ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۰۱ تا ۸۲۰ مورد از کل ۵۴٬۴۶۹ مورد.
۸۰۱.

تحلیل و تطبیق اسطوره دئنا در ارداویراف نامه و کمدی الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۲۴۰
باور ها و تفکرات یک تمدن، در اسطوره ها، کهن الگو ها و در پی آن، در ادیان آن کشور نمود داده می شود و به تدریج به هویت مردم آن کشور تبدیل می شود . دین زرتشتی یکی از ادیان کهن ایرانی است که در تاریخ شکوفایی ایران نقش بسزایی داشته است. در این پژوهش ابتدا به دئنا (دین)، یکی از قوای تشکیل دهنده انسان از منظر دین زرتشتی پرداخته و در ادامه با دنیای معنوی ارداویراف نامه و کمدی الهی دانته آلیگیری تطبیق و تحلیل می شود. تاکنون متون و کتب متفاوتی درمورد دئنا، در موقعیت های جغرافیایی متفاوت نوشته شده است که نشان می دهد این ایزدبانو در مکان های مختلف از اهمیت بالایی برخوردار بوده است. از جمله این کتاب ها می توان به ارداویراف نامه اشاره کرد که کمدی الهی شباهت بسیاری به آن دارد. این پژوهش به روش تحلیلی تطبیقی به تعریف دئنا می پردازد و نقش این اسطوره را در کمدی الهی و ارداویراف نامه بررسی می کند و در پایان به این نتیجه می رسد که دانته، از ظهور ویرژیل تا لحظه خداحافظی بئاتریس و دانته، به شیوه تمثیلی از دئنا و چیستا استفاده کرده و ویژگی های دئنا را به بئاتریس و ویژگی های چیستا را به ویرژیل تعمیم داده است.
۸۰۲.

بررسی اثرگذاری گرایشهای مذهبی بر چگونگی روایتگری داستانهای تفسیری (با تکیه بر شخصیت های زن شاخص در سه تفسیر روض الجنان، جلاءالاذهان و منهج الصادقین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۱۲۸
این مقاله قصد دارد اثرگذاری گرایش های مذهبی بر چگونگی روایتگری داستانهای تفسیری را بررسی کند. در این پژوهش روایتهای داستانی سه تفسیر فارسی و شیعی روض الجنان، جلاءالاذهان و منهج الصادقین پیکره متن را تشکیل می دهد. این مقاله تلاش می کند با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و از طریق بررسی چگونگی بازنمایی زنان شاخص دو مذهب شیعه و سنی در روایتهای این سه تفسیر، بازتاب گرایش های شیعی را در هر یک از این آثار ترسیم و وجوه افتراق این تصاویر را تبیین، و تأثیر ویژگیهای اجتماعی و مذهبی دوره تألیف اثر را بر این تمایزات آشکار کند. تفاوت در بازنمایی گرایش های شیعی در داستانهای تفسیری موردنظر به سه روش کلی حذف، افزودن یا تغییر در متن روایت به دست آمده است. روض الجنان در مجاورت اهل سنت نگاشته شده و نویسنده به نوعی همزیستی مسالمت آمیز تن داده و در حد امکان از تأکید بر مسائل حساسیت برانگیز خودداری ، و بر وجوه مشترک مذهبی تأکید بیشتری کرده است؛ اما تفسیر گازر و تفسیر منهج الصادقین، که در دوره استیلای مذهب تشیع نوشته شده است با افزودن یا برجسته سازی بعضی شخصیت های مهم شیعی و روایتهای آنان یا با تغییر یا حذف برخی روایتهای مربوط به شخصیت های برجسته زنان اهل سنت یا حذف القاب و اوصاف آنان، گرایشهای مذهبی خود را به نمایش گذارده اند.
۸۰۳.

«مرغ آمین» در فرهنگ های فارسی و فرهنگ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۶۶
مرغ آمین پرنده ای افسانه ای است که به باور عامّه دائماً در حال پرواز است و آرزوهای انسان ها را برآورده می کند. تعبیر «مرغ آمین» در عربی وجود نداشته است. در فارسی نیز تا پیش از صفویّه به کار نرفته است. قدیم ترین سندی که در آن تعبیر «مرغ آمین» به کار رفته، بیتی از منظومه مهر و وفای باقری هروی (ساخته شده میان 996-1012 ق) است. قدیم ترین فرهنگ های مشتمل بر سرمدخلِ «مرغ آمین» چراغ هدایت (تألیف: 1147 ق) و مصطلحات الشّعراء (آغاز تألیف: 1149 ق) است. امّا نویسندگان این فرهنگ ها در تشخیص هویت مرغ آمین اختلاف دارند: علی خان آرزو آن را ستاره کفّ الخضیب و سیالکوتی مَل وارسته آن را فرشته دانسته است. امّا حق با کدام است؟ این پژوهش جست وجویی است برای پاسخ به این پرسش. روش تحقیق در این پژوهش، تحلیل توصیفی-تاریخی با استناد به منابع اصیل، نسخ خطی، فرهنگ های فارسی، متون دینی (قرآن، حدیث، تفاسیر) و حتّی کتیبه ها و ادبیات عامیانه است. برای این کار ابتدا با بررسیِ برخی از متون ادبی و همچنین با کمک پیکره های در دسترس شواهد کاربرد «مرغ آمین» در متون فارسی گردآوری شد. سپس اقوال فرهنگ نگاران و اطلاعاتِ مرتبطِ دیگر با مراجعه به متون گوناگون جمع آوری شد. در ادامه تمامی یافته ها مقایسه و طبقه بندی و توصیف و تحلیل شد. در این پژوهش مشخّص شد که خاستگاهِ اصلیِ «مرغ آمین» بعضی احادیث و روایات دینی است. مرغ آمین در روایاتِ اولیّه فرشته آمین بوده است و سپس در قرن های نهم و دهم هجری بعضی از فرهنگ نگاران، «اختر» را برابر با فرشته آمین تعریف کرده اند (اخترِ آمین) و درنهایت در اواخر قرن دهم یا اوایل قرن یازدهم هجری آخرین مرحله تکامل رخ داده و مرغِ آمین شکل گرفته است.
۸۰۴.

L'Image de l'homme-enfant dans trois romans de Colette : Chéri, La Fin de Chéri et La Chatte(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۷
Cet article, qui tourne principalement autour de l’image de l’homme-enfant chez l’écrivaine française Colette, nous permettra d’introduire le point de vue du genre (de l’anglais gender) dans la réflexion autour de la littérature. En analysant de quelles façons cette femme de lettres a déconstruit les stéréotypes liés aux fonctions et aux caractéristiques prêtées traditionnellement au genre masculin dans trois de ses romans en particulier, Chéri, La Fin de Chéri et La Chatte, nous soulignerons qu’elle a introduit dans ses textes un discours nouveau qui accompagne les mutations sociales du XXᵉ siècle. En décryptant comment Colette a cherché à subvertir la nature codifiée du genre et à redéfinir, par la même occasion, les rapports hommes/femmes, nous mettrons en lumière son originalité dans le champ littéraire français du début du siècle dernier. Par le biais de ses œuvres de fiction, cette écrivaine fait naître un questionnement social implicite sur ce que sont le masculin et le féminin en montrant que l’identité de genre n’est pas figée et que les hommes, tout comme les femmes, ne peuvent pas être simplement réduits à des représentations classiques.
۸۰۵.

منابع و روش بهرام بن مردانشاه در ذکر سال شمار شاهان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۶
یکی از منابع حمزه اصفهانی، تاریخ ملوک بنی ساسان نوشته بهرام بن مردانشاه، موبد کوره شاپور از ولایت فارس بوده است. به گفته بهرام موبد، او بیش از بیست نسخه از کتاب خدای نامه را فراهم آورده است تا با مقایسه آنها سال شمار پادشاهان ایران را اصلاح کند. درباره منابع و روش بهرام موبد دو دیدگاه مختلف وجود دارد: گروهی از پژوهشگران بر این باورند که موبد با گردآوری و مقایسه نسخه های خدای نامه ، سال شمار شاهان ایران را اصلاح کرده است. در مقابل، برخی پژوهشگران منابع موبد را کتاب های سیر ملوک الفرس می دانند و معتقدند که اصلاحات او با مقایسه سیر الملوک ها صورت گرفته است. با درنظرگرفتن این دو دیدگاه، این پرسش مطرح می شود که منابع و روش بهرام پسر مردانشاه در ذکر سال شمار شاهان ایران چه بوده است؟ موبد چه اصلاحاتی در کتاب تاریخ ملوک بنی ساسان اعمال کرده که حمزه اصفهانی روش او را «اصلاح» خوانده است؟ این مقاله به روش تحلیل اسناد سال شمارهای پادشاهان ایران (به ویژه پادشاهان ساسانی) در گفته های بهرام موبد را با کتاب های تاریخی (نوشته شده تا سال 400ق.) مقایسه کرده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که روایت بهرام موبد، یعقوبی و طبری در یک گروه قرار می گیرد. روایت این گروه نیز به سال شمارهای آگاثیاس نزدیک است؛ ازاین رو می توان نتیجه گرفت که به احتمال فراوان روایت بهرام موبد، یعقوبی و طبری ریشه در خدای نامه دوره خسرو انوشیروان داشته است؛ اثری که تا دوره اسلامی نسخه برداری و بازنویسی شده و نقش مهمی در انتقال تاریخ پادشاهان ایران داشته است.
۸۰۶.

تأملی تطبیقی بر سوگماد و خدا در اکنکار و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۲۰
اکنکار از جمله شبه معنویت ها و عرفان واره های التقاطی و مصرفی پرطرفدار آمریکایی است. فردگرایی، آزادی از التزامات شریعت محور، و پاسخگویی به نیازهای معنوی «سفارشی سازی شده» از عوامل اصلی اقبال به چنین آیین هایی در جوامع غربی و حتی اسلامی است که برای مواجهه و مقابله با آن باید در ابعاد مختلف مورد بررسی های عمیق و دقیقی قرار گیرند. هدف این پژوهش، تحلیل تطبیقی مفهوم «سوگماد» در آیین اکنکار و مفهوم خدا در عرفان اسلامی است تا وجوه اشتراک و افتراق این دو نظام فکری در حوزه خداشناسی عرفانی و الهیات تطبیقی را تبیین کند. بر این اساس با روش پژوهش تحلیلی-توصیفی و مطالعه اسنادیِ آثار اختصاصی رهبران اکنکار و متون کلیدی عرفان اسلامی، مفاهیم بنیادین هر دو جریان در چارچوب الهیات تطبیقی واکاوی شده اند. یافته های تحقیق مبین این است که سوگماد در اکنکار به مثابه یک جریان انرژی و «حقیقت غایی غیرشخصی» تعریف می شود که از طریق تجربه های سوبژکتیو (سفر روحی) و راهنمایی «استادان زنده» ادراک پذیر است. این مفهوم فاقد صفات شخص وارگی (اراده، علم) و مبتنی بر پلورالیسم مطلق معنوی است. در حالی که در عرفان اسلامی، خداوند ذاتاً شخصی، متعالی، و در عین حال حاضر در تجلیات هستی(وحدت وجود) است. اشتراکات ظاهری دو نظام، شامل تأکید بر وحدت حقیقت و تجربه گرایی عرفانی است، اما تفاوت های بنیادین در مبانی هستی شناختی(شخصی/غیرشخصی)، انسانشناختی(اطاعت پذیری/استقلال معنوی)، و معرفت شناختی(وحیانی/انسان مدار) آنها را در تقابل جدی قرار می دهد. علی رغم استفاده اکنکار از اصطلاحات مشابه عرفان اسلامی، ماهیت غیرشخصی سوگماد، نبود التزام به شریعت، و تفسیر ابزاری از معنویت، موجب تمایز ریشه ای آن از الهیات و عرفان اسلامی می شود.
۸۰۷.

Ralph Waldo Emerson’s Empirical Knowledge and Transcendental Experience through the Prism of Life and Intuition: A Phenomenological Reading

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۱ تعداد دانلود : ۱۹۴
This study explores the analogy between Ralph Waldo Emerson’s Transcendentalism and his mystical experience through a phenomenological lens, emphasizing cross-cultural cognitive dimensions and their impact on the concept of universality. The research addresses the contemporary relevance of this analogy in an era marked by scientific advancements that, while clarifying many misconceptions, fail to provide existential reassurance or answer all human inquiries. This reflective inquiry seeks to understand reality and the rational linkage of events by engaging with life’s forces, which are integral to human wonderment. The methodology involves a comparative analysis of Emerson’s themes of intuition, light and knowledge alongside Tymieniecka’s Phenomenology of Life. The study does not aim to offer practical solutions but rather provides a philosophical account of intuition’s role in human experience, addressing fundamental challenges at their core. The findings suggest that Emerson’s mystical experiences, when analyzed through his themes of light, intuition and knowledge, align with phenomenological signification on an intuitive basis. Emerson’s Transcendentalism reflects life’s ontopoietic dynamism, perceiving universal structures akin to eidetic intuition essential for mental functionality. This study underscores the philosophical potential inherent in merging transcendental thought with phenomenological inquiry, offering new insights into understanding universality across literary contexts.
۸۰۸.

چگونگی کاربرد نشانه های بینامتنی از دیدگاه ژنت در داستان گفت و گوی جادوگر بزرگ با ملکه ی جزیره ی رنگ ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۴۸
داستان، آغاز یک گفت وگو است و شاید ادامه ی گفت وگوهایی که سال ها و گاه قرن ها پیش آغاز شده اند. تردیدی در حضور آگاهانه و ناخودآگاه متون در یکدیگر نیست. بینامتنیت، عنصر جدایی ناپذیر دنیای داستان است. در داستان بررسی شده در این پژوهش، با انبوهی از عناصر بینامتنی رو به رو هستیم که در ساختار داستان با رویکردی ویژه جای گرفته اند. این پژوهش در پی آن است که به این پرسش ها پاسخ دهد که باتوجه به فرم گراییِ خانیان و شگردهای او در کارکرد نشانه های بینامتنی، این ویژگی در این داستان چگونه به کار گرفته شده و در ساختار آنچه جایگاهی دارد؟ و آیا می توان بینامتنیت را در گستره ی گفتمان های درون این داستان، بررسی کرد و به نگاهی ویژه در کارکرد بینامتنیت رسید؟ براساس یافته های این پژوهش که به شیوه ی استقرایی انجام شده است، عناصر بینامتنی در ساختار اصلی این داستان حضور دارند و بدون آن ها طرح اصلی داستان، ناتمام می ماند. نویسنده، عناصر بینامتنی را از زاویه ی دید خود و با هویتی تازه، تاحدی که به نوعی بازآفرینی نزدیک می شود، وارد دنیای برساخته ی داستان کرده است. نشانه های بینامتنی در این رمان، وجهه ی دراماتیک و کنش گر دارند. شخصیت ها، داستان ها، نقاشی ها و هرآنچه دنیای بینامتنی این اثر را می سازند، به هستی و گاه هویتی تازه در کنار شخصیت های درون متن رسیده اند.    
۸۰۹.

مقایسه رستم و آشیل ابرپهلوانان حماسی شاهنامه و ایلیاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۲
اساطیر روایات مینوی و قدسی هستند و مربوط به انسان های نخستین می باشند. اسطوره ها در گذر زمان با تکامل فرهنگ و تمدّن بشر، از حالت مینوی خارج شده به صورت حماسه متحوّل می شوند. حماسه شعر بلند روایی است که به توصیف دلاوری هاو پهلوانی های افراد برجسته یک ملّت می پردازد. ایلیاد و شاهنامه به عنوان دو اثر شاهکار حماسی طی قرن ها می درخشند. در ایلیاد آشیل به عنوان ابرمرد حماسی، جایگاه ویژه ای در پیروزی سپاه یونان در برابر تروا دارد و رستم نیز در نقش ابرمرد حماسی شاهنامه، حصاری استوار در برابر دشمنان ایران است. این پژوهش به مقایسه و بررسی شخصیّت آشیل و رستم به عنوان دو پهلوان حماسی می پردازد و کنش ها و خویشکاری های همسان و ناهمسان آنان را با استناد به شواهدی از ایلیاد و شاهنامه بیان می دارد. روش تحقیق به صورت توصیفی - تحلیلی با ابزار کتابخانه ای بوده و داده ها از منابع مکتوب گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که کنش ها و عملکرد هر دو پهلوان در پیشبرد حماسه یونان و ایران تاثیر بسزایی دارد و بدون حضور آنان پیروزی بر دشمنان قابل تصور نیست. نتایج پژوهش نشان می دهد که رستم با خصوصیّاتی چون «یگانه پرستی»، «عشق بی نهایت به وطن»، «نرم خویی» و «اطاعت بی چون از شاهان» فراتر از آشیل می باشد.
۸۱۰.

دوگانه پنداری فرهنگ وطبیعت در رمان های خانم دالاوی و اورلاندو ویرجینیا وولف(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۲۰۸
هدف پژوهش حاضر بیان دوگانگی فرهنگ و طبیعت در دو اثر ویرجینیا وولف (1882-1942) خانم دالاوی و اورلاندو می باشد. وی ثابت می کند که دوگانه پنداری در فرهنگ غرب و خلق جفت های دوگانه ای مانند: انسان/طبیعت، مرد/زن، و فرهنگ/طبیعت به تخریب هر چه بیشتر طبیعت، منابع طبیعی و محیط زیست می انجامد. وی معتقد است اگر فرهنگی در تعامل با طبیعت نباشد صد در صد در پی تقابل و تخریب آن است. تحقیق حاضر از خوانش میان رشته ای بوم گرایی، مبتنی بر نظرات وال پلوموود (1939-2008) در رابطه با دوگانه پنداری، در راستای تجزیه و تحلیل دو رمان ذکر شده، بهره می جوید. در رمان خانم دالاوی، وولف عصر نو و تولیدات حاصل از آن که باعث آلودگی طبیعت و تضعیف آن می شود، مانند هواپیما که حاصل پیشرفت تکنولوژی و اعتلای فرهنگ انسانی است، را زیر سئوال می برد. همچنین در رمان اورلاندو، تضاد فرهنگ و طبیعت را به نحوی نشان می دهد که اورلاندو شخصیت اصلی داستان آشکارا به توصیف لندن قرن شانزدهم می پردازد، زمانی که فرهنگ انسانی بر آن غالب نشده بود و طبیعت آن بکر و دست نخورده باقی مانده بود و در مقابل به لندن قرن نوزدهم می پردازد که با دخالت فرهنگ انسانی از حالت بکر خارج شده است. بنابراین، وولف با طرح مسأله دوگانگی و تقابل فرهنگ و طبیعت تخریب طبیعت و محیط زیست را از طریق رمان های خود خانم دالاوی و اورلاندو نشان می دهد.
۸۱۱.

نگاه انتقادی به نگارش «بیان مسئله» در مقالات ادبیات عرفانی (مطالعه موردی: مقالات علمی پژوهشی مجله پژوهش های ادب عرفانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۸
امروزه ضرورت رویکرد آسیب شناسانه به مقالات علمی پژوهشی رشته های دانشگاهی جدای از اهمیت بنیادین این مقالات در محیط دانشگاهی، به سبب افزایش پذیرش دانشجو در دوره تحصیلات تکمیلی و به تبع آن افزونی تعداد مقالات علمی پژوهشی و تخصصی شدن مجلات علمی پژوهشی در موضوعات مختلف دوچندان شده است. اگرچه در ارزش بخشی به مقالات علمی پژوهشی مسئله یابی به عنوان نقطه آغازین پژوهش جایگاه ویژه ای دارد، اما اهمیت نگارشِ بیانِ مسئله به سبب کارکرد گُزینشی و انگیزشی آن کم تر از اهمیت مسئله یابی و حل مسائل نیست. نگاه کُلی به «بیان مسئله» های مقالات ادبیات عرفانی در دهه اخیر گویای این واقعیت است که در تعداد قابل توجهی از این مقالات نوشتن عنوانِ «مقدمه یا بیان مسئله» در ابتدای مقاله بر حَسَب عادت و بدون آگاهی نویسنده از کارکرد، ساختار و محتوای «بیانِ مسئله» است. بیان بدون مسئله، مسئله بدون بیان و قرار دادن دیگر مؤلفه ها در متنِ بیان مسئله از آسیب های نگارش بیان مسئله در مقالات ادبیات عرفانی است. روش پژوهش در مقاله حاضر از نوع پیمایشی تحلیلی و جامعه پژوهش شامل مقالات علمی پژوهشی مجله پژوهش های ادب عرفانی (گوهر گویا) بین سال 1393 تا 1403 است. روش گردآوری داده ها کتابخانه ای با ابزار فیش برداری است.
۸۱۲.

تحلیل و نقد عاشقانه های قوام الدین محمد صاینی یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۵۳
وصف حال عاشق، توصیف احوالات و سیمای معشوق و عشق را می توان سه مؤلفه اصلی و بنیادین ادبیات غنایی به حساب آورد. یکی از نسخ خطی بازمانده از دوران تیموری که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته و تصحیح نشده است، کلیات قوام الدین محمد صاینی یزدی، شامل 359 غزل در وصف عشق و احوالات عاشقی است. جستار حاضر که به روش توصیفی-تحلیلی و برمبنای روش سندکاوی، براساس نسخه خطی تصحیح شده در رساله دکتری الهام معینیان به انجام رسیده، به این مسئله می پردازد که از منظر مؤلفه های ادبیات غنایی، نگرش قوام الدین محمد نسبت به موضوع عشق و احوالات عاشق و معشوق چگونه است؟ برآیند پژوهش، حاکی از آن است که قوام الدین محمد در سنّت غزل سرایی، به طرز قدما، ازجمله شیوه حافظ و سعدی روی آورده است. درون مایه غزلیات و مضامین مورد توجه وی نیز عمدتاً وصف ناکامی های عشق، اوصاف معشوق و مبارزه با زهد ریایی است. نکته برجسته این غزلیات، لحن تعلیمی آن و وجود یک نمونه غزل مدحی در این دیوان است که بررسی غزل شاعر را شایان توجه کرده است.
۸۱۳.

از تقابل عقل و نفس تا وحدت وجود در مثنوی مولوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳
متابعت از نفس، همواره دلیل ابتلای انسان به درد هجران و موجب خسران او در دستیابی به حقیقت و معرفت در مسیر سیر الی الله بوده است. مولوی نیز در مثنوی بر این باور است که پیروی از فرامین عقل و توجه به راهنمایی های آن پیر طریقت و در پی آن دوری از راهزنی و شرارت های نفس، سالک را در مسیر روشن، حفظ و به هدف نهایی که همان فنای فی الله است، رهنمون می سازد. او نفس را سایه وجودی انسان و حایل او با حقیقت الهی دانسته و معتقد است که تنها با نور عقل می توان آن را از میان برداشت تا درون آدمی تجلی گاه معرفت حق گردد. ازاین رو، پژوهش حاضر با بررسی تقابل عقل و نفس در داستان هایی از مثنوی که برمبنای این تقابل شکل گرفته اند یا در ابیاتی از آنها به این موضوع اشاره شده است، تحلیلی دقیق از نگرش مولانا با بهره گیری از آیات، احادیث، مضامین عرفانی و تعلیمی ارائه داده است. با بررسی دقیق آماری مشخص شد که از 962 عنوان این حماسه عرفانی، 146 داستان تقابل عقل و نفس وجود دارد که از این تعداد 47/55 درصد آن کل داستان برمبنای این تقابل و در 53/44 درصد تنها در ابیاتی از آنها تقابل وجود دارد که نمودار کارکرد و درصد آمار و ارقام مربوط به آن در شش دفتر مثنوی، در پایان این پژوهش ارائه شده است.
۸۱۴.

بررسی بن مایه های تصاویر شعری در دو رُمان «نخل های بی سر» و «گلاب خانم» از قاسمعلی فراست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۳
در این مقاله با روش تحلیلی- توصیفی، تصاویر شعری دو رمان «نخل های بی سر» و «گلاب خانم» از قاسمعلی فراست استخراج شده است. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سؤال بود که آیا بررسی تصاویر خیالی در این دو رمان می تواند بن مایه های حاکم بر آن ها و تفاوت شان را آشکار کند؟ نتیجه بررسی ها مشخص کرد که فضای داستانی در هر دو رمان تحت تأثیر آرایه های ادبی است و بن مایه های مفهومی درد و رنج، تهاجم، مقاومت، اندوه و ایثار، تشبیهات نخل های بی سر را در برگرفته اند. در تشبیهات رمان گلاب خانم، بن مایه های مفهومی توصیف زیبایی، حالات موسی و گلاب و عشق و حرارات بین آن دو، بیشترین بسامد را دارند. انسان پنداری های متعدد در نخل های بی سر، بر بن مایه های مکان، حوادث، اشیاء و اشخاص مجازی استوارند و بن مایه های تشخیص در رمان «گلاب خانم» شامل اشیائی است که از مفاهیم غنایی سرشارند. نمادهای خورشید، ماه، آب و درخت، «نخل های بی سر» را از عمق اندیشه برخوردار کرده و در «گلاب خانم»، شخصیت زن به عنوان نمادی از ایثار در نظر گرفته شده است. لایت موتیف رمان اول، نخل به عنوان نماد ایستادگی و شهادت و در رمان دوم عشق و هم آغوشی است. در «نخل های بی سر»، فراست با کاربرد آرایه تشخیص، موتیف خرمشهر را برجسته نموده و بر حماسه و سرزندگی مبارزان در سال های اول جنگ تأکید کرده است؛ حال آن که در رمان «گلاب خانم» که سال ها بعد نگارش یافته، با عقب نشینی از انسان پنداری و با تکیه بر تشبیهات غنایی، بر زخم های رزمندگان خسته از جنگ که گرفتار بی مهری جامعه شده بودند مرهم نهاده و آنان را به زندگی عادی و روزمره فراخوانده است.
۸۱۵.

بررسی سیمای آدم آبی و پری دریایی در متون کهن ایرانی و خاستگاه اساطیری آنها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۶ تعداد دانلود : ۸۹
باور به انسان نمایانی که در دریاها و دریاچه ها زندگی می کنند، از روزگاران قدیم تاکنون در فرهنگ ایرانی مشاهده می شود. آنها در متون کهن، به ویژه عجایب نامه ها و متون جغرافیایی، به شکل انسان و با نام آدم آبی توصیف شده اند. گاه نیز به شکل نیمه زن/مرد-نیمه ماهی تصویر می شوند که یادآور پری دریایی در باور امروزیان است. پیشینه این انسان نمایان آبی به اساطیر میان رودان بازمی گردد؛ در آنجا موجوداتی وابسته به ایزد آب ها، مرکّب از انسان و ماهی و با نقش محافظ به نام های اپکالو و کولولو/کولیلتو می شناسیم. آتارگاتیس، ایزدبانوی باروری آرامیان، که پسین تر به میان رودان و جهان غرب راه یافت، هم بنا بر روایت مورّخان و شواهد باستان شناسی گاه به این شکل تجسّم می شده است. در باورهایِ ایرانیِ پیش از زردشت، پری، ایزدبانوی زیبا و فریبای باروری بود که در آیینِ نوی زردشتی به عنوان دیوزن شناخته و رانده شد؛ امّا بعضی صفات نیکویش به آناهیتا، ایزدبانوی آب ها، رسید و هم در اذهان جمعی ایرانیان به جای ماند و در قصّه های پریان نمود یافت؛ مانند سرشتِ آبی پریان ، ازدواج و زایندگی، زیبایی، دوستدار طرب و رامش بودن و نمادهای جانوری ماهی و کبوتر؛ مواردی که حضور آنها را علاوه بر قصّه هایِ پریانِ ایرانی و متون ادبی کهن، در پیوند با ایزدبانوی آتارگاتیس نیز می یابیم.
۸۱۶.

اصول و شیوه های برخورد تأویلگرایانه با مفهوم عذاب در متون نثر عرفانی تا قرن هشتم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۹
یکی از بینش های اساسی عارفان، توجه به رحمت عام الهی و سبقت رحمت خداوند بر غضب اوست. آنان برای تبیین این کلان اندیشه در مواضع مختلفی، دست به تأویل یا شرح مفاهیم زده اند. مفهوم عذاب در این باب، فرصت مناسبی برای آنان بوده است. واکاوی نحوه بهره گیری عارفان از واژه عذاب و مفهوم آن علاوه بر نشان دادن دلالت های معنایی آن در سنت مکتوب تصوف، می تواند در دو امر دیگر نیز حائز اهمیت باشد: سیر تأویل گرایی آنان را نشان می دهد و هم چنین گامی روبه جلو در فهم نظام معرفت شناسی ایشان است. طبق این پژوهش، عارفان در برابر مفهوم عذاب چهار رویکرد کلی اتخاذ کرده اند: الف) مسکوت گذاشتن واژه. فارغ از دلایل عمومی، این مسکوت گذاشتن می تواند ناشی از «شخصی ساختن امر قدسی» نیز باشد. ب) توجه به دلالت ظاهری. این نکته نیز دو دلیل دارد؛ توجه توأمان عارفان به ظاهر و باطن و برحذر بودن از افراط در تأویل. ج) توجه به دلالت ظاهری و امتزاج آن با شفقت ورزی(دعا برای رفع عذاب به قیمت معذب شدن خود) و د) تأویل واژه که نشان دهنده سیر تأویل در متون عرفانی است. تأویل گرایی عارفان در این باب در قرن هفتم و در اندیشه ابن عربی و اَخلافش به اوج می رسد. برخی از این چهار رویکرد استخراج شده را می توان بر اساس زیرمجموعه هایی صورت بندی کرد تا برخورد عارفان با این مفهوم را با دقت بیشتری نشان داد. مسأله خلود در عذاب و آرای عارفان در این زمینه، واجد اهمیت است و سیر تأویل گرایی را تا ابن عربی نشان می دهد. این پژوهش بر اساس تحلیل کتب منثور عرفانی تا قرن هشتم صورت گرفته است.
۸۱۷.

تحلیل بوستان سعدی با نظریه کنش اجتماعی ماکس وبر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۲۴۴
ماهیت تعلیمی دو اثر سعدی، بوستان و گلستان -به عنوان گنجینه آموزه های اخلاقی- بر همگان آشکار است. در حالی که گلستان لحن ملایم و غیرمستقیم دارد، بوستان با استفاده مکرر از افعال امری و بازدارنده و روش های متقاعدکننده، سبک مقتدرانه تری را به نمایش می گذارد. تمرکز اولیه سعدی بر اصلاح فرد به منظور بهبود جامعه به عنوان یک کل قرار دارد؛ که با رویکرد فردگرایانه برخی نظریه های جامعه شناختی نوین، به ویژه نظریه کنش اجتماعی ماکس وبر، همسو است. در این مقاله ایده های جامعه شناختی ماکس وبر درباره درک معانی ذهنی کنش گران به کنش های خود معرفی می شود. وبر کنش اجتماعی را به چهار نوع کنش عقلانی هدف مدار، کنش عقلانی ارزش محور، کنش عاطفی و کنش سنتی تقسیم می کند. پس از آن روش های آموزشی مختلف سعدی در بوستان مانند تشویق، هشدار و گزاره های مشروط بر اساس نظریه کنش اجتماعی وبر ترسیم می شود . جامعه آماری، بوستان است تا چگونگی رویکردهای آموزشی سعدی با اشکال مختلف کنش اجتماعی وبر روشن و نبوغ سعدی به عنوان یک مصلح اجتماعی در چشم اندازهای جامعه شناختی مدرن آشکار شود. این مقاله با روشی توصیفی-تحلیلی، نظریه کنش اجتماعی وبر را در ابیات بوستان، تحلیل و میزان هم پوشانی آن را بررسی می کند. آثار سعدی، همگون با جنبه هایی از نظریه های جامعه شناختی معاصر، مانند نظریه کنش اجتماعی وبر و جایگاه سعدی به عنوان متفکری تلقی می شود که بینش او فراتر از مرزهای زمان و فرهنگ خود است.
۸۱۸.

جلوه ها و جنبه های فانتزی در آثار محمدرضا یوسفی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۲۶
محمدرضا یوسفی ازجمله نویسندگان مطرح و پُرکار در حوزه ادبیات کودک و نوجوان است که در طول چند دهه، آثار متعددی در این زمینه نوشته است. در آثار یوسفی، جلوه های مختلفی از فانتزی، نگرش، شگردها و عناصر مختلف آن به چشم می خورد که از زوایای مختلف قابل بررسی هستند. در این نوشتار، تلاش شده ابعاد و جلوه هایی از نمود فانتزی در سه اثر محمدرضا یوسفی از جمله «روبان سفید»، «من رنگ های زیبا را دوست دارم» و «رنگ های بهار» با شیوه توصیفی–تحلیلی بررسی و تحلیل شود. یافته های پژوهش، حاکی از آن است که یوسفی با بهره گیری از شگردهایی چون تخیل پردامنه، شگفتی آفرینی و بازآفرینی، همواره درصدد پی ریزی روساخت فانتزی بوده است. او این شگردها را برای تکوین عناصر داستان نظیر شخصیت پرداز ی، موقعیت آفرینی و کُنش های فراطبیعی به کار می گیرد و با این کار، قابلیت و ظرفیتی فانتزی به ساختار و درون مایه آثار خود می بخشد. یوسفی از افسانه ها، اسطوره ها و ادبیات کهن نیز بهره می برد و با تمهیداتی به بازآفرینی این مایه ها دست می زند تا بتواند میان آنها و دنیای فانتزی نسبت و قرابت ایجاد کند. این رویکرد، سبب شده یوسفی در خلق روایت هایی از سنخ داستان های انسانی، جانوری، گیاهی و طبیعی با ساختار و ماهیت فانتزی توفیق یابد.
۸۱۹.

بازنمایی زبان، قدرت و هویت در قصه محلی اصفهانی «پریچهر» با قصه اروپایی «سفیدبرفی» از منظر جامعه شناسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۱۵
قصه های عامیانه همواره به عنوان بازنمایی های فرهنگی و اجتماعی، زمینه ای غنی برای تحلیل جامعه شناسی زبان فراهم می آورند. داستان پریچهر و هفت کوتوله از قصه های محلی اصفهان، نمونه ای بارز از بازنمایی گفتمان های قدرت، حسادت، همکاری و عدالت است که ساختار و محتوای آن با قصه اروپایی سفیدبرفی شباهت های قابل توجهی دارد. این پژوهش با رویکرد جامعه شناسی زبان، به بررسی نقش زبان و گفتمان در شکل دهی به قدرت، هویت، جنسیّت، تعامل اجتماعی، فریب و عدالت در قصه پریچهر و هفت کوتوله می پردازد و در عین حال، تطبیق آن با قصه سفیدبرفی، ابعاد فرهنگی و زبانی مشترک و متفاوت این دو قصه را روشن می سازد. پژوهش حاضر با تمرکز بر این ابعاد زبانی نشان می دهد که قصه های عامیانه فراتر از سرگرمی، ابزار بازتولید و تنظیم روابط اجتماعی، تثبیت سلسله مراتب قدرت و بازنمایی ارزش ها و هنجارهای فرهنگی هستند. تحلیل جامعه شناختی زبان در این متون امکان درک عمیق تر ساختارهای فرهنگی، اجتماعی و قدرت را فراهم می آورد و نشان می دهد که زبان هم ابزار بیان و هم سازوکار مؤثر برای شکل دهی به جامعه و فرهنگ است.
۸۲۰.

تحلیل دگرگونی نشانه های بلاغی از داستان «سفر» به فیلم «زمستان است»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۸۸
نشانه های بلاغی، در آثار هنری مختلف به اشکال متفاوت معنارسانی می کنند و نحوه بروز و ارائه آنها با توجه به نوع اثر متفاوت است. در آثار سینمایی اقتباسی و در فرایند تبدیل متن به فیلم که واژه ها به صدا و تصویر تغییر می یابد، از جمله اساسی ترین مواردی که در این دگرگونی نقش دارد، نشانه های بلاغی است. در پژوهش حاضر، به منظور بررسی نحوه دگرگونی نشانه های بلاغی از متن ادبی به فیلم، داستان «سفر» و فیلم «زمستان است» که با اقتباس از این داستان ساخته شده، مطالعه و بررسی شده است. این مقاله به شیوه توصیفی - تحلیلی و با استفاده از دو نوع منبع، مکتوب و دیداری - شنیداری (فیلم) انجام شده است که ابتدا به مطالعه منابع مکتوب به همراه متن داستان «سفر» پرداخته شد، سپس فیلم «زمستان است» معاینه و بررسی گردید و نشانه های بلاغی دو اثر ادبی و سینمایی با یکدیگر تطبیق داده شد و در نهایت، دگرگونی های نشانه های بلاغی از متن ادبی به فیلم، تحلیل و بررسی شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که در میان نشانه های گوناگون حوزه بلاغت، عناصری مانند استعاره، تشبیه، کنایه، مجاز، نماد، متناقض نما، براعت استهلال و حسن ختام، در فرایند اقتباس از داستان «سفر» به فیلم «زمستان است» دگرگونی چشم گیری داشته است. دگرگونی نشانه های بلاغی، از متن ادبی مورد نظر به این فیلم، به واسطه شگردهای سینمایی، همچون تدوین، طراحی صحنه، طراحی لباس، صداگذاری، نورپردازی و همچنین حالت های صورت و بدن و حتی گاهی سکوت بازیگران صورت گرفته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان