ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۱۸۱ تا ۱۰٬۲۰۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
۱۰۱۸۱.

بررسی اهمیت و کارکرد قصه گویی و قصه خوانی در آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷۷ تعداد دانلود : ۵۶۸
یکی از قدیمی ترین روش های ارتباط زبانی از طریق داستان گویی و قصه خوانی است. از این روش می توان به عنوان یک ابزار آموزشی در توسعه مهارت های زبانی، بویژه در یادگیری زبان دوم و برای زبان آموزان هر سنّی استفاده کرد. بررسی ها نشان می دهد در آموزش زبان، داستان گویی از آموزش های سنتی موثرتر است که یکی از دلایل آن جذابیّت داستان و ماهیت سرگرم کنندگی آن برای مخاطبِ زبان آموز است. همچنین از آنجا که زبان و فرهنگ هر ملت با یکدیگر ارتباطی متقابل دارند، آشنایی با فرهنگ یک ملت که در آیینه داستان ها و قصه ها منعکس شده است، می تواند موجب افزایش انگیزه برای فراگیری زبان آن کشور شود و انگیزه زبان آموز را فراتر از آموختن زبان، به سمت آشنایی بیشتر با فرهنگ و ادبیات آن ملت ببرد. هدف این پژوهش بررسی اهمیت و تأثیر این ابزار آموزشی بر چهار مهارت زبانی (شنیداری، گفتاری، خوانداری و نوشتاری) و ارائه تکنیک هایی برای اجرای بهینه آن است که با تمرکز بر آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانانان انجام گرفته است.  کاربست برخی از این تکنیک ها علاوه بر چهار مهارت فوق در آموزش واژه و تلفظ و دستور زبان نیز مؤثر است. برای اطمینان از کارایی این پژوهش به صورت کاربردی آن را بر روی یک کلاس از زبان آموزان دانشگاه علامه طباطبایی آزمایش کردیم و نتایج حاصل از آن را در این پژوهش آوردیم.
۱۰۱۸۲.

شیوه های متناقض نمایی در غزل های سنایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۸ تعداد دانلود : ۵۳۹
متناقض نمایی یکی از برجسته ترین روش های تشخص بخشیدن به زبان است که در ادب فارسی بیش تر ریشه در آرای صوفیه و شطحیات آنان دارد. متناقض نمایی در زبان فارسی برابر اصطلاح انگلیسی پارادوکس است. این عنصر بلاغی، اگرچه از نگاه نویسندگان کتب بلاغی کهن ما به دور مانده، اما نویسندگان و شاعران کلاسیک ما از دیرباز با آن آشنا بوده و در آثار خود از آن بهره ی کافی برده اند. متناقض نمایی در واقع در روساخت کلام اتفاق می افتد و گاهی کلام را به ظاهر بی معنا و پوچ می سازد اما در ژرف ساخت، معنا و یا دست کم پیامی دارد. این جستار، با روش توصیفی تحلیلی با استفاده از ابزار کتابخانه ای، در پی پاسخ گویی به این پرسش است که کار برد و کارکرد این عنصر بلاغی در غزل سنایی چگونه است و شاعر با چه ترفندهایی آن را ایجاد می کند؟ بررسی ها حاکی از این است که شاعر به شکل گسترده ای از متناقض نمایی در غزل های خود بهره گرفته و تمامی آن ها، کارکرد هنری و زیبایی شناسانه دارد و باعث آشنایی زدایی می شوند و شاعر با درهم آمیختن عناصر ناساز در حوزه های عقلی، علمی، باورها، عادت ها، امور خلاف شریعت و امور سلبی و ایجابی، آن ها را پدید می آورد
۱۰۱۸۳.

تحلیل و بررسی ویژگی های اخلاقی شمس به استناد مقالات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳۶ تعداد دانلود : ۶۷۵
اخلاق شاخه ای از فلسفه عملی است. این مقاله با تکیه بر منابع کتابخانه ای و به روش فیش برداری، با رویکرد توصیفی تحلیلی، شخصیت شمس را با تکیه بر چند صفت غیراخلاقی بارز از جمله کبر، طمع، بی مایگی در سخنوری، تندخویی و تندگویی و بی ادبی به استناد مقالات شمس بررسی کرده است. دلیل انتخاب این صفات ازآن رو بود که با توجه به صحبت های خود شمس در مقالات، این صفات جزء صفاتی بود که شمس از سوی مردم عوام به آن ها متصف بود و این موضوع شمس را آزرده خاطر می کرد. لذا این مقاله با تشریح هریک از این صفات غیراخلاقی و آوردن نمونه هایی از سخنان شمس و آوردن دلایل کافی از خود مقالات، ضمن رد چنین رذایل اخلاقی از وی، اخلاق مداری وی را به اثبات رسانده و معلوم نموده که همه این ویژگی ها اتهامی بیش نبوده است. شمس معلم اخلاق ماهری بوده که عدول او از دایره ادب، دلیل موجهی داشته است. وی فردی به غایت متواضع، بی طمع، بی نفاق، مهربان و سخنور بوده که دنیا با همه زرق وبرقش، نمی توانست دل صادق او را بلرزاند. پژوهش حاضر فضایل اخلاقی مقابل آن رذایل را در وجود شمس اثبات کرده و نشان داده که وی از نظر اخلاقی، فرد معتدلی بوده و از این لحاظ مثل اکثر عرفا و حکما بر اخلاق ارسطویی تکیه زده است.
۱۰۱۸۴.

تبیین مضامین گونة مقاومت در چارچوب علل اربعة ارسطویی با محوریت شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۶ تعداد دانلود : ۷۸۹
گونة مقاومت، یکی از گونه هایی است که به شکل تئوری در عصر جدید مورد بحث و بررسی قرارگرفته است، اما این به معنای به وجود آمدن آثاری از این دست در عصر جدید و نبودِ نمونه های کلاسیک آن نیست. در ادبیات کلاسیک ما، به خاطر شرایط اقلیمی ایرانشهر نمونه های بسیاری از این گونه با مضامین گوناگون، به شکل ملی _ میهنی و نمونه های دیگر از این گونه، وجود ماهوی داشته است. بهترین مدعای ما در این زمینه شاهنامه است که تار و پود آن در لایه های زیرین و رویین آگنده است از مضمون های دعوت به پایداری است و جالب اینکه این مضامین تاریخ مصرف ندارند و به شکل موازی در تمامی اعصار قابل دریافت و استفاده و بارگذاری اند. ما نیز در این وجیزه با کمک علل اربعة ارسطویی و تحلیل لایه های شعر، این گونه را در بوتة تحلیل و بررسی قرار داده ایم و سعی در تبیین و اثبات مضامین مقاومتی شاهنامه که آن هم در لایه های متنوع و با کارکردهای متفاوت پیچیده شده است، داریم تا نهایتاً به این نتیجه برسیم که مقاومت ایران و ایرانی مسئله ای به قدمت این مرز و بوم است.
۱۰۱۸۵.

تحلیل و بررسی «ساختارهای گفتمان مدار» در روایت ابوالفضل بیهقی از ماجرای «حسنک وزیر»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۰ تعداد دانلود : ۶۱۲
حکومت دوره غزنویان مهم ترین پدیده ای است که بیهقی ازیک سو به عنوان دبیر درباری و از سوی دیگر در جایگاه منتقد و نویسنده توانا باآن روبه رو بود. نگارندگان باور دارند که <em>تاریخ بیهقی</em> متنی است که با ایجاد رمزهایی درلابه لای سخن، خواننده را به نوعی خودآگاهی عمیق تر رهنمون می شود و خواهان دریافت کلان تر او از متن است. بهره گیری از ساختارهای خاص زبانی در گفتمان روایت که معنا را به ظرافت در زوایای عناصر محتوا و صورت پنهان می کند، راهی است که بیهقی بنا به هنر نویسندگی و خلاقیت ادبی خود برای نمود نگفتنی های حقایق تاریخ معاصر خویش در پیش گرفته است. پس زمینه سازی و نام دهی، پیوسته نمایی وگسسته نمایی، ارزشگذاری، بازنمایی در قالب کنش «نشانه ای نقل قولی»، فعال سازی و غیرفعال سازی، بازنمایی «واکنش کارگزاران» در کلّ پیکره متنی با یک ساختار نمایشی و... از جمله مؤلفه های گفتمان مداری است که در روایت بیهقی از داستان حسنک، دلالت بر نوعی گفتمان پوشیده گویی در بیان حقیقت تاریخ غزنویان دارد.
۱۰۱۸۶.

عوامل هستی شناسانه زبان با مسئله فهم از دیدگاه مولانا بر اساس نظریه گئورگ گادامر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۸ تعداد دانلود : ۴۶۰
زبان واسطه یا رسانه ای است که جهان به مدد آن خود را می گشاید، زبان فقط ابژه (ابزاری) در دست ما نیست، بلکه حافظ سنت و واسطه ای است که همراه با آن ما وجود داریم و خود را درک می کنیم. تأثیر زبان بر ما به گونه ای است که ما از تأثیر آن بر خود آگاه نیستیم. تفسیر ما از جهان، امری زبانی است. در واقع زبان نشانه واقعی محدودیت ماست. زبان همواره ما را احاطه کرده است؛ گادامر لحظه تکوین فهم را لحظه هم زبانی می نامد، لحظه ای که زبان مفسر با زبان اثر آمیخته و ممزوج شده و زبانی مشترک پدید می آید، از نظر گادامر در رویارویی با متن ما چنان محو معنا می شویم که نقش زبان را فراموش می کنیم. مولانا در مقام یک شاعر و عارف بلندپایه بیش از دیگران در باب زبان و کمّ و کیف فهم حاصل از آن سخن گفته است این امر تنها از آن رو نیست که او شاعر است بلکه از آن جهت است که وی در مقام یک عارف عاشق ناگزیر بوده است با سخنگویی و زبان آوری ، دریافت ها و تجارب خود را بیان کند. نتایج این پژوهش که به شیوه توصیفی – تحلیلی و برپایه داده های کتابخانه ای و روش سند کاوی به دست آمده است نشان می دهد که مولانا همراستا با تئوری هرمنوتیکی فهم گئورگ گادامر زبان را امری نارسا در مسئله فهم می داند.
۱۰۱۸۷.

بررسی تطبیقی مفهوم عشق در سوانح العشّاق احمد غزالی و عطف الألف ابوالحسن دیلمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۶ تعداد دانلود : ۶۲۳
موضوع پژوهش حاضر بررسی عشق در نخستین آثار مستقل عارفان ایرانی است. احمد غزالی، رساله سوانح العشّاق را به عنوان نخستین اثر مستقل در این زمینه از خود به جای گذاشته است. وی در این رساله، مسائل پیرامون عشق را با دیدگاهی روان شناسانه با زبانی ادبی بیان کرده است. در قرن چهارم هجری، ابوالحسن دیلمی، عارف خوش قریحه ایرانی کتاب عطف الألف المألوف علی اللام المعطوف را در این باب به زبان عربی نگاشته بود که این اثر هم، رنگی کاملاً روان شناسانه دارد. دیلمی، گرچه از تفکّرات فلاسفه یونانی، به ویژه افلاطون تأثیر پذیرفته، امّا آمیختن نظرات آنان با مبانی دینی شریعت اسلام ایده اوست. در این جستار، سعی شده شباهت ها و تفاوت ها ی دو اثر به صورت تطبیقی نشان داده شود به گونه ای که از دل این رویکرد، نتایج خاص و منطقی به دست آید. احمد غزالی چون تجربه ابوالحسن دیلمی را در اختیار داشته، به نظریّه پردازی در باب عشق و محبت نپرداخته است؛ همچنین، زبان شاعرانه و تعمّد وی در بیان اشاره ای مطالب، سبب دشواری فهم اثر او شده است؛ در حالی که دیلمی هم نظریّه پرداز است و هم با زبانی علمی و شیوا به بیان مطالب پرداخته است؛ البته این دو، با هدف آثارشان چنان قلم و سبکی اختیار کرده اند.
۱۰۱۸۸.

آسیب شناسی کاربرد استعاره در فرایند نظریه پردازی فرمالیسم مکانیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۹ تعداد دانلود : ۹۴۴
ارمغان نظریه های ادبی تحلیل نظام مند ماهیّت ادبیات است. نخستین مرحله از تکامل فرمالیسم روسی «فرمالیسم مکانیکی» یا «فرمالیسم تقلیل گرایی» نام دارد. این نظریه در ژرف ساخت اندیشگانی خود برای تبیین ماهیت ادبیات از اسم انگاشت «ادبیات ماشین است» بهره می برد. هر چندتبیین ماهیّت ادبیات از طریق استعارهماشین زمینه بروز خلاقیت و تسهیل در توضیح و تبیین نظریه را برای نظریه پرداز فراهم می کند ولی پژوهش های معاصر نشان می دهد که استعاره ها فرایند ادارکی نظریه پرداز و در نتیجه فرایند مطالعه موضوع و فرمول بندی نهایی نظریه را نیز تحت تأثیر قرار می دهند و به نوبه خود در بحث انتقال نظریه ادبی به سایر فرهنگ ها، کژکارکردهایی نیز خواهند داشت. چرا که ادراک هستی شناختی، معرفت شناختی و روش شناختی همه فرهنگ ها از حوزه مفهومی استعاره «ماشین» یکسان نیست. ازین رو، شاهد ظهور نوعی مطالعات فرمالیستی در زبان های مقصد، مانندزبان فارسی هستیم که تلقی خاصی از روش شناسی فرمالیستی دارند. بنابراین این نوشتار در صدد است با رویکرد توصیفی تحلیلی کارکردها و کژکارکردهای استعاره ماشین را در تبیین ماهیت اثر ادبی در فرایندنظریه پردازی فرمالیسم مکانیکی و نیز انتقال آن بررسی کند. برای این منظور ضمن بررسی ریشه های فکری و اندیشگانی اندیشه جهان ماشینی به نقش تقلیل گرایی دکارتی در شکل گیری سطوح مختلف نظریه فرمالیستی می پردازیم و سپس بر پایه علل اربعه ارستویی به مقایسه ماشین و ادبیات می پردازیم و تفاوت های ادراکی «ماشین» را در زبان های روسی، انگلیسی و فارسی به شکل مختصر بررسی می کنیم. بررسی ها نشان می دهد که تبیین ماهیت ادبیات بر مبنای استعاره مکانیکی، در مرحله نظریه پردازی موجب شده است نظریه پرداز در فرمول بندی نظریه برای رسیدن به یک روش شناسی خلاق و سازگار با اثر ادبی ناکام بماند، و در مرحله انتقال نیز تفسیر و کاربست آن با نوعی بدفهمی مواجه شود.
۱۰۱۸۹.

نقد کهن الگوی «پیر خردمند» در مقامات حمیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۲ تعداد دانلود : ۶۹۱
«کهن الگو» نمایه ها و تصاویری ازلی از اندیشه های بدوی و کهن است که به واسطه ضمیر ناخودآگاه جمعی بشر در ذهن آدمی انباشته شده است. همین انگاره ها بخشی از محتویات ضمیر ناخودآگاه فردی را نیز تشکیل می دهند و در این میان، «پیر خردمند» نیز یکی از مهم ترین این کهن الگوهاست که می توان گفت چهره وی، مظهر دنیای معنوی و روحانی و نمونه ای از صورت مثالی پدر در جهان اسفل است که فرد را در شرایط بحرانی و دشوار به سوی رهایی و نیکبختی رهنمون می شود. در این میان، مقامات حمیدی از آثار برجسته در مقامه نویسی پارسی است که در آن، قهرمان داستان هر بار در هر یک از مجالس با چهره ای متفاوت و ناشناس به بیان روایات شگفت انگیز می پردازد تا به این ترتیب، راوی را از تنگناها برهاند و نیازهای وی را با نوعی بزرگ منشی و صفات قهرمانانه مثبت برآورده سازد و آنگاه ناپدید شود. از این رو، با دیگر مقامات که اغلب داستان قلاشان و اوباش است، متفاوت است و حول بازگویی مفاهیم عارفانه و معنوی می پردازد. بر اساس بررسی های انجام شده به نظر می رسد کهن الگوی «پیر خردمند» در مقامات حمیدی، همواره هدف «وعظ» و «آموزگاری» را پیش رو دارد و به صورت های گوناگون از جمله «پیر روحانی»، «پیر مسافر» و «جوانمرد خردمند» ظاهر می شود که در واقع، جلوه هایی از همان پیر خردمند است.
۱۰۱۹۰.

همانندی های دیالکتیکی مولانا و هگل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸۲ تعداد دانلود : ۹۸۷
برخی به شکلی گذرا به همانندی های دیالکتیکیِ هگل و مولانا پرداختهاند، امّا حاصل کارشان بیشتر ادبی است تا فلسفی؛ زیرا از هگل که به غموض در نوشتههایش حتّی در زبان آلمانی شهره است، آن گونه که باید اطّلاعی نداشتهاند. اوّلین اثری که به این موضوع پرداخته، متعلّق به بیش از هفتاد سال پیش است. از آن جا که اغلب آثار هگل، تاکنون هم در زبان فارسی ترجمه شایستهای ندارد، عذر پیشینیان پذیرفتهاست، امّا امروزه صاحب نظران، شروح راهگشایی بر فلسفه هگل نوشتهاند. با این حال پژوهشهای متأخّر هم نه به آثار هگل توجّه داشتهاند و نه به شروح معتبر. محورِ دیالکتیکِ هگل در این مقاله، کتاب «پدیدارشناسی روح» است، امّا به مناسبت، به آثار دیگر وی نیز مراجعه شده است. دیالکتیک بر سراسرِ فلسفه هگل، سیطره دارد و از میان آثارِ مولانا، در مثنوی به شکلی نظام مند تر دیده می شود. این مقاله برای نخستین بار نشان می دهد، مفاهیمی را که هگل به عنوانِ مثال برای سه گانه های دیالکتیکی(تز، آنتی تز و سنتز) آورده است، ابتدا در مثنوی با همان رویکرد آمده اند. از آن جا که بر اساس فلسفه هگل - چنان که در مقدمه آمده است- مثال آوردن برای سه گانه ها محدودیتی ندارد، یکسانی مثال ها نشانه چیست؟ همچنین این مقاله با یافتنِ تحسینِ هگل از مولانا و معرفی مترجمانی آلمانی که بسیاری از متونِ ادب فارسی و از جمله بخش هایی از آثار مولانا را به فرهنگ آلمان منتقل کرده اند، به این نتیجه می رسد که یقیناً هگل در دیالکتیک خود، متأثّر از مولاناست.
۱۰۱۹۱.

بررسی کمی ترجمه های فرانسوی گلستان سعدی و بررسی کیفی برگردانِ چند حکایت با رویکرد تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۴ تعداد دانلود : ۵۸۱
شهرت سعدی از دیرباز از مرزهای ایران فراتر رفته است. از میان شاهکارهای ادبیات فارسی که به دیگر زبان ها و از جمله به فرانسه ترجمه شده اند، شاید هیچ کدام به اندازه گلستان تأثیرگذار نبوده است. این کتاب به لطف ترجمه های صورت گرفته، سبب فیض بسیاری از فرانسویان و به ویژه منبع الهام آن دسته از شاعران و نویسندگان غربی بوده است که ذوق و قریحه ای نزدیک به سعدی داشته اند. در این مقاله، در دو بخش، پس از مروری گذرا بر روند آشنایی فرانسویان با زبان و ادبیات فارسی، ابتدا به بررسی کمی ترجمه های گلستان سعدی از آغاز تا به امروز پرداخته ایم؛ سپس، با مطالعه تطبیقی نمونه هایی از کار مترجمان کوشیده ایم نشان دهیم که هر ترجمه از لحاظ کیفی چه ویژگی ها و نقص هایی در بر دارد. در نهایت، به این پرسش پاسخ خواهیم داد که از میان ترجمه های موجود گلستان به زبان فرانسه کدامیک وفاداری و اصالت بیشتری نسبت به متن اصلی فارسی دارد.
۱۰۱۹۳.

تحلیل سبک شناسی آوایی و ترکیبی سوره مبارکه قمر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۷ تعداد دانلود : ۹۳۶
سبک شناسی یکی از شیوه های تحلیل فنی و ساختاری متون ادبی است که در میان پژوهش های مربوط به زبانشناسی جایگاه والایی را به خود اختصاص داده است. امروزه سهم عمده ای از مطالعات و تحقیقات حوزه زبانشناسی به سبک شناسی اختصاص یافته است. این پدیده ادبی و شیوه تحلیلی که در زبان عربی با عنوان «الاسلوبیّه» شناخته می شود، در پی بررسی تفاوت های موجود میان انواع متون است. بدون تردید قرآن کریم به عنوان نمونه ای بی نظیر از متون فاخر ادب عربی، چشم انداز وسیعی از زیبایی های کلامی را فراروی مخاطبان قرار می دهد که این معنا از شیوه های متنوعی که خداوند به منظور تاثیر بر مخاطب به کارگرفته، تجلی می یابد. سوره مبارکه قمر یکی از مظاهر بارز هنری و جلوه گاه زیباشناسی قرآن کریم است. پژوهش حاضر بر آن است تا با شیوه توصیفی-تحلیلی و با استفاده از معیارهای سبک شناسی جدید گوشه ای از زیبایی این کتاب سترگ را در دو سطح آوایی و ترکیبی بررسی نماید. نتایج به دست آمده نشان می دهد عناصری که موسیقی درونی و بیرونی آیات این سوره را تامین می کند، از بسآمد بسیار بالایی برخوردار است. هم چنانکه ساختار منسجم موسیقایی همه جانبه ای اعم از نوع حروف و کلمات به کار رفته در هر آیه، چینش حروف و کلمات، قافیه و نظام فواصل آیات و هماهنگی بین واج ها، صامت ها، مصوّت های کوتاه و بلند، به گونه ای است که موسیقی حاصل از صفات حروف و پیوند منسجم آنها بر اساس مفهوم و معنای آیات به تصویر درآمده است.  
۱۰۱۹۴.

کاوشی بر میزان نفوذ ایدئولوژی در رمان نوجوان، مورد مطالعه: رمان لالایی برای دختر مرده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۷ تعداد دانلود : ۵۶۴
از دگرگونی های بنیادین در جریان تفکر و آموزش انتقادی در بیست سال اخیر، پذیرش این مسأله است که تمام متون به طرز گریزناپذیری با ایدئولوژی درآمیخته اند و ایدئولوژی معنایی جداگانه بر دوش متن نیست. این امر، ضرورت بررسی های پیچیده تر در این زمینه را بیش از پیش آشکار می کند؛ به ویژه در حوزه ادبیات کودک و نوجوان که همواره رابطه بین بزرگسالی که کتاب را می نویسد و کودک و نوجوانی که کتاب را می خواند، منجر به نوعی عدم توازن قدرت شده است و نویسندگان همواره کوشیده اند تا به القای دیدگاه خود به مخاطب کودک و نوجوان بپردازند. در دهه اخیر، نویسندگان کوشیده اند که با استفاده از تکنیک هایی از فشار هرچه بیشتر ایدئولوژی بر مخاطب خود بکاهند. اما آنچه اهمیت دارد این است که صرف استفاده از این تکنیک ها، گاهی حتی به القای هرچه بیشتر ایدئولوژی یک متن منجر شده است. یکی از رویکردهایی که از طریق آن می توان تکنیک های به کاررفته توسط نویسندگان را به خصوص در حوزه روایت بررسی کرد، گفتمان روایی است که در آن، عامل های روایی، مانند نویسنده ضمنی، راوی، شخصیت های داستان، روایت شنو و خواننده ضمنی بررسی می شوند. در این پژوهش، برآنیم که این عامل های روایی را باتوجه به رویکرد باختین به چندصدایی، دوصدایی و تک صدایی در رمان نوجوان لالایی برای دختر مرده بررسی کنیم و اینکه نشان داده شود این رمان، چه اندازه به سمت القای ایدئولوژی یا شکست آن در متن پیش رفته است.
۱۰۱۹۵.

بازنگری در تاریخ استقلال فن بدیع در بلاغت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۲ تعداد دانلود : ۵۷۶
بسیاری از پژوهش گران معاصر بلاغت بر این باورند که علم «بدیع» را سکاکی از علم بیان جدا کرد و بدرالدین بن مالک آن را به عنوان «فن» نامید. این روایت نمی تواند بازتاب درستی از حقیقت باشد؛ چرا که روند استقلال این علم دست کم دو قرن پیش از سکاکی آغاز شده بود. علی بن خلف کاتب (ح 427 ق) با جدا کردن تشبیه و استعاره از بخش «بدیع»ِ کتابِ خود یکی از گام های اساسی را در این باب برداشته بود. در واقع علت این جدایی به این سبب بود که استعاره در کتاب های مشهور بلاغت به دو مبحثِ نامرتبط تعلق داشت؛ از یک سو آن را تحت جنس «مجاز» می دانستند و از سویی دیگر آن را به چشم یک صنعت بدیعی می نگریستند. در قرن ششم مطرزی خوارزمی (ف 610 ق) نخستین کسی بود که از این دوگانگی پرسش کرد و به صورتی قاطع استعاره و تشبیه و تمثیل را از قلمرو بدیع خارج نمود. در حوزه منطق نیز مبحث مجاز تحولاتی را از سرگذراند و با ابتکار ابن سینا به بخش «تصورات» و «مبحث الفاظ» راه یافت و در قرن ششم عملاً به مبحثی مستقل تبدیل شد؛ بنابراین سکاکی و ابن مالک در واقع میراث دارانی بودند که عملاً فقط میوه جدایی علم بدیع از علم بیان را، چیدند. این مسئله نباید ما را به داوری نادرست در خصوص سهم کسانی که در این ماجرا نقشی اساسی داشتند وادارد. هدف از این تحقیق، اصلاح تاریخ بلاغت اسلامی است.
۱۰۱۹۸.

از اندام واژه صورت تا حرف ربط(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸۴ تعداد دانلود : ۷۳۳
دستوری شدگی فرایندی است که که طی آن یک صورت واژگانی به یک عنصر دستوری تبدیل می شود. به کمک این فرایند، تغییرات معنایی یک تکواژ قاموسی در کنار برخی تغییرات مقوله ای و آوایی به عملکرد ساختاری در حوزه نحو می انجامد و سازه های واژگانی سابق برای بیان مفاهیم دستوری انتزاعی مانند زمان، وجه و نمود به خدمت گرفته می شود. از جمله منابع واژگانی هر زبانی، اندام واژه ها هستند که شبکه معنایی بزرگ و بسامد کاربردی فراوانی دارند. مشارکت این دسته از واحد های واژگانی آزاد در فرایند دستوری شدگی به وسیله پژوهشگران مختلفی گزارش و نشان داده شده است که برخی اندام واژه ها با حرکت در پیوستار دستوری شدگی و دور شدن از معنای مرکزی خود به حرف اضافه تبدیل شده اند. مقاله حاضر بر آن است در چارچوب عملکرد این فرایند به جست وجوی اندام واژه «صورت» و الگوی تغییرات این واحد قاموسی در نظام زبان فارسی بپردازد و بر این اساس صورت های بسیط، مشتق و مشتق مرکب اندام واژه صورت بیان شده در «فرهنگ کنایات سخن» انوری (1383) و فارس نت(1) را در راستای پاسخ به پرسش هایِ ذیل بررسی کرده است: 1- پیوستار تغییرات درباره دستوری شدن اندام واژه صورت چگونه است؟ 2) پیامد های معنایی، واژنحوی و مقوله ای دستوری شدن این اندام واژه چیست؟ کاوش در داده ها نشان داده که این واحد قاموسی نیز مانند دیگر اندام واژه ها در فرایند شرکت نموده و جلو رفته و پس از اشاره به اندام صورت (معنای مرکزی)، دچار بسط معنایی و تنزل پایگانی شده و در ساخت ها و نقش های جدیدی حضور یافته است. ایستگاه پایانی تغییرات این اندام واژه، عملکرد دستوری به مثابه حرف ربط مرکب ناهمپایه ساز برای بیان شرط و تقابل است. در جریان این تحولات از معنای مرکزی خود دور و دورتر شده تا جایی که در حالت حرف ربط مرکب، دیگر اثری از محتوای قاموسی اولیه و اشاره به اندام صورت نیست.
۱۰۱۹۹.

آموزه های سیاسی در مدایح سنایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۴ تعداد دانلود : ۵۰۴
پیشگامی سنایی در موضوعات مختلف شعری همانند وارد کردن مفاهیم عرفانی به شعر فارسی ، بنیانگذاری   پایه های شعر انتقادی و اجتماعی و ابداع غزل قلندری امری مسلّم و شناخته شده است. آنچه کمتر بدان پرداخته شده، اشعار مدحی سنایی و مبدع بودن وی در مدایح تعلیمی و ارائه آموزه های سیاسی است که از یک سو تأثیر ژرفی بر سعدی و مدیحه های او گذاشته و از سوی دیگر ناشناخته ماندن آن سبب تردید در حقیقت بیداری شاعر شده است؛ از این رو، نوشتار حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی، ضمن بررسی انواع گوناگون اشعار مدحی سنایی، به معرفی این آموزه های سیاسی پرداخته و نشان می دهد که سنایی در قالب تمثیل و بیان حکایت هایی از ازمنه گذشته، داروی نصیحت را در لوای مدح و ستایش به جان حاکمان ریخته و آنها را به اجرای عدالت، دقت در انتخاب دولتمردان، برخورد با کارگزاران جورپیشه و ... ترغیب می کند و از ریختن خون بی گناهان برحذر می دارد.  
۱۰۲۰۰.

نقد و ایراد ناصر خسرو بر نحله های فکری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۶ تعداد دانلود : ۲۷۹
ناصرخسرو اندیشمند هنرمندی است که از هنر شعری برای بیان اندیشه های فکری خود بهره زیادی برده است. او در همه آثار خود از شعرگرفته تا نثر، به صورت هماهنگ و یک دست، از عقاید خود سخن گفته و در مقابل این عقاید، از اندیشه های رایج آن زمان انتقاد کرده است. پرسش اصلی این پژوهش این است که نقد اندیشه سایر حکما و علمای مسلمان و غیرمسلمان در نظر شاعر بر چه مبنایی بوده و چه اندیشه ای از خود در نمایاندن راه انتخاب نموده است. برای رسیدن به این مهم به همه آثار این اندیشمند مراجعه شد و موارد جدال فکری او با سایر نحله ها مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت و این نتیجه حاصل شد که ناصرخسرو با روحیه مسالمت آمیز سعی کرده که با همه اندیشه های کلامی، فلسفی، دینی و مذهبی مبارزه کند و تشکیکی را که در مورد اندیشه آنان مطرح می کند، با حکمت خاص خود پاسخ گوید. نوع پژوهش در این نوشته بنیادی بوده، که با روش کتابخانه ای گرد آوری گردیده و سپس با روش هاى مختلف استدلال، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان