شرح شاعرانه از پهلوانیهای قهرمانان اساطیری در راه حفظ کیان ملت و در قالب داستانهای جذاب و اوزانی دلنشین ومتنوع‘شعر حماسی نامیده می شود. هرچند که ادبیات عربی با شعر حماسی به معنی اخصّ آن آشنایی نداشت ‘در عصر حاضر وبنا به دلایل گوناگون ‘ ادبیات حماسی در میان ادبای عرب مطرح شد و درآثار شعرای حماسه سرا نظیر احمد محرم ظهوریافت . از سوی دیگر خصائص شعر حماسی به زیباترین شکل درآثار فوزی معلوف(سراینده حماسه علی بساط الریح) و شفیق معلوف(با حماسه عبقر) تجلی یافت و با جریانهای ادبی عصر همراه شد و صفحات جدیدی به شعر حماسی افزوده شد که حتی در ادبیات حماسی هم سابقه نداشت .
ابوالحارث جندح پسر حجر مشهور به ((امری ء القیس)) شاعر برجسته عصر جاهلی را یکی از مبتکران فنون شعر به شمار آورده اند. او اولین شاعری است که اخبار کاملی از وی در دست است و در میان شاعران هم عصرش به گریستن و گریاندن و ارائه تصاویر شعری دلنشین که بعدها برای دیگران الگویی معروف گردید وهمچنین به وصف های کوتاه ولی پرمحتوا از سایرین ممتاز است . معروفترین شعر امری ء القیس معلقه اوست . این قصیده نمادی از ویژگیهای شعری وی است ‘ زیرا صور و الفاظ واغراضی را در بردارد که بیانگر نگرش شاعر به طبیعت و مظاهر آن است . براین معلقه شرحها زیاد نوشته شده است .اما این مقال تنها توانایی ها و تأمل شاعر در وصف برخی از جلوه های طبیعت و خطوط ناپیدای آن ‘ از خرد و کلان ‘ می پردازد وعلل و عوامل مؤثر در شکل گیری دیدگاه شاعر را مورد بررسی قرار میدهد و بیان می کند که چرا و چگونه او به نمادهای طبیعت با چنان نگرشی پرداخته است .
تحقیق عمیق و عریق دانشمند فقید درحواشی ایضاح همراه با تصحیح آن کتاب از دانش فراوان آن مرحوم حکایت می کند. دراین مقاله شیوه تتبع آن شادروان در7 بخش مورد مداقه قرار میگیرد و استشهادات ادبی موجود از اشعار عربی و امثال در هر بخش ذکر و مسائل بلاغی و ادبی آن شکافته می شود.
قصه ها و افسانه ها بخش مهمی از ادبیات هر ملت را تشکیل میدهند. عرب نیز همانند بسیاری از ملتها از دیرباز دارای قصه هایی بوده اند که نقل آنها گرمی بخش محافلشان بوده است . بدون شک قصه ها تصویرگر عادات ‘ خلق و خو ‘ اندیشه و اعتقادات مردمانی است که آنها را می سازند و نقل می نمایند و گاه از ظرافتهای خاصی نیز برخوردار می باشد. در قرن چهارم هجری در نثر عربی‘ فنی متداول گشت که می توان گفت درون مایه اصلی آن همین قصه ها و افسانه ها بوده است ‘ با این ویژگی که نویسنده از روی قصد آن را در قالبی مصنوع بیان می نماید و دربردارنده حکایات‘نکات‘نوادر‘فکاهیات وبرخی جنبه های تاریخی و حکمی وادبی است.
نویسنده در این مقاله زیباییشناسی در غزلهای سعدی را مورد بررسی قرار میدهد و اشاره میکند: غزلهای سعدی از دیدگاه زیباییشناسی، حد زیبایی است و پیداست که شاعری هنرمند که سخنش حد سخندانی و زیبایی است. در زیباییشناسی و فلسفه هنر نیز صاحبنظر است و میتوان با تامل و جستجو در سخن او نظریاتش را در فلسفه هنر بازیافت و بازشناخت و به تدوین دیدگاههای او در فلسفه هنر پرداخت. سعدی دیدگاه افلاطونی و ارسطویی در زمینه چیستی زیبایی را مکمل یکدیگر میدیده است. در ادامه این مقاله بیتهایی که در آنها سعدی دیدگاه افلاطونی داشته و بیتهایی که دیدگاه ارسطویی داشته ، مشخص شدهاند.
یکی از تقریرات ثلاثه سعدی حکایت شمسالدین تازیکوی است. این مقاله در رابطه با واژه «طرح» است که چندین بار در داستان برادر سعدی و شمسالدین تازیکو در کلیات سعدی بدان اشاره شده است و گفته شده نوعی مالیات در دوره مغول است ولی در اصل باید آن را نوعی طریقه کسب درآمد برای خزانه دولت و مقطعان مالیاتی دانست. این مقاله در مورد این واژه و معنی آن در کلیات سعدی و ارزش آن از لحاظ تاریخی و دوران مغول به بررسی میپردازد.
نویسنده در این مقاله اشارهای به آثار تصوف سعدی دارد و پیوندی بین سعدی و احمد غزالی می بیند. وی ارتباط و تاثیر سعدی از احمد غزالی را با بررسی تشابهات آثار سعدی (گلستان، بوستان و غزلیات) با سوانح احمد غزالی اثبات میکند.
یک نکته اساسی و مهم در مورد گلستان پیوند حیرتانگیز و ذاتی و عجیبی است که با محیط و مردم و زندگی روزمره آنان داشته و دارد. هیچ کتابی به اندازه گلستان سعدی در زندگی و ذهن و طرز فکر و اندیشه مردم این آب و خاک تاثیر نگذاشته است و بسیاری از اشعار و مصاریع و جملات ضربالمثل گونهای که مردم هر روز بر لب میآورند و به عنوان حجت و پند و مثل از آنها بهره میگیرند از گلستان سعدی است. این مقاله ارتباط و پیوند گلستان سعدی را با فولکلور و فرهنگ عامه بررسی میکند.