فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۵٬۲۲۱ تا ۳۵٬۲۴۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
ردیف در شاهنامه
چهره مولانا در آلبوم شخصی مکتوبات او(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چهره مولانا، در چشم کسانی که او را می شناسند، در همه جای جهان، چنان که باید، چهره ای عرفانی است. تصویر او تصویر انسانی است روحانی و معنوی که شکوه و جلال قدسی همچون هاله ای به گرد رخسار او حلقه زده است. شخصیت او، به دریایی عمیق و زلال می ماند که امواج بلند و سرکش عشق درآن، دم به دم، طوفان به پا می کند. این تصویر عمدتا از کتاب گران سنگ مثنوی او و دیوان غزلیات شورانگیز شمس حاصل شده است. اما مولانا را علاوه بر مثنوی و دیوان شمس و فیه ما فیه و مجالس سبعه، کتاب دیگری نیز هست که همانا مکتوبات اوست، مجموعه یکصد و پنجاه نامه کوتاه و بلند به جا مانده از او که به ما کمک می کند تا تصویری را که از شخصیت او در ذهن داریم برجسته تر و کامل تر سازیم.
مکتوبات مولانا بارها در ترکیه و ایران به چاپ رسیده است. مرجع ما در این مقاله آخرین چاپ این کتاب است که به تصحیح دکتر توفیق ھ. سبحانی و ویرایش احمد سمیعی به سال 1371 به همت مرکز نشر دانشگاهی در تهران چاپ و منتشر شده است و دو مقدمه عالمانه از شادروانان عبدالباقی گولپینارلی و دکتر فریدون نافذاوزلوق در آغاز و نیز چند فهرست و نمایه در پایان کتاب بر فواید آن افزوده است. چنان که افلاکی در مناقب العارفین می نویسد، مولانا روزانه ده دوازده نامه می نوشته و بنابراین، بر جای ماندن این تعداد نامه، از میان نامه های بسیاری که وی می نوشته، تعجب آور نیست...
تصوف در آینه نقد صوفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد صوفی، محمد کاظم یوسف پور، انتشارات روزنه، تهران 1380، 468 صفحه.
تصوف یا عرفان اسلامی متعالی ترین و باشکوه ترین و پرجاذبه ترین جلوه فرهنگ اسلامی است که همواره الهام بخش و وحدت بخش مسلمانان بوده است. حقیقت عرفان ریشه در نهاد و فطرت الهی انسان دارد و ظهور آن درکلام و رفتار است که با فرهنگ پیوند می یابد. از این رو، هیچ دین یا فرهنگ دینی را نمی توان یافت که از گرایش های عرفانی تهی باشد. عرفان اسلامی، که ریشه در تعالیم بلند کتاب آسمانی و سنت دارد، در اصل، همان حقیقت و جوهره دین اسلام است. اساسی ترین مبانی عرفان اسلامی بر آیات الهی و تعالیم و آموزه های رسول اکرم و ائمه اطهار علیهم السلام مبتنی است و سلوک عملی پیامبر اسلام و اهل بیت گواه این حقیقت است.
در اواسط یا اواخر قرن دوم هجری بر گروهی از عارفان بغداد عنوان صوفی اطلاق شد و بعدها، تا چندین قرن، عنوان صوفی با عارف، و نیز تصوف با عرفان مترادف گشت. البته برخی از عارفان میان عرفان و تصوف تمایز قایل شده و مرتبه تصوف را دون مرتبه عرفان دانسته اند (قشیری، ص 476 و بعد؛ نسفی، ص 297).
در باره ریشه و معنای الفاظ تصوف وصوفی، و زمینه های پیدایش تصوف، آرا متعددی اظهار شده است. منابع و مآخذی را که به این مباحث پرداخته اند به سه دسته می توان تقسیم کرد: 1) منابع عرفانی، از جمله قوت القلوب ابوطالب مکی، التعرف لمذهب اهل التصوف ابوبکر کلابادی؛ اللمع فی التصوف ابونصر سراج طوسی؛ الرساله القشیریه ابوالقاسم قشیری، کشف المحجوب هجویری. 2) منابع و مآخذ غیر عرفانی متقدم، از جمله اساس البلاغه زمخشری؛ تحقیق ماللهند ابوریحان بیرونی؛ تلبیس ابلیس ابن جوزی؛ رساله الصوفیه و الفقرا ابن تیمیه؛ مقدمه ابن خلدون. ظاهرا یکی از نخستین منابعی که در آن لفظ صوفی یا صوفیه آمده البیان و التبیین جا حظ (وفات:255) است. 3) منابع و مآخذ معاصر که آنها را در دو گروه می توان جای داد: آثار عرفان پژوهان مسلمان؛ تحقیقات عرفان پژوهان غربی. از میان محققان ایرانی معاصر در زمینه تصوف و عرفان، دکتر قاسم غنی، استاد بدیع الزمان فروزانفر، استاد جلال همایی و دکتر عبدالحسین زرین کوب را باید نام برد. هم چنین، از معاصران مسلمان، عبدالرحمن بدوی صاحب تاریخ التصوف الاسلامی من البدایه حتی نهایه القرن الثانی یاد کردنی است...
«سرزمین پریان» در خاک مادستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«پری: تحقیقی در حاشیه اسطوره شناسی تطبیقی»، پژوهش خواندنی و بس ستودنی استاد بهمن سرکاراتی، را در واپسین سال های نخستین دهه پس از انقلاب – آن هنگام که دوره مجلدات نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز به سادگی یافت نمی شد – خوانده بودم. این مقاله ارزشمند، همراه با نوشته هایی دیگر از استاد، در قالب کتابی به نام سایه های شکار شده (نشر قطره، تهران 1378)، تجدید چاپ شده است. چندی پیش از این هم نوشته دوست گرامی، آقای ابوالفضل خطیبی، را – که آن نیز «سایه های شکار شده» نام گرفته است – در معرفی مجموعه مقالات استاد در نامه فرهنگستان (سال چهارم، شماره دوم، 1377، شماره پیاپی 14) خواندم.
نوشته کنونی، در حقیقت، با انگیزه افزودن یادداشتی بر اشارات او در باب مقاله «پری: تحقیقی در حاشیه اسطوره شناسی تطبیقی» (سرکاراتی 1350)، فراهم شده است. وی چکیده ای از آن مقاله را نقل کرده چنین افزوده است:
بیوار... به این مقاله ]«پری...»[ توجه کرد ولی خود نظریه دیگری درباره منشا و خاستگاه پریان پیش کشید. بنابر نظریه بیوار، سرچشمه افسانه پریان را، با آن نیروی مشهور جادوگری و جنگاوری، نباید در مفاهیم دینی هندو اروپایی جستجو کرد بلکه این افسانه های برخاسته از یک سلسله سنت های ایرانی مربوط به قبیله ای موسوم به پریکانی هستند. این قبیله در منطقه خوش آب و هوای جبل بارز، که در قسمت جنوبی ناحیه ای که از رفسنجان و پاریز تا بلند ترین مناطق پیرامون ده بکری بین بم و جیرفت امتداد دارد، سکونت داشتند. به گفته بیوار، روحانیون زردشتی از این قبیله بیزاری می جستند؛ ولی گویا، به تاثیر روایات پارتی، در حماسه ها و سپس در شعر پارسی، با آنان همدلی می شود...
چند نکته درباره شیوه تصحیح دوبیتی های باباطاهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اغلب محققان اتفاق نظر دارند که شمار زیادی از دوبیتی های منسوب به باباطاهر در دوره های بعدی به مجموعه اشعار او راه یافته است. اما تشخیص این که کدام دوبیتی اصیل و کدام الحاقی است به سادگی میسر نیست. متاسفانه نسخه ای قدیم و معتبر و نزدیک به زمان حیات شاعر از این دوبیتی ها بر جای نمانده است که بتوان بر اساس آن تا حدودی سروده های اصیل را از ملحقات بعدی بازشناخت. کهن ترین دست نویسی که حالیه از اشعار باباطاهر در دست است نسخه موزه قونیه، مورخ 848، است که استاد مجتبی مینوی رونوشتی از آن را در مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران منتشر کرده و بعدها استاد ادیب طوسی و دکتر مهرداد بهار به شرح و گزارش آن پرداخته اند. هرگاه این حدس مینورسکی محقق باشد که باباطاهر در عهد آل بویه و بستگان ایشان یعنی کاکوییان زندگی می کرده است، از آن جا که این خاندان تا لشکرکشی ابراهیم ینال (سلجوقی) در سال 435 در همدان فرمان روایی می کردند، در این صورت، بین زمان حیات شاعر و تاریخ تحریر این نسخه تقریبا چهار قرن فاصله است. جنگی خطی به شماره 900 در کتاب خانه مجلس شورای ملی با عنوان «تذکره شعرا» یا «سفینه اشعار» محفوظ است که در قرن هشتم هجری نوشته شده و در آن اشعاری با عنوان «الفهلویات» و «النیریزیات» آمده است. برخی از محققان، از جمله مرحوم ادیب طوسی، بعضی از دوبیتی های این نسخه را، به لحاظ محتوای آنها، به احتمال از باباطاهر دانسته اند، هر چند از حیث تاریخ بر نسخه قونیه مقدم است. این نسخه، چون کاتب اشاره ای به گوینده آنها نکرده است، نمی تواند چندان قابل اعتماد باشد، هرچند که با قید احتیاط در برخی موارد می توان از آن برای تکمیل نقیضه نسخه قونیه سود جست. نسخه قونیه نیز، به رغم قدمت نسبی آن بر سایر نسخ، فقط متضمن دو قطعه و هشت دوبیتی است که یکی از قطعه ها در سه بیت و دیگری درشش بیت است. مع هذا، همین مقدار اندک نیز از نظر زبان شناسی حاوی نکات بسیار مهمی است که می توان، با اتکای بدانها، پاره ای از خصایص دستوری و ویژگی های گویشی سراینده را تا اندازه ای تبیین کرد. از سوی دیگر، قراین موجود نشان می دهد که این نسخه کمتر از دیگر نسخ دستخوش تغییر و تصرف کاتبان شده و ابیات در آن به صورت اصیل یا حداقل نزدیک به اصل محفوظ مانده است. باقی نسخ به قرن دهم و پس از آن تعلق دارند و چون پرویز اذکایی، ضمن مقاله ای، همه این نسخه ها را، با ذکر تاریخ تحریر، فهرست کرده است، بحث مجدد درباره آنها بی فایده می نماید. لذا، در گزارش حاضر، ضمن اشاره به دلایل تحریف و تصحیف فهلویات باباطاهر، به ذکر شواهد و قراینی از نسخه موزه قونیه می پردازم که می تواند در گزینش نهایی دوبیتی ها و شناسایی ترانه های اصیل از الحاقی به کار آید..
مقاله: دستور زبان همگانی و شکل گیری دانش زبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
(تأملی در صور خیال غزلیات قیصر امین پور) چون پر پروانه
منبع:
شعر زمستان ۱۳۸۱ شماره ۳۰
حوزههای تخصصی:
تصویر خیال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصویر یکی از اساسی ترین و پرکاربردترین اصطلاحات در نقد ادبی است. این مقاله به ماهیت تصویر در ادبیات پرداخته است. مفهوم لغوی آن در زبان انگلیسی و معادل فارسی آن را بیان کرده، آنگاه به بررسی چند تعریف مشهور از ایماژ پرداخته است. سپس تصویر را به تصویر واژگانی و تصویر خیال تقسیم کرده و پس از تعریف و تبیین هر کدام، تصویرپردازی در سطح و تصویر اعماق را از هم متمایز کرده و به مساله تحول تصویر در تاریخ ادبیات پرداخته و نشان داده است که همراه با تغییر افق جمال شناسی و نگرشهای فکری- اجتماعی در هر دوره، تصویر نیز دستخوش تحول شده و بلاغت سنتی نتوانسته خود را با تحول تصویر همراه سازد و ابزار تجزیه و تحلیل تصویرهای نمادگرا و مدرن را فراهم کند.
مفعول مطلق در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دستورنویسان زبان فارسی متفق القول اند که کاربرد مفعول مطلق در زبان فارسی تحت تاثیر نحو زبان عربی پدید آمده است. در مقاله حاضر نگارنده کوشیده است تا با ارائه شواهدی از متون باستانی زبانهای ایرانی نشان دهد که رای دستورنویسان در این مورد صائب نیست و این حالت دستوری نه تنها یکی از حالت های رایج نحوی در زبان پارسی است، بلکه چنان که قراین موجود نشان می دهد، سابقه کاربرد آن به دوره هند و ایرانی می رسد و نتیجتا کاربرد آن در زبان فارسی بازمانده همین حالت نحوی زبانهای هند و ایرانی است.
نقد - از "من" به "او" - نقد داستان "ازبه" از رضا امیرخانی
حوزههای تخصصی:
حکایت آفتاب و گل
حوزههای تخصصی:
خشم و هیاهوی مردگان
حوزههای تخصصی:
سخنی کوتاه درباره مینی مالیسم (قسمت پایانی)
حوزههای تخصصی: