصر زبانی اصیل پارسی در تاریخ بیهقی پرداخته شده است.ابتدا به وی ژگی های اشتقاق کلمات در تاریخ بیهقی توجه شده، سپس ریشه شناسی و مفاهیم اسامی، افعال، صفات و قیود در تاریخ بیهقی، تحلیل و بررسی و بسامد آن ها به صورت کمی ارائه شده است. بیهقی در تاریخ خود علاوه برکاربرد واژگان عربی، ترکی، مغولی و... واژه های پهلوی و اوستایی و ایرانی نژاد زیادی نیز به کار برده است. بیش ترین واژه های ایرانی نژاد به کار رفته در تاریخ بیهقی اسم و فعل و بعد صفت و قید است. واژه های ایرانی نژاد بیهقی، از نظر ساختمان، ساده، مشتق و مرکب هستند. نتیجه این که در تاریخ بیهقی کاربرد واژه های مشتق و مرکب، بیش تر از واژه های ساده است.
ماه هاماوران یا شاه هاماوران؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در داستان رستم و اسفندیار کتایون برای این که مانعِ رفتنِ پسرش اسفندیار به سیستان و رویارویی با رستم بشود خدمات و پهلوانی های رستم را یادآوری می کند و از جمله می گوید: «همان ماه هاماوران را بکشت/نیارست گفتن کس او را درشت» در این بیت منظور از ترکیب «ماه هاماوران» سودابه است و با این که فقط در یک نسخه (لندن/ بریتانیا 675 ه.ق) آمده در همه چاپ های معتبر و نیمه معتبرِ شاهنامه انتخاب شده است، امّا نگاشته بیش ترِ دست نویس ها، «ش اه هاماوران» است ک ه فق ط در بعضی چاپ های سنگی و کم اعتبارترِ شاهنامه دیده می شود. چون در گزارش نبرد هاماوران در شاهنامه ، شاه هاماوران از رستم زنهار می خواهد و به دست او کشته نمی شود مصحّحان، وجهِ «شاه هاماوران» را نادرست انگاشته و رها کرده اند، در حالی که بررسیِ منابعِ متعدّدِ فارسی و عربی نشان می دهد که از داستان جنگ هاماوران چند روایت (حدّاقل سه گزارش) مختلف وجود دارد که در بعضی از آن ه ا شاه ه ام اوران زنده می ماند و در برخی دیگر به دست رستم کشته می شود. مأخذِ اشاره بیتِ مذکور دسته دوم از روایاتِ مربوط به عاقبت کار پادشاه هاماوران و مستند بر مآخذ اصیل و حتّا کهن تر از شاهنامه است که اتّفاقاً در بیتی دیگر از داستان رستم و اسفندیار هم بازتاب یافته است. بر این اساس ضبط «شاه هاماوران» که بِظاهر نادرست می نماید به لحاظِ داستانی معتبر است و از نظر ضوابط تصحیح متن نیز به دلیلِ استناد بر اکثر نسخ و دشوارتر بودن نسبت به وجه «ماه هاماوران» باید در متنِ نهاییِ شاهنامه بیاید.
وفاداری، بازآفرینی یا آفرینش ادبی در ترجمة شعر (بررسی مقابله ای شعر جامی و شعر فرزدق در مدح امام سجاد(ع))(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«وفاداری»، «بازآفرینی» و «آفرینش ادبی» سه رویکرد متمایز و مرتبط در ترجمه است که در لایه های مختلف معنایی، شکلی و لحنی حاصل می شود. وفاداری، شرط ضروری برای بازآفرینی به شمار می آید و بدون بازآفرینی، ترجمه در زبان مقصد رسایی لازم را ندارد. آفرینش ادبی نیز بدون رعایت اصل وفاداری و فراتر از بازآفرینی، اثری بدیع ارائه می دهد که در بسیاری از لایه های زبانی و یا حتی معنایی، متفاوت از آن است ودر شعر به واسطة ادبیت متن، بیش از دیگر انواع متون مشهود است، به ویژه اگر مترجم شاعری اهل ذوق باشد. پژوهش حاضر تلاش دارد با استفاده از تحلیل های سبک شناختی، اثر منظوم جامی را که به تأثیر از اثر فاخر فرزدق در مدح امام سجاد (ع) سروده است، بررسی نماید تا با توجه به مشخصه های اثر جامی و نیز تمایزها و اشتراکات دو اثر در حوزة معنایی، صوری و زیباشناختی، چگونگی و میزان وفاداری، بازآفرینی و آفرینش ادبی شعر وی از شعر فرزدق روشن شود. پژوهش ضمن رویکرد توصیفی تحلیلی، در برخی موارد نیز روش آماری را در پیش خواهد گرفت تا میزان ابداع و یا امانت داری جامی از متن اصلی مشخص گردد. با توجه به تمایزهای بارز شعر جامی و فرزدق در لایة آوایی، واژگانی، بلاغی، عاطفی و نحوی، اثر جامی نه یک ترجمة وفادار به متن مبدأ، بلکه ترجمه ای به مثابة آفرینش است که در سطح کلّی مرتبط به یکدیگر است، اما رابطة متناظری بین آن ها در سطح جزئی و ابیات برقرار نیست.
القلب والروح فی قصائد شمس الغزلیة مع عنایة خاصة بصنعة التشخیص؛ دراسة موازنة(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اضاءات نقدیه سال هشتم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۰
47-67
حوزههای تخصصی:
تعد فکرتا القلب والروح من أکثر الأفکار والمفاهیم تکراراً فی قصائد شمس الغزلیة من بین جمیع المفاهیم المجردة الواردة فی تلک القصائد حیث تحولتا إلی أهم تلک المفاهیم وأقواها. ومن جانب آخر فإن مولانا جلال الدین الرومی قد قام بتشخیص هذین العنصرین المجردین مرات عدیدة حیث تحاول هذه الصور إظهار هاتین الفکرتین والمیزات التی یتصف بها هذان العنصران فی أفکار مولوی وفی طریقته. تحاول هذه العجالة دراسة وتصنیف التشخیص لمفهومی القلب والروح محاولة معرفة الشحنة المعنویة لکل منهما والخروج منها بموازنة بینهما. یعتمد البحث المنهجین الوصفی والتحلیلی حیث یتم تصنیف وجوه الاختلاف عبر استخراج الشواهد والأمثلة وتصنیف مفاهیمها لتنتهی فی نهایة المطاف إلی مقارنة المعانی بینها فی نسیج کلام مولوی للخروج منها بنتائج للبحث. بالنظر إلی الصور التشخیصیة یمکن القول بأن هناک بوناً شاسعاً بین مفهومی القلب والروح المجردین من حیث المعنی ونطاق الاستخدام فالقلب عنصر ملموس وقریب إلی مولانا جلال الدین الرومی وهو قریب الصلة منه غیر أن الروح أبعد منه وهی بعیدة المنال للشاعر ونتیجة لذلک فإننا نشهد طریقة مختلفة فی نسبة الأفعال والمیزات والأوصاف الإنسانیة إلی کل منهما.
تحلیل محتوایی روزنامه حشرات الارض(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روزنامه طنز انتقادی حشرات الارض توسط میرزاآقا بلوری طی سال های 1326 تا 1329ه.ق در تبریز منتشر می شد. این نشریه در دوره استبداد صغیر روزنامه ای بود که با استفاده از کاریکاتور انتقادی و طنز منتشر می شد. مطالب آن بیشتر از زبان غفار وکیل (دیوانه بازارگرد) و به صورت شعر طنزگونه چاپ و کاریکاتورهای آن به دست حسین طاهرزاده بهزاد کشیده می شد. کاریکاتورها بیشتر در انتقاد از پادشاه ضدمشروطه، سوءاستفاده والیان از مناصب و فساد مالی آنان بود. بعضی طرح ها به مداخلات بیگانگان در امور ایران اشاره دارد. پیام طرح ها عموماً آگاهی بخشی به مردم برای آشنایی با حقوق خود و مسیولیت های حاکمان قاجار بود. برای نخستین بار با زبان حیوانات، جریانات اجتماعی و سیاسی آذربایجان و ایران را افشا و از مشروطه، برقراری قانون و عدالت حمایت می کرد. این مقاله با تکیه بر مندرجات و کاریکاتورهای روزنامه حشرات الارض و منابع دیگر با روش تحلیل محتوا، سعی دارد گفتمان حاکم بر این روزنامه را در یکی از حساس ترین سال های تاریخ ایران عصر مشروطه در مقابله با استبداد روشن سازد.
بررسی استعاره در شعر عاشورایی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعاره و هنر تصویرگری یکی از کارآمدترین ابزار هنری است که از دیرباز توجه شاعران و سخنوران را به خود معطوف کرده است. در شعر عاشورایی که شاعر با اعتقاد و ایمان قلبی قیام عاشورا را توصیف و تحلیل می کند، زبان خیال انگیز استعاره بیانگر شور عشق و احساس او به امام حسین (ع) و اهل بیت در زیباترین تصویرهاست. شاعر آیینی از طریق تصویرگری های شاعرانه یک موضوع را به انحای مختلف بیان می کند. تکرار یک مفهوم با زبان هنری متفاوت ضمن خیال انگیزی بیشتر، سبب جذب مخاطب به درک موضوع و کسب التذاذ از آن می شود؛ به خصوص وقتی موضوع بر سر اعتقاد باشد و با باورها و ایمان فرد گره بخورد. با بررسی استعاره در شعر عاشورایی معاصر دریافتیم که شاعر از انواع استعاره برای بیان اندیشه و احساس بهره برده است و با اغراق و بزرگ نمایی در هنر تصویرگری با نمایش جاودانگی و عظمت واقعه عاشورا، مهم ترین آموزه های تربیتی را بیان می کند. لذا از تمامی عناصر موجود در طبیعت و بن مایه های اعتقادی در خلق استعاره مدد می گیرد. اگرچه ممکن است تصاویر ارایه شده چندان بدیع و نو نباشد، تلفیق انواع استعاره با هم در یک بیت منجر به خلق تصاویر زیبا و دل انگیز شده است.
ترسیم ساختار دانش در پژوهش های عرفانی: تحلیل هم واژگانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با استفاده از تحلیل هم واژگانی می توان ساختار دانش را در یک حوزه پژوهشی، شناسایی و خوشه های موضوعی زیر مجموعه آن را بیان کرد. در این پژوهش سعی بر آن است تا با کاربرد این روش و استفاده از رویکردهای تحلیل شبکه و دیداری سازی علم، ساختار دانش در پژوهش های حوزه عرفان بررسی شود. مجموعه اصلی رکوردهای تحت مطالعه، 1931 مقالله چاپ شده در حوزه عرفان است که در پایگاه استنادی جهان اسلام نمایه شده اند. در این پژوهش که به روش کتاب سنجی و تحلیل شبکه های اجتماعی انجام شده پس از بازیابی رکوردها و یکپارچه سازی فایل داده ها، اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزارهای مختص علم سنجی و همچنین spss مورد تحلیل قرار گرفته است. تحلیل خوشه های واژگانی، مهم ترین موضوعات مرتبط با پژوهش های عرفانی را در یازده خوشه، هر یک را تحت عنوانی مجزا نشان می دهد. بر اساس نقشه مقیاس چند بعدی، این یازده خوشه به هشت خوشه با موضوعاتی کلی تر و پیوستگی و شباهت بیشتر تقلیل یافت. بررسی مرکزیت و تراکم هر یک از این خوشه ها که بیانگر میزان بلوغ و توسعه هر موضوع بر مبنای کلیدواژه های آن است در نمودار راهبردی نشان می دهد که موضوع حکمت یا عرفان نظری، به ویژه در دیدگاه ابن عربی علاوه بر داشتن قابلیت توسعه، دارای بیشترین مرکزیت در میان دیگر موضوعات است.
بررسی کارکرد زبان و جنسیت در دیوان جهان ملک خاتون شیرازی بر مبنای نظریه DSL(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۳۹۷ شماره ۷۶
164-143
حوزههای تخصصی:
یکی از نظریه های نوین درباره زبان شناسی و جنسیت، تیوری DSL از دکتر رابین لیکاف، زبان شناس برجسته آمریکایی است. وی به اختصار معتقد است که سبک گفتار زنان و مردان، حتی در پوشیده ترین حالات، کاملاً متمایز از هم است و بر مبنای تقسیم ساختار جنسیتی زبان به دوشاخه فکری و زبانی تشخیص داده می شود. نگارندگان مقاله حاضر از این نظریه برای تحلیل کارکرد زبان در شعر جهان ملک خاتون، شاعره قرن هشتم هجری که نخستین شاعره ای است که دیوان نسبتاً کاملی از وی به جامانده است، بهره برده اند. علت این بررسی ازآن روست که در چند اثر پژوهشی که به صورت مختصر و ضمنی از شعر جهان ملک سخن رفته، زبان اشعار او پیرو زبان موجود در شعر مردان هم عصر و پیش از وی دانسته شده است و جنبه زنانه کارکرد زبان در شعر او موردتوجه قرار نگرفته است. یافته های این بررسی در شاخه زبانی که ازجمله آن ها، بسامد بالای استفاده شاعر از واژگان با بار معنایی اشتراک و معیت است و نیز در شاخه فکری که ازجمله آن ها، بسامد بالای صراحت در اظهار عواطف زنانه است، نشان دهنده کارکرد زبان زنانه در شعر جهان ملک است. در واقع، نظریه لیکاف به دلیل توجه به زوایای مختلف کارکرد زبان و جنسیت در آثار ادبی، الگویی مناسب برای بررسی آثار ادبی از نگاه زبان و جنسیت است.
بحران بازنمایی در رمان آزاده خانم و نویسنده اش نوشته رضا براهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال بیست و ششم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲۹ (پیاپی ۸۴)
185-204
حوزههای تخصصی:
بحران بازنمایی از اصطلاحات متعلق به نقد و نظریه ادبیات پسامدرن است. این عبارت به بحران های عصر حاضر ازقبیل بحران معنا، سرگشتگی انسان معاصر درمیان انبوهی از داده های معتبر و نامعتبر، ازخودبیگانگی و... اشاره دارد. ادبیات به مثابه آینه تمام نمای زندگی انسان، بازگوکننده این بحران ها در دوره معاصر است. رمان آزاده خانم و نویسنده اش یا آشویتس خصوصی دکتر شریفی ، نوشته رضا براهنی، از شناخته شده ترین رمان های سه دهه اخیر ایران است. این رمان را می توان اثری درخور توجه در شیوه داستان نویسی پسامدرن ایران دانست. در مقاله حاضر، بحران بازنمایی در رمان آزاده خانم و نویسنده اش ، با تکیه بر "سوژه"، به مثابه جایگزین فلسفی مفهوم "انسان"، تحلیل شده است. در این تحلیل، عوامل بحرانی شدن بازنمایی، پیامدهای آن بر سوژ ه انسانی و نوع تأثیرگذاری آن بر شخصیت ها در اثری داستانی بررسی و تبیین شده است؛ درنتیجه، بحران هایی چون بحران هویت، بحران شخصیت و... را می توان از عوارض ابتلای انسان امروز به بحران بازنمایی دانست.