ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۰۱ تا ۸۲۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
۸۰۱.

واکاوی جامعه شناختی پیامدهای کولونیالیسم بریتانیایی از استعمار کردستان تا قرارداد سایکس پیکو در رمان دختر کاه فروش اثر نَبَز گُوران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ادبیات سیاسی استعمار اشغالگری قرارداد سایکسپیکو چندپارگی جغرافیایی چپاول دختر کاه فروش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۰
نَبَز گُوران از رمان نویسان کُرد در دوره معاصر است که رویکرد ویژه وی در آثار اَدبی اش معطوف به بازنمایی رنج های مردم کُرد در سرزمین های تحت سلطه دولت های استعمارگر، توتالیتر و فاشیستی و تصویر انسانیّتِ منکوب شده انسان معاصر در دوره هژمونی جنگ و خشونت بر سرنوشت مردم استبدادزده است. رمان دختر کاه فروش که در آن به تصویرسازی زندگی تراژیک دختر کاه فروش و رویدادهای سیاسی معاصر با دوره وی پرداخته شده، روایتی رئالیستی از رخدادهای اجتماعی سیاسیِ برآمده از سلطه استبدادی قاجار و استعمار بریتانیا بر سرزمین های کُردنشین است که سرنوشت مردمانش در گردابه استعمار، به رنج و بی بهر گی از استقلال و آزادی سیاسی و بی خویشتنی و پایمال شدن کرامت انسانی و تاراج ثروت های ملّی و چندپارگی مرزهای جغرافیایی می انجامد. از آن روی که تاکنون جستار مستقلّی به بررسی پیامدهای هژمونی استعمار بریتانیا در رمان دختر کاه فروش نپرداخته است، نگارنده در پژوهش حاضر بر آن است تا به بررسی این پدیده در این رمان بپردازد. مسأله بنیادین پژوهش حاضر این است که بُنمایه های استعمار و کولونیالیسم، چگونه و در چه قالب هایی در رمان دختر کاه فروش، نمود یافته و با چه مفاهیمی پیوند خورده است؟ جهت بررسی این مسأله، نگارنده از روش توصیفی تحلیلی مُبتنی بر بررسیِ جامعه شناختی بُن مایه های کولونیالیسم در این رمان بهره گرفته است. غصب و اِشغال سرزمین، تقسیم و چندپارگی جغرافیایی کردستان، غارت منابع و ثروت های سرزمین های کُردنشین و تعیین حاکمان دست نشانده از پُربسامدترین پیامدهای هژمونی استعمار انگلیس بر کردستان در رمان دختر کاه فروش است که با رویکرد تاریخی سیاسیِ همه سونگر، روایتگر رنجی جانکاه و پایمال سازی هویّتِ دیگریِ کُرد در فرایند نگرش به خاورمیانه و انسان شرقی به عنوان اُرگانیسم های مادّیِ فرآوری و بازدهی در چرخه تأمین نیازهای جهان امپریالیستی غرب است.
۸۰۲.

تحلیلی بر تصاویر خشن در مواجهه با لطافت مفاهیم در دیوان حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تصویر بلاغت خشونت خشونت کلام دیوان حافظ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۲۰۴
در دوران مدرن به هر رفتار و اقدام آگاهانه ای بر ضدّ حقوق، باورها، آزادی، اعتبار و آبروی افراد به هر وسیله ممکن که به اضطراب، رنج و هراس دیگران بینجامد، خشونت اطلاق می شود و همین نگاه، می تواند به ابزاری برای بازخوانی و تفسیر روابط افراد در گذشته بدل شود. از آنجا که تقسیم کلان خشونت به دو ساحت کلامی و غیرکلامی است، این پژوهش بر آن است تا با پیش رو قرار دادن تعاریف جدید، بر خوانش تازه ای از این گونه روابط در شعر حافظ متمرکز شود و با روش توصیفی- تحلیلی، نشانه ها و دلالت های خشونت کلامی و بالتبع آن خشونت تصویر که در ساختار تحلیل های بلاغی جای می گیرد، مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. با توجه به این امر، نتایج این پژوهش دلالت می کند که تسلط گفتمان خشونت تصویر در شعر حافظ با فراوانی نشانه های خشونت مستقیم و غیرمستقیم، بر دو ساحت گفتمان عاشقانه و گفتمان دینی-عرفانی متمرکز خواهد بود که در حوزه هایی چون تصویر کنش ها و واکنش ها در مواجهه با معشوق، توصیف معشوق، نقد ایدئولوژی های حاکم بر زمانه، توصیف ضد قهرمان (رقیب) و مخالف و موقعیت طنز و هجو ادبی نسبت دارد. خشونت کلامی در مبحث عشق در قیاس با خشونت در انتقاد اجتماعی از بسامد بالاتری برخوردار است که به شاخص هایی چون سنّت ادبی خراسانی و عناصر سیاسی- تاریخی و غلبه عنصر تقابل و پارادوکس به عنوان وجه ممیزه حافظ نسبت به دیگران در حوزه تصویر آفرینی باز خواهد گشت.
۸۰۳.

معرفی منظر اسلامی و شیعی صائب تبریزی در بازنمایی مفهوم شهادت

کلیدواژه‌ها: شهادت صائب تبریزی باورهای اسلامی و شیعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۱ تعداد دانلود : ۲۴۰
با گستردگی و رسمیت مذهب تشیع در ایران، جهان بینی این مذهب نفوذ کم نظیری را در باورها، منش ها و کنش ها نمایان ساخت و بازتعریف جالب توجهی برای بسیاری از ارزش ها عرضه کرد. هرچند شهادت و مفاهیم برخاسته از آن پیوسته مورد توجه و استفاده بسیاری از شاعران در طول تاریخ ادب فارسی بوده است و کشته شدن در راه ارزش ها، خواه این ارزش، دفاع از دین و تمامیت ارضی ایران باشد و خواه عشق و پاک باختگی در برابر معشوق، از نگاه شاعرانی که به این مفاهیم پرداخته اند از جایگاهی والا برخوردار بوده، اما باورهای شیعی برخاسته از روایات، احادیث، زیارت نامه ها و ادعیه نیز مفاهیم نظام مندی را در این حوزه عرضه کرده است. در این میان، صائب تبریزی که در جامعه ای شیعی زاده شده و زیسته است، نگرشی شیعی را در مفاهیم جاری در آثارش گسترش داده که مفهوم شهادت نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. جایگاه شهید و شهادت در منابع شیعی و اشعار صائب تبریزی دارای وجوه اشتراک قابل تأملی است که این مقاله در راستای واکاوی و تبیین این قرابت ها و مقوله بندی آن ها گام برداشته است. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که مفاهیم برخاسته از روایات، احادیث و زیارت نامه ها در منابع شیعی تأثیر انکارناپذیری در ترسیم چهره شهید در اشعار صائب تبریزی داشته است. اشتراکاتی که گاه، نه تنها در حوزه معنا و مفهوم بلکه در استخدام واژگان نیز آشکار است.
۸۰۴.

واکاوی اشتراکات آیین سوگ سیاوش ایرانی با آیین های دیونیسیا و آدونیای یونانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اساطیر آیین ها سوگ سیاوش آیین دیونیسیا آیین آدونیا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۰ تعداد دانلود : ۳۴۱
از دیرباز فرهنگ، باور و نوع نگرش جوامع مختلف توسط آیین ها بازتاب داده شده است. می توان گفت بخش چشم گیری از اساطیر جهان به آیین های باروری اختصاص دارد که در قالب مرگ و رستاخیز طبیعت تجسم یافته است و در قالب مَرگِ یک ایزد و حیات دوباره او به نمایش درمی آید. سیاوشان، آیین سوگ سیاوش، اسطوره خوشنام ایرانی و جشن حیات دوباره او در کالبد گیاهی و فرزندش کیخسرو است که مرگ و باززایی ایزد/قهرمان شهیدشونده را همچون چرخه زمان و تحول طبیعت نشان می دهد. دیونیسیا و آدونیا، جشنواره های آیینی پرستش دیونیزوس و یادبود آدونیس در اساطیر یونان است که به عنوان ایزدان بارورکننده، مناسکی در مرگ و رستاخیزشان برپا می شده است. شناسایی وجوه اشتراک آیین سیاوشان با آیین های دیونیسیا و آدونیا از اهداف پژوهش حاضر است. در این راستا ابتدا با روش تحلیلی تطبیقی، هر سه آیین بررسی و سپس اشتراکات میان آن ها شناسایی و تحلیل می شود. مهم ترین دلیل انتخاب آیین های مذکور، با وجود تفاوتهای فرهنگی و فواصل جغرافیایی، تاثیرگذاری و تاثیرپذیری اساطیر جهان بر یکدیگر است. بنابر یافته های تحقیق، از مهم ترین اشتراکات سه آیین یادشده، تکرار سالیانه مراسم سوگ و جشن رستاخیز است که با مناسکی همچون شمایل گردانی، اعطای قربانی، موسیقی و سوگ سرود با محوریت زنان همراه بوده است.
۸۰۵.

بلاغتِ نحو در متن تاریخی نفثة المصدور زیدری نسوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بلاغت نحو نفثه المصدور چیدمان ساختاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۲۲۰
امروزه، در مباحث زبان شناسی، مطالعه تأثیر بلاغت بر نحو و ساختار، اهمیت اساسی دارد؛ در زبان فارسی، تاکنون پژوهش مستقلی درباره تأثیر بلاغی و آرایش نحوی در متون نثر مصنوع و متکلف با محوریت کتاب نفثه المصدور، انجام نگرفته است. در این مقاله، نخست به بررسی نحو و رابطه آن با دستور و بلاغت خواهیم پرداخت و پس از برشمردن نقادانه پیشینه پژوهش، کارکرد بلاغی نحو را در متن نفثه المصدور، باز می نماییم و با استناد به نمونه ها و رجوع همزمان به بافت موقعیتی، عاطفی و آهنگین کلام زیدری و اقتضای دل مخاطب، هنر نویسنده را در استفاده بلاغی از سازه نحو، نشان می دهیم. در این جستار، با رویکرد نحوی به ساختار دستور زبان فارسی و نیز بلاغت جُرجانی به حصول نتایج رسیده ایم. نتایج این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی و بر مبنای داده های کتابخانه ای به دست آمده است، نشان می دهد که زیدری از آرایش و چیدمان نحوی به گونه ای شایسته برای محاکات و گفت و گوی درونی با خویش، بهره برده است. شیوه ترکیب و طرز قرار گرفتن ارکان جملات به صورت مقوله ای بلاغی و سبک س از شده است. زیدری در گزینش واژگان، شیوه ترکیب و تقدم و تأخر واژه ها و چیدمان نحوی کلام به گونه ای عمل می کند که سبب ایجاد ساختار بلاغی- سبکی خاصی شود.
۸۰۶.

هاتف و عارف در تذکره الاولیاء عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: هاتف عارف تذکره الاولیاء الهام مکاشفه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۲۳۱
مهم ترین ابزار معرفتی در عرفان، «کشف و شهود» است و عارف در صورت تزکیه درونی قادر خواهد بود پیام هایی را از عالم غیب دریافت کند؛ پیام هایی که گاه از راه الهام درونی و گاه از طریق هاتف بیرونی است. در متون عرفانی به ویژه تذکره الاولیای عطار، بسیاری از شناخت های عرفانی از طریق هاتف برای عارف اتفاق می افتد. هاتف با الهام تفاوت دارد؛ هم در نحوه ظهور و پیام رسانی و هم از نظر نوع پیامی که منتقل می کند.
۸۰۷.

Étude Géocritique De La Spatio-Temporalité À Travers Le Petit Prince D’antoine De Saint-Exupéry(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Géocritique Le Petit Prince référentialité représentation littéraire spatio-temporalité

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۲۱۲
Au XXe siècle et plus précisément à la fin de la Seconde Guerre mondiale, la représentation littéraire de l'espace référentiel résultant de la pensée post-coloniale et postmoderniste reprend une place essentielle. Dès lors, l’étude interdisciplinaire de la littérature et de la géographie donne naissance à la géocritique, méthode d’analyse littéraire élaborée par Bertrand Westphal dont l'intérêt réside dans l'étude de la référentialité géographique et la fiction. Associé à l’analyse géocritique, nous mettons en lumière le Petit Prince, l’œuvre d’Antoine de Saint-Exupéry. Ce chef-d’œuvre met en valeur le rapport entre la fiction et la référentialité. En effet, cette œuvre possède autant de valeur littéraire que géographique. L'originalité de cette recherche consiste à examiner la spatio-temporalité à travers le Petit Prince en s’appuyant sur la géocritique telle qu’une méthode d’analyse interdisciplinaire. En tenant compte des théories géocritique, le temps en tant qu’une dimension de l’espace se spatialise et devient anachrone. Les résultats de la recherche révèlent que le pluralisme et le multiculturalisme sont nécessaires en vue de représenter l’espace polychrone et hétérogène. Ainsi, ce travail de recherche nous pousse à nous pencher sur la valeur de l’humanité à travers la lisibilité de l’œuvre littéraire et la réaction réciproque.
۸۰۸.

“Suddenly Afraid”: Challenged Identities and Disrupted Meaning in Lydia Davis’s Short Fiction(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Identity Abjection the Abject Short Story the Self

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۷ تعداد دانلود : ۴۱۴
Implementing Julia Kristeva’s theory of abjection, the present study attempts to demonstrate that the short fiction of Lydia Davis, contemporary American writer, is, first and foremost, about the fragility of identity and the precariousness of its borders. Using a descriptive-analytical approach and Kristeva’s Powers of Horror: An Essay on Abjection, as the main source in which she delineates her theory, this paper studies four of Lydia Davis’s short stories in depth. Abjection is the process in which the subject casts aside anything foreign to the self, or the ‘abject,’ at an early stage, to safely procure a coherent I. By detecting and interpreting two of the abject’s main manifestations, namely women and corpses, the current article will contend that Davis’s characters/narrators are always already stuck in seemingly bottomless pits of identity crises, both inside and through their use of language. Analyzing Davis’s “The Thirteenth Woman,” “Suddenly Afraid,” “Grammar Questions,” and “Letter to a Funeral Parlor,” this research tries to unravel the intricacies of maintaining shaken identities and endangered subjectivities at the face of unimaginable horror. Although discarded repeatedly by the characters in these stories, the abject never vanishes; it keeps haunting the periphery of selfhood and the solidarity of meaning.
۸۰۹.

مفهوم سازی اصطلاحات (ضرب المثل های) حیوانات در کوهمره سرخی (تعامل میان مجاز و استعاره)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Conceptualization Metonymy metaphor idealized cognitive model (frame) استعاره مجاز مدل الگوی شناختی آرمانی شده (فریم) مفهوم سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۰ تعداد دانلود : ۳۴۹
این تحقیق به نحوه  مفهوم سازی اصطلاحات در گویش کوهمره سرخی از دیدگاه شناختی می پردازد. نحوه مفهوم سازی در اصطلاحات، پیچیده بوده و لازم است علاوه بر نقش استعاره یا مجاز، تعامل میان استعاره و مجاز هم لحاظ شود تا داده های بیشتری قابل توجیه شوند. روش این پژوهش میدانی و کتابخانه ای است. نخست به روش میدانی 283 ضرب المثل گردآوری شده و سپس به روش کتابخانه ای و با رویکرد شناختی براساس الگوی مجاز، استعاره و تعامل میان آن ها از دیدگاه رویز د مندزا و دیز (Ruiz de Mendoza & Díez, 2002) داده ها تحلیل  و برای هر مبحث نمونه هایی ذکر شده است. در کوهمره سرخی نیز تعامل میان مجاز و استعاره در زیربنای فرایندهای مفهوم سازی اصطلاحات، نقش اساسی بازی می کند. در گویش کوهمره سرخی، اصطلاحات مبتنی بر استعاره تنها یا مجازِ تنها کم هستند. اصطلاحات شفاف و ترکیب پذیر بالا بیشتر استعاره ای ظهور می کنند و گسترش و کاهش در محدوده مفهومی هم در محدوده مبدأ (مجاز) و هم مقصد (استعاره) از مهم ترین فرایندهای شناختی در مفهوم سازی هستند. در اصطلاحات بسیار تیره که محدوده مجاز قادر به گسترش مفهومی نیست و نمی توان از الگوی شناختی آرمانی شده یا فریم، مجاز را گسترش داد، معنا به طور قراردادی با اصطلاحات در ارتباط است و دلیل آن فقدان ریشه های تاریخی فرهنگی اصطلاحات است؛ ولی در مواردی که اصطلاحات فرهنگی و تاریخی موجود است، تیرگی ازبین می رود و گسترش مفهومی نه از فریم  بلکه از دانش کلی امکان پذیر است. بیشتر اصطلاحات این منطقه از نوع هستی شناختی است و  طرح واره های تصویری کم تر مشاهده می شود.  
۸۱۰.

بررسی مؤلفه های حماسی در رساله عقل سرخ سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سهروردی عقل سرخ حماسه عرفان حماسه عرفانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۸ تعداد دانلود : ۳۹۴
علاوه بر حماسه ملی، تاریخی و دینی، حماسه عرفانی نیز در بین آثار صوفیان و عارفان فارسی یافت شده است که روح سالکان مانند قهرمانان حماسه با شیطان پنهان درون یا نفس امّاره خود، پی درپی در ستیز و جدال است. سهروردی نیز در رساله عقل سرخ با زبانی رمزی به وصف چگونگی گرفتار شدن روح در بند جسم می پردازد و از زبان پیر نورانی، پیچ و خم ها و عقبه های مسیر بازگشت به اصل روحانی را بیان می کند. پژوهش پیش رو با روش تحلیلی توصیفی به بررسی مؤلفه های حماسی در رساله عقل سرخ سهروردی پرداخته و هدف از آن یافتن مؤلفه های حماسی عرفانی است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که مؤلفه ها و نمادهای حماسی چون جدال نیکی و بدی، سفر، هفت خان، لزوم همراهی پیر یا راهنما در هفت خان، کوه قاف، سیمرغ، پهلوانان حماسی، جام گیتی نما، جنگ افزارها و چشمه زندگانی به رساله عقل سرخ رنگ و بوی حماسه عرفانی بخشیده است.
۸۱۱.

Re-reading the Position of Women in Islamic-Iranian Mystical Texts (With Reference to Attar and Rumi’s Works)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Islamic - Iranian Mysticism Mystical Texts Women Attār Rumi

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶۸ تعداد دانلود : ۹۴۳
Contrary to the traditional disciple-making efforts presented by commentators of mystical works, which aim to consolidate a fanatical attitude towards mysticism and hide any epistemological defects, these works have their own disadvantages, similar to any other knowledge system. One of these disadvantages is the categorization of "women," which, due to the continuation of the patriarchal worldview and the Mithraic origin of Iranian-Islamic mysticism, has been approached with a dogmatic and gender-oriented perspective. Therefore, within the mystical tradition, despite occasional praises given to women in Sufi works, they are generally regarded as symbols of evil passion, and the love for them is seen as figurative and lustful. In these instances, the mystical texts acknowledge their own stance, and, often in contrast to the efforts of their fanatical admirers, provide an opportunity for so-called "destructive" analyses. The present article examines the contradictions within the works of two renowned mystical poets, Attar and Rumi, specifically regarding their portrayal of "woman". By adopting a deconstructive approach, often utilizing textual evidence, it aims to highlight their patriarchal attitude. Consequently, it concludes that while researchers of mystical works have often attempted to absolve the mystic poets of their patriarchal or misogynistic gender-oriented views, the mystics themselves have not done so.
۸۱۲.

قدرت جادویی اشیا در شاهنامه: طبقه بندی و تحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: باورجادویی اشیای جادویی شاهنامه سابوتسکی کاسیرر اندیشه اسطوره ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۳۰
شیوه تعامل شخصیت های شاهنامه با بسیاری از اشیا، و باورهای آنها درباره این اشیا نشان می دهند که برای بسیاری از این اشیا قدرت هایی جادویی و خارق العاده قائل شده اند. هدف اصلی این مقاله تحلیل و طبقه بندی منشأ قدرت های جادویی این اشیا بر مبنای علیت های جادویی است. روش ما تحلیل محتوای کیفی (قیاسی-استقرایی) است. برای تعیین و استخراج نمودهای باورجادویی در باب قدرت جادویی اشیا از نظریات صاحب نظرانی چون کاسیرر، سابوتسکی، موس، فریزر و... استفاده کردیم. در مرحله بعد بر مبنای همین بنیاد نظری به پیگیری منشأ قدرت جادویی این اشیا در شاهنامه پرداختیم. یافته های ما نشان می دهد این نیروی جادویی همواره از طریق واسطه هایی به این اشیا منتقل می شود. این واسطه های انتقالِ قدرت جادویی را در شاهنامه به این صورت طبقه بندی کردیم: شخصیت های غیرانسانی (حیوانات، گیاهان و دیوان)، شخصیت های انسانی (نیاکان فرهمند، شاهان فرهمند، پیامبران، اشخاص مرتبط با اهریمن)، مکان های خاص (افلاک و آسمان ها، مکان های ماورایی، مکان های دربردارنده عناصر مقدس). در برخی نمونه ها، اشیای جادویی با چند واسطه به منشأ قدرت متصل می شوند. این واسطه ها همگی مستقیم یا غیرمستقیم به منشایی رازآلود و مبهم می رسند که واجد دو وجه اهورایی یا اهریمنیست و ما آن را منشأ اصلی قدرت جادویی، و واسطه های فوق را منشأهای فرعی نامیدیم.
۸۱۳.

اشتاد یا اسپاد؟ ویرایش دو نام در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: اشتاد اشتاگشسپ خداینامه ساسانیان شاهنامه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۰
در پادشاهی شیرویه در شاهنامه یکی از بزرگان «اشتاگشسپ» نام دارد که باوجوداینکه تاکنون ویراستاران و گزارندگان شاهنامه تردیدی در درستیِ آن نداشته اند، اما نقش، جایگاه و ریختِ نام او در دستنویس های شاهنامه و نیز در منابع تاریخی با آشفتگی زیادی همراه است. بررسی دقیق منابع برای بازسازی نامِ درست و شناخت درست ترِ این شخص سه فایده دارد: دانش تاریخ ساسانی را گسترش می دهد، به ویرایش شاهنامه کمک می کند و کمکی است در نام شناسی و ریشه شناسیِ تاریخی ساسانی. در این جستار ریخت های گوناگون نام «اشتاگشسپ»، در شاهنامه و منابع تاریخی، شناسایی و سپس ارزیابی و سنجش شده تا ریختِ درستِ این نام در خدای نامه، شاهنامه ابومنصوری و شاهنامه فردوسی، گمانه زنی و بازسازی شود. چند دلیل برای برتری دادنِ «اسپادگشنسپ» بر «استاد/ اشتادگشنسپ» ارائه شده و می بایست فردوسی «اسپاگشسپ» به-کار برده باشد، پس این ریخت در تمام دستنویس ها، تحریف یا تصحیف شده است. درنتیجه پیشنهاد می شود در شاهنامه «اشتاگشسپ» و «اشتاد» به «اسپاگشسپ» و «اسپاد» ویرایش شود.
۸۱۴.

ما-روایتگر در زاویه دیدهای ترکیبی: شاخصه هایی برای تمایز روایت های جمعی و غیر جمعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روایت جمعی ما-راوی عناصر داستان زاویه دید ترکیبی ادبیات داستانی معاصر فارسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۹
ما-روایت با کارکرد عنصر زاویه دید در داستان می تواند به اشکال گوناگونی بروز یابد. یکی از این کارکردها در صورتی حاصل می شود که داستان از دو یا چند زاویه دید برای روایتگری بهره ببرد و یکی از این زاویه دیدها، با ما-راوی ارائه گردد. در این صورت اصالت بخشی به یکی از این زاویه دیدها، چندان ساده نخواهد بود. در واقع موقعیّت بینابین یادشده به الگویی نیاز دارد تا بتوان با تمسّک به آن، روایت جمعی را به مثابه کنش روایی ما-راوی از روایت غیرجمعی که محصول دیگر زاویه دیدهای داستانی است ، متمایز کند. پژوهش پیش ِ رو درصدد است تا با روشی استنتاجی و با بهره گیری از روایت های گزینش شده ای از پیکره ادبیات داستانی فارسی، به این وضعیّت بپردازد. نتیجه چنین مطالعه ای که با استفاده از عناصر داستانی و گفتمانی، روایت ها را مورد خوانش قرار می دهد، چهار عامل را به عنوان شاخصه در مسئله مدّنظر معرفی می کند. این شاخصه ها که ناظر بر جنبه های صوری و محتوایی روایت ها هستند، نشان می دهند که داستان برای جمعی تلقّی شدن، نیازمند نمایش گسترده ما-روایت است. گروه ارائه دهنده ما-روایت باید نسبت به سایر عناصر روایتگرانه داستان، ارجح باشند، درباره موضوع کانونی، تفکری هم راستا داشته باشند و در کنشگری خود، یکپارچگی را بازتاب دهند.
۸۱۵.

بررسی واژگان نشان دار اجتماعی در منطق الطیر عطار بر اساس رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عطار منطق الطیر فرکلاف تحلیل گفتمان انتقادی واژگان نشان دار اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۰
اشعار عطار نیشابوری با وجود درون مایه عرفانی، سرشار از واژگان نشان دار اجتماعی است. این واژگان دارای بار معنایی خاص و معانی ضمنی هستند که می تواند نشان دهنده ارزش ها، نگرش ها و ایدئولوژی های اجتماعی باشد. واژگان نشان دار که دارای ارزش های بیانی، رابطه ای و تجربی هستند، به طور مستقیم و غیر مستقیم بر نحوه درک و تفسیر موضوعات مختلف تأثیر می گذارند و به بازتاب و تقویت هنجارهای اجتماعی کمک می کند. عطار در منطق الطیر با کمک گرفتن از ابزارهای بلاغی متعدد مانند تمثیل، استعاره و به ویژه نماد یا سمبل در قالب حکایات و گفتگوهای متعدد با بهره گیری از مضامین عرفانی و فلسفی، روابط انسانی و اجتماعی را بررسی و نقد می کند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با در نظر گرفتن شرایط تاریخی-اجتماعی زمان عطار، بر اساس رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، به بررسی واژگان نشان دار اجتماعی در منطق الطیر عطار می پردازد. در این پژوهش تلاش شده تا ارتباط بین زبان و ساختارهای اجتماعی در متن مورد نظر تحلیل گردد و با تمرکز بر واژگان کلیدی و نشانه های اجتماعی نحوه بازتاب ارزش ها، هنجارها و روابط قدرت در مهم ترین نهادهای جامعه یعنی سیاست، تصوف و شریعت در اثر عطار بررسی شود. نتایج این مطالعه نشان می دهد که واژگان نشان دار اجتماعی در منطق الطیر نه تنها در به تصویر کشیدن جامعه آن زمان کمک می کند، بلکه به درک عمیق تر از تفکر فلسفی و عرفانی عطار نیز منجر می گردد و می تواند منبعی مفید برای مطالعات زبان شناسی، ادبیات و جامعه شناسی در زمینه ارتباطات اجتماعی و فرهنگی در ادبیات فارسی باشد.
۸۱۶.

تحلیل روایت شناختی روایت تلفیقی عاشقانه-عارفانه (مطالعه موردی: سلامان و ابسال در ادبیات فارسی و مه م و زین در ادبیات کُردی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: روایت عاشقانه-عارفانه گفتمان عرفانی سوژه سلامان و ابسال مه م و زین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۵
سلامان و ابسال اثر جامی در ادبیات فارسی و مه م و زین اثر احمد خانی در ادبیات کُردی گرچه در طبقه بندی منظومه ها در دسته منظومه عاشقانه قرار داده شده اند، اما ساختار روایت در این دو اثر، ساختار جدید و متفاوتی از سایر منظومه های عاشقانه است که چنین ساختاری در آثار همگون دیگر مشاهده نمی شود. با توجه به رویدادها و معناگذاری آنها در متن قابل دریافت است که این دو اثر صرفاً عاشقانه نیستند و نمی توان آنها را همچون منظومه های عاشقانه محض قلمداد کرد. سرنوشتی که برای شخصیت های اصلی رخ می دهد و آن حالات روحی و نگرش جدیدی که در آنها شکل می گیرد، به عنوان نشانه هایی در متن بر این مسئله دلالت دارد که روایت در ادامه، ماهیت عرفانی پیدا می کند. در این پژوهش که چگونگی روایت در دو اثر نامبرده بررسی و تحلیل می شود، هدف این است که سیر تکوینی گونه روایتِ تلفیقی عاشقانه -عارفانه، باتکیه بر نقش عامل گفتمانی- اندیشگانی در فرایند شکل گیری آن، تشریح شود. نتایج پژوهش بر این امر دلالت دارد که این گونه روایت محصول گفتمان گذر تکاملی از عشق زمینی- انسانی به عشق الهی است. تغییر گفتمانی که در این گونه روایت رخ می دهد، در مظاهر متعددی همچون تغییر در سوژگی، تغییر معشوق، رمزگذاری رویدادها و ایجاد سطوح معنایی-دلالتی مختلف نمایان می شود. این مؤلفه ها ازجمله شاخصه های ماهیتی این نوع روایت هستند که وجه تمایز آن با منظومه های عاشقانه صرف به شمار می رود.
۸۱۷.

واکاوی اضطراب مرگ در روایت های گیل گمش و هملت براساس نظریه ا. د. یالوم

کلیدواژه‌ها: ادبیات تطبیقی گیل گمش مرگ هملت یالوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۱
یکی از رویکردهای مهم در مطالعات تطبیقی، بررسی مقولات محوری در ادبیات با رویکرد روان شناسی است که با روانکاوی فروید رسمیت پیدا کرد و بعدها به بررسی موضوعات مختلف به تکامل رسید. یکی از این موضوعات می تواند مقوله مرگ و اضطراب حاصل از آن باشد که سوژه ای جذاب در نظرگاه روان شناسان است و در این میان، اروین یالوم با رویکرد روان درمانی پویه نگر اگزیستانسیال به معضلاتی مانند مرگ و اضطراب ناشی از آن و عواملی مانند تنهایی، آزادی و پوچی در این حوزه پرداخته است. لذا پژوهش پیش رو با رویکرد توصیفی –تحلیلی بر آن است تا مساله مرگ در روایت های گیل گمش و هملت را با عطف به نظریه وجودی یالوم، بپردازد. نتایج این پژوهش حکم می کند مهم ترین عامل اضطراب از مرگ در هر دو روایت، در قطع ارتباط با گذشته و مساله فقدان متمرکز است، فقدان پشتوانه، جایگاه، عشق و آرزوهای ناکام. از سویی دیگر، در هر دو روایت، غلبه بر آن ازطریق آگاهی، مسئولیت پذیری، ابداع معنا و... امکان پذیر است. گیل گمش و هملت نیز در مواجه با تجربه مرگ دغدغه بازیابی زندگی گذشته را دارند و با رویکرد دفاعی خود در زمان حال در تلاش ساختن معنای آینده هستند و از آنجا که در روایت گیلگمش، مساله تحول و دگردیسی در روند زیستی وجود دارد، نوع مواجه با مرگ نیز در میانه داستان متحول شده و از امر ضد اخلاق به امر اخلاقی متمایل می شود اما در هملت، این روند، به واسطه عدم صیرورت در شخصیت روایت، در قالب استیلا بر دیگری در تمامی روایت جاری است.
۸۱۸.

وجه حماسی در شعر دفاع مقدس با تکیه بر سروده های محمدرضا عبدالملکیان و عبدالجبار کاکایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شعر پایداری شعر دفاع مقدس وجه حماسی عبدالجبار کاکایی محمدرضا عبدالملکیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۳
ادبیات پایداری شاخه ای از ادبیات معاصر ایران  است که با رویدادهای مهم تاریخ معاصر از جمله انقلاب مشروطه، انقلاب اسلامی و هشت سال جنگ تحمیلی گره خورده است. اما بی گمان، هشت سال دفاع مقدس بیشترین و گسترده ترین آثار ادبی را در حوزه ادبیات پایداری، برای ادبیات فارسی به ارمغان آورده است. بدیهی است که در هر حمله ای که به خاک یک کشور می شود؛ مقاومت و دفاع نیز در برابر آن شکل می گیرد. در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، مردم کشورمان جلوه های حماسی گوناگون و عمیقی از این مقاومت و دفاع را پدید آوردند که شرح و توصیف آن در آثار گوناگون هنری و ادبی از جمله شعر آمده است. این اشعار که اغلب وجه و رویکردی حماسی دارند به نام شعر دفاع مقدس شناخته می شوند. در این مقاله نمادهای وجه حماسی و مفاهیم برخاسته از آن در اشعار دفاع مقدس عبدالجبار کاکایی و محمدرضا عبدالملکیان بررسی گردید. عبدالجبار کاکایی و محمدرضا عبدالملکیان در اشعار دفاع مقدس خود افزون بر تشریح و توصیف فضای جبهه ها و فداکاری مردم و رزمندگان، به تبیین آرمان دفاع مقدس و شهدا نیز پرداخته اند. همچنین در کنار بُعدِ ستایشی، به نکوهش و نقد کسانی پرداخته اند که راه شهدا و آرمان آنان را فراموش کرده و گرفتار امور دنیوی شده اند. این پرداخت در شعر دفاع مقدس دو شاعر نام برده، با رویکرد حماسی انجام شده است. یعنی ویژگی ها و ساختار نوع ادبی حماسه را ندارد اما از منظر درون مایه و سیاق سخن، از وجه حماسی برخوردار است.
۸۱۹.

بررسی تطبیقی جایگاه مضحکه و خنده کارناوالی در دن کیشوت و دائی جان ناپلئون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خنده کارناوالی مضحکه باختین دن کیشوت دایی جان ناپلئون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۲۴۳
باختین در بوطیقای داستایوفسکی، بعد در فرانسوا رابله و فرهنگ مردمی در قرون وسطی و نوزایی، با برشماری شاکله های ادبیات کارناوالی، دن کیشوت را نمونه خنده کارناولی معرفی می کند. کارناوال، به دید او، وارونه شدن قوانین، آداب و سنن، نیز باورهاست و خندیدن به هرآنچه جدی است. مضحکه یا بورلسک، شگردی است که بدین خنده مجلای بروز می دهد. نویسنده ضمن تمسخر آداب و رسوم با سنت ادبی نیز درمی افتد؛ سبک فخیم را مضحک و موضوعی جدی را تمسخرآمیز می بیند. در ایران، پزشکزاد، در دائی جان ناپلئون، با تکیه بر مضحکه-نویسی ، چنان می کند تا خنده کارناولی به یکی از مهم ترین بارزه ها تبدیل شود و رمانی حاصل آید که از طریق وارونه سازی، جلوه های سنن، عادات، رسوم و باورها را به موضوع خنده بدل میکند. مضحکه در ایران سنتی است دیرساله؛ درنتیجه، قرابت میان دن کیشوت و دائی جان ناپلئون، نه تنها از منظر نقد جامعه شناختی، چونان پایانی بر دورانی خاص، بلکه وامدار سنتی است که در ایران پُرسابقه است و نمونه هایش در مضحکه نگاری هایی که جنبه فخیم و جدی ادبیات و باورها را به سخره می گیرند مشاهده میشود
۸۲۰.

ویژگی کارکردهای زبان در سورئالیسم و شطحیات صوفیه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سوررئالیسم شطح نوشته خودکار نقطه علیا خرقانی بهاءولد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۸۵
زبان در شطحیات عرفا ویژگی های منحصر بفردی دارد و می توان آن را از نظرگاه های گوناگون مورد بررسی قرار داد. پاره ای از متون صوفیه را که در حال وجد و بی خویشی بر زبان عرفا جاری شده اصطلاحا نثر مغلوب می نامند زیرا صوفی در حالت وجد اراده ای بر انجام افعال و بیان گفته های خود ندارد. می توان این نوشته ها را با ویژگی های مکتب سوررئالیسم سنجید. روش سورئالیست ها تلاشی است برای بیان آنچه در رویا دیده می شود و در عالم بیداری به زبان نمی آید. هدف این پژوهش این است تا به شیوه ای توصیفی-تحلیلی به این پرسش پاسخ دهد که کارکردهای زبانی در شطحیات عرفا تا چه اندازه با عنصر نوشته خودکار و ویژگی های این شاخصه در سوررئالیسم هم سو هستند؟ بر همین اساس این مقاله با بررسی چند نمونه از شطحیات خرقانی و بهاءولد و تکیه بر نظریه آندره برتون درباره سورئالیسم و توضیح نوشته خودکار در نقطه علیای آن، به این نتیجه می رسد که آنچه برتون در قرن بیستم از آن به عنوان سوررئالیسم یاد می کند، از دیرباز در شطحیات عرفا وجود داشته و می توان این وجه از کلام صوفیه در نثر را با خصوصیات نوشته خودکار در سوررئالیسم منطبق دانست. آنجا که صوفی تلاش می کند تا با به کارگیری واژه ها در بستر یک گزاره، آنچه را در عالم وجد و رویا دیده است به زبان بیاورد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان